تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - مسجد ابن تیمیه


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

مسجد ابن تیمیه

نوشته شده توسط:مرد یخی
دوشنبه 27 آذر 1391-03:07 ق.ظ

وقتی اوهایو بودم روز جمعه از پارلمان اوهایو دیدن کردیم. وقتی بر می گشتیم نزدیک وقت نماز ظهر بود و تصمیم گرفتیم در یک مسجد که نزدیک خانه دوستم بود نماز بخوانیم. نام مسجد، مسجد عمر بن الخطاب بود.
از نکات قابل توجه کلمبوس این بود که نام یکی از مساجد شهر، مسجد ابن تیمیه بود که نشان از حضور گرایشات وهابی در این شهر داشت. بعدا که در اینترنت جستجو کردم متوجه شدم حتی در مدینه منوره مسجدی با نام ابن تیمیه وجود ندارد. آمریکا که اینقدر با القاعده و اسلام از جنس وهابیت مبارزه می کند، خبر ندارد این جماعت داخل خاکش حضور دارند و با توجه به حمایت های مالی عربستان سعودی اصلا عجیب نیست در آینده نه چندان دور تبدیل به یک جمعیت متشکل داخل خاک آمریکا شوند.
داخل مسجد که شدیم، هنوز وقت نماز نشده بود و افراد محدودی حضور داشتند. نگاهی به کتاب خانه انداختم. کتابخانه حاوی کتب وهابیت بود، از جمله فتاوی ابن تیمه که یک مجموعه مفصل چند ده جلدی است. نماز ظهر و عصر را خواندیم که متوجه شدیم وقت نماز جمعه رسیده است. بدون این که با هم صحبت قبلی کرده باشیم جداگانه تصمیم گرفتیم صبر کنیم نماز جمعه تمام شود و بعد برویم.
بیشتر حضار از قشر پایین و فقیر بنظر می رسیدند. در شهرمان در کانادا اوضاع این طور نبود و مسلمانان از قشرهای مختلف بودند. بنظرم بصورت میانگین از متوسط جامعه بالاتر بودند. بخصوص در جمعیت شیعیان افرادی بودند که در مراسم خیلی خوب خرج می کردند. اما در کلمبوس افراد شرکت کننده فقیر بنظر می آمدند. تعداد قابل توجهی سیاه پوست بینشان وجود داشت و دو-سه نفر لباس و قیافه کاملا مشابه با شرطه های وهابیت که در حرمین الشریفین هستند، داشتند. امام جماعت هم سیاه پوست بود. احتمال زیاد اهل سومالی بود. چون در آفریقا گرایشات وهابی در سومالی پررنگ تر است. بعد از اذان خطبه ها را آغاز کرد. خطبه هایش مخلوطی از انگلیسی و عربی فصیح بود. فکر کنم سعی می کرد هنگام عربی سخن گفتن ساده صحبت کند، چون تقریبا همه صحبت هایش را متوجه می شدم. با عربی صحبت را آغاز کرد. در مورد رسول اکرم و فضائل ایشان صحبت می کرد. صحبت هایش حول این محور بود که پیامبر اسلام از سوی خداوند محافظت می شود. ابتدا متوجه نمی شدم منظورش چیست. چون جسته و گریخته فضائل مختلف پیامبر را ذکر می کرد. از دوستم که پرسیدم او متوجه است ارتباط صحبت هایش چیست؟ گفت منظورش اشاره به فیلم توهین آمیز است و برای همین دارد فضائل پیامبر را ذکر می کند. با این که آرام صحبت می کردیم یک لحظه متوجه شدم دارند چپ چپ نگاهمان می کنند و برای همین ساکت شدیم.
نکته قابل توجه این بود که امام جماعت هر گاه نام پیامبر را تلفظ می کرد از عبارت "صلی الله علیه و آله و سلم" استفاده می کرد در حالی که اهل سنت معمولا از عبارت "صلی الله علیه و سلم" استفاده می کنند و به ندرت
از عبارت "
صلى الله علیه وعلى آله وصحبه وسلم" استفاده می کنند و اصحاب را بصورت عام داخل می کنند در حالی که هیچ حدیثی وجود ندارد که رسول اکرم بر اصحاب خود بصورت عام صلوات فرستاده باشد. این خودش بحث طولانی است که شیوه صحیح صلوات چگونه است و بحث نسبتا مفصلی است. همین قدر جالب است بدانید عصام العماد در یکی از سخنرانی هایش می گفت فردی را می شناسد که به خاطر همین قضیه صلوات شیعه شده است چون با تحقیق متوجه شده است شیوه شیعیان صحیح است و همین مقدمه شده است برای تحقیق بیشتر.ولی اولین بار بود که می دیدم یک سنی آنهم یک عالم از عبارت شیعیان برای درود بر پیامبر استفاده می کند. بعدا که صحبت می کردیم دوستم می گفت احتمالا به خاطر احترام به ما از این عبارت استفاده کرده است چون وقتی ما نماز می خواندیم گویا امام جماعت به ما نگاه می کرده است و متوجه شده است شیعه هستیم. بعد هم چون دیده است در نماز جمعه هم شرکت کرده ایم خواسته احترام بگذارم. دلیلش را نمی دانم ولی خلاصه استفاده از این عبارت توسط اهل سنت به ندرت پیش می آید. 
نکته دیگر در طول سخنرانی اشاره به آیه 67 سوره مائده بود: " یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیك من ربك ، وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس". نمی دانم عمدا از این آیه استفاده کرد یا نه. چون می دانید که شیعیان معتقدند این آیه روز غدیر خم در مورد ابلاغ امامت امیرالمومنین علیه اسلام نازل شده است ولی اهل سنت چنین اعتقادی ندارند. نکته خیلی جالب این است که در تفسیر درالمنثور که از تفاسیر معتبر اهل سنت است آورده شده است که ابن مسعود این آیه را این گونه می خواند:
" یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیك من ربك فی علی، وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس". نمی دانم امام جماعت نیتی هم داشت که بگوید این آیه ربطی به امامت و ولایت دارد یا نه. خودش در سخنرانی از تکه "والله یعصمک من الناس" استفاده کرد. می گفت خداوند به پیامبر وعده حفاظت از مردم داده است پس این فیلم سازها هیچ ضربه ای به پیامبر نمی رسانند و با این کارشان فقط محبوبیت پیامبر و محبت ما به رسول اکرم را زیاد می کنند. تاکید هم داشت که مسلمانان باید خویشتن دار باشند.
خطبه ها که تمام شد و نماز را خواندیم. امام جماعت خیلی با احساس در مورد لزوم خرج کردن در راه دین صحبت کرد. می گفت برای ساختن یک مدرسه اسلامی به کمک مالی نیاز دارند. خیلی تاکید می کرد که حتما کمک کنید. اگر یک دلار هم کمک کنید در ثواب این مدرسه شریک می شوید. در همه ثواب آموزش دین که به دانش آموزان مدرسه خواهد رسید ثواب خواهید برد. اما موقع پخش جمعیت میزان کمک ها خیلی ناچیز بود. انتظار داشتم با سخنان پرشور امام جماعت بیشتر کمک کنند. وقتی بیرون می آمدیم به یاد امام صادق که به غیر شیعیان شخصا کمک می کردند و آذوقه به دوش می کشیدند، مبلغ نا چیزی کمک کردم. خدا کند صرف وهابی شدن چند دانش آموز نشود!
بعدا که با دوستم صحبت می کردیم تعریف می کرد بعد از پخش فیلم موهن در مورد رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، مشابه همین امام جماعت، بر خلاف انتظار در میشیگان جماعات وهابی مسلک تاکید داشتند به قضیه دامن زده نشود و مسلمانان برخورد شدید نکنند. می گفت بخصوص بعد از این که حزب الله لبنان اعلام کرد برای یک هفته تجمع اعتراض آمیز برگزار خواهد کرد، جماعات وهابی تبلیغ می کردند این قضیه برای انحراف در مورد سوریه است و ما نباید گول بخوریم.
این نکته خیلی عجیب است. جماعت وهابی با وجود خشونت ظاهری و مخالفت با غرب و مظاهر آن، در قضیه سوریه با غرب هم داستان شده است. همراهی غرب با مخالفین اسد موجه است. بالاخره آنها دل خوشی از ایران و حزب الله ندارند و سقوط اسد ضربه بزرگی به محور مقاومت خواهد زد اما چرا جماعت وهابی این قدر فعال وارد عمل شده اند؟ درست است که رژیم سوریه هم رژیم سکولار است و هم با اسلام گرایان برخورد شدید داشته است ولی این که در کشورهای عربی موضوع عجیبی نیست. در بین کشورهای عربی هیچ یک از سران (پیش از وقایع اخیر) حتی به ظواهر فقه پایبند نیستند. در بیشتر این کشورها پیش از وقایع اخیر شمال آفریقا وضعیت مشابه سوریه بود و اسلام سیاسی اجازه فعالیت نداشت ولی در هیچ یک از جمله لیبی، وهابی ها این قدر فعال وارد نشدند که مثلا از کشور خود مسافرت کنند به آنجا برای عملیات مسلحانه. اسد هر چقدر بد باشد، از صدام که بدتر نیست. ولی یادمان باشد که بعد از اعدام او همین جنبش حماس در غزه عزای عمومی اعلام کرد و برخی از وهابیون او را شهید نامیدند! هر چه فکر می کنم دلیل دیگری جز مخالفت با تشیع نمی یابم. آیا اگر صدام شیعه بود، باز هم او را شهید حساب می کردند؟ اگر اسد سنی بود (دقت شود شیعه هم نیست ولی خوب مذهبی دارد که شباهت هایی به تشیع دارد)، آیا باز این همه مخالفت وجود داشت؟ در جنگ 8 روزه اخیر غزه خیلی عجیب است که حماس با کمک تسلیحاتی ایران جنگید و اگر کمک ایران نبود، بعید بود موفق شوند. ولی در کلام حتی حاضر نشد از ایران تشکر رسمی کند (تشکر غیر رسمی ارزش زیادی ندارد). خالد مشعل از قطر، ترکیه و مصر تشکر کرد. طنز ماجرا هم آنجاست با این که این کشورها از اقدام نظامی علیه سوریه حمایت می کنند و به معارضین کمک تسلیحاتی هم می کنند، ولی شنیده نشده است حتی یک تفنگ ساده کلاشنیکف در اختیار حماس بگذارند.
اگر ایران هم کشور شیعه نبود، آیا حماس از ایران تشکر نمی کرد؟ آیا اگر مردم بحرین سنی بودند، جهت گیری این جماعت همین بود؟با توجه به این وضیعت و جهت گیری آنها آیا امکان وحدت اسلامی وجود دارد؟ دقت کنید وحدت یک امر دو طرفه است و نیاز به اراده هر دو سو دارد و تمایل شیعیان کافی نیست. اگر خود جماعت مقابل تمایل نداشته باشد نباید آب در هاون کوبید. شما تا بحال یک حرکت مثبت از آنها دیده اید؟ وقتی مرسی به تهران آمد در یک اقدام غیر معمول بر خلفا درود فرستاد و احترام میزبان را رعایت نکرد. اگر وقتی بود سعی می کنم یک مطلب در مورد فلسطین بنویسم.

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 27 آذر 1391 11:40 ق.ظ

عبد الحمید
چهارشنبه 9 اسفند 1391 01:29 ب.ظ
بله متاسفانه وهابیت داره در سراسر دنیا خودش را به عنوان نماد اسلام معرفی میکنه

و این داحالی هست که اصلا وهابیت بویی از اسلام هم نبرده ودست نشانده مخالفین اسلام هست که میخواهد با نام اسلام به دین اسلام ضربه بزنه
این هم سند حرفم

http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/219
امیرحسین
سه شنبه 12 دی 1391 12:26 ب.ظ
اما به نظر من آمریکا داره از وجود القاعده سود میبره. و باقی ماندن القاعده به سود آمریکاست. چرا القاعده در آمریکا نمیتونه عملیات انجام بده؟چون دقیق کنترل میکنن. آیا همین کنترل دقیق و انگشت نگاری و ... را در عراق و افغانستان و پاکستان نمیتونن پیاده کنن؟چرا پاکسازی کامل انجام نمیدن و تنها عملیاتی که انجام میدن اینه که با هواپیماهای بدون سرنشین بمباران میکنن؟به نظر من اونا عامدا القاعده رو از بین نمیبرن و از حضور اونها در عراق و افغانستان سود میبرن چون اینجوری اون کشورها ضعیف نگه داشته میشن و بهانه ای برای حضور در آنجا و چپاول گری دارند. به نظر من خیلی هم دوست دارند القاعده در ایران هم فعال بشه اما نتونستن ولی در سوریه تونستن
امیرحسین
دوشنبه 11 دی 1391 10:55 ب.ظ
سلام. نوشتید امریکا با القاعده و وهابیت مبارزه میکنه. به نظرم اشتباهه. امریکا به وجود اورنده القاعده هست و خود انگلیسی ها وهابیت رو به وجود اوردند و همین عبدالمالک ریگی که در ایران بود که گرایشات القاعده و وهابیت داشت توسط امریکا(طبق اعرترافاتش) حمایت میشد
پاسخ مرد یخی : سلام
به هر حال آمریکا با القاعده درگیری دارد و رییس القاعده (بن لادن) رو کشتند. ولی این منافاتی با این که در ایجاد این گروه و یا استفاده از آن در راستای منافع خود، ندارد. ظاهر قضیه این است که این گروه از کنترل آمریکا و انگلیس درآمده و خیلی موارد به منافع آنها هم ضربه می زند.
علیرضا
جمعه 1 دی 1391 11:58 ق.ظ
سلام.
خیلی موافق ای جمله نیستم که حماس تشکر رسمی از ایران نمی کنه. در سایت رسمی و سخنان مقامات حماس تشکر از ایران وجود داره. در مورد حمایت مالی هم اخوان المسلمین از قدیم از حماس حمایت می کنه پس فقط ما نیستیم که از حماس حمایت می کنیم. پس نباید انتظار داشته باشیم حماس از دیگران تشکر نکنه
درسته حاکمیت فعلی سوریه علوی هستند ولی علوی ها رسما سنی با فقه سافعی هستند. مسئله سوریه و بی وفایی بی سابقه حماس نسبت به دوست قدیمی خود یعنی سوریه نشون میده رابطه ما با حماس رو نباید خیلی شیعه و سنی کرد . سوریه سنی بود و حماس خیلی بد با سوریه رفتار کرد.
پاسخ مرد یخی : سلام
1. بله اشاره شد تشکرهایی وجود دارد ولی سطح کمک ایران کجا و ترکیه کجا؟ کسی به تشکر از ترکیه و مصر و قطر اعتراضی ندارد. مسلم است آنها در آتش بس جنگ اخیر نقش فعالی داشتند ولی اگر سلاح های ایرانی نبود اصلا جایی برای مذاکره می ماند؟ ولی نحوه برخورد با ایران کجا و با قطر کجا! حتی اجازه نمی دهند وزیر خارجه ایران از غزه بازدید کند. در مورد صدام چه می گویید؟ آیا انتظار این که عزای عمومی اعلام نشود یا شهید خوانده نشود انتظار بزرگی است؟
2. اطلاعات شما از مذهب علوی بسیار ناقص است. خودتان یک سرچ اینترنتی کنید متوجه می شود. اگر علوی ها سنی شافعی بودند که دیگر به آنها علوی گفته نمی شد. مذهب علوی یک مذهب جداست که نه شیعه است و نی سنی و به دلیل برخی اعتقاداتشان از سوی اکثریت اهل سنت و برخی شیعیان کافر شمرده می شوند. اتفاقا کاملا درست است نباید قضیه را شیعه و سنی کرد چون حکومت سوریه سکولار است. ارتباط مذهب اسد با حکومت سوریه در حد ارتباط مذهب مانهومان سینگ (سیک) با حکومت هند است. مشکل بزرگ همین است که جماعت وهابی این قضیه را پیراهن عثمان کرده اند و مشغول جنگ شده اند. شما یک سرچ اینترنتی کنید متوجه می شوید چقدر روی این قضیه مانور داده می شود. و گرنه چه دلیلی وجود دارد جماعت وهابی اینقدر فعال وارد جنگ شوند؟ ابن تیمیه در کتاب خود شیعه را از یهود برای اسلام خطرناک تر می داند. ابنا او هم به تبعیت از اوست که در این جنگ مدعی هستند خطر تشیع از اسرائیل بیشتر است! شما اگر دلیل دیگری پیدا کردید یا دارید مطرح کنید.
سید مرتضی
پنجشنبه 30 آذر 1391 11:22 ق.ظ
یکی از مهمترین مشکلات اهل تسنن این هست که خیلی تعصبی هستند و همین تعصب مانع از وحدت می شه. یک طوری هستند که کوچکترین انتقادی رو نسبت به باورهاشون برنمی تابند و به شدت موضع گیری می کنند. حتی برای ایجاد وحدت حاضر نیستند که کمی از مواضعشون کوتاه بیایند.
سید حسین
سه شنبه 28 آذر 1391 02:39 ق.ظ
سلام واقعا این وحدتی كه آقایون كاملا یك طرفه ترویج می كنند بیشتر شبیه یك كاریكاتور خنده داره كه سر وتهش باهم جور در نمیاد
جریان سوریه هم به نظر من با توجه به تمام پیچیدگی ای كه داره اگر تا یكی دو سال قبل آروم بود جای تعجب داشت چون اساسا مركز ثقل تحولات آخر الزمان سوریه است البته من نمیگم كه باید خوشحال بود از اینكه بهم ریخته وبه اون دامن زد اما حد اقل اینه كه با این طرز تفكر، ماها كه نگران اوضاع هلال شیعی هستیم كمی آروم میشیم...
راجع به اون مسجد ای كاش میرفتید وخودتونو به امام جماعتش معرفی می كردید اونوقت میدید داستان اون نوع صلوات چی بوده
شاید مثلا شافعیونی بودند كه بخاطر جذب حمایتهای مالی اسم مسجد رو بن تیمیه گذاشتند ولی در دل، دل خوشی از وهابی ها نداشتندو...
پاینده باشی وموفق
پاسخ مرد یخی : سلام
البته با این دید موافق نیستم که به جریان سوریه با دید مقدمات ظهور نگاه کنم که اگر این طور بخوایم نگاه کنیم که باید کاملا خوشحال باشیم و از سقوط اسد حمایت کنیم. کلا خیلی نمی شه امید به ظهور رو جهت گیری ها این چنین دخالت داد و تا حدی با ایده "خوشحالی از پر شدن دنیا از ظلم به خاطر نزدیک شدن ظهور" قرابت داره.
اتفاضا دوستم پیشنهاد داد بریم صحبت کنیم. ولی از اون ورش هم هست که اگر واقعا وهابی بود شاید برخورد خوبی نمی کرد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر