تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - وحدت اسلامی


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

وحدت اسلامی

نوشته شده توسط:مرد یخی
یکشنبه 15 بهمن 1391-04:23 ب.ظ

هر چند هفته وحدت گذشت ولی موضوع وحدت اسلامی با توجه به شرایط ویژه شمال آفریقا و خاورمیانه امری است که بیش از گذشته باید مورد توجه قرار بگیرد و سرمایه گذاری لازم شود.
با توجه به بافت جمعیتی مسلمانان می توان گفت اگر بین شیعیان اثنی عشری و اهل سنت وحدت صورت بگیرد تقریبا وحدت اسلامی انجام شده است و سایر گروه های اسلامی یا بسیار کم شمار هستند یا این که با یکی از این دو گروه آنقدر رابطه خوبی دارند که تابع خواهند بود (مثلا علویون دید مثبتی به شیعیان دارند و مدعی هستند شیعه اثنی عشری هستند و اباضیه هم با اهل سنت قرابت زیاد دارند).
از دید تاریخی تا بیش از صد سال پیش تقریبا هیچ گونه اتحادی بین شیعیان و اهل سنت وجود نداشته است. البته باید دقت کرد تشیع و اهل سنت به مفهوم امروزی نیز در گذر تاریخ بوجود آمده اند. در طول تاریخ درگیری ها و جنگ های های فراوان بین مسلمین رخ داده است که شاید اولین جنگ مهم معرکه جمل باشد که امتداد تاریخی آن تا امروز ادامه دارد. نکته مهمی است که هویت امروزی گروه های مسلمانان در گذر تاریخ بوجود آمده است و نباید فکر کرد همه اعتقادات طرفین غیر قابل تغییر است. گروه های مختلف (اشاعره، معتزله، مذاهب اربعه فعلی، مذاهب منقرض شده مانند ظاهری و ..) که از قضا امروزه اکثریت مسلمین هستند و به سقیفه و عدالت صحابه باور داشتند طی درگیری های فراوان با یکدیگر و حذف برخی از آنها سرانجام از نظر مذهبی با هم حول این دو موضوع متحد شدند و نام اهل سنت بر خود نهادند. اهل سنت امروزی در گذشته درگیری های فراوان بین خود داشتند که بخشی سیاسی و بخشی هم مذهبی بوده است. بسیاری مواقع این درگیری ها با خونریزی توام بوده است و حتی تکفیر هم رخ داده است ولی با این وجود با هم متحد شدند و نوعی پلورالیسم مذهبی را قبول کردند. وضعیت امروزی آنها و مقایسه با گذشته آنها نشان می دهد که می توان امید داشت که اتحاد در دائره بزرگتری هم بوجود بیاید. اینجا این نکته باید اشاره شود که ذات همین نام گذاری اهل سنت و جماعه تلویحا یعنی این که بقیه گروه های اسلامی اهل سنت نیستند و در نتیجه مسلمان نیستند. یعنی خود همین نامگذاری توهین آمیز و فتنه انگیز است. از همین روست که می بینیم در طول تاریخ گروه های مختلف دیگر که خود را مسلمان می دانند مانند شیعه اعم از امامیه و زیدیه و اسماعیلیه و ...، اباضیه، علویون و غلات و ... ولی به سقیفه و عدالت صحابه باور ندارند توسط این گروه اکثریت تحت فشار و کشتار بوده اند.
شیعیان هیچ گاه نباید فراموش کنند که تشیع مذهبی است که از خاکستر نسل کشی های متعدد سر برآورده است. در دوران افرادی مانند حجاج بن یوسف ثقفی بسیاری شیعیان فقط به صرف عقیده کشته شده اند و یک هولوکاست واقعی رخ داده است. این نسل کشی ها فقط مال 1400 سال پیش نبوده است و تا جایی که می دانم حدود صد سال پیش در دوران حکومت عبدالرحمن خان در افغانستان و علیه شیعیان هزاره کشتار عظیمی رخ داده است و نوامیس شیعیان به تاراج رفته است.
امروزه هم اگرچه نسل کشی بصورت گسترده نداریم ولی در گوشه و کنار و بخصوص در عراق، افغانستان، پاکستان، و حتی ایران در مقیاس کوچک کشتار شیعیان رخ می دهد.
البته این به این معنا نیست که مذاهب کم جمعیت کشتار نکرده اند. در دوران صفویه، فشار زیاد بر اهل سنت داخل مرزهای دولت صفوی آمده است و احیانا کشتارهایی هم بوده است ولی انصافا اولا از نظر تعداد محدودتر بوده است و در ثانی خیلی موارد عکس العمل متقابل بوده است. در کنار این در دوران حکومت دیگر سلسله های شیعی بر اهل سنت مانند فاطمیون مصر و آل بویه رفتار حکومت شیعی با اهل سنت مناسب و بر مبنای احترام بوده است. این ها را نوشتم که بدانیم از دید تاریخی روابط
ما با اهل سنت خوب نبوده است و همین گذشته پتانسیل درگیری بالا ایجاد می کند. 
بعد از استقرار حکومت صفویه و تشکیل یک حکومت شیعی، به مرور زمان از نظر مذهبی و سیاسی اهل سنت حول خلافت پادشاه عثمانی متحد شدند
و شیعیان هم از نظر سیاسی حول پادشاه ایران و از نظر مذهبی حول مراجع ساکن عراق متحد شدند. حکومت ایران و عثمانی هم بعد از جنگ های طولانی به یک همزیستی (و نه اتحاد) رسید. در طول همین زمان غرب کم کم بیدار شد و با کمک استعمار سریعا پیشرفت کرد. توضیح تاثیر استعمار بر پیشرفت غرب طولانی است ولی همین قدر بدانید که حتما انگیزه بالایی وجود داشته است که کشورهای اروپایی تا حدود 300 سال پیش تقریبا تمام نقاط قابل سکونت را مستعمره خود کردند. نقشه زیر توسط یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه پرینستون تهیه شده است و همانطور که می بینید حدود 70 تا 80% کره زمین توسط کشورهای اروپایی مستعمره شده بود.
http://qed.princeton.edu/getfile.php?f=European_Colonialism_1500_AD_to_2000.jpg
 بعد از این که غرب در اکثر سرزمین های غیر مسلمان آفریقا و شرق آسیا مستعمره تاسیس کرد، متوجه کشورها اسلامی شد. از دید سیاسی آن زمان سه حوزه وجود داشت: ایران، هند و عثمانی. حوزه های قبلی که غرب مستعمره کرده بود اکثرا یا کلا تمدن نداشتند یا این که خیلی ضعیف بودند ولی حوزه اسلامی تفاوت داشت. بهترین کار در این بین ایجاد تفرقه و درگیری بود و از اینجا بود که دوران نوین درگیری بین مسلمانان آغاز شد. در هند سعی شد بین اقلیت حاکم مسلمان (حدود 40%) و اکثریت هندو درگیری ایجاد شود. در عثمانی هم بین اعراب و ترک ها و سایر نژادها درگیری هایی با پشتیبانی غرب ایجاد شد. در نتیجه دوران حاکمیت مسلمانان بر هند پایان یافت و هند ضمیمه بریتانیا شد(باید دقت کرد منظور دفاع از حاکمیت مسلمانان در هند نیست ولی به این هم باید دقت کرد به خصوص در اواخر دوران گورکانی در هند تساهل و تسامح وجود داشت و هندوهای جنوب شبه قاره خودمختاری داشتند و دوران استعمار انگلستان بدتر از دوران مسلمانان برای هند بود. همین حالا هم بخش خوبی از تاریخ و فرهنگ گذشته هند ناشی از حضور مسلمانان در شبه قاره است). سلسله عثمانی هم تکه تکه شد و اقمار آن عمدتا بین انگلستان و فرانسه تقسیم شد.
بخش هایی از ایران هم در همین زمان جدا شد و تحت نفوذ استعمارگران قرار گرفت. یک عقیده متروک ولی قدیمی اسلامی هم در این زمان با حمایت بریتانیا در عربستان به قدرت رسید (فیلم مشهور لورنس عربستان بر مبنای یک داستان واقعی در همین مورد است). کشوری با نام اسرائیل هم در همین دوران شکل گرفت. در طول دوران استعمار و بعد استثمار غرب تمام این سرزمین ها را غارت کرد و هر چه این غارت بیشتر بود، آن سرزمین بیشتر به خاک سیاه می نشست. میراث استعمار درگیری و کشتار در سرزمین های اسلامی بود. مرزهایی که ظاهرا عمدا به گونه ای ترسیم شدند که پتانسیل درگیری داشته باشند.
این وضعیت باعث شد که از حدود صد سال پیش جنبش های بیداری و اتحاد طلب بین مسلمانان شکل بگیرد. برای اولین باز زمزمه اتحاد بین شیعیان و اهل سنت در برابر یک دشمن مشترک خارجی شنیده شد. شاید برای اولین بار بود که بعد از دوران همزیستی، علمای اهل سنت رو در رو با علمای شیعه صحبت می کردند. مشخص شد خیلی از اختلافات ناشی از سو تفاهم ها بوده است و اکثریت شیعیان غالی نیستند. برای اولین بار یک عالم بزرگ ازهری، شیخ شلتوت، فتوا به جواز تبعیت از مذهب جعفری داد. ولی موعود نحس نجد، وهابیت، بازی را به هم زد که همگی کم و بیش از آن آگاهیم. امروزه تقریبا در تمامی فتنه های داخلی جهان اسلام رد پایی از وهابیت و سلفیت مشاهده می شود.
حال به موضوع اصلی یعنی وحدت اسلامی در عصر حاضر می رسیم. از نظر لغوی وحدت یعنی یکی شدن. باید دقت کرد وحدت فقط و فقط وقتی امکان دارد که ناشی از یک عینیت خارجی باشد و اراده دو سویه بر آن وجود داشته باشد. چنانچه اشتراک خارجی یا اراده هم زمان دو طرف وجود نداشته باشد به صرف راه اندازی همایش و تاسیس موسسات مختلف نمی توان انتظار وحدت داشت. وحدت بین شیعیان و اهل سنت در سه سطح قابل بررسی است:
1. وحدت در انسانیت: همه ابنا بشر در انسان بودن با هم اشتراک دارند. ما مفتخریم این امیرالمومنین علیه السلام است که چهارده قرن قبل در منشور خود به جناب مالک اشتر رحمه الله علیه می فرماید:

رعیت دو  دسته اند : دسته ایی برادر دینی تو اند ، و دسته دیگر در آفرینش با تو  همانند، گناهی از ایشان سر می زند یا علتهایی بر آنان عارض می  شود ، یا خواسته و نا خواسته خطایی بر دستشان میرود ، به خطاشان   منگر ، و از گناهشان در گذر ، چنانكه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و   گناهت را عفو فرماید


بنابراین از دید امیرالمومنین ما با سایر انسانها در انسان بودن یکسان هستیم. بنابراین می توان در سطح کلان قائل بود که با هر گروه و دین و مذهب و باوری می توان حول ارزش های یکسان همه انسان ها وحدت داشت.
از سویی قرآن کریم می فرماید:

قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران 64)

بنابراین ما آمادگی داریم با تمام اهل کتاب متحد باشیم. اما دو شرط داریم. یکی این که محور اتحاد (کلمه سوا) برداشت مشترک و قابل قبول از توحید باشد و در ثانی روابط بر اثر برتری طلبی نباشد. مشابه همین مورد می تواند بین شیعیان و اهل سنت وجود داشته باشد. یعنی اتحاد حول کلمات سوا که بیشتر از توحید است و بر مبنای عدم برتری طلبی امکان وقوع دارد.  البته باید دقت کرد اتحاد از این قسم ایده آلیستی است چون در عمل ارزش های یکسان اگر در اسم هم مشابه باشند ولی در کیفیت متفاوت هستند. برای همین هم است که انسان ها نمی توانند با هر عقیده ای متحد باشند و همین امروز کلی درگیری فیزیکی و غیر فیزیکی بین انسان ها وجود دارد.

2. وحدت سیاسی: قصه استعمار هنوز ادامه دارد. نباید فکر کرد چون مستعمره های سابق به استقلال دست یافته اند، دوران استعمار تمام شده است. دوران استعمار به شکل استثمار هنوز وجود دارد و از جهاتی بدتر است. توضیحش طولانی است ولی همین که واحد پولی مشترک جهانی یورو و دلار است، خودش بزرگترین زمینه ایجاد استثمار است. حرف های آقای احمدی نژاد در مورد چاپ دلار بسیار جدی است. در این بین ما آمادگی داریم با تمام کشورها و فرهنگ هایی که در این نظام متضرر هستند بر علیه اخلاف استعمارگران گذشته متحد شویم. سیستم اقتصادی فعلی جهان بصورت هوشمند در گذر زمان ثروت های جهانی (یعنی ثروت افراد و ملل مختلف) در نقاط جغرافیایی خاصی از جهان انباشته می کند و روز به روز اختلاف بین میزان درآمدها بیشتر می شود. این وضعیت حتی داخل کشورها غربی به نفع یک قشر خاص وجود دارد و حرکت هایی مانند وال استریت در اعتراض به این سیستم انجام شد. اتحاد ما با کشورهایی چون ونزوئلا یا بولیوی در برخی موارد ناشی از اشتراک در همین زمینه است. مسلم است که بین کشورهای اسلامی از این جهت زمینه اتحاد بیشتر فراهم است چون ارزش های اجتماعی بسیار شبیه تر هستندبرای تقریب به ذهن، اتحادیه اروپا یک اتحاد خارجی است که حول ارزش های مشترک شکل گرفته است و مسلما ارزش های مشترک بین اهل سنت و شیعیان کمتر از ارزش های مشترک بین دول اروپایی نیست. حتی اختلاف مشابه مذهبی (گروه های کاتولیک و ارتدوکس و پروتستانت) بین کشورهای اروپا وجود دارد و این کشورها هم تجربه اختلافات و جنگ های مذهبی را پشت سر گذاشته اند. سازمان کنفرانس اسلامی پتانسیل آن را دارد که در صورت جهت دهی مناسب به اتحادیه ای مشابه اتحادیه اروپا تبدیل شود.

3. وحدت مذهبی: وحدت مذهبی بین اهل سنت و تشیع چیزی است که ظاهرا امروزه بیشتر در ذهن می آید و تصور می شود منظور از وحدت یعنی این که حول مسلمان بودن متحد شویم. اگرچه زمینه های مشترک وجود دارد که مهمترینشان الله تبارک و تعالی، رسول اکرم صلی الله علیه و آله، قرآن کریم و کعبه معظمه هستند ولی اختلافاتی وجود دارد که وحدت از این جهت را تقریبا محال می نماید. اختلاف ما و اهل سنت در مساله سقیفه و عدالت صحابه راه حل میانی ندارد مگر این که یکی از طرفین در اعتقادات خود تغییر ایجاد کند. بنابراین بعید بنظر می آید که با اعتقادات فعلی طرفین وحدتی مشابه وحدت مذاهب اربعه بین اهل سنت و شیعیان بوجود بیاید و هر دو گروه یک مرجعیت دینی را بپذیرند. اگر بخواهیم منصفانه صحبت کنیم زمینه تغییر اعتقاد در برخی گروه های اهل سنت باز بیشتر از شیعیان وجود دارد ولی شیعیان به هیچ وجه نمی توانند قبول کنند که در مساله سقیفه و عدالت صحابه کوتاه بیایند و مثلا علمای شیعه فتوا به جواز تبعیت از مذاهب اهل سنت بدهند.

با توجه به این سه زمینه بنظر می رسد که عملی ترین زمینه وحدت با اهل سنت مورد دوم یعنی وحدت سیاسی است. مدل اتحادیه اروپا برای شروع خیلی خوب است و باید دید آنها چه مراحل و تجاربی داشته اند و چگونه به وضعیت فعلی رسیده اند. به نظر می رسد طی مثلا 30 سال آینده اتحادیه اروپا حتی همگرایی بیشتر هم حاصل کند. باید بررسی کنیم چه روندی باید آغاز کنیم که مثلا طی 100 سال به چیزی شبیه اتحادیه اروپا بین کشورهای اسلامی برسیم. چنین وحدتی به نفع هر دو سو است و اگر مسلمانان متحد باشند خیلی راحت می توانند مسائلی مانند فلسطین را راحت تر حل کنند. در این مسیر با دو مشکل عمده مواجهیم:

1. وهابیت و سلفیت: مشکل اصلی و مهم سلفیت است. این برداشت از اسلام با همه برداشت های غیر خودش مشکل دارد. درست است که با تشیع بیشتر مشکل دارد ولی اگر از تشیع فارغ بود به سراغ بقیه اهل سنت هم می رفت. در همین وقایع شمال آفریقا سلفی ها از موقعیت استفاده کردند و به اماکن مقدس سایر اهل سنت در لیبی و مالی تعدی کردند. وضعیت امروز مالی هم ناشی از همین تفکرات است. حداقل انتظار برای وحدت سیاسی این است که سلفیت به همزیستی با سایر مسلمانان تن بدهد و اصرار به تکفیر سایرین نداشته باشد و فشار بر شیعیان در کشورهایی مانند بحرین و عربستان متوقف شود و از پشتیبانی از تندروهای انتحاری-تکفیری خودداری شود و وضعیت آموزش در حوزه های دینی سلفی-وهابی اصلاح شود. البته نباید منکر وجود تندروهای مشابه در شیعیان بود ولی انصافا حتی تندروترین شیعیان در عصر حاضر فتوا به قتال با سایر مسلمین نمی دهند و سایرین را تکفیر نمی کنند ولی همان ها هم باید کنترل شوند.

2. مساله لعن صحابه: مساله برائت از برخی اعمال صحابه جز ضروریات مذهب ماست. جواز و بلکه استحباب لعن برخی صحابه جز مسلمات مذهب ماست و با فتواهای مشابه فتوای آیت الله خامنه ای قابل لاپوشانی کردن نیست. اصول کافی و بحارالانوار بصورت آنلاین موجود است و هر کسی که  کمی عربی بداند می تواند به عقاید شیعیان در این مورد پی ببرد. اما نکته مهم این است که لازم نیست این موارد بصورت علنی انجام شود. به نظر می رسد با توجه به شرایط فعلی، عدم انجام آشکار لعن برخی صحابه مرجح و حتی طبق فتوای برخی مراجع تقلید واجب است. اصرار عده ای از شیعیان برای برگزاری مراسمی مانند هفته برائت آنهم در هفته وحدت معقول نیست. اما اهل سنت نمی توانند انتظار داشته باشند که جهت وحدت شیعیان هر جا که عقایدشان با آنها متفاوت بود مثل آنها شوند و حتی در محدوده خصوصی خود مثل آنها فکر کنند و همین طور بالعکس.

پس از همه این ها باید دقت کرد با وجود این که زمینه وحدت و محور آن وجود دارد ولی نیاز به اراده دو طرفه دارد. شیعیان و بخصوص دولت ایران نشان داده اند که بسیار علاقمند به وحدت هستند. آیت الله سیستانی در عراق تلاش مضاعفی برای جلوگیری از درگیری های مذهبی انجام داده اند. سوالی که پیش می آید این است که آیا اهل سنت هم خواهان وحدت با شیعیان هستند؟ و اگر آری چه گام هایی در این جهت برداشته اند؟ خواسته هایشان چیست؟ اگر برخی علمای بزرگشان تبعیت از مذهب جعفری را جایز می دانند، چرا در اکثر این کشورها برخورد شدید و نامناسب با شیعیان می شود؟ آیا با وضعیت امروزی، شیعیان باید فقط یک طرفه امتیاز بدهند؟

به نظر شما چشم انداز وحدت اسلامی چگونه است؟ چه راهکارهای عمل وجود دارد؟

پ.ن.1:یک دانشجوی چینی هست که فامیلش کلا Ng است! اگر توانستید بخوانید؟!

پ.ن.2: ماه ربیع الاول ماه میلاد مسعود حضرت امام صادق علیه السلام هم می باشد. متاسفانه شخصیت ایشان در اثر غلبه مقام رسالت ختمی مرتبت در این بازه زمانی، آن چنان که شایسته است مورد توجه قرار نمی گیرد. همانطور که می دانید برخی از علمای بزرگ اهل سنت شاگرد ایشان بوده اند و از درس ایشان استفاده کرده اند. بررسی سیره ایشان می تواند بسیار راه گشا باشد. مسلما افرادی مانند ابوحنیفه در کلاس درسی که لعن برخی صحابه انجام شود، حاضر نمی شدند.



تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 15 بهمن 1391 09:47 ب.ظ

صدرا
چهارشنبه 25 بهمن 1391 11:18 ب.ظ
کاسه داغتر از آش میشیم اینهمه فشار میکشیم با دوستان طبیعیمون دشمنی میکنیم و درگیر میشیم مردم جامعه سنی برمیگردن میگن الهم اشغل الظالمین باظالمین .... ژئوپلوتیک شیعه روصفویه تثبیت کرد طوری که دشمنان هرکاری کردن نتوسستن ماهیتش رو تغییر بدن بهتره ما هم از تجربه و میراث سیاسیشون درس بگیریم سی و پنج سال هزینه بر برای شناختن کافی نیست ؟
پاسخ مرد یخی : قبول ندارم آمریکا و اسرائیل متحد شیعه هستند. آنها دنبال منافع خود هستند و اگر لازم باشد به شیعیان هم حمله می کنند (لبنان). از سویی این دو در جبهه مستکبران هستند که سعی در غارت مستضعفان دارند. ما و اهل سنت در یک جبهه هستیم و بصورت تاریخی مورد ظلم بوده ایم و منابع ما را غارت کرده اند. ظلمی که آمریکا و انگلیس به ما کرده اند، هیچ کس نکرده است. اما همانطور که اشاره شد، اتحاد نیاز به اراده دو طرفه دارد که وجود این اراده از سوی اهل سنت ظاهرا مورد تردید است.
ولی قبول دارم نباید کاسه داغ تر از آش شد و برای کسانی منافع شیعیان را به خطر انداخت که امکانش باشد از کشتار شیعیان ابا ندارند. در مورد فلسطین هم باید وجود اماکن مقدس را نیز در نظر بگیریم.
صدرا
چهارشنبه 25 بهمن 1391 10:46 ب.ظ
سی و پنج ساله برای رسیدن به وحدت سنی و شیعه سر مسئله فلسطین و اراضی سنی ها خودمون رو با قدرتهای جهانی درگیر کردیم.در حالی که به صورت ژئو پلوتیک و ژئواستراتژیک و همه ژئو هاامریکا حتی اسرائیل متحد طبیعی ایران و تبع او شیعه هستن (حتی تجربه ارزشمند ابرقدرت شیعه ی صفوی)نشون میده متحد طبیعی و سنتی و دشمن طبیعی و سنتی شیعه کیه . سی و پنج ساله ما به متحدان طبیعی مون پشت کردیم. تا با سنی هایی که مارو کافر میدونن دست بدیم .جالبه که اونا با اسرائیل و امریکا متحد میشن تابه ما ضربه بزنن .
من
دوشنبه 23 بهمن 1391 01:03 ق.ظ
سلام!
خیلی خوبه. خیلی خوب بررسی میکنید.
یک سؤال: چرا انقدر غلط ویرایشی دارید؟ بعضی کلماتی که یک کلمه هستند، وسطش فاصله خورده!
میشه بیشتر با شما آشنا شد؟
پاسخ مرد یخی : سلام
فکر کنم مشکل از فونت عربی هست. یعنی شما فونتی رو که میهن بلاگ استفاده می کنه رو ندارین. با فایرفوکس نگاه کنید احتمالا حل می شه.
سید مرتضی
سه شنبه 17 بهمن 1391 03:31 ب.ظ
فعلا که توی مملکت خودمون مجلس و دولت دارن هم رو تیکه پاره می کنن. فکر کنم توی همچین موقعیتی اول باید به فکر وحدت داخلی بود بعد رفت سراغ وحدت جهان اسلام
حمید رضا
یکشنبه 15 بهمن 1391 04:39 ب.ظ
pسلام.
دمت گرم تو که تو کار وبلاگ نویسی هستی ، یه وبلاگم توی این سایت بساز : !
http://bloggozar.com

یه سر به صفحه اولش بزن ، امکاناتش رو لااقل بخون ببین چیا که نداره!
بعد که عضو شدی برو ببین توی صفحه انتخاب قالبش چه قالب هایی که نذاشتم!
تازه سه تا آدرس داره :
http://bloggozar.com
http://bloggozar.ir
http://bgozar.ir
یعنی وبلاگی که می سازی با سه تا آدرس بالا می یاد!
درضمن امکان انتقال مطالب از سیستم های وبلاگدهی دیگه مثل همین میهن بلاگ رو هم داره ؛ پس می تونی مطالبت رو هم انتقال بدی به اون سیستم.
زود برو و یه آدرس رند هم انتخاب کن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر