تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - روز منفی 3 کنفرانس


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

روز منفی 3 کنفرانس

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 15 مهر 1391-01:29 ب.ظ

اگر به روال زمانی بود باید این مطلب را زودتر می نوشتم ولی خوب همیشه فرصت پیش نمی آید. همین الان مواردی از کانادا هست که ان شا الله روزی خواهم نوشت ولی هنوز فرصت نشده است. همانظور که اشاره شد به خاطر حسن تصادف دو روز زودتر آمریکا رفتم. روز 27 سپتامبر حرکت کردم. سنگاپور و ناحیه شرقی آمریکا 12 ساعت اختلاف زمانی دارند که در واقع بیشترین مقدار ممکن روی کره زمین است (از نظر روشنایی و شب و روز بودن. در عمل اختلاف 24 ساعت هم داریم ولی طبق قرارداد ماست. یعنی وقتی از 12 ساعت می گذریم از آن سمت زمین نزدیک تر می شویم) برای همین فکر کنم یکی از طولانی ترین پروازهایی است که انجام می شود. پروازها هم از سمت شرق انجام می شود و هم غرب و حتما توقفی هم انجام می شود. پروازی که در آن بودم از سمت شرق آمریکا رفت و نقطه توقف توکیو بود. از سنگاپور تا توکیو 6 ساعت راه بود و از توکیو تا دیترویت حدود 12 ساعت. فکر کنم با کمی تسامح بتوانم ادعا کنم که زمین را دور زده ام! چون از تورنتو به سنگاپور از مسیر اقیانوس اطلس آمدم و از سنگاپور به دیترویت از اقیانوس آرام. نمی دانم قوانین حریم هوایی کشورها چطور است. موقع رفتن وقتی به ساحل غربی آمریکا رسیدیم از نزدیکی مرز آمریکا و کانادا ولی داخل آمریکا پرواز انجام شد ولی موقع بازگشت رفتیم داخل خاک کانادا. در سنگاپور فقط چک کردند که ویزا آمریکا داشته باشم و بعد سوار شدم. وقتی توکیو رسیدم، اسمم را اعلام کردند که موقع خروج با کسی (agent)ملاقات کنم! اول فکر کردم چون پرواز بعدی فقط یک ساعت بعد بود و کمی هم تاخیر داشتیم کسی آمده که به سرعت به پرواز بعد برساندم (چون این کار گاهی انجام می شود). پیاده که شدم و کمی راه رفتم دیدم انتهای راهرو دو خانم با قیافه نژاد زرد منتظر هستند. یکی پلاکاردی دستش گرفته بود که اسمم را نوشته بودند. وقتی نزدیک شدم خود را معرفی کردم. خانم دیگر گفت چند سوال داشتیم و پاسپورتم را خواستند. بعد از بررسی ویزا سوالات این گونه پرسید: در سنگاپور چکار می کنی؟ چرا آمریکا می روی؟ کجا می روی؟ کجا می مانی؟ دوستت را از کجا می شناسی؟ اسمش چیست؟ محل زندگی او کجاست؟ آدرس منزلش چیست؟ در فلوریدا کجا می مانی؟ اقوام در آمریکا داری؟ کجا زندگی می کنند؟ جالب بود جواب ها را یادداشت می کرد. آخر هم نفهمیدم خانم چه کاره بود و این سوال ها را برای چه می پرسید (اگر مربوط به دولت ژاپن بود، این اطلاعات به چه دردشان می خورد؟! اگر هم آمریکایی بود، یعنی آمریکا در هر کشور یکی را گذاشته این کارها را انجام دهد؟!). بعد از حدود 10 دقیقه سوال و جواب سریع رفتم که به پرواز برسم. حدود 15 دقیقه به حرکت رسیدم به هواپیما. دوباره موقع سوار شدن یک مرد ژاپنی سوال و جواب کرد: کجا می روی؟ برای چه؟ ویزا را کی گرفتی؟ و .. سوالات مشابه. وقتی پرسید ویزا را کی گرفتی؟ گفتم رویش نوشته خودت نگاه کن، دقیق یادم نیست. گفت نه می خواهم خودت جواب دهی! ولی جواب ها را یادداشت نمی کرد و در کامپیوتر نگاه می کرد. حدس می زنم آن خانم چیزهایی وارد شبکه کرده بود و این مرد داشت راست آزمایی می کرد! خلاصه سوار شدم و راه افتادیم. وقتی رسیدیم آمریکا ابتدا اتباع و مقیمان دائم آمریکا را از بقیه جدا کردند و در صف گیت های ورود قرار گرفتیم. جالب بود که از همه، از جمله اتباع ژاپن (با این که آنها نیاز به ویزا برای ورود به آمریکا ندارند و تنها لازم است 24 ساعت قبل از آمدن اینترنتی اعلام کنند می خواهند بیایند.) انگشت نگاری می کردند. وقتی نوبتم شد بعد از انجام مراحل عادی مثل سایر مسافرین، مامور گفت دنبالش بروم و خودش از کابین خارج شد. به محل دیگر رفتیم و گفت بنشینم تا صدایم کنند. در اتاق غیر از خودم یک خانواده دیگر هم بود که عرب بودند. این بخش در ظاهر مربوط به افرادی بود که نیاز به بررسی بیشتر داشتند. طبعا اتباع برخی کشورهای اسلامی در اولویت هستند. بعد از 5 دقیقه مامور دیگری آمد و گفت برویم و ساک هایت را بردار و بعد رفتیم یک بادجه. روی بادجه نوشته بودند تحقیر ماموران جرم فدرال است! و قابل پیگیری قضایی با مجازات جریمه و زندان است! با یک مامور دیگر مشغول سوال کردن شدند. همان سوالات ژاپن را تکرار کردند و دوباره یادداشت می کردند. علاوه برا آن از شغل سنگاپور و وظایف آن، زمینه پژوهشی و دلیل صدور ویزا از تورنتو هم سوال پرسیدند. این وسط دو سوال دیگر پرسیدند. اول این که تاریخ تولد دوستت کی است؟ با نگاه عاقل اندر سفیه گفتم: نمی دانم. لازم دارید؟ بعد گفتند مهم نیست. دیگر این که پرسیدند: تحصیلات مذهبی هم داری؟ گفتم بصورت غیر رسمی مطالعه دارم و در مراسم مذهبی شرکت می کنم. گفتند: نه، تحصیلات رسمی مثلا در دانشگاه یا آموزش زبان عربی. گفتم: دانشگاه نه ولی زبان عربی را در دبیرستان می خواندیم. گفتند: بلد هستی صحبت کنی؟ گفتم: نه، بصورت محدود و ابتدایی می خواندیم. بعد در پاسپورت مهر زدند و وارد ناحیه غیر ترانزیت شدم.
یادم هست فردی می گفت: در آمریکا اگر در مکان رسمی از کسی بپرسند دینت چیست؟ توهین محسوب می شود چون دخالت در امور شخصی است. بعد می گفت در ایران که این سوالات را موقع استخدام می پرسند توهین است. درستی یا نادرستی این عمل محل تامل است ولی آیا همین سوال آنها دخالت در امور خصوصی نبود؟ حالا فرض کنید تحصیلات مذهبی هم داشتم، چه کار می خواستند انجام دهند؟ آیا این نوع سوال نوعی تبعیض بین معتقدان به ادیان مختلف نیست؟ آیا از یهودی ها هم این سوالات را می پرسند؟ هر چند برای رعایت انصاف باید اضافه کنم که برخوردشان مودبانه بود.  
بعد که وارد شدم با دوستم هماهنگی شد و از فرودگاه یک راست راه افتادیم سمت اوهایو. خودتان حساب کنید بعد از این پرواز طولانی چقدر خسته شدم تا به اوهایو رسیدیم. در مسیر در یک شعبه مک دونالدز قهوه خوردیم. خواستیم در باغی شام بخوریم ولی وقتی وارد شدیم دیدیم قبرستان است! (فکر کنم تا بحال ساعت 11 شب قبرستان نرفته بودم.) مسجد هم بسته بود و در فضای باز نماز خواندیم. در نهایت 1 شب رسیدیم کلمبوس مرکز اوهایو. شب رفتیم خانه یکی دیگر از دوستان که خیلی وقت بود همدیگر را ندیده بودیم و از هم خبر نداشتیم. بعد از سلام و احوال پرسی مختصر خوابیدیم چون همگی خسته بودیم.


تاریخ آخرین ویرایش:- -

مرد یخی
سه شنبه 18 مهر 1391 10:16 ق.ظ
محمد ببین تو چه مخمصه ای انداختیم! حداقل بیا جواب ملت رو بده! البته می دونم تو مقصر نبودی!
طلایی
سه شنبه 18 مهر 1391 09:49 ق.ظ
در مورد ارتباط این شرکت با اسرائیل شاید این لینک کمک کنه:
http://alvadossadegh.com/fa/new-news/17666.html?task=view
یه چیزایی در مورد رابطه با صهیونیست ها توش هست! هر چند شاید نشه ازش نفع رسیدن به کافر حربی رو به قول دوستمون! ثابت کرد.
پاسخ مرد یخی : مساله همین است. این موارد با کمک متفاوت است و مراوده است. مراوده را همین الان خیلی شرکت های ترکی و مصری هم دارند.
سه باره یه بنده خدایی!
سه شنبه 18 مهر 1391 09:39 ق.ظ
تا اونجایی که بنده می دونم هیچ مرجعی حکم به حلیت مبادله با کفار حربی نداره. اگر شما سراغ دارید بفرمایید. اینکه اسرائیل کافر حربی هست هم فکر کنم جای بحث نداشته باشه. مگر اینکه بعضی مراجع حکم شیعه و سنی رو توی این قضیه تفکیک کنند و بگن که حرب با سنی ها کافر حربی درست نمی کنه!
از این استفتایی که شما آدرس دادید چجوری برمیاد که باید مبادله مستقیما به نفع کافر حربی باشه؟ صورت استفتاءات این هست که اگر به نفع دولت غاصب اسرائیل باشه یا باعث تقویت اون بشه باید اجتناب کرد. در مورد مستقیم و یا غیر مستقیم بودنش چیزی گفته نشده.
ثالثا بنده هم گفتم در مورد مک دونالدز اصلاع دقیق ندارم و سوال پرسیدم. اگر شما می دونید که کمک نمی کنه یا شک دارید که خب اشکالی نداره.
قضیه نستله رو هم نمی دونم. ولی این برام معلوم شده که خیلی از تحقیقات توی جمهوری اسلامی شکمی هست و حجت شرعی ایجاد نمی کنه. البته اون موضوعاتی که شأن حاکم هست فرق می کنه ولی این هاییکه شأن حکومتی ندارن رو انصافا با نظر دولت و سایر نهاد ها نمیشه حجت دونست.
بحث اخلاقی هم فکر کنم جای سوال داشته باشه! چون بعضی از آقایون می گند اونجایی که تکلیف حلیت هست، دیگه اثر وضعی نداره که بگیم از نظر اخلاقی توی ما اثر می ذاره. البته اگر منظورتون از اخلاقی این باشه! اگر نه بفرمایید لطفا!
یا علی
پاسخ مرد یخی : 1. هیچ جا اشاره نشد مرجعی حکم داده است به جایز بودن تجارت به سود کفار حربی، شما از حکم مرجع خود می خواستید برای دیگران نتیجه گیری کنید. منظور این بود که این کار را نکنید مگر این که حکم همه مراجع را بدانید.
2. شما سوال 1351 و 1355 و 1356 را به همراه جواب بخوانید. منظورم از کلمه مستقیم این بود که مطمئن باشیم به کفار حربی مستقیما منفعت می رسد و گرنه در دنیای تجارت ممکن است در نهایت سودی به آنها برسد. مثلا همین الان ترکیه و اسرائیل مبادلات تجاری دارند و خرید از یک شرکت ترکی ممکن است در نهایت به آنها هم سود برساند. مثلا این شرکت ترکی قوی تر شود و با چند واسطه یک شرکت ترکی دیگر کالای بهتر به آنها بدهد.
3. نوشته های خود را یک بار دیگر بخوانید. شما سوال کردید چرا از شرکت اسرائیلی مک دونالدز خرید صورت گرفته.
4. در مورد نسله بحث طولانی است. بنده نظر خود را گفتم (بر مبنای مطالعه است) که برای خودم حجت است و تا شما برایتان روشن نشده احتیاط کنید. خوب است ذکر کنم به دلیل همان قضیه اخلاقی یادم نمی آید حتی یک بار هم محصولات نسله را خریده باشم. خیلی وقت ها این قضیه های اخلاقی حالت مستحب می گیرد. این شرکت ها با اسرائیل مراوده تجاری دارند. اگر مسلمانان آنها را تحریم کنند مجبور می شوند روایط خود را با اسرائیل تغییر دهند و این یعنی فشار بر اسرائیل. بنابراین نه از روی حرمت بلکه از باب استحباب (به این کلمه از دید فقهی نگاه نکنید منظورم خوب بودن است نمی خواهم حکم بدهم) بهتر است تا جای ممکن از آنها خرید نکنیم.
5. در باب اثر وضعی بنده به آن معتقدم. شما اگر دوست دارید یا خودتان فکر کرده اید از آقایانی تبعیت کنید که معتقد نیستند.
دوباره یه بنده خدایی
دوشنبه 17 مهر 1391 07:07 ب.ظ
منظور از اسرائیلی همون شرکت هایی بود که به اسرائیل و صهیونیسم کمک می کنند! اشتباه لپی بود.
ولی به نظرم فتوای آقا صریحه و حد بردار نیست که بگیم در این حد حرمت شرعی ایجا نمی کنه. مگر این که بگید این شرکت به اسرائیل کمک نمی کنه که بحث موضوعا خارج میشه!
میشه بگید در این حد یعنی چه؟
در ثانی تایید جمهوری اسلامی هم دلیل بر حلیت نیست. همون طور که توی بحث موسیقی فتوای امام و اقا همینه.
ممنون
پاسخ مرد یخی : 1. بنده از معظم له تقلید نمی کنم بنابراین فتوای ایشان برایم حجت نیست. پس دقت کنید با توجه به فتوای مرجع خود برای دیگران حکم صادر نکنید. در کنار این:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=24
همانطور که می بینید از دید ایشان حرمت فقهی وقتی جاری می شود که مطمئن باشیم خرید کالا مستقیما منفعتی را متوجه کفار حربی و بخصوص دولت آنها می کند. بیشتر این شرکت ها این گونه نیستند و ارتباط آنها در حد رابطه تجاری یا کمک به یک سازمان یهودی است که حربی بودن آنها محل شک است. پس حد رابطه برای شما مشخص شد.
2. نمی دانم چقدر در جریان اعتراضات به شرکت نسله هستید. ببا توجه به روند آن و تحقبقات سازمان بازرسی نتیجه آن برایم حجت است. هر چند آن قضیه اخلاقی بر جای خود باقی است.
وحیدرضا
یکشنبه 16 مهر 1391 01:47 ب.ظ
در مورد اسرائیلی بودن یا نبودن شاخصه های مختلفی هست.
و اینها ارتباطاتشان در یک حد نیست. یک سایت خیلی خوب در این زمینه:http://www.inminds.com
امیرحسین
شنبه 15 مهر 1391 08:45 ب.ظ
قشنگ بود. بازم خاطراتتو بنویس. کاش عکسهایی هم از اونجاها میگذاشتی
یه بنده خدایی!
شنبه 15 مهر 1391 07:42 ب.ظ
مگه مکدونالدز اسرائیلی نیست؟!
چرا خوردی؟
پاسخ مرد یخی : همش تقصیر رفیق ناباب بود که اغفالم کرد!
در جواب شما
1. مکدونالدز آمریکایی است نه اسرائیلی.
2. شرکت هایی دیگر مانند اینتل و نوکیا و بسیاری شرکت های مطرح از لحاظ ارتباط با اسرائیل در همین حد هستند. از جمله نسله که در ایران دفتر دارد و جمهوری اسلامی فعالیت آن را بلامانع تشخیص داده است. بیان جزئیات این ارتباط و نحوه آن خارج از حوصله یک کامنت است. علاقمند بودید خودتان سرچ کنید.
3. ارتباط در این حد دلیل بر حرمت شرعی نمی شود ولی اخلاقا بهتر است تا حد ممکن از مصرف محصولات آنها دوری کرد.
4. در آن لحظه حواسم به این نکته نبود و تا جایی که یادم می آید اولین بار بود که از مکدونالدز چیزی می خریدم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر