تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - عید نوروز


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

عید نوروز

نوشته شده توسط:مرد یخی
سه شنبه 6 فروردین 1392-11:51 ق.ظ

امسال دومین سالی بود که موقع تحویل سال ایران نبودم. با این که ایرانی های سنگاپور از نظر تعداد خیلی کمتر از کانادا هستن ولی 4-5 برنامه مختلف داشتن. یک برنامه بود که در یک کلوب برگزار می شد که طبیعتا نرفتیم. دو خواب گاه اصلی وجود دارد که هر کدوم یک برنامه شام برای خودشان داشتن. یک برنامه هم سفیر ایران برگزار کرده بود که شامل موسیقی سنتی بود و نوازندگانی از ایران آورده بودن که البته شرکت نکردم.
با این که خوابگاه زندگی نمی کنم، ولی دوستان خوابگاهی داریم و اون ها دعوت کردن همراه هم خونه ای ها در مراسم یکی از خوابگاهها شرکت کنیم. مراسمشون خیلی ساده بود. صرف شام و بعد رنگ کردن تخم مرغ! البته شام رو هر کس برای خودش تهیه می کرد که سبزی پلو و ماهی بود و فقط بصورت جمعی صرف می شد. البته ایده خوبی هست که باعث می شه از زحمت برگزاری خیلی کاسته بشه. تنها نکته ای که کمی مراسم رو از یکنواختی در آورد این بود که یکی از دانشجوها لباس حاجی فیروز پوشیده بود و صورتش رو هم سیاه کرده بود و دایره می زد! مطابق معمول مراسم ها، کلی تاخیر وجود داشت و بعد از خوردن شام از بخش رنگ کردن تخم مرغ صرف نظر کردم و با یکی از دوستان برگشتیم خانه. در طول مراسم دو نکته هم قابل توجه بود.
اول این که دو خانم با قیافه نژاد زرد به همراه فرزندانشون در مراسم شرکت کرده بودن. اولش خیلی از ایرانی ها در تعجب بودن که برای چه اومدن؟ نه این که ناراحت باشن ولی معمولا آدم ها در مراسمی که تعلق فرهنگی نداشته باشن شرکت نمی کنن. مثلا عجیب هست یک ایرانی در مراسم سال نو چینی شرکت کند. بعد که صحبت کردیم معلوم شد اهل قزاقستان هستن و نوروز رو جشن می گیرن و متوجه شدن چنین برنامه ای هست و شرکت کرده بودن. نکته دیگر این بود که با این که مراسم از نظر فرهنگی کاملا عمومی بود و هیچ جهت گیری مذهبی نداشت ولی بیش از نیمی از خانم ها محجبه بودن و حریم تماس بین زن و مرد حتی بین غیر محجبه ها خیلی خوب رعایت می شد. در حالی که در چنین مراسمی در کانادا، اکثریت قریب به اتفاق خانم ها حجاب نداشتند. فکر کنم یک دلیلش این باشد که خیلی از ایرانی های سنگاپور تهرانی نیستند و علاوه بر آن تهران ندیده هستند! مثلا دوستی دارم که می گوید کلا تا بحال 3-4 بار تهران رفته است. در کشور ما هم بین تهران و سایر شهرها (حتی اصفهان و شیراز) از نظر گرایشات دینی تفاوت های قابل توجه هست که احتمالا آشنا هستید. این نکته همچنین نشانگر این است که چرا تهران و مردمش نمونه آماری خوبی از مردم ایران نیستند.
روز عید در مراسمی با دوستان نزدیک تر جلسه قرآن داشتیم که حدود 20 نفر شرکت کننده وجود داشت. موقع تحویل سال یاد تحویل سال 90 افتادم که تنها بودم. شبکه سه رو نگاه کردیم و بعد از تحویل سال شام خوردیم. شام رشته پلو بود که گویا در شیراز رسم عمده است و یکی از زوج های شیرازی زحمتش را کشیده بودند. بعد شیربرنج خوردیم که گویا باز رسم شیرازی هاست که روز عید شیربرنج بخورند. برام جالب بود که شیرازی شیر برنج را با زیره می خوردند! و این شد برنامه عید امسال. موقع تحویل سال در این فکر فرو رفتم که دعای تحویل سال رو نباید مختص به تحویل سال کرد. دعای زیبایی است و امیدوارم خدای تبارک و تعالی همواره و همیشه ما را به وضعیت احسن هدایت کنند.
پ.ن.1:  دانشگاه یک میهمانی به سبک شام و دنس! دارد که شرکت برای کارکنان مجانی است یعنی دستیارهای پژوهشی و پست داک ها می توانند مجانی شرکت کنند ولی دانشجویان باید هزینه پرداخت کنند. تازگی ها بنیامین با دیت! خود کلاس رقص می رود و دوست دارد با هم به میهمانی بروند. گیر داده است که تو هم بیا که خوش می گذرد. گفتم در چنین میهمانی هایی الکل مصرف می شود و در اسلام جایز نیست. پاسخ داد: مجبور نیستی که بنوشی! می آیی و الکل نمی نوشی. تا به حال که دست بسرش کرده ام. امیدوارم دست از سرم بردارد! یاد میهمانی کریسمس دانشگاه کانادا افتادم. سال اولی که رفته بودیم دو-سه تا از دوستان می خواستند شرکت کنند و وسوسه شده بودم بروم. با همین توجیه که لازم نیست مثلا برقصیم یا الکل بنوشیم. به یک دوست پاکستانی گفتم که قصد دارد برود؟ پاسخ داد که نه! برای چه برویم؟! این ها الکل می خوردند. می خواهی با آنها قاطی شوی؟ همین جواب باعث شد فکرش را از سرم بیرون کنم.
پ.ن.2: در گروهی که به تازگی رسما وارد شدم یک دختر هندو است که 25 سال دارد ولی در طول عمرش حتی یک بار هم گوشت نخورده است! (انواع گوشت اعم از گوشت قرمز و مرغ و ماهی) تصورش سخت است ولی همیشه گیاه خورده است و البته لبنیات. می گوید در در اندیشه هندوئیسم آسیب زدن به جانداران ممنوع است و برای همین تا حد امکان یک هندو باید سعی کند موجودات زنده را نکشد. برای همین نباید از محصولات گوشتی استفاده کند. هندوئیسم منش قابل توجهی است. با این که بعید است منشا آسمانی داشته باشد ولی پیام های اخلاقی قابل تاملی دارد و با عرفان و برداشت های باطنی جهان اسلام قرابت هایی دارد.
پ.ن.3: از وقایع عجیب سوریه کشته شدن البوطی بود. آقای البوطی از نظر علمی در درجه بالایی بود و شاید بتوان گفت جز یکی از 30 دانشمند دینی برجسته اهل سنت بود ولی با وجود این نکته وهابیت او را کشتند!!! معلوم نیست این جماعت وهابی روی چه حسابی خود همه مسلمین غیر خود را هدر می داند؟ اگر مشکل حمایت البوطی از بشار است، جناب آل شیخ و عدنان العرعور که با شدت بیشتری از پادشاه عربستان حمایت می کنند و او شخص معلوم الحالی است که هر انسان منصفی حکومت بشار اسد را بر حکومت عبدالله ترجیح می دهد. از سویی بالاخره اگر منظور از اولی الامر طبق تفسیر اهل سنت حاکم جامعه است، چه عیبی بر البوطی وارد بود؟ او هم داشت از حاکم جامعه خودش اطاعت می کرد. خداوند این جماعت را بر هیچ ملتی مسلط نکند که انصافا زندگی تحت حکومت بسیاری از کفار بر زندگی تحت حکومت وهابیت شرف دارد.



تاریخ آخرین ویرایش:- -

پاسخ کامنت خصوصی
چهارشنبه 14 فروردین 1392 03:27 ق.ظ
در این مورد که گفتین قرآن مفصل صحبت کرده. هم اعتقادات غلط مسیحیت مثل تثلیث رو رد کرده و هم اصل مسیحیت رو تایید کرده است. برای شروع می شه به سوره مریم و ما بقی آیات قرآن در مورد حضرت عیسی مراجعه کنید و تفسیر رو هم مطالعه کنید. اگر زمینه اش بود خودم هم مایل هستم با ایشون بصورت مجازی حالا چت یا ایمیل صحبت کنم.
موفق باشید و ان شا الله بتوانید تلنگری باشید که حداقل دید ایشان نسبت به اسلام تصحیح شود.
پاسخ کامنت خصوصی
دوشنبه 12 فروردین 1392 06:10 ق.ظ
سلام
نه با فردی که نام بردید آشنایی مجازی دارم و متاسفانه تا کنون ملاقات حضوری نداشته ایم و نسبت فامیلی هم نداریم.
مریم
یکشنبه 11 فروردین 1392 07:25 ب.ظ
سلام از اینكه جواب دادید ممنونمم
مقصد ما اونجا فقط برای كار و زندگی هست .
الان ما در كشور قطر زندگی می كنیم .اینجا رو مذهب شیعه خیلی حساسند اگه بدونن شیعه هیچی دیگه دشمنت میشن در ضمن دید خوبی نسبت به ایرانیا ندارن اگر هم بدونن ایرانی هستی دیگه كارت تمومه .راستش این دوتا مسئله خیلی اذیتمون می كنه و می خوایم از اینجا بریم.
پاسخ مرد یخی : سلام
در این صورت قابل توصیه است. از جهت مذهبی احتمال بالا نسبت به قطر مشکلات کمتری خواهید داشت و هیچ دید منفی نسبت به ایران ندارند چون کلا چیز زیادی از ایرانی ها نمی دانند. البته حتما باید وقتی اقدام به تغییر کنید که پیشنهاد کاری مناسب داشته باشید.
پرواز
پنجشنبه 8 فروردین 1392 03:00 ق.ظ
سلام
مدت زیادی نیست که با اینجا آشنا شدم اما خواننده خاموش این وبلاگ بودم. سوالی که برام پیش اومده اینه که با وجود دغدغه مندی وتجربیاتی که دارید چرا فقط وبلاگ ? منظورم اینه میشه اطلاع رسانی بیشتر وبهتری انجام داد.مثلا در مورد حجاب وعفاف یا نقد هایی که به سیستم اداری وارد کردید ویا خود سبک زندگی... فکرکنم اگه روشمند وکاربردی تحلیل کنید خواننده به نوعی انسجام فکری وراه حل میرسه ویا حداقل به دنبال جایگزین میره ,درغیر این صورت فقط با داده هایی مواجه میشیم که تکرار شده توسط بعضی وبه نوعی انفعال دچار میشیم .البته این که میگم کاربردی تر بنویسید فقط پیشنهاد است بلکه امثال بنده نقد اصولی وروشمند را یاد بگیریم وبه دنبال راه حل باشیم وگرنه که به شخصه از
تجربیاتتان استفاده بردم .
ومن الله التوفیق
پاسخ مرد یخی : سلام
با نظرتون موافق هستم. ولی امری که اشاره کردین نیاز به تفکر و وقت بیشتر دارد که مقداری مانع هستند. از سویی این وبلاگ بیشتر برای ثبت خاطرات و تجربیات برای افرادی با وضعیت مشابه است یا کسانی که داخل ایران هستند و می خواهند دیدی از فضای خارج ایران بدست بیاورند. اما پیشنهادی دارم، شما می توانید در مورد متن های وبلاگ چنین مطالبی بنویسید یا نقد وارد کنید. از انتشار آن خیلی استقبال می کنم و زمینه بحث بیشتر را ایجاد می کند. شاید انگیزه ای شد، متن های این چنین هم بنویسم.
مریم
چهارشنبه 7 فروردین 1392 07:42 ب.ظ
سلام سال نو شما مبارك
مدتیه داریم در مورد سنگاپور اطلاعات جمع می كنیم قصد مهاجرت داریم
من یه زنه محجبه هستم به این خاطر خیلی مرددم اگه میشه به ما كمكی كنید اطلاعاتی در مورد اوضاع زندگی اونجا بدید خیلی ممنونم
پاسخ مرد یخی : سلام
سال نو رو تبریک می گم. این قدر با عجله نوشتم که یادم رفت در متن تبریک بگم
از نظر زندگی سنگاپور برای یک مسلمان جای خیلی بهتری نسبت به کشورهای غربی هست و شما مشکلات بسیار کمتری در باب مسائل اسلامی مانند حجاب خواهید داشت. اما برای مهاجرت توصیه نمی کنم. چون سنگاپور تابعیت دو گانه را نمی پذیرد و افرادی که بخواهند تابعیت این کشور را بدست بیاورند باید تابعیت قبلی خود را ترک کنند. ترک تابعیت ایران بسیار سخت و تقریبا غیر ممکن است ولی حتی اگر آسان بود، آیا حاضر هستین تابعیت ایران را ترک کنید؟ در این صورت رفت و آمد شما به کشور سخت خواهد شد. اما برای کار و زندگی در صورتی که شغل خوبی پیدا کنید قابل توصیه است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر