تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - با خوانندگان


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

با خوانندگان

نوشته شده توسط:مرد یخی
سه شنبه 14 خرداد 1392-07:30 ق.ظ

در پی دو پستی که در مورد عملکرد شورای محترم نگهبان نوشته شد، یکی از خوانندگان متنی تهیه کرده اند که سعی داشته اند به سوالات طرح شده پاسخ دهند. ضمن تشکر از ایشان و وقتی که صرف کرده اند، توجه سایر خوانندگان را به متن ایشان جلب می کنم. متن ایشان به صورت فونت بلد است. بین مطالب ایشان نکاتی با فونت معمولی نوشته شده است تا مطلب واضح تر شود. فکر می کنم این امر خیلی خوبی است که با هم گفتگو داشته باشیم و طرز فکر یکدیگر را نقد کنیم. مسیر اصلاح در قدم اول از همین گفتگوها شکل می گیرد. همین جا از مطالب سایر دوستان هم استقبال می کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

توضیحی درباره دو متن اخیر شما درباره شورای نگهبان:

سلام


سلام

در باب دو متن اخیری که شما درباره شورای نگهبان نوشتی مطالبی به ذهنم آمد که عرض می‌کنم:

متن اول:

در انتهای بند اول نوشتی که «شاید بخش قابل توجهی دیگر در انتخابات شرکت نکنند». نمی‌دانم این تحلیل را از کجا آورده‌ای اما اگر فقط داری به سایت‌ها و فضای مجازی اعتماد می‌کنی این اشتباه را نکن برادرم. ای کاش در ایران بودی و خود مردم را می‌دیدی. من به عنوان کسی که در تهران زندگی می‌کنم و بیش از هشت ماه است دیگر در خوابگاه دانشگاه هم نیستم که در محیط بسته ای باشم و با سرویس به دانشگاه بروم و بیایم، تحلیلم این است که اصلا این‌گونه نیست. مردم تقریبا حس خاصی نسبت به این ماجرا نداشتند. بیشتر آن‌هایی که اهل رأی دادن بودند و هستند امروز هم رأی می‌دهند. شاید اگر هاشمی بود به هاشمی و حالا که نیست به دیگری. بیشتر آن‌هایی که اهل رأی دادن نیستند هم حتی اگر هاشمی بود رأی نمی‌دادند. نمی‌گویم کاملا بی‌تأثیر است چون بالاخره آقای هاشمی شخصیت بزرگی است اما نگرانی اساسی از این بابت واقعا وجود ندارد. البته من معتقدم که کلا فضای امسال (حداقل تا امروز که 18 روز به انتخابات مانده) سرد تر از فضای سال 88 است اما وقتی آقای هاشمی ثبت نام کرد هم فضا در بین مردم همین قدر سرد بود. اگر قرار بود هاشمی تغییری در این فضا ایجاد کند لااقل باید بارقه‌هایش در همان ایام پس از ثبت نام دیده می‌شد. البته این‌ها حس من است. ممکن است نظر کسی دیگر که در همین فضا زندگی می‌کند متفاوت باشد. برداشت من از صحبت با مردم این‌گونه بود.


قبول دارم چون شما داخل کشور هستید، بیشتر با جامعه برخورد دارید و از طریق فضای مجازی نمی توان با متن جامعه ارتباط گرفت. ولی دقت کنید از کلمه "شاید" استفاده شده است. یعنی فقط  ذکر یک احتمال بود. البته نه یک احتمال که نباید به آن اهمیت داده شود. از آن جهت آن جمله را ذکر کردم که خود به شخصه افراد مذهبی مقید به نماز و روزه را دیدم که گفتند دیگر در انتخابات شرکت نمی کنند. البته همه این نظرات لحظه ای است و خیلی به اتفاقات و شرایطی که تا روز انتخابات پیش خواهد آمد، بستگی خواهد داشت. دقت شود که با توجه به مشارکت 85 درصدی انتخابات گذشته، اگر درصد مشارکت خیلی کمتر باشد (مثلا 60%) به سرعت به معنای سرخوردگی مردم تعبیر خواهد شد. در همین راستا نظام باید هر چه بیشتر مردم را تشویق به شرکت کند. تایید صلاحیت آقایان معین و مهرعلیزاده در سال 84 هم احتمال بسیار به همین دلیل بود. به نظرم امروز نسبت به سال 84 اتفاقا نیاز بیشتری به مشارکت بالا داریم. اگر دقت کنی آمریکا، سازمان انرژی اتمی و اتحادیه اروپا منتظر نتیجه انتخابات ایران هستند تا با توجه به آن تصمیم بگیرند. اگر به این نتیجه برسند که مردم پشتیبان سیاست های نظام نیستند، در اعمال فشار تردید نخواهند کرد. 


(
میهن بلاگ اجازه پست همه مطلب را در صفحه اصلی نمی دهد. به ادامه مطلب مراجعه کنید.)

گفتی که: «با کمی دقت می شد دید که فضا در حال دو قطبی شدن است و به مرور همان شرایط سال 88 را می شد در سایت های خبری مشاهده کرد.». برادرم. به نظر من سایت‌های خبری اصلا منعکس کننده فضای واقعی جامعه نیستند.


منظورم فقط فضای خبری بود و به جامعه گسترش ندادم. شما در آن بازه ده روزه اخبار سایت هایی مانند رجا نیوز و جهان نیوز را می خواندید رویکرد را متوجه می شدید. ولی این قدم اول است و خیلی موارد متن جامعه در قدم بعدی متاثر می شود. همانطوری که در سال 88 هم مناظره های انتخاباتی در دو قطبی کردن متن جامعه تاثیر زیادی گذاشت و بعد از مناظره تاریخی آقایان احمدی نژاد و موسوی خیلی فضا تغییر کرد و آقایان کروبی و رضایی کاملا به حاشیه رفتند.

خبر دعوت مراجع تقلید از آقای هاشمی لااقل توسط دو تن از این مراجع بزرگوار (که فکر میکنم فقط اسم همین دو مرجع هم ذکر شده بود) تکذیب شد. آیت الله سیستانی و آیت الله وحید خراسانی. این دیگر در سایت‌های خبری هم بود. دیگر غیر از این دو بزرگوار نمی‌دانم کدام مرجع به چنین چیزی منتسب شده بود. اگر بوده من خبر ندارم.


دفتر آقای سیستانی هیچ گاه این خبر را تکذیب نکرد. اگر به سایت ایشان مراجعه کنید متوجه می شوید تکذیبیه وجود ندارد. برخی سایت های خبری از دفتر تهران سوال کرده بودند و دفتر تهران هم اظهار بی اطلاعی کرده بود ولی در یک اقدام رسانه ای همان را با عنوان تکذیبیه منتشر کردند. کاملا مطابق انتظار است که دفتر تهران در جزئیات دیدارهای آقای سیستانی در عراق و گفتگوهای خصوصی ایشان نباشند. قرائن حاکی از این است که ایشان در دیداری که با آقای محمد هاشمی در جریان سفر زیارتی ایشان به عراق داشته اند حمایت ضمنی داشته اند. کلا در مورد آقای سیستانی، در ایران فقط آقای شهرستانی هستند که می توانند بصورت موثق صحبت کنند. در مورد آقای وحید خراسانی هم شما تکذیبیه را مطالعه کنید متوجه می شوید که با اضافه کردن قیدهایی مانند تلفن زدن و دعوت به کاندیداتوری از سوی شخص آقای وحید بیشتر به یک توریه شبیه است تا تکذیب قاطع تکذیب. در این مورد آقای غلامعلی رجایی متنی نوشته بود که از نظر بنده قانع کننده بود ولی وبلاگ ایشان فیلتر شد ولی شاید بگردید در سایت های دیگر به نقل از وبلاگ ایشان پیدا کنید. خلاصه خبر این بود که آقای علی مطهری دیداری با پنج تن از مراجع تقلید داشته اند و نقل کرده اند آقایان وحید و موسوی اردبیلی حمایت ضمنی کرده اند. بسیار بعید است فردی مانند آقای مطهری دروغ به این بزرگی به مراجع تقلید ببندد. البته آقای مطهری هیچ گاه شخصا این اخبار را رسانه نکرد. بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی هم آقایان موسوی اردبیلی، گرامی قمی و صانعی (ایشان به هر حال مقلد دارند) در نامه هایی از آقای هاشمی تشکر کردند که نشانگر حمایت ضمنی هم می تواند باشد. خود آقای هاشمی هم در سخنرانی بعد از رد صلاحیت به این نکته اشاره کرد که از سوی مراجع دعوت هایی بوده است. دقت کنید این همان آقای هاشمی است که در سال 84، آقای جوادی آملی از او حمایت کرد (که البته با پاسخ ناشایست عده ای از حامیان رقیب آقای هاشمی مواجه شد و حتی علیه ایشان تظاهراتی هم شکل گرفت). اما نکته مهم این بود که هیچ یک از این مراجع به صورت رسمی حمایتی نکرده بودند و اطرافیان آقای هاشمی در یک اقدام غیر اخلاقی نظرات خصوصی مراجع را در سطح عموم مطرح کردند که عکس العمل دفتر آقای وحید هم پاسخی برای همین بود. به هر حال مراجع خوشبختانه به این نتیجه رسیدند که نباید سطح مرجعیت را به یک گروه سیاسی تقلیل داد.

نمی دانم منظورت از کف صلاحیت ها چیست؟ شورای نگهبان وظیفه دارد صلاحیت افراد برای رئیس جمهور شدن را احراز کند. اگر منظورت همین است که خب بحثی نیست.

بله اگر شورای نگهبان بخواهد به جای مردم انتخاب کند از وظیفه خود تعدی کرده.


منظور این است که فقط بررسی کنند آن شرایط ذکر شده در قانون اساسی وجود داشته باشد و عملکرد دوگانه نداشته باشیم. این که مثلا به علت تعدد بالای کاندیداها به عده ای اجازه داده نشود، تعدی است (ذکر این نکات به معنای تایید نیست ولی دقت کنید آقای مومن هم ذکر کردند که احتمالا بیش از ده نفر تایید شوند و این نشان از اختلاف درونی بین اعضای شورای نگهبان است.) این که به علت عقائد شخصی متفاوت از اعضای شورای نگهبان کسی رد صلاحیت شود تعدی است (طوری که ناقض شرایط ذکر شده در قانون اساسی نباشد).

سوال 1، قسمت سن و توانایی جسمی : شورای نگهبان اکنون هم به این نتیجه نرسیده که سن مانع است. همین موضوعی که شما هم به آن اشاره کردی مطلب را نشان می‌دهد: آقای غرضی 72 ساله احراز و آقای هاشمی 79 ساله عدم احراز شدند. به قول شما فرق زیادی هم بین 72 سال و 79 سال نیست. برادر من نکته، سن نیست. نکته این است که شخص توانایی جسمی کافی برای اداره کشور را دارد یا نه. ممکن است یک فرد 80 ساله بیش از یک فرد 65 ساله برای اداره کشور توانا باشد. پس اگر این دلیل، دلیل واقعی شورای نگهبان باشد احتمالا این موضوع را سنجیده است. البته احتمالا. کسانی که اخیرا آقای هاشمی را از نزدیک دیده بودند همه، ضعف جسمی ایشان را تأیید می‌کردند.


با شما تا حدی موافقم ولی قضیه سن از سوی افراد مختلف به عنوان علت ذکر شد و برای همین در مطلب اشاره شد تا مشخص شود که خیلی دلیل قانع کننده ای نیست. اطرافیان آقای هاشمی هم گفته اند از آقای هاشمی درخواست ارائه سوابق پزشکی نشده است تا این موضوع بررسی شود. بالاخره افرادی که از نزدیک دیده اند که نمی توانند ملاک کامل باشند. نظر پزشک مهم تر است. 

قسمت حسن سابقه و...: برادر من، حیطه اختیارات و توانایی‌های مجمع تشخیص مصلحت با رئیس جمهور و حتی وزیر، قابل مقایسه است؟ این‌همه ارتباطی که رئیس‌جمهور و وزرا با مردم دارند را کجا مجمع دارد؟ اصلا حیطه اختیارات را بی‌خیال، همین یک تفاوت در میزان ارتباط با مردم، باعث تفاوت در برخی ویژگی‌های لازم نمی‌شود؟ ضمن اینکه اصل کاری که مجمع تشخیص انجام می‌دهد تعیین سیاست‌های کلی نظام است که آن هم فقط با تأیید خود حضرت آقا ابلاغ می‌شود. واقعا تعداد قوانینی که بر اثر اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان به مجمع می‌رود خیلی کم است. باز هم ضمن اینکه در همین یک سال اخیر هم اتفاقات جدیدی افتاده است. این که آقای هاشمی اخیرا در دیدار وبلاگ‌نویسان (اگر اشتباه نکنم) گفتند که ما با اسرائیل سر جنگ نداریم، حرف کمی است؟ شما اگر بخواهی 4 شعار اصلی انقلاب 1357 حضرت خمینی را بشماری قطعا یکی اش فلسطین است!


بینید اهمیت و فشار کاری و سطح روابط یک پست یک مطلب است و حسن سابقه چیز دیگری. بنده مدعی بودم که حسن سابقه و تقوایی که برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نیاز است در حد ریاست جمهوری است. مجمع جایی است که قرار است مصلحت نظام را تشخیص دهد که خیلی مهم است. یعنی اگر قوانین مجلس از نظر شورای نگهبان مخالف شرع باشد و مجلس هم کوتاه نیاید، در مجمع بررسی انجام خواهد شد و ریاست آن باید فردی باشد که تقوا داشته باشد تا خدای نکرده بر خلاف فقه محمد و آل محمد علیهم السلام حرکت نکند. صحبتم این بود سطح حسن سابقه و تقوای ریاست مجمع نباید از ریاست جمهوری کمتر باشد. حالا این که سطح ارتباط و اختیارات خیلی فرق می کند ارتباط زیادی ندارد. در مورد اسرائیل هم آقای هاشمی آن حرف را بعد از عدم احراز صلاحیت (همان رد صلاحیت. آخر بعضی ها تاکید دارند که از عبارت رد صلاحیت استفاده نشود) بیان کرد که قاعدتا در بررسی شورای نگهبان اثری نداشته است. ولی به شخصه معتقدم ادبیات ایشان اشتباه بود ولی مفهوم آن اشتباه نبود. شما فرض کنید همه امت اسلامی و از جمله خود فلسطینیان به صلح با اسرائیل برسند (که اکنون بخشی از آنها رسیده اند). آیا ما می توانیم مستقل از آنها وارد جنگ شویم؟ جنگ ما با اسرائیل فقط با حمایت امت اسلامی قابلیت تحقق دارد. همانطور که امام هم گفت اگر هر مسلم یک سطل آب بریزد، سیل اسرائیل را خواهد برد. وقتی گروه اخوان المسلمین به عنوان گروه پیشرو اسلامی جهان اهل سنت به صراحت می گوید به کمپ دیوید پایبند است، چطور ما می خواهیم وارد دعوا شویم؟ تقریبا مطمئن باشید که اگر اسرائیل حاضر شود مرزهای 1967 را بپذیرد، خیلی سریع بقیه اعراب وارد خواهند شد و با تشکیل فلسطین دعوا را حل خواهند کرد. همین الان هم خیانت آنها را در سوریه مشاهده می کنیم. ان شا الله وقت شود باید یک مطلب مستقل هم در مورد فلسطین بنویسم.

نکته دیگر این که آقای عارف مواضع خوبی در برابر فتنه داشتند اما آقای روحانی را من هم ندیدم (البته اینجوری نبود که خیلی مطلب مهمی باشد برایم و رفته باشم بگردم اما پیدا نکردم؛ اما خب در پی چک کردن سایت ها من هم چنین چیزی ندیدم). اما مسأله می‌تواند فقط فتنه نباشد کما این که گفتم مثال دیگرش را. ضمن این که می‌تواند اصلا این دلیل نباشد و دلیل قبلی باشد!


قبول دارم مواضع آقای عارف بهتر از آقای روحانی بود ولی دقت کنید ایشان هم حمایت ضمنی از آقایان موسوی و کروبی داشته اند و گفته اند متاسف هستند که این دو نفر در حصر هستند. بحث بنده این بود که این دو نفر هم مواضع مشابه آقای هاشمی داشته اند.

سوال 2. اولا که این سوال را می‌توان درباره آقای روحانی هم پرسید اما به نوعی پاسخ هردو این است: آقای سعید جلیلی (و نیز آقای روحانی)، مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی را داشتند. درست است که ما بخاطر مذاکرات خارجی، اسم این دو نفر را در این مسأله همیشه می‌شنیدیم اما تنها مسئولیت دبیر شورا که این نیست! اصلا مسئولیت دبیر شورا این نیست! حالا فعلا در مملکت ما دو رئیس جمهور قبلی (احتمالا هم با تأیید رهبری، البته کاملا احتمالی!) یعنی آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد ترجیح داده اند که مسئولیت مذاکرات اساسی با خارجی‌ها را به دبیر شورا بسپرند! تا جایی که من می‌دانممی‌توانستند این کار را نکنند. اما مسئولیت اساسی شورا و دبیر آن از اسمش معلوم است: امنیت ملی! قبول هم داری لابد که در کشوری مثل کشور ما با این همه دشمن، خیلی از مسائل، به امنیت ملی مربوط می‌شوند. حالا قبول هم نداشته باشی، اتفاقی که در واقع می‌افتد این است که بسیاری از مسائل اساسی مملکت در شورای عالی امنیت ملی مورد بحث و نظر قرار می‌گیرد (با اطلاع دقیق می‌گویم) و دبیر بطور خاص در جریان اجرای خیلی از قوانین هست و نتایج را پی‌گیریمی‌کند و تحلیل می‌کند و ضعف‌ها و قوت‌ها را می‌بیند (تقریبا دبیر بیش از هر یک از وزرا، درگیر مسائل کلان کشور است). به همین دلیل کسی که در این جایگاه هست در سطح بالایی با مسائل خرد و کلان کشور درگیر است و چون مثل رئیس‌جمهور درگیر اجرا نیست فرصت تحلیل و سنجش بیشتری هم دارد.


آقای روحانی قبلا دو دوره نائب رئیس مجلس هم بوده اند و علاوه بر این سطح تجربه ایشان (عضو مجلس خبرگان (بنابراین مجتهد هستند که بنظرم خودش امتیاز است) و مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک آن، بیست سال نمایندگی مجلس و عضویت و ریاست کمیسیون های مهم مجلس، عضو شورای عالی دفاع در دوره جنگ و ریاست قرارگاه خاتم الانبیا و پدافند هوایی کشور، ریاست شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما و ...) خیلی متفاوت از آقای جلیلی است و بنابراین مقایسه ایشان با آقای جلیلی صحیح نیست و خودتان سوابق ایشان را بررسی کنید متوجه خواهید شد چقدر آقای جلیلی از نظر تجربه پایین تر هستند. همانطور که قبلا هم اشاره شد، شخصا آقای جلیلی را دارای صلاحیت لازم می دانم. بحث این است که وقتی شورای نگهبان فردی مانند آقای متکی را احراز نکرده است، چگونه آقای جلیلی احراز شده است؟ وقتی در مورد مدبر بودن آقای جلیلی سوال مطرح می شود به معنای رد کردن آن نیست. در این مورد یکی از اعضای گروه پایداری صحبت هایی در مورد رجحان آقای لنکرانی بر جلیلی داشتند که به نظر بنده قانع کننده بود که احتمالا مطالعه کرده باشید. قبول دارم دبیر شورا پست مهمی است ولی سنخیت با وظایف ریاست جمهوری ندارد. شبیه رئیس قوه قضائیه که پست مهمی است ولی بنظرم آقا صادق لاریجانی هم فرد مناسبی برای ریاست جمهوری هم نیستند و بصورت مشابه آقای جلیلی البته این دو-سه جمله آخر نظر شخصی بنده است و ربطی به احراز صلاحیت آقای جلیلی ندارد.. 

3. این سه سوال (الف و ب و ج) سوال من هم هست اما توضیح یک نکته، شاید پاسخ این سوالات و خیلی سوالات دیگر باشد:

سازوکار قانون برای تشخیص صلاحیت نامزدها چیست؟ قانون گفته شورایی متشکل از 12 نفر وظیفه این تشخیص را دارند. شورا هم برای تشخیص برخی از این موارد موظف است از مراجع چهارگانه استعلام کند (نیروی انتظامی، ثبت احوال، دادگستری و وزارت اطلاعات) (مثلا یکی از ملاک‌های حسن سابقه، نظر وزارت اطلاعات است) و برای تشخیص دیگر موارد نظر خود این افراد صائب است. در مواردی هم که از نظر مراجع چهارگانه، مشکلی نیست و کار به نظر خود این افراد می‌کشد، گویا سازوکارشانرأی‌گیری است (بر اساس چیزی که آقای کدخداییسخن‌گوی شورای نگهبان یکی دو روز مانده به اعلام نتایج، اعلام کرد).خب این سازوکاربی‌اشکال است؟ نه، قطعا اشکالاتی هم دارد اما قانون این‌گونه مشخص کرده است. محمد عزیز! نظر افراد به مرور زمان عوض می‌شود (جدای از این که آدم‌ها ممکن است عوض شوند یعنی ممکن است آقای فلاحیان عوض شده باشد یا در طول این مدت پرونده ای برایش ایجاد شده باشد که یکی از مراجع چهارگانه او را رد کرده باشند) اما با فرض کاملا ثابت ماندن افرادی که نامزد می‌شوند، نظر آدم‌ها عوض می‌شود. تازه نکته جالبتر این که اعضای شورا هم تغییر می‌کنند پس اصلا ممکن است همین اعضا اگر در سال 1380 عضو بودند همان موقع هم آقای فلاحیان را رد می‌کردند (و البته ممکن هم هست که تأیید می‌کردند). پس با دو فرض ثابت بودن اعضای شورا و ثابت ماندن شخصیت نامزدها، باز هم ممکن است نظر اعضای شورا در طول زمان عوض شود. هم از این جهت که ممکن است شناخت شان از یک فرد کامل تر شده باشد و در نتیجه نظرشان عوض بشود و هم ممکن است اصلا معیارشان درباره میزان مدیر و مدبر بودن یا دیگر مواردی که تشخیصش به عهده آن‌ها نهاده شده بالا و پایین بشود. شاید واقعا کسی سال 80 فکر می‌کرده این حد از توان اداره برای رئیس‌جمهور کافی است و در طول این 12 سال نظرش عوض شده باشد.


کلیت روالی که گفتید صحیح است. ولی این طور نیست که اگر یکی از مراجع چهارگانه رد کرد، شورا هم لزوما رد می کند. گزارش مراجع چهارگانه به شورا می رسد و اعضا آن را در نظر می گیرند ولی ممکن است خلاف آن هم عمل کنند. نشانه آن هم این است که در انتخابات مجلس گاهی یک از مراجع چهارگانه صلاحیت کسی را تایید نمی کند ولی افراد با اعتراض به شورای نگهبان صلاحیت خود را احراز می کنند. مثلا آقای علی مطهری دوره پیش مجلس چنین وضعیتی داشتند. اما در واقع صحبت شما به نوعی تایید منطق کلی اشکالات مطرح شده در دو پست است. بله نظر نهایی شورای نگهبان قانون است و باید از آن تبعیت شود. انتقاد و اعتراض افراد درون نظام به این مورد نیست و توضیحاتی شما را هم می پذیرم اما انتقاد به آن است که نظر اعضا ممکن است اشتباه یا نا کامل باشد یا جهت گیری شخصی اعضا در آن دخیل باشد.  فایده این اعتراض این است که اعضای شورا مطلع می شوند و فکر می کنند و اگر اشتباهی بود تصحیح می کنند و این طور به سمت اصلاح می رویم. مثلا دقت کنید بر خلاف دوره قبل، این دوره اعضای شورای نگهبان وارد حمایت مصداقی از نامزدها نشده اند که احتمال خوبی تا حدی به علت تجربه گذشته است (عملکرد آقایان الهام، یزدی، جنتی، مدرس یزدی و مومن در دور قبل). کلا هیچ گاه فکر نکنیم هر چیزی که در جمهوری اسلامی رخ می دهد، لزوما بهترین حالت است. حتی ممکن است رهبری هم اشتباه کند و ما باید فضای نقد و انتقاد به رهبری را هم ایجاد کنیم.

اگر با دقت به این سازوکار نگاه کنیم جواب خیلی از این سوالات همین‌جا معلوم می‌شود. چرا غرضی واجد صلاحیت شده اما سعیدی کیا نه؟ با فرض این که مراجع چهارگانه به هیچ‌کدام گیر جدی نداده باشند (که احتمالا فرض درستی است) خب تشخیص و شناخت این آدم‌ها باعث چنین تصمیمی شده. خود آقای کدخدایی گفتند ما کسانی را که نمی‌شناسیم و سابقه اجرایی ازشان نداریم، به ایشان می‌گوییم که بیایید و برنامه بدهید اما کسانی که اعضای شورا شناخت دارند بر اساس شناخت رأی می‌دهند (نقل به مضمون است. عبارات این نبودند).


این سخن شما که توضیح واضحات است. بحث این است که ممکن است شناخت اعضا اشتباه یا ناکامل باشد. ادعا این نیست که اعضا از روی هوا و هوس کار کرده اند. در متن هم دوبار اشاره شد. ولی این طور هم نیست که اعضای شورا یا کل شورا به عنوان یک نهاد عصمت داشته باشد (برای مقایسه: بهایی ها معتقدند شورای نه نفره بیت العدل به عنوان یک نهاد عصمت دارد. یعنی تک تک اعضا معصوم نیستند ولی رای کلی آنها عصمت دارد چون خداوند باید بهائیان را هدایت کند! که شبیه حرف برخی در مورد مجلس خبرگان است!). ما باید در جمهوری اسلامی یاد بگیریم که بدون خروج از حاکمیت انتقاد کنیم و سیستم را اصلاح کنیم. زمانی در همین نظام اعتراض به گرانی نوعی عملکرد ضد انقلابی بود اما اکنون به راحتی انجام می شود. باید بصورت مشابه انتقاد را گسترش دهیم و حتی شامل عملکرد رهبری هم کنیم. انتقاد هیچ گاه لزوما به معنای خروج از حاکمیت یا عدم تبعیت از قانون نیست. مثال فردی مناسب آقای صادق زیباکلام است که تندترین انتقادات را به جمهوری اسلامی می کند ولی هیچ گاه خروج از حاکمیت نداشته است و در مصاحبه ای تاکید کرده است که در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی است. قانون باید فصل الخطاب باشد چون قانون بد یا بد اجرا کردن قانون در 99 درصد موارد از بی قانونی بهتر است و باید سعی کنیم بصورت قانونی با قانون بد یا بد اجرا کردن قانون مقابله کنیم. مهمترین انتقاد هم به آقایان کروبی و موسوی هم عدم تبعیت این دو نفر از قانون است و دیدیم چقدر هزینه به کشور تحمیل کردند که حتی امروز هم وجود دارد که خود پیش خداوند باید پاسخ گو باشند.

جواب کلیت سوال 4 هم در توضیح قبلی هست. اصلا بعید ندان که مراجع چهارگانه نظر مخالفی ابراز کرده باشند.

حتی در مورد آقای هاشمی هم این ممکن است. ببین، اعضای شورا موظف اند از مراجع چهارگانه استعلام کنند و بر آن اساس عمل کنند. خب اگر مثلا وزارت اطلاعات گفته باشد که از نظر ما ایشان در فتنه 88 دست داشته و صالح نیست (فرض است، می تواند غلط باشد) دیگر جایی برای نظر اعضا نمی‌ماند. اما آقا هم موظف اند برای تعیین رئیس مجمع تشخیص از وزارت اطلاعات استعلام کنند؟ شاید آقا این نظر وزارت را قبول نداشته باشند و در انتصاب خودشان از ایشان استفاده کنند اما وظیفه قانونی شورای نگهبان که عوض نمی‌شود. (دقت کن همه این پاراگراف، فرض بود ها. ممکن است غلط باشد).


آفرین به شما! حدس بنده هم این است که عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی بیشتر از این جهت بوده است و این نکته بیش از سن ایشان اهمیت داشته است. فرض شما در باب نظر وزارت اطلاعات غلط نیست چون آقای مصلحی اخیرا به صورت علنی همین موضوع را که شما گفتید مطرح کردند که احتمالا مطالعه کرده اید. آقای مصلحی صراحتا گفتند آقای هاشمی خود بصورت شخصی (نه اطرافیان، بلکه خودش) در قضایای 88 دخالت داشته اند و ضمنی گفتند ادعای پیش گو بودن ایشان به این خاطر است که آقای هاشمی در واقع ابتدا حرفی زده اند و بعد آن را عملی کرده اند نه این که پیش گویی کنند و بعد اتفاقی مستقل بیفتد. طبق روالی که شما توضیح دادید که صحیح هم است، این تشخیص به شورای نگهبان هم می رسد. می ماند این که نظر وزارت اطلاعات با آقای خامنه ای متفاوت است که باز هم مساله ای نیست. اما اختلاف چیست: آقای خامنه ای، آقای هاشمی را صالح بر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تشخیص داده اند که قبلا ذکر شد چرا باید رئیس مجمع تقوا و حسن سابقه بالا داشته باشد ولی آقای مصلحی بر اساس تحلیل های کارشناسی در وزارت اطلاعات ایشان را صالح نمی دانند. هر دو انسان غیر معصومی می توانند نظر متفاوت داشته باشند. ولی دیگر نباید تشخیص وزارت اطلاعات را به مقدسات ربط داد و ادعای صحت تمامی گزارشات آن را کرد. وقتی آقای خامنه ای بر خلاف آن عمل می کند، خودش بزرگترین دلیل است که همه نظرات وزارت اطلاعات صحیح نیست. 

پ.ن.2: به این که آیت الله مصباح، آقای جلیلی را نپذیرفتند مطمئنی؟ من خبر دیگری دارم. البته خبر من هم یقینی نیست.


نه مطمئن نیستم و نقل از خبر سایت ها بود. البته ایشان بعدا آقای جلیلی را پذیرفت ولی دقت کنی حتی بعد از این ملاقات با وجود این که حمایت از آقای جلیلی در شورای مرکزی گروه پایداری تصویب شده است هنوز رسما حمایت این گروه اعلام نشده است چون در شورای فقاهتی گروه پایداری که آقای مصباح عضو آن (و احتمالا رییس آن) است هنوز تصویب نشده است. وقتی آقای مصباح به صراحت گفته است که نور چشم ایشان به درد ریاست جمهوری نمی خورد، دور از ذهن نیست که نظرشان تغییر نکند.

پ.ن.5: مطمئنی که اعضای شورا با آقا صحبت نکردند؟ اتفاقا اخباری که من شنیدم این است که صحبت هم کردند اما آقا گفتند باشد. اعلام کنید. (البته این خبر، یقینی نیست ضمن این که خبر شما که صحبت نکردند هم احتمالا یقینی نیست) درباره حکم حکومتی هم نظراتی دارم که اگر بنویسم دیگر متن خیلی طولانی می‌شود. باشد برای بعد. خلاصه اش این که ورود آقا برای معین و عدم ورود برای هاشمی و مشایی و... ناعادلانه نیست بلکه به جهت رشد بیشتر مردم است.

ضمن این که نامه یکی از این آقازاده ها (علی مطهری) انقدربی‌ادبانه بود که حتی ارزش جواب دادن نداشته باشد.

 تا جایی که اطرافیان آقای هاشمی گفته اند قبل از کاندیداتوری که صحبتی نشده است ولی یکی-دو روز قبل از رد صلاحیت، توسط دو واسطه با آقای هاشمی صحبت کرده اند که انصراف دهد ولی ایشان قبول نکرده است. منظورم این بود که اگر قبل از کاندیداتوری شورای نگهبان پیام می داد که صلاحیت ایشان تایید نخواهد شد، احتمال داشت آقای هاشمی هم کاندید نشود. ولی وقتی کاندید شده است، دیگر عجیب است بدون دلیل انصراف دهد. بنظر من عملکرد افرادی مانند آقایان زاکانی و هاشمی که باقی ماندند خیلی بهتر و صادقانه تر از عملکرد آقای لنکرانی بود که بنظرم اگر انصراف به خاطر رد صلاحیت بوده است، نوعی عملکرد همراه با دو رویی است. بی ادبی آقای مطهری هم با قبول صحت آن تغییر در اصل ماجرا نمی دهد.

متن دوم:

باز هم برای من منبع جمله دوم معلوم نیست. اصلا قابل توجه یعنی چی؟


قابل توجه یعنی مثلا در حد ملیون. جمله دوم منبعی ندارد و یک تحلیل شخصی است. ببینید عدم احراز یا رد صلاحیت آقای هاشمی در رویکرد افرادی مانند شما یا بنده و سایر منتقدان او به شخص ایشان که تغییر خاصی ایجاد نکرد. این طور نیست که مثلا الان بنده فکر کنم این رد صلاحیت چیزی از آقای هاشمی کم کرد. تازه بسیاری از منتقدان آقای هاشمی از رفتار ایشان بعد از آن تشکر کردند و دقت کنید انتقاد از آقای هاشمی در سایت هایی مانند جهان نیوز  یا روزنامه کیهان متوقف شد. ولی در مقابل بین بدنه اصلاح طلبان که بالاخره چند ملیون است (شما رای چهار ملیونی آقای معین را در نظر بگیرید) محبوبیت آقای هاشمی بالا رفت چون نوعی اپوزیسیون بودن آقای هاشمی القا شد. شما اگر بررسی کنید الان خیلی از تندروهای اصلاحات هم از آقای هاشمی تمجید می کنند. یعنی این رد صلاحیت مشابه زندان رفتن خانم فائزه هاشمی از نظر محبوبیت در این طیف جامعه به نفع خاندان هاشمی شد.این یک تحلیل شخصی است و شما می توانید قبول نداشته باشید یا نقد کنید.

جواب 1 را که خود آن افراد باید بدهند که چنین نسبت هایی دادند. البته فرق است بین نقد با اعتراض با فحش و فضیحت. برخی از به ظاهر نقدها از جنس سوم است! اما اصل این اشکال به عده‌ای وارد است که نقدپذیر نیستند و هر نقدی را با مفسد بودن و... پاسخ می‌دهند. کما اینکه برخی از آن‌وری‌ها هم تا ما می‌آییم مثلا به یک وجه غرب نقد کنیم سریعا می‌گویند نه شما غرب‌ستیز هستید و غرب‌گریز هستید و... . بالاخره از این جور آدم‌ها در همه قشری یافت می‌شود. ان‌شاءلله که ما جزوشان نباشیم.

جواب 2 را هم باید خود آقای علم الهدی بدهند. اما یک نکته این که واقعا لحن نامه کسی مثل علی مطهری با نامه دختر امام یا نامه آقای حداد، متفاوت بود. به نظرم لحن نامه علی مطهری واقعازیاده‌خواهی است (کما این که نامه آقای سید حسن خمینی به آقای هاشمی هم زیاده‌گویی بود) اما لحن نامه دختر امام خیلی محترمانه بود.

این که آقای حداد در نامه اش بگوید که «دایره نامزدها را توسیع بدهید» با این که علی مطهری در نامه اش بنویسد که: «آقا! آقای هاشمی را تأیید کنید ولی یک وقت از این نترسید که به شما بگویند پس باید آقای مشایی را هم تأیید کنید! نه آقای مشایی را تأیید نکنید» واقعا شبیه هم است؟ از عبارت آقای علم الهدیبرمی‌آید که منظورشان نامه علی مطهری بوده (چون گفته‌اند بگوید فردی را تأیید و دیگری را تأیید نکنید) که اگر این بوده باشد من هم با ایشان موافقم که زیاده‌خواهی بوده و حاضرم پاسخ‌گو هم باشم.


خانم مصطفوی هم صراحتا از آقای هاشمی در نامه خود اسم برده اند. قبول دارم ادبیات نامه آقای مطهری درست نبود ولی ایشان هم از عبارت "پیشنهاد می کنم" استفاده کرده بود و دستور نداده بود.

نیت‌خوانی که در شماره 3 کرده‌ای را خودت باید پاسخ‌گو باشی برادر اما من که به شخصه به هردومعترضم. البته نمی‌گویم مفسد است اما به شدت معترضم.


از بین نکاتی که مطرح کردید این انتقاد را می پذیرم. بله اشتباه کردم که بصورت قطعی آن جمله را بیان کردم و خبر از نیت درونی افراد دادم. از کسانی که این نیت را نداشته اند و عملکرد آنگونه داشته اند که در آن جمله ذکر شد معذرت می خواهم. باید بصورت احتمال مطرح می کردم. ولی اصل انتقاد درست است، همان واکنشی که نسبت به اطرافیان آقای هاشمی داریم به اطرافیان آقای مشایی هم داشته باشیم و استاندارد دو گانه نداشته باشیم.

پ.ن.1: به این اخبار که اعتماد ندارم اما حتی با فرض اعتماد هم جالب است برایم که شما می‌گویی به راحتی می‌شود حدس زد! من که هیچ حدسی ندارم!


کافی است بررسی کنید که کدام فقها در رویکرد سیاسی در تقابل با آقای هاشمی هستند. می دانستید یکی از فقهای شورای نگهبان دور پیش به آقای موسوی رای داد؟

پ.ن.3: درباره نامه آقای زواره‌ای هم شما را ارجاع می‌دهم به توضیح مفصلی که در قسمت سوال 3 در متن اول گفتم. ببین برادر! علی فرض که همه ادعاهای آقای زواره‌ای کاملا درست باشد و ذره‌ای خدشه به آن وارد نباشد. شورای نگهبان به وظیفه قانونی خود عمل کرده و هیچ ایرادی به او وارد نیست. اگر ایرادی باشد به سازمان بازرسی وارد است که پرونده‌سازی کرده و وزارت اطلاعات که بر آن اساس به شورای نگهبان گفته که ایشان صالح نیستند. اما شورای نگهبان بر اساس وظیفه قانونی به نظر وزارت اطلاعات عمل کرده. سال 76، وزارت اطلاعات چنین چیزی را به شورای نگهبان نگفته ولی سال 84 گفته.

من از آقای زواره‌ای که خودشان عضو شورای نگهبان بودند تعجب می‌کنم. مگر شورای نگهبان در جایگاه قضاوت درباره پرونده‌های قضایی است؟ یعنی چه که ایشان پیشنهاد دادند به شورا که سخن‌گوی‌تان بیاید با من مناظره کند؟ در مناظره، سخن‌گو چه می‌خواهد بگوید؟ جز این که بگوید وزارت اطلاعات به ما گفت و ما گفتیم چشم؟

 قبلا ذکر شد که لزوما شورای نگهبان تسلیم نظر وزارت اطلاعات نیست و در مورد انتخابات شورای نگهبان مرجع بالاتر است نه وزارت اطلاعات. شورای نگهبان گزارش مراجع را در نظر می گیرد و در نهایت شورا تصمیم می گیرد و گرنه که تایید صلاحیت را به مراجع چهارگانه می سپردند و اگر یکی از آنها رد می کرد صلاحیت احراز نمی شد و دیگر نیازی به شورای نگهبان نبود. شورای نگهبان داده از مراجع می گیرد، بعد با هم بحث می کنند و رای گیری می کنند که برآیند ممکن است خلاف نظر وزارت اطلاعات باشد.  وجود اعتراض در انتخابات مجلس و شورای شهر هم برای همین است که از اشتباهات مراجع چهارگانه جلوگیری شود. فراموش نکنید مجموعه همین مراجع گفته بودند آقای مطهری التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه ندارد که بنظرم حرف خنده داری است ولی گفته بودند! و شورای نگهبان هم اعتراض آقای مطهری را وارد دانست و صلاحیت ایشان را تایید کرد. اما در قانون برای اعتراض به انتخابات ریاست جمهوری تمهیدی اندیشه نشده است که بنظرم این ضعف قانون است. کلا قانون داوطلبی ریاست جمهوری ضعف های بزرگی دارد. مثلا هر کسی می تواند اعلام کاندیداتوری کند و بعد از ثبت نام کلیپ های طنز بر اساس داوطلبین غیر جدی ساخته می شود یا همین که برای اعتراض تمهیدی نیندیشیده اند. ابراز تاسف هم برای همین بود که اگر حرف های آقای زواره ای درست باشد، چقدر به صورت غیر حرفه ای برای فردی پرونده درست شده است که حتی در آن اسم فرزند او اشتباه نوشته شده است! در آن مورد اعتراضی به شورای نگهبان نداشتم و قبول دارم پیشنهاد آقای زواره ای برای مناظره منطقی نبود. اما باید قانون طوری باشد که موارد این گونه پیش نیاید و رد صلاحیت افراد در مواردی مانند فساد مالی پس از رای دادگاه صالح باشد.

ببخشید از اینهمه طولانی شدن.


اتفاقا باید از وقتی که صرف کرده اید تشکر کنم.

از نوشته سایر خوانندگان هم استقبال می شود.

پ.ن.1: دیروز از ونکوور برگشتم. یکی از نکات قابل توجه این بود که در ونکوور خیابانی وجود داشت که در دو سمت آن بی خانمان ها زندگی می کردند. تا به حال چنین چیزی ندیده بودم. اصلا نمی توانید تصور کنید چه وضع اسف باری بود. مشابه همان چیزی که در هند وجود دارد. بعید می دانم در ایران چنین جایی داشته باشیم. حدود صد نفر بودند که همیشه خیابان خواب هستند. سر و وضع ژولیده و ریش و موی اصلاح نکرده داشتند و گدایی می کردند.  طوری بود که خوشحال بودم سوار ماشین هستیم و سریع رد شدیم.

پ.ن.2: یکی از ویژگی های ونکوور این است که در مسیری کشتی جز حمل و نقل عمومی است. یعنی ایستگاه مترو به یک اسکله ختم می شود و بعد سوار کشتی می شوید و به سمت دیگر ونکوور می روید. در سمت دیگر هم کوهستان زیبایی است که از بالای آن منظره خیلی خوبی از شهر قابل مشاهده است.

پ.ن.3: بالاخره بعد از بحث طولانی اندرو اقرار کرد در اعتقادات مورمون موارد غیر منطقی وجود دارد! بحث هایمان به جاهای خوبی رسیده است ولی بعید است هیچ کدام تغییر کنیم. آخرش با بحث دل و احساس موارد غیر منطقی را نادیده می گیرند.

پ.ن.4: احساس می کنم آقای هاشمی به احتمال بالا برنده انتخابات آینده خواهد بود. در شرایط فعلی باید دقت کرد هیچ نامزدی بعنوان نامزد رهبری یا گفتمان انقلاب معرفی نشود تا اشتباهی که دور پیش انجام شد تکرار نشود. به خصوص که احتمال شکست بسیار بالاست. دقت شود که آقای علی لاریجانی هم نقل کرده است که رهبر انقلاب در گفتگوی خصوصی پس از اعلام نتایج احراز صلاحیت به ایشان گفته است حتی نزد خود فعلا به کسی گرایش ندارد. یعنی ایشان تا آن تاریخ تصمیم نگرفته است به چه کسی رای بدهد. علاوه بر رهبری هیچ نامزدی نباید بعنوان نامزد نهادهای فراجناحی انقلاب مانند سپاه و بسیج یا مراجع تقلید معرفی شود. به خصوص که این ادعا صحت ندارد و نقل از فرد صالح شده است که آقای قاسم سلیمانی (به هر حال ایشان از فرمانده هان رد بالای سپاه هستند) به آقای قالیباف رای خواهد داد.

بعد نوشت: ظاهرا آقای جلیلی به تازگی توسط شورای فقاهتی جبهه پایداری هم اصلح نشخیص داده شده است و در دیدار با آقای مصباح، ایشان گفته اند که خبر عدم پذیرش ایشان در سفر قبلی شیطنت رسانه ای بوده است. البته بیان نکرده اند چرا دیدار صورت نگرفته است. به این وسیله مورد اشاره شده تصحیح می شود.



تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 16 خرداد 1392 03:07 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر