تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - K.L


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

K.L

نوشته شده توسط:مرد یخی
سه شنبه 24 بهمن 1391-12:30 ب.ظ

آخر هفته گذشته سال نو چینی بود و تنها تعطیلی بیش از یک روز در سنگاپور است. چون آخر هفته هم منطبق با این دو روز بود، در مجموع چهار روز تعطیلی داشتیم (در سنگاپور وقتی روز تعطیل به آخر هفته می افتد، به جایش دو شنبه یا جمعه را تعطیل می کنند). به پیشنهاد دوستان تصمیم گرفتیم در این مدت سری به مالزی بزنیم. سفرمان چهار روز طول کشید و سعی می کنم مطالب جالب هر چه زودتر را ذکر کنم.
مالزی یکی از معدود کشورهایی است که ایرانی ها بدون نیاز به ویزا می توانند وارد آن شوند و بنابراین نیاز به برنامه ریزی قبلی جهت اخذ ویزا ندارد. تصمیم گرفتیم با یک تور سه روزه به پارک ملی تامان نگارا سر بزنیم. کلا به نظر می آید جاذبه های توریستی مالزی بیشتر شامل طبیعت آن است. دولت هم سعی کرده است در مناطق با پتانسیل سرمایه گذاری کند و شرایط جذب توریست را فراهم کند.
پنج شنبه شب ساعت 12 با اتوبوس از سنگاپور و همراه دو تن از دوستان به سمت مالزی حرکت کردیم.  بعد از حدود بیست دقیقه به مرز رسیدیم. خیلی راحت و با استفاده از دستگاه اتوماتیک در مدت پنج دقیقه از سنگاپور خارج شدیم. در حالی که در ایران همین فرآیند خروج از ایران ممکن است چند ساعت وقت بگیرد. سر راه از مارینا بی هم گذشتیم که قبلا تعریفش را شنیده بودم. این بخش مرکز تجاری سنگاپور است که خیلی شیک ساخته شده است و تا جایی که دیدم از تورنتو جالب تر بود. تصمیم گرفتم بعدها به آنجا سربزنم.
سنگاپور و مالزی توسط یک تنگه از هم جدا شده اند و در سراسر این تنگاه فقط یک پل وجود دارد که دو کشور را به هم وصل می کند. بعد از حدود 10 دقیقه به مرز مالزی رسیدیم و آنجا هم بعد از حدود 10 دقیقه در پاسپورت مهر ورود دریافت کردیم و وارد مالزی شدیم. برای اولین بار احساس کردم اتباع کشورهایی مثل کانادا چقدر راحت می توانند وارد بسیاری کشورها شوند. حتی با وجود ویزا که اخذ آن گاهی چند ماه وقت گرفته است، هنگام ورود به کشورهایی مثل کانادا یا آمریکا، اتباع ایران کلی باید سوال جواب دهند. اما خیلی راحت وارد مالزی شدیم. کاش می شد با سیاست فعال خارجی حداقل زمینه لغو روادید با کشورهای نزدیک فراهم شود.
بعد از حدود پنج ساعت به کوالالامپور رسیدیم (اسم طولانی دارد! به کوالالامپور برای اختصار کی ال (K.L) هم گفته می شود). یک روز زودتر از برنامه تور آماده بودیم تا در کوالالامپور هم گشتی بزنیم. وقتی پیاده شدیم، ساعت 5:30 صبح بود. از دوستان شنیده بودیم که در مالزی هنگام سوار شدن به تاکسی حتما بگوییم تاکسی متر را روشن کنند. یک راننده سمتمان آمد و وقتی آدرس هتل را گفتیم، گفت 30 رینگت می گیرد (هر سه رینگت حدود یک دلار آمریکا می شود). گفتیم تاکسی متر را روشن کن. گفت شب ها استفاده نمی کنند! چون شب قیمت 50% بیشتر است. دوستم گفت می توانی روشن کنی و در نهایت 50% اضافه کنی. گفت نه نمی شود! دوباره دوستم گفت روشن کن و 100% اضافه کن ولی باز قبول نکرد. وقتی فهمید از سنگاپور آمده ایم گفت که شما باید پولدار باشید! این قیمت که ارزان است! خیلی خوب شد دوستان بودند و گرنه اگر تنها بودم، احتمالا سوار می شدم! دوستان چانه زدند تا اول به 20 و سپس به 15 رینگت راضی شد. سوار شد و وقتی رسیدیم فهمیدم هتل خیلی نزدیک بوده است! و اینجا بود که اولین نشانه از شباهت مالزی به ایران مشاهده شد. در کشورهای توسعه یافته رعایت قوانین خیلی بهتر است و به این راحتی کسی نمی تواند پول اضافه بگیرد.
در طول روز باز سوار تاکسی شدیم. جالب بود که باید کلی چانه می زدیم تا تاکسی متر را روشن کنند. بیش تر موارد قبول نمی کردند. در طول روز فهمیدم همان مسیر 15 رینگ اول احتمالا 4 تا 5 رینگت بوده است و سه برابر بیشتر داده ایم! خلاصه طوری شد که آخر روز راضی بودیم که دو برابر پول اضافه بگیرند و نه بیشتر! فقط یک بار پیش آمد که همان قیمت عادی را ازمان گرفتند. خلاصه اگر گذرتان به کی ال افتاد حتما مواظب راننده هایش باشید. هر چند با احتساب قیمت اضافه، باز هم از سنگاپور ارزان تر بود!
کی ال از جهاتی شباهت به سنگاپور دارد. به خصوص به علت حضور اقلیت مالایی در سنگاپور. اما کی ال کثیف تر است و بطور متوسط تهران شهر تمیزتری است. برخی محله ها بوی ناخوشایند دارد. قیمت ها هم کمتر است و برای همین برای کسی که در سنگاپور درآمد کسب کند و در اینجا خرج کند ارزان حساب می شود. برای همین سنگاپوری ها اولین کشور از نظر تعداد توریست در مالزی هستند. با این که سنگاپور حدود 5 ملیون جمعیت دارد ولی سالانه 12 ملیون نفر وارد مالزی می شوند که یعنی هر سنگاپور متوسط بیش از دوبار وارد مالزی می شود. حتی افرادی هستند که در سنگاپور کار می کنند و در مالزی زندگی. البته بنظرم با قیمت فعلی ارز، قیمت ها از ایران گران تر بود.
به هتل که رسیدیم، نماز صبح را خواندیم و بعد صبحانه خوردیم. صبحانه خیلی خوب و با وجود این که کلا 5 رینگت بود ولی تنوع زیادی داشت و فکر کنم همان صبحانه در کانادا بیش از ده دلار قیمتش می شد. بعد صبحانه خوابیدیم و بعد به گشت و گذار در کوالالامپور رفتیم.
هتل در مرکز شهر و در محله چینی ها بود. به نظرم یکی از موارد مهم در بازدید از یک شهر، قدم زدن در خیابان های مرکزی شهر است. هنگام سفر، بیشتر دوست دارم آدم ها را ببینم و فرهنگ زندگی مردم را تا دیدن چند ساختمان. چون نزدیک سال نو چینی هست در محله ها وسایل تزئین می فروختند و چراغانی هم داشتند. خوشبختانه یکی از دوستان قبلا چهار سال در مالزی زندگی کرده بود و می توانست مرکز شهر را  نشان دهد و توضیح دهد. یادش به خیر وقتی که در تورنتو بودم و یکی از دوستان همین کار را آنجا انجام داد. خیلی آدم با اینرسی بالا هستم و حتما باید کسی باشد که انگیزه داشته باشم تا مسافرت بروم!
گویا کی ال در چند دهه گذشته خیلی رشد کرده است. برای همین آمیزه ای از ساختمان های جدید و قدیم را می شود دید. معماری اسلامی با معماری مدرن ترکیب شده و ظاهرا نسبت به تهران بیشتر حساس بوده اند تا بافت مهم سنتی حفظ شود. در برخی خیابان ها یک طرف خیابان مدرن و نوساز است ولی سمت دیگر بسیار قدیمی. بخش قدیمی بسیار کثیف و عقب مانده است ولی بخش نوساز از برخی محله های تورنتو کم ندارد.
حدود 60 درصد مردم مسلمان هستند و بقیه چینی و هندی. این اکثریت شکنده مسلمان خیلی تلاش دارند هویت مالایی کشور را حفظ کنند. برای همین اسلام نقش مهمی در فرهنگ مردم دارد. ظاهرا از نظر اجتمای مسلمان ها دست بالا را دارندو شغل های خدمات سطح پایین مثل خدمتکار هتل و راننده توسط چینی ها و هندی ها انجام می شود. ولی در قسمت های اداری و دولتی بیشتر از مالایی ها استفاده می شود. محله های مسلمان نشین تمیزتر و مرفه تر از محله چینی به نظر می رسید. در رستوران ها تقریبا همه جا گوشت حلال استفاده می شود و گوشت خوک به ندرت استفاده می شود. درصد عمده ای از زنان مالایی هم با حجاب هستند. خلاصه اسلام حضور پر رنگی در فرهنگ کشور و حتی برای غیر مسلمانان دارد.
بعد از حدود 3 ساعت راه رفتن در شهر و بازدید از چند ساختمان تاریخی در مرکز شهر به باغ پرندگان رفتیم. یک مجموعه بزرگ که یک قفس بزرگ است که تعداد زیادی پرنده در آن بصورت آزاد زندگی می کنند. به باغ پرندگان اصفهان شباهت داشت ولی از نظر طبیعت و معماری زیباتر بود و تعداد پرنده ها خیلی زیاد بود ولی بیشتر گونه های استوایی وجود داشت. برخی پرنده ها هم بسیار تازگی داشتند. حدود دو ساعت هم طول کشید آنجا را ببینیم. خیلی هم سریع می رفتیم که دیر نمانیم.
وقتی بیرون آمدیم نزدیک وقتی اذان بود. مسجد نگارا (نگارا در زبان مالایی یعنی ملی) نزدیک و برای نماز رفتیم آنجا. وقت اذان مغرب اهل سنت زودتر است ولی بصورت نمادین نماز مغرب را با آنها خواندیم. مالایی ها شافعی هستند و آنجا بهتر دیدم مواردی که در مورد نماز طبق فقه شافعی و تفاوت آن با حنفی شنیده یا خوانده بودم، صحیح است. در فقه شافعی، تراشیدن ریش جایز است و جالب بود که امام جماعت هم ریش خود را تراشیده بود. بعد از نماز هم بر خلاف حنفی ها و حنبلی ها ذکرهایی گفته می شد. بعد از مدتی ذکر گفتن، امام جماعت رو به سمت راست قبله کرد (یعنی کلا به سمت راست نشست و از قبله بدنش را برگرداند) و دعایی می خواند که نفهمیدم چرا همه دعا را به قبله نخواند.
بعد از نماز به قسمت تجاری کی ال رفتیم. این قسمت خیلی مدرن بود و از سنگاپور یا تورنتو چیزی کم نداشت. آسمان خراش های بلند که معروفترینش برج ها دوقلوی پتروناس هستند. مراکز خرید متعدد هم ایجاد کرده بودند که احتمالا بیشتر توریست ها از آنها خرید می کردند. داشتیم گشت می زدیم که یک اتفاق خیلی خیلی غیر قابل انتظار افتاد. یکی از دوستان هم ورودی شریف را در خیابان دیدم. دوستم الان در شریف دکترا می خواند و او هم برای سفر کوتاهی به مالزی آمده بود. گاهی آدم تعجب می کند که احتمال های خیلی خیلی خیلی کوچک هم رخ می دهد. متاسفانه نشد زیاد با هم صحبت کنیم چون هر دو همراه دیگر داشتیم و برنامه مان هم چک کردیم طوری نبود که بتوانیم هم دیگر را باز ببینم ولی خاطره به یاد ماندنی شد.
یک نکته جالب این بود که روی بسیاری از اقلام قیمت ها هم به رینگت و هم به دلار سنگاپور زده شده بود. احتمالا سنگاپوری ها بصورت قابل توجهی از اینجا هم خرید می کنند. بعد از گشتی در منطقه تجاری و صرف شام به هتل برگشتیم. سعی می کنم زودتر بیشتر بنویسم.


تاریخ آخرین ویرایش:- -

سید جمال
یکشنبه 17 فروردین 1393 08:11 ب.ظ
سلام .
سفر خیلی خوبه ولی واقعا با این درآمد هایی که ما در ایران داریم (ما معلم ها) و این خرج ها و گرانی ها حتی سفرهای داخل استانی هم برایمان غیرممکن شده چه برسد به سفر خارجی
پاسخ مرد یخی : سلام
امیدوارم اوضاع اقتصادی کشور بهبود پیدا کند. خودم خیلی‌ به سفر علاقه ندارم ولی‌ اگر خیلی‌ علاقه ماند سفر هستید، اکثراً می‌‌شود در نزدیکی‌ محل زندگی‌ هم مکان خوبی برای سفر پیدا کرد که از نظر بودجه هم مناسب باشد. دیده‌ام خانواده‌های معلم که خیلی‌ سفر می‌‌روند (نکته مثبت برای فرهنگی‌‌ها این است که معمولا هر جا بروند می‌‌توانند محل اقامت از طریق آموزه و پرورش پیدا کنند). به خصوص در ایران که خیلی‌ تنوع بالایی‌ وجود دارد و در اکثر استان‌ها محل خوش آب و هوا وجود دارد. اما اکثر ما تصورمان از سفر جایی‌ است که راه طولانی‌ داشته باشد و برای همین سفر کردن را یک کار سخت می‌‌پنداریم. ولی‌ برای تنوع و تجدید روحیه لازم نیست جای دور یا سفر طولانی مدت برویم.
امیرحسین
یکشنبه 13 اسفند 1391 07:53 ب.ظ
سلام. بسیار زیبا نوشته بودید. به سلامتی دارید کم کم از برق به جهانگرد تبدیل میشید.
پاسخ مرد یخی : سلام
سفر در ایران هم آسان است و مکان های واقعا دیدنی داریم و اگر اهل سفر باشید می توانید استفاده کنید.
سید مرتضی
پنجشنبه 26 بهمن 1391 03:04 ق.ظ
سلام
دوتا سوال ازتون داشتم. اول اینکه آیا مدرک دانشگاه NUS مورد تایید وزارت علوم هست؟ و دوم اینکه به نظر شما دکترا خوندن در دانشگاه شریف بهتره یا در NUS.
ممنون
پاسخ مرد یخی : سلام
بله مورد تایید هست. از نظر اقتصادی تحصیل در NUS بهتر است و شما دغدغه مالی حین تحصیل نخواهید داشت اما بنظرم برای استاد شدن در دانشگاههای خوب ایران، شریف شناخته شده تر است. البته حدس می زنم در آینده NUS شناخته شده تر شود. بهتر است با اساتید ایران مشورت کنید که بیشتر در جریان دید هیات علمی دانشگاههل نسبت به NUS هستند. از نظر وجود اساتید خوب و کار علمی روز NUS بهتر است و از بسیاری دانشگاههای غربی کم ندارد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر