تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - خداحافظ سنگاپور


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

خداحافظ سنگاپور

نوشته شده توسط:مرد یخی
پنجشنبه 31 مرداد 1392-07:26 ب.ظ

بزودی خاک سنگاپور را ترک می کنم. نمی گویم همیشه چون دفعه قبل که کانادا را ترک می کردم، گفتم ولی چند ماه دوباره کانادا بودم! احتمالا هنگام نشر این پست جایی بر فراز اقیانوس هند، در حال حرکت بسوی وطن جغرافیایی هستم. وطنی که محدوده اش دیگر برایم رنگ باخته! مگر چقدر فرق بین یک متولد مشهد و هرات وجود دارد؟ چیز دیگری است جز یک خط دروغین که به ناخواست مردم دو سوی آن کشیده شد و بین آنها فاصله انداخت؟
 این یک سال، تجربه جدید و متفاوتی از زندگی در خارج ایران بود.
از سنگاپور تقریبا خاطره تلخ ندارم ولی دوستان و جمع مشابه خود اینجا خیلی کمتر بود. از جهاتی تجربه متفاوتی بود: آشنایی با سیستم آموزشی-پژوهشی کشوری که اخیرا و با شتاب بالا به توسعه رسیده است، آشنایی با یک جامعه شیعه که اکثریتش تغییر مذهب داده اند و قبلا سنی بوده اند، پیدا کردن دوستان ملحد! (امیدوارم محبت شکل گرفته به آنها برایم به قیمت گزافی تمام نشود) و همچنین دوستان مسیحی و مومن!، یک جمع ایرانی متفاوت از کانادا، و سبک زندگی کمی متفاوت از غرب. اگر چه ترجیحم این است که این وقفه یک ساله در تحصیل پیش نمی آید ولی اکنون چندان هم پشیمان نیستم که الخیر فی ما وقع. آثار جانبی داشت که فکر کنم به تجربه اش می ارزید.
اگر بخواهم مقایسه کنم، کانادا دوره شک و تردید در باورهایم بود و اینجا بیشتر بازسازی و دقیق تر شدن. اگرچه فکر کنم این شک و تردید جزئی از زندگی است و در سطوح مختلف، تا آخر عمر با انسان است. اعتقاد که اینطور باشد، وای به حال عمل! شاید علت تفاوت محیط کانادا و سنگاپور برایم انسان هایی بود که با آنها روبرو بودم. در کانادا بیشتر با یک جمع ایرانی تا حدی متاثر از نواندیشی دینی برخورد داشتم و اینجا با یک جمع سنتی تر. از مصاحبت دیل و اندرو و بنیامین هم بهره بردم و راستش بیشتر به این نتیجه رسیدم که ادیان و مرام های دیگر حرفی برای گفتن ندارند و خیلی کمتر از اسلام قانعم می کنند!
امکاناتی که در سنگاپور دسترسی داشتم خیلی بهتر از کانادا بود و از این جهت خیلی راضی هستم. اگر دلیل خاصی نبود، برای ادامه تحصیل هم اینجا می ماندم. اقلیت مسلمان قابل توجه زندگی را خیلی آسان می کنند: وفور غذای حلال با قیمت مناسب (
در این یک سال شاید حتی 10 بار هم آشپزی نکردم!)، دستشویی اسلامی!، تعطیلات مذهبی رسمی، مساجد فراوان، فرهنگ شبیه تر شرقی  حمل و نقل عمومی خیلی خوب بود. بهداشت و تمیزی شهر در حد خیلی بالایی بود. اگرچه ساکنین نسبت به غربی ها کمتر اجتماعی هستند ولی خیلی بی آزار هستند. امنیت سنگاپور عالی بود و هر ساعتی از شب می شد بدون نگرانی و به تنهایی پیاده در خیابان ها قدم زد. خلاصه سطح رفاهی برایم خیلی بهتر از کانادا بود.
بر خلاف کانادا، اینجا ترک کشور از سوی ایرانی ها خیلی معمول است و بیش از 90% آنها بصورت موقت ساکن سنگاپور هستند. دلیل عمده اش، سخت بودن قوانین مهاجرت سنگاپور است. برای همین ترک آن خیلی عادی است. شنبه با بچه های جلسه قرآن خداحافظی کردم. برایم یادگاری گرفته بودند. دیروز هم نگای گودبای پارتی! برایم گرفته بود. برایم جالب بود با این که حدود 5 ماه است، گروه او را ترک کرده ام، ولی باز گفت شام برویم بیرون. اعضای جدید گروهش را هم آورده بود. فردا هم با گروه فعلی و دیل قرار است نهار بیرون برویم و خداحافظی کنیم. دیل از آن انسان هایی است که هیچ گاه فراموشش نخواهم کرد. با این که ملحد است، ولی برایش احترام قائلم. آخر strong atheist هم نیست! بعدش هم به سوی فرودگاه چانگی خواهم رفت و با روحی متلاطم و ناآرام بسوی آینده قدم خواهم گذاشت.
خداحافظ سنگاپور
پ.ن.1: پدر و مادر اندرو آمده اند به سنگاپور. به مناسب تولد آیساک دعوت کرده بود و به رستورانی رفته بودیم. آنجا صحبت هایی شد. نکته جالب توجه این بود که پدر و مادر اندرو هر یک 9 خواهر و برادر دارند! (هر یک فقط از یک مادر! یعنی همه برادر و خواهرها تنی هستند.) خود اندرو هم 3 برادر دیگر دارد که نسبت به نرم خانواده های آمریکایی زیاد است. ظاهرا یکی از فرهنگ های مرسوم بین مورمون ها داشتن فرزندان زیاد است. مشابهت قابل توجهی است که بین انسان های متدین در مرام های مختلف، نرخ زاد و ولد بالا است! نکته مهم دیگر این بود که اندرو از سنین پایین شروع به کار کرده بود چون مثلا والدینش توانایی تامین شهریه دانشگاه 4 فرزند را نداشته اند. البته اصلا احساس خجالت نمی کرد و پدرش هم با افتخار می گفت این طور فرزندانش مستقل بار آمده اند. بنظرم حق با اوست. کاش در ایران هم چنین فرهنگی داشتیم. البته نسل های قبل تا حد خوبی این گونه بود ولی نسل جدید کاملا وابسته است و تولید کنندگی آن خیلی پایین تر است.
پ.ن.2: قضیه مصر خیلی حساس شده است. تعداد کشته ها از تعداد کشته های انقلاب ضد مبارک هم بیشتر شده است. بعضی صحنه هایش واقعا دلخراش است. هر چقدر هم با خودم کلنجار می روم که دولت اخوان هم با ایران خوب رفتار نکرد و اختلاف انگیزی کرد و شاید حقش بود!، مشاهده صحنه ها احساسم را عوض می کند.تقریبا واضح است که ارتش مصر تضمین های خارجی را دریافت کرده است. به یاد دارم که دکتر نصر می گفت، عربستان مخالف استقرار دموکراسی در مصر است و امروز این نکته کاملا واضح شده است. از سویی چهره واقعی این رژیم پلید بیشتر مشخص شد و ثابت شد آنها دنبال دموکراسی در سوریه نیستند! البته برخورد دوگانه در مورد بحرین از قبل وجود داشت، ولی آنجا شاید توجیه شیعه بودن وجود داشت ولی مصر که کشور شیعه نیست! نمی دانم علمای جماعت وهابی با چه رویی راس چنین رژیمی را اولوالامر مسلمین معرفی می کنند؟ آن هم خادم الحرمین الشریفین!!! دعوای بین قرضاوی و الازهر هم قابل توجه است. هر یک دیگری را در قضیه مصر به انحراف و جانبداری غیر شرعی متهم می کند! این ها نشانه این که چرا برداشت آنها از کلمه اولوالامر در عمل به بن بست خواهد رسید و باور کنید همین جا است که خیمه اسلام حکومتی اهل سنت فرو می ریزد. باید دعا کنیم اوضاع ختم به خیر شود. باز دکتر نصر می گفت که در وقایع خاورمیانه، مصر کشور کلیدی است. ضربه در آنجا همه جا حس خواهد شد. از سویی اخباری منتشر شده است که آمریکا ممکن است در سوریه مداخله نظامی کند. دعا کنیم این اتفاق رخ ندهد. نتیجه اش فقط خونریزی بیشتر است.
پ.ن.3: خیلی جالب است که برخی رفتارهای دولت جدید، تشابهاتی با دولت قبلی دارد ولی برایش حاشیه ایجاد نمی شود! انصافا اگر آقای رحیمی مانند آقای جهانگیری، مصوبه ای را لغو می کرد، به همین راحتی با یک تذکر رسانه ها ساکت می شدند؟
پ.ن.4: خاطراتم از سنگاپور تمام نشده است و در آینده فرصت کنم بیشتر می نویسم.


تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 شهریور 1392 11:40 ق.ظ

پاسخ کامنت خصوصی
یکشنبه 17 شهریور 1392 11:24 ب.ظ
با سلام
گرایش بنده مخابرات است و با الکترونیک قدرت آشنایی محدود دارم. اما در این حد شنیده ام که در گرایش قدرت، از نظر پژوهشی فعال است و زمینه خوبی است. پیشنهاد می کنم با کسی مشورت کنید که در این زمینه فعال است. اگر دسترسی دارید، اساتید دانشگاه بیشتر می توانند کمک کنند.
پرسش؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 16 شهریور 1392 12:53 ب.ظ
سلام
با تشکر از توضیحاتی که در مورد مرجع تقلید دادید.خداخیرتون بده
فرمایش شما کاملا متین.اما با این حسابی که شما فرمودید اگه در مورد مساله ای آگاهی نداشتم باید سوال کنیم از متخصصینش. و لزومی به اتخاذ یه مرجع تقلید خاص نیست. درسته؟!
پاسخ مرد یخی : سلام
کلیت نکته شما در مورد مراجعه به متخصص صحیح است ولی چند نکته وجود دارد. وقتی ما در مساله ای به متخصص مراجعه می کنیم، اهمیت سخن او خیلی وابسته به اهمیت آن مساله است. مثلا شما اگر بیماری سرطان حاد داشته باشید و به پزشک مراجعه کنید، یا این که ریزش مو داشته باشید و به پزشک مراجعه کنید، به تجویز این دو پزشک اهمیت متفاوت می دهید. مسلما در مورد بیماری سرطان سعی می کنید بیشتر از تجویز پزشک تبعیت کنید، پرس و جو کنید و بهترین پزشک را پیدا کنید یا خودسر کاری نکنید. دلیلش این است که در اولی پای جان در میان است و در دومی حداکثر زیباتر شدن. این نکته را داشته باشید تا برگردیم.
موضوع اساسی در مورد مسائل دینی این است که ما دقیقا اثر آنها را در زندگی اخروی نمی دانیم. البته مثلا می دانیم نماز خواندن ظاهرا مهمتر از صدقه دادن است ولی دقیق نمی دانیم که اگر نماز نخوانیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یا مثلا اگر نقصی در نمازمان بود، آیا قبول می شود یا نه؟ یا این که اثر وضعی گناهان در چه حدی است؟ از سوی دیگر اهمیت این مسائل خیلی زیاد است چون قرار است برای ابد در زندگی اخروی ما تاثیر بگذارد. مثلا فکرش را بکنید که نتیجه انجام یک عمل کور محشور شدن در آخرت باشد! چقدر حسرت خواهیم خورد. با توجه به این نکته و نکته قبل، عقلایی این است که حال که می خواهیم در این مسائل تقلید کنیم، اهمیت آنها را هم در نظر بگیریم. یعنی جستجو کنیم و بهترین متخصص را پیدا کنیم که معنی آن مرجع تقلید اعلم است و این یعنی اتخاذ از یک مرجع تقلید خاص. در برخی بازه های تاریخی ظاهرا اتفاق نظر روی مرجع اعلم وجود داشته است (مانند آیت الله بروجردی) اما بحث اعلمیت امروزه خودش مبهم است. ولی باز عقلایی این است تا حد ممکن سعی خود را بکنیم که مرجع اعلم را پیدا کنیم. از سویی ممکن است در زمانی مرجع اعلم واحد نداشته باشیم و مثلا مرجعی در برخی مسائل فقهی از دیگر اعلم باشد و آن دیگری در مسائل دیگر اعلم باشد (شبیه متخصص تاج و ریشه دندان! که هر یک در مسائلی اعلم هستند). در چنین صورتی می توان از نظر فقهی اصطلاحا تبعیض انجام داد و در هر مساله از متخصص اعلم آن مساله تقلید کرد. ولی مساله این است که خود این موضوع به تخصص احتیاج دارد که هر مرجع در کدام مسائل اعلم است و نیاز به وقت و پرس و جو دارد. ساده تر همان است که برویم و متخصصی را پیدا کنیم که در مظان اعلمیت کلی است و از او تقلید کنیم. پس راحت تر است پرس و جو کنید و مرجع اعلم را پیدا کنیم و مسائل را از آن مرجع تقلید خاص اتخاذ کنید.
ترنج
شنبه 16 شهریور 1392 12:47 ب.ظ
نوشته هاتون بسیار بسیار برام جالبه. البته بیشتر جالبیش به خاطر اینه که با اینکه در ایران نیستین ولی به دینتون اهمیت می دین.این خیلی جالبه.من با اینکه خودم چند سالی اونور بودم ولی یک در هزار مث شما دیدم یا حتی گاهی وقتام ندیدم.
به هر حال امیدوارم موفق باشین و همچنان به نوشتن ادامه بدین
دوشنبه 11 شهریور 1392 01:55 ق.ظ
چراروحی متلاطم و نا ارام؟
خوشحال
جمعه 8 شهریور 1392 11:16 ب.ظ
میشه لطفا بیشتر توضیح بدین؟
پاسخ مرد یخی : چیزی شبیه پست داک ولی با مدرک ارشد. یعنی در طول این مدت کار پژوهشی انجام می شد بدون این که دانشجو باشم. اکثر موارد فرصت مطالعاتی هم این گونه است.
جمعه 8 شهریور 1392 01:02 ب.ظ
ما زنده به انیم که ارام نگیریم موجیم که اسودگی ما عدم ماست
آشیانه ی پرستو
پنجشنبه 7 شهریور 1392 01:01 ق.ظ
سلام
به سلامتی سفر بخیر.
منتظر سفرنامه های بعدیتون هستیم اگه میتونید همراه با عکس باشه مطالبتون بهتره
موفق باشید
پاسخ مرد یخی : سلام
چه خوب که هنوز مطالب رو دنبال می کنید. سعی می کنم عکس هم اضافه کنم. دلیل اصلی نبود عکس این است که چندان اهل عکاسی نیستم و برای خودم هم عکس نمی گیرم.
خوشحال
سه شنبه 5 شهریور 1392 02:36 ق.ظ
هرسال این موقه ها شما بر فراز یه اقیانوسی هستین!
این سنگاپوری که بودین برا چی بود؟ ینی فرصت مطالعاتی بود؟ من فک میکردم دارین دکترا میخونین!
کامنت قبلیم خب اینکه برا دیدن بچش زود میره احساساته دیگه پس چیه؟!
پاسخ مرد یخی : بله شبیه فرصت مطالعاتی بود.
پاسخ کامنت خصوصی
دوشنبه 4 شهریور 1392 11:40 ق.ظ
ممنون. لطفا به راهنمایی ادامه بدهید. توصیه های خوبی دارید و میزان بهره وری خودم رو خیلی بیشتر می کند.
علی
یکشنبه 3 شهریور 1392 03:02 ب.ظ
سلام
یکی از آثار جنبی سفر یک ساله ات به سنگاپور اون پول های بی زبونیه که به جیب زدی! شوخی کردم انشاله همیشه موفق باشی
پاسخ مرد یخی : سلام
خیلی ممنون! آره این که دیگه قسمت عمده ماجرا بود!
مینا سادات
جمعه 1 شهریور 1392 12:01 ق.ظ
سلام وبلاگ زیبایی داری برای افزایش بازدید وبلاگت میتونی به آدرس زیر ثبتش کنی تا من و بقیه بازدید کنندگان بتونیم هر روز بهت سر بزنیم محلی که وبلاگتو ثبت میکنی بزرگترین دایرکتوری وبلاگ نویسان ایران هست و پر بازدید ممنون
پاسخ مرد یخی : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر