تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - روز دوم کنفرانس


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

روز دوم کنفرانس

نوشته شده توسط:مرد یخی
چهارشنبه 12 مهر 1391-04:55 ق.ظ

امروز 2-3 اتفاق افتاد که نقل می کنم.
1. موقع ارائه مقاله، یک استاد ژاپنی آمد و نسبت به مقاله و موضوع آن اظهار علاقه می کرد. پیشنهاد می کرد همکاری مشترک انجام شود. گفتم به شخصه استقبال می کنم و بعد کارد شغلی اش را داد تا در ارتباط باشیم. به او گفتم خیلی مقاله از ژاپن نمی بینیم. حدس می زنم شما بیشتر به زبان خودتان مقاله می نویسید و جامعه علمی خود را دارید. گویا خیلی با بقیه دنیا مرتبط نیستید. حرفم را تایید کرد و گفت ما ژورنال هایمان ژاپنی است و خیلی مواقع کارهایمان را آنجا چاپ می کنیم. استادم گفت: خوب چرا یک نسخه انگلیسی هم چاپ نمی کنید؟ استاد ژاپنی گفت این کار ممنوع است و باید کارهایشان را یک بار چاپ کنم. این نکته قابل توجه است. یعنی کشور پیشرفته ای مانند ژاپن لزومی نمی بیند مانند همه دنیا زبان انگلیسی را دنبال کند بلکه علم را به زبان خود منتشر می کنند. حتی یادم می آید دیده ام کتابی از زبان ژاپنی به انگلیسی ترجمه شده چون منبع به زبان انگلیسی موجود نبوده است. شما هم چک کنید می بینید که مقالات انتشاری ژاپن از نظر تعداد در حد ایران است با این که ژاپن صنعتی تر و پیشرفته تر است. حال آیا ما هم نمی توانیم همین مسیر را دنبال کنیم؟ اگر وزارت علوم درست عمل کند می توان ژورنال هایی به زبان فارسی ایجاد کرد که کیفیت بالا هم داشته باشند (نه مثل ژورنال های فعلی که فاقد کیفیت هستند). کافی است سیستم ارزشیابی را بر مبنای چاپ در این ژورنال ها انجام دهند. اما فایده این کار چیست؟ اولا زبان ملی تقویت می شود چون باید واژه تولید شود. یکی از ضعف های عمده زبان اردو (و هیندی) این است که تحت تاثیر انگلیسی نتوانسته اند واژه تولید کنند و روز به روز بیشتر واژه به عاریه می گیرند. در ثانی اگر کار با ارزشی انجام شد ترجمه باعث توجه بیشتر به تولید علمی ایران خواهد شد. کار برای بسیاری که انگلیسی را بخوبی فرانگرفته اند ساده تر خواهد شد. خود ما هم فارسی نوشتن را خواهیم آموخت. در وضعیت فعلی برای خودم انگلیسی مقاله نوشتن ساده تر است. اگر بخواهم فارسی بنویسم نا خود آگاه از انگلیسی به فارسی ترجمه معکوس خواهم کرد!
2. یک فرد دیگر هم آمد و کلی سوال کرد. لهجه غلیظ بریتیش داشت. گفت در شرکتی کار می کند که به موضوع مقاله علاقه دارد. آدرس ایمیل گرفت و گفت در شرکت شان فرصت شغلی در زمینه های مرتبط وجود دارد. به این نتیجه رسیدم که کنفرانس ها می تواند علاوه بر بحث علمی محل مناسبی برای ارتباط با صنعت باشد.
3. دیروز که با استادم موقع نهار بیرون آمدیم به یک استاد چینی و دانشجویانش برخوردیم. پیشنهاد دادند برای نهار برویم رستوارن چینی نزدیک و استادم قبول کرد و گفت برویم. ماندم چکار کنم! مسائل فقهی تغذیه کار را سخت می کند. رستوران چینی که به احتمال 99% غیر اهل کتاب غذا را طبخ می کند. غذاها هم که اکثرا حلال نیست غیر از مواد گیاهی. حتی اگر کاملا رعایت کنیم ممکن است کسی نوشیدنی الکلی سفارش دهد. خلاصه در یک فرصت مناسب فرار کردم! امروز باز که وقت نهار شد همان استاد چینی دیروزی آمد و گفت برویم نهار! بعد گفت دیروز کجا رفتی؟دنبالت می گشتیم! یک استاد دیگر و دانشجویش هم بودند. آن دانشجو ماشین کرایه کرده بود و قرار شد جایی خارج دیزنی (دیسنی) لند برویم. موقعی که به ماشین رسیدیم پرسیدم با شما بیایم؟ استادم گفت: چرا که نه! می خواهی بمانی چکار کنی. سوار شدم و راه افتادیم. در راه فهمیدم استاد سوم یکی از اعضای کمیته اجرایی کنفرانس است. استاد چینی شاکی بود چرا قیمت کنفرانس بالاست؟ گفت آخر درآمد اصلی ما (یکی از زیرشاخه های اصلی آی ترپیل ای) از دو کنفرانس است که یکیش همین کنفرانس است! رسما این موضوع برایم مسجل شد. گفت هزینه ثبت نام را طوری حساب می کنند که درآمد خاصی ایجاد کند. خوشبختانه برای نهار یک رستوران آمریکایی رفتیم. برای نوشیدنی هم همه آب سفارش دادند. در منو غذا هم ماهی سالمون پیدا کردم که حلال است. موقع غذا اساتید در مورد مطالبی صحبت می کردند که کمتر دانشجوها مجال شنیدن پیدا می کنند. عضو تیم اجرایی می گفت یکی از اشتباهات برگزاری کنفرانس در دیزنی لند بود. چون مردم به جای شرکت در کنفرانس می روند دیزنی لند را ببینند! (نکته مهم این است که این کنفرانس بهترین کنفرانس در زمینه خاصی است و بیش از 1000 شرکت کننده دارد ولی باز شرکت کنندگان تفریح را ترجیح می دهند.) در مورد وضعیت کاری در کانادا و آمریکا صحبت می کردند. استادم مطلبی گفت که قبلا به ما نگفته بود. می گفت در کانادا وقتی دانشجو می گیرند باید مستقل از عملکرد دانشجو استاد تا 4 سال هزینه دانشجو را تامین کند و نمی تواند او را اخراج کند!
پ.ن.1: به نظر می رسد قشر هیسپانیک بیشتر در مشاغل سطح پایین مشغولند. بیشتر خدمه سطح پایین هتل مثل گارسون ها و نظافت چی ها هیسپانیک هستند. در مقابل متصدیان رزرو و مسئولان از نژاد سفید هستند. جالب است بعضی هسپانیک ها انگلیسی را بسختی صحبت می کنند. سیاه پوست ها هم خیلی موارد شغل های سطح پایین را انجام می دهند. اما معمولا انگلیسی را روان صحبت می کنند اگر چه انگلیسی آنها با انگلیسی استاندارد تفاوت دارد. حال باید دید چرا در آمریکا نژاد سفید بصورت میانگین از نظر درآمد بالاتر از نژاد سیاه و لاتینی تبارهاست.
پ.ن.2:در هتل پوشش رعایت نمی شود. برخی مردها و بصورت نادر خانم ها با لباس شنا در محوطه عمومی پرسه می زنند!


تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 12 مهر 1391 06:56 ب.ظ

هپی
شنبه 15 مهر 1391 10:58 ب.ظ
در پاسخ اون ظرف را می شورند! مگه نباید نیت طهارت هم کنن؟! :دی

فک کنم پرسیدم رشته تون چیه؟! اگه دوس ندارین بگین لاقل بگین نمیگم!
پاسخ مرد یخی : 1.در احکام طهارت تا جایی که می دانم چیزی به نام نیت طهارت نداریم. از کجا این حرف را می گویید؟ (می توانید به رساله مراجع مراجعه کنید)
2. کجا پرسیدین؟ رشته ام برق است.
شنبه 15 مهر 1391 02:19 ب.ظ
نمیدانم دیدن این زن های بد لباس چقدر اثر منفی روی آدم دارد. بعید نیست یک استاد اخلاق بگوید یکبار دیدن اینها با کل زحمت علمی آدم برابری می کند
پاسخ مرد یخی : یکی از اثرات بزرگ منفی غرب همین است. اما بزرگی و میزان منفی بودن تا حد خوبی دست خداوند است. شما دعا کنید اثر منفی آن در مورد افراد مبتلا جبران شود.
احسان
جمعه 14 مهر 1391 09:25 ب.ظ
موفق باشید.
پاسخ مرد یخی : ممنون
گاگول
پنجشنبه 13 مهر 1391 11:59 ق.ظ
مورد اولتون رو که خوندم یاد این مطلب افتادم:
http://shbesf.persianblog.ir/post/89/
هر چند نظر نویسنده ی مطلب با شما متفاوته ولی شاید براتون جالب باشه خوندنش
هپی
چهارشنبه 12 مهر 1391 11:18 ب.ظ
آیدیتونم چک می کنید؟
پاسخ مرد یخی : نه خیلی، با پیام خصوصی یادآوری کنید اگر جواب ندادم.
هپی
چهارشنبه 12 مهر 1391 11:17 ب.ظ
"پ ن 2 "
خوشا به سعادتتان!
امیرحسین
چهارشنبه 12 مهر 1391 11:14 ب.ظ
آیا غذای غیر حلال در این ظرفهایی که ماهی خوردید نپخته اند؟
پاسخ مرد یخی : ظرف را می شورند!
علیرضا
چهارشنبه 12 مهر 1391 08:03 ب.ظ
مرد یخی من از مطالبت بسیار استفاده می کنم. همچنان بنویس.
موفق باشی.
در پناه حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر