تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - یا أیتها النفس المطمئنة إرجعى إلى ربك راضیة مرضیة


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

یا أیتها النفس المطمئنة إرجعى إلى ربك راضیة مرضیة

نوشته شده توسط:مرد یخی
سه شنبه 4 تیر 1392-06:59 ق.ظ

از خبر به شدت ناراحت شدم: شیخ "حسن شحاته" در حمله مردم یک روستا به تحریک تندرویان سلفی در منطقه جیزه کشته شد.
ابتدا باور نکردم و فکر کردم شایعه است. ولی سرچ اینترنتی صحت مطلب را ثابت کرد. چقدر فیلم واقعه دردناک است. مردم نادان بعد از ضرب و شتم شدید، حتی به جنازه اش هم رحم نکردند و در هتک حرمت سنگ تمام گذاشتند. حتما بعدش هم به یکدیگر "تقبل الله" گفتند. در کربلا هم این طور بود. به جنازه شهدا بی احترامی کردند و بعدش به شکر آن واقعه، چندین مسجد ساختند! 
در مورد حسن شحاته قبلا خوانده بودم. مردی که در خانواده ای متدین از مخالفین به دنیا آمد. در الازهر تا بالاترین مدارج درس خواند. رجل دین شد و برای خود احترامی داشت. اما یک باره و در اوج ناباوری در سن 50 سالگی متحول شد، دنیا و مافیها را رها کرد و مستبصر شد: از مذهب حنفی به تشیع منتقل شد و به مذهب آبا و اجدادی خود پشت کرد. از آنجا بود که تحت فشار قرار گرفت. خانواده اش و حتی فرزندانش او را طرد کردند. زندیق و کافر نامیده شد. در دوران مبارک زندانی شد و ممنوع الخروج. انتظار می رفت بعد از انقلاب مصر اوضاع بهتر شود ولی بدتر شد! تحت فشار بیشتر قرار گرفت و همچنان ممنوع الخروج باقی ماند. حالا دیگر سلفی ها بیشتر جولان می دادند.
اما شیخ حسن ساکت ننشست. هر چه فشارها بیشتر می شد، او فعال تر می شد. در یکی از متعصب ترین جوامع مخالفین، با جرات خیلی زیاد به بیان وقایع تاریخ اسلام پرداخت. از انتقاد به مقدسات مخالفین باکی نداشت. خیلی حرف است که در مصر دست از تقیه بکشی. می شود شیعه باشی و با تقیه تمام ضررها را از خود دور کنی. اما شیخ حسن تصمیم دیگری گرفته بود. سنت محبین علی (صلوات الله علیه) همین است. مگر خون او از خون کمیل و میثم تمار رنگین تر بود؟ شیخ حسن حرف های صریح می زد که امروز در جامعه شیعی ایران، ما همان مطالب را علنی بیان نمی کنیم. گهگاه سخنرانی هایش را گوش می کردم و قند در دلم آب می شد! نبض جامعه دستش بود و چون از همان جامعه برخواسته بود بود، در بسط تشیع موفق هم بود. چند صد نفر به دست او مستبصر و شیعه شدند. به مدد فعالیت او و سائر مستبصرین، مصر دارای یک جامعه شیعه شد. آن هم در جامعه ای که قرن ها شیعیان سرکوب شده بودند. خیلی ها احساس خطر کردند: از یوسف قرضاوی گرفته تا محمد حسان و عریفی و عرعور و زغبی. شبکه های ماهواره ای راه انداختند تا به خیال خود نور خدا را خاموش کنند. نتیجه اش تحریک مردم جاهل بود.
حسن شحاته خیلی چیزها را ثابت کرد. ثابت کرد انسان در انتخاب راه مختار است. ثابت کرد محیط و خانواده لزوما مانع هدایت نیست. ثابت کرد یک دست ترین و محافظه کارترین جامعه هم نمی تواند جلوی هدایت را بگیرد. ثابت کرد هیچ سنی برای هدایت شدن دیر نیست و در پنجاه سالگی زمینه تحول وجود دارد. ثابت کرد هنوز می توان صدای میثم تمار را شنید. و ثابت کرد هنوز هم انسان مخلص مانند میثم و کمیل  مزدش را به بهترین وجه خواهد گرفت.
امروز به سوگ شهادتش نشسته ایم. نامردها حداقل او را جوانمردانه نکشتند. نامردی را به اوج رساندند و توحش را از حد گذراندند. آخر مگر شما نمی گویید مسلمان هستید؟ چرا آبروی مسلمانان که هیچ، آبروی انسان ها را هم می برید؟ در کجای فقه خودتان، کشتن اهل قبله مجاز است؟ البته وقتی بزرگتان به خانه مسکونی حمله می کند و آن را آتش می زند، دیگر از شما نباید انتظار دیگری داشت! صد البته باید خوشحال باشیم که شیخ حسن مدال افتخار را در سال روز تولد امید مستضعفان گرفت و اکنون "عند ربهم یرزقون" است.
 خوش به حالت که عاقبت به خیر شدی!
خوش به حالت که خدا را در حالی ملاقات می کنی که با خون خود خضاب کرده ای! عجب شیعه مخلصی! در طریقه مرگ هم به مولایمان حسین (علیه السلام) اقتدا کردی! گوارای وجودت! چه افتخاری بالاتر از این که به جرم محبت آل بیت کشته شوی؟ معلوم نیست حب علی چه جرمی است که بعد از چهارده قرن هنوز هم سر برخی ها را به دار می دهد؟ حجاج ثقفی آسوده بخواب که فرزندان معنویت هنوز دنباله رو راهت هستند!
مخالفین هم خوب منطق خود را نشان دادند.
یوسف قرضاوی چه خوب نشان داد منظورش از اتحاد علمای جهان اسلام چست؟!! مگر حسن شحاته عالم اسلامی نبود؟ مگر فارغ التحصیل بهترین دانشگاه خودتان نبود؟ به فرض گمراه هم شده بود، مگر شماها مدعی نیستید که تشیع را براحتی از نظر علمی شکست می دهید؟! خوب جوابش را می دادید. نکند منظور از علم و استدلال، کشتار و غارت، و منظور از قلم، خنجر است؟! عملا ثابت شد که جواب شما به منطق و استدلال چیست.
ولی آفتاب زیر ابر نمی ماند و دیر نیست که مولای حسن شحاته بیاید و آن وقت دیگر برای پشیمانی خیلی دیر است. روزگار پشیمانی حجاج ها فرا خواهد رسید. خدایا! مقدر نمایید که شاهد عزت مومنین و ذلیل شدن نواصب باشیم: ما منتظر منتقم فاطمه هستیم.
پ.ن.: نثار ارواح مطهر شهدا، لطفا  فاتحه ای بخوانید.


تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 7 تیر 1392 07:03 ب.ظ

پاسخ کامنت خصوصی
سه شنبه 25 تیر 1392 05:14 ق.ظ
منظور شما را از اشتباه متوجه نشدم. منظور از مولای حسن شحاته، حضرت مهدی است.
امین
جمعه 7 تیر 1392 05:12 ب.ظ
سلام برادر
خدا روحش را قرین رحمت نماید و مسببین این فاجعه را در دنیا و اخری عذاب الیم بچشاند.
با خواندن متن شما خیلی ناراحت شدم از اینکه مطالعه ای در مورد ایشان نداشته ام و خیلی خوشحال از اینکه شما این مطالعه و شناخت را داشته ای.
فقط یک سوال: به نظرت موضعگیریهای شفاف در مورد وقایع بعد از رحلت پیامبر اگر منجز به چنین اقداماتی شود و جان فرد را تهدید کند، تا چه حد جایز است؟ تکلیف تقیه چیست؟
پاسخ مرد یخی : سلام
جواز دقیق از نظر فقهی رو نمی دونم و باید از فقها پرسید ولی با توجه به عملکرد برخی اصحاب ائمه مثل میثم تمار، حجر بن عدی و کمیل بن زیاد و عدم سرزنش آنها توسط ائمه بعد از آنها و بلکه تحسین و تایید آنها، بنظر می رسه اگر فقط جان خود فرد در تهدید باشه، تقیه واجب نیست. یعنی فرد می تواند تقیه کند ولی واجب نیست و اگر نکرد و کشته شد، شهید محسوب می شود. اما اگر منجبر به به تهدید جان سائر شیعیان و ایجاد فتنه مذهبی شود، انسان نباید به چنین موارد بپردازد. البته شیخ حسن شحاته هم این گونه بود و این طور نبود که در کوچه و خیابان به این موارد بپردازد ولی این ها را در جمع های خاص بیان می کرد ولی سلفی ها فیلم های مراسم را بین مردم عوام پخش کردند و نتیجه اش این شد. بنابراین گناهش گردن علمای سلفی مسلک هست.
حسین
سه شنبه 4 تیر 1392 12:55 ب.ظ
اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه وآله وغیبة ولینا وکثرة عدونا وقلة عددنا وشدة الفتن بنا وتظاهر الزمان علین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر