تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - انتقاد از دکتر ظریف


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

انتقاد از دکتر ظریف

نوشته شده توسط:مرد یخی
چهارشنبه 15 آبان 1392-06:24 ب.ظ

احتمالا موافقید که خبرسازترین و مطرح ترین فرد کابینه آقای روحانی، آقای محمد جواد ظریف هستند. این موضوع تا آنجا پیش رفته است که از اکنون گمانه زنی هایی مطرح می شود که ایشان هشت سال دیگر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از سوی اصلاح طلبان معرفی خواهند شد. به نظر می آید ایشان به عنوان نمونه موفق یک سیاستمدار در حال مطرح شدن هستند.
ممکن است برخی بگویند این خبرسازی به واسطه پست وزارت خارجه است ولی افرادی مانند آقایان علی اکبر صالحی و منوچهر متکی موید این نکته هستند که صرف وزیر خارجه بودن کافی نیست. البته آقای متکی خبرساز بود ولی نتیجه رفتار او نبود!
اما دلیل این موضوع چیست؟ به نظرم دو نکته وجود دارد که یکی فرعی است و دیگری اصلی که در ادامه بیان خواهد شد. اما ابتدا لازم است مشخص شود، این که مطرح بودن آقای ظریف را بابت عملکرد عالی و فوق العاده ایشان بگذاریم به دو دلیل دور از واقعیت است.
یکی این جهت که باید حتما دقت کرد که ایشان در دستگاه دیپلماسی کشور از ابتدای انقلاب حضور فعال داشته اند (ظاهرا ایشان دوره سربازی را اوائل انقلاب به صورت امریه در سازمان ملل گذرانده اند!!!) و عملکرد ایشان از روی سابقه ایشان قابل بررسی است. ایشان در مذاکرات هسته ای سال 82 تا 84 یکی از اعضای مهم تیم مذاکره کننده بودند و احتمالا هم بواسطه آشنایی قبلی با ایشان در آن دوره، آقای روحانی او را برای وزارت خارجه برگزید. عملکرد تیم هم در آن بازه واضح است. اوج دستاورد آن تیم در بهترین حالت جلوگیری از حمله آمریکا به کشور و عدم ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت بود. ممکن است کسی بگوید این خیلی دستاورد بزرگی است. در جواب باید گفت اگر بخواهیم مانند فتحعلی شاه جلوی حمله کشوری را بگیریم که کار بسیار ساده ای است. هنگام عقد قرارداد ترکمنچای هم فتحعلی شاه جلو حمله روسیه به پایتخت را گرفت ولی با قبول تمام شرایط روس ها و تحت الحمایه و شبه مستعمره کردن ایران برای روسیه! منظور از ذکر این حادثه تاریخی این نیست که عملکرد تیم آقای روحانی مشابه بود، بلکه ذکر این نکته است که اگر قرار است با امتیاز دادن جلو زورگویی گرفته شود که کار آسانی است و نشانگر عملکرد فوق العاده نیست. اگر در جریان جزئیات مذاکرات منجر به بیانیه تهران و  قرارداد پاریس (که ظاهرا متن آن توسط آقای ظریف نوشته شده است) باشید، متوجه خواهید بود که تیم مذاکرات هسته ای بسیار ضعیف عمل کرد. در آن مذاکرات تیم آقای روحانی با امتیاز دادن به غرب به صورت عملی (تعلیق کامل غنی سازی) هیچ امتیاز عملی از غرب نگرفت و آقای روحانی و تیمش از روی ساده اندیشی یا خوش بینی از غرب و محمد البرادعی فریب خوردند. البته آمریکا هم به ایران حمله نکرد ولی نمی توان گفت به خاطر بیانیه تهران این کار را نکرد.  اصولا آمریکا طرف مذاکره ما نبود که به خاطر مذاکره اروپائیان تعهدی داشته باشد. علاوه بر این دولت بوش ایران را جز کشورهای شریر طبقه بندی کرد که نشان از سیاست متفاوت دولت آمریکا از اروپا داشت که مورد تایید برخی دیپلمات هی اروپایی مانند استراو و دولپن است. عدم حمله آمریکا بیشتر به خاطر جمع بندی خود آمریکایی ها و در گل ماندن در عراق و افغانستان بود. تازه همین امروز که آمریکا طرف مذاکره است، رئیس جمهور آمریکا از روی میز بودن همه گزینه ها سخن می گوید. بنابراین سابقه آقای ظریف نشان از عملکرد موفق یا حداقل فوق العاده ندارد.
دلیل دوم بر عدم عملکرد موفق ایشان، دوره فعالیت در پست وزیر خارجه است. البته اینجا دیگر خروجی عملی قابل مشاهده است. دولت های اروپایی فعلا از اعمال تحریم های جدید دست برداشته اند. از سویی دولت آمریکا با مذاکره با مجلس سنا، تحریم های جدید را عقب انداخته است. اما نکته اساسی که باعث می شود نتوان نسبت به عملکرد ایشان قضاوت داشت، محرمانه بودن مذاکرات در حال انجام است که ظاهرا از همه بیشتر به اصرار آقای ظریف است. البته در رسانه ها جزئیاتی از مذاکرات مطرح شده است ولی آقای ظریف خود همه آنها را گمانه زنی و به دور از واقعیت ذکر کرده اند. از سویی گهگاه خبرهایی مبنی بر توقف غنی سازی منتشر می شود. اتفاقاتی از قبیل اهدا شیردال تقلبی، بدبینی را دو چندان می کند. برای همین نمی توان قضاوت کرد که عملکرد ایشان خوب بوده است یا نه؟ یعنی مشخص نیست که غرب چه چیزی دیده است که تغییر رفتار داده است؟ همانطور که ذکر شد اگر قرار است مسیر معاهده پاریس طی شود، معلوم است که غرب تحریم بیشتر نخواهد کرد ولی این نشان از هنر آقای ظریف نیست و هر کس می تواند با امتیاز دادن، مذاکرات را پیش ببرد. در صورت رفع تحریم ها با امتیاز دادن مشابه سعدآباد، نباید آقای ظریف را دیپلمات فوق العاده ای دانست. البته ذکر این نکته به هیچ وجه به معنای نامطلوب بودن عملکرد ایشان در پست وزیر خارجه نیست. تنها بیان این نکته است که نمی توان قضاوت داشت و همین موضوع تایید عملکرد خوب ایشان را (بدون تایید نامطلوب بودن عملکرد ایشان) منتفی می کند. اضافه کنید عملکرد ایشان در برقراری تماس تلفنی با اوباما که هنوز ایران را به حمله نظامی تهدید می کند.
البته ذکر این دو نکته به معنای این نیست که ایشان در مذاکرات جدید موفق نخواهد بود. چه بسا که ایشان به یک نتیجه قابل قبول برسد و این امید همه ماست. تنها منظور بیان این نکته بود که مطرح بودن ایشان به خاطر عملکرد موفق ایشان نیست.
اما چرا ایشان به صورت یک وزیر موفق مطرح شده اند؟ یک دلیل فرعی عملکرد موفق رسانه ای ایشان در مصاحبه با رسانه های غربی است. تسلط آقای ظریف به زبان انگلیسی و ادبیات محاوره ای در این زبان باعث برقراری ارتباط با مخاطب های غیر ایرانی شده است. در حالی که در دوران آقای احمدی نژاد، ایشان با ادبیات غیر متعارف سخن می گفت. وقتی آقای احمدی نژاد صحبت از محو شدن اسرائیل از نقشه یا می کرد، خودش هم بعدا تفسیر کرد که منظورش محو شدن با حمله نظامی نبود، ولی ترجمه سخنان او حاکی از توسل به حمله نظامی بود. یا سخنان ابتدایی ایشان در مورد هلوکاست حساسیت زایی غیر ضروری انجام داد. وزرای خارجه قبلی مانند آقایان متکی و صالحی به کلی از ابزار رسانه استفاده نمی کردند. باید منصف بود و قبول کرد که آقای ظریف در کلیت در رسانه های خارجی و داخلی خوب ظاهر شده است. البته باز دو نکته انتقادی وجود دارد که البته کلیت را زیر سوال نمی برد:
 یکی این که ایشان در توئیتر هنگام پاسخ به سوال کریستین پلوسی نوشت:" ایران هیچ گاه هلوکاست را نفی نکرد. مردی که نفی کرد اکنون رفته است!" البته ظاهرا بعدا تصحیح کرد که: "مردی که تصور می شد نفی کرده است، اکنون رفته است." ولی
اگر به انگلیسی جستجو کنید مشاهده خواهید کرد همان جمله اول ایشان در برخی رسانه ها منتشر شد. این جمله آقای ظریف بنظرم یک افتضاح رسانه ای بود که خود به خود ادعاهای غربی ها در مورد آقای احمدی نژاد را از زبان یک مقام بلند مرتبه ایران تایید می کرد. البته تصحیح جمله و توئیتری بودن آن باعث شد خیلی بازتاب پیدا نکند. دوم این که ایشان در مصاحبه با شبکه ای بی اس بیان کرد که نظر رهبر ایران در مورد هلوکاست اشتباه ترجمه شده است که ظاهرا این گونه نیست. ایشان خیلی بهتر می توانست دفاع کند و از آزادی بیان سخن بگوید. 
اما دلیل اصلی مطرح شدن ایشان صفحه فیسبوک آقای ظریف است. عملکرد آقای ظریف نه تنها در بین سیاستمداران ایران کم سابقه است، حتی در سیاستمداران دیگر کشورها هم کم سابقه است. یک سرچ اینترنتی نشان می دهد که وزاری خارجه کشورهای 1+5 یا اساسا صفحه فیسبوک ندارند یا این که صفحه ای است با فعالیت پایین که توسط خودشان مدیریت نمی شود و مدیر صفحه اخبار رسانه ها از آن فرد را منتشر می کند (مشابه صفحه فیسبوک آقای روحانی). خیلی جذاب است که وزیر خارجه به صورت شخصی از جلسات و دیدارهای خود گزارش می دهد. اخباری را بیان می کند که رسانه ها به آن دسترسی ندارند. گاهی وقت ها اخبار دسته اول و جذاب در این صفحه منتشر می کند. کامنت خوانندگان را می خواند و گهگاه پاسخ هم می دهد. افراد زیادی در این صفحه بحث های دو طرفه می کنند و خلاصه یک رسانه مستقل شخصی تشکیل شده است. تا حدی که برخی از طرفداران آقایان موسوی و کروبی از صفحه ایشان برای بازتاب نظرات خود بین جمع بزرگی از مخاطبان استفاده می کنند! بنظرم این صفحه بزرگترین دلیل مطرح شدن ایشان است. اگر ایشان هیچ صفحه فیسبوکی نداشت، بعید می دانم مانند امروز مطرح می شد.
همه این مطالب بیان شد تا به انتقاد از دکتر ظریف برسیم. به هیچ وجه نکته منفی نیست که آقای ظریف فعالیت فیسبوکی کند. اما سخن آنجاست که ایشان از این صفحه برای خاموش کرد منتقدان خود استفاده کند. احتمالا همگی قضیه تیتر روزنامه کیهان و کمردرد ایشان را به خاطر داریم. متاسفانه ایشان به عمد یا غیرعمد وارد یک فاز رسانه ای شده اند که منتقدان داخلی خود را خاموش کنند. با توجه به گستردگی مخاطب های این صفحه، وقتی ایشان از با حالت عاطفی کمردرد خود سخن می گوید و آن را به تیتر کیهان ربط می دهد، خود به خود این روزنامه و مدیر مسئولش ترور شخصیت می شوند. البته بنده طرفدار روزنامه کیهان یا مدیر مسئول آن نیستم ولی حداقل خوب است دولتی که با شعارهای اصلاح طلبانه سر کار آمده است، از انتقاد استقبال کند. دوست دارم عملکرد آقای ظریف را غیر عمد بدانم ولی وقتی مشاهده می شود که کامنت های صفحه ایشان که موضع منفی نسبت به آقای موسوی دارد (جالب است که از آقای کروبی خبری نیست!!!) پاک می شود، ولی کامنت های لعن به مدیرمسئول کیهان باقی می ماند، شبهه عمدی بودن عملکرد ایشان پیش می آید. البته ایشان از اخلاق و عدم لعن منتقد و مخالف سخن می گوید ولی در عمل می بینیم که عملکرد ایشان منتقدین را تحت فشار قرار می دهد. ایشان باید در عمل از منتقد خود حمایت کند. نکته دوم مربوط به میزان وقتی است که ایشان صرف این صفحه می کند. همانطور که اشاره شد هیچ یک از وزاری خارجه 1+5 به صورت شخصی در فیسبوک فعال نیستند. با توجه به این که پست های ایشان چند صد و برخی موارد هزاران کامنت دارند، سوالی که مطرح می شود ایشان چرا باید وقت بگذارند و این همه کامنت را بخوانند؟ فایده خواندن و پاسخ دادن به این کامنت ها چیست؟ در مثبت بودن این کار از جهت ارتباط با مردم سخنی نیست ولی آیا وزیر مملکت این قدر وقت خالی دارد؟ آیا صرف این وقت ها برای کارهای جدی تر مفید نیست؟ آیا آقای جان کری یا خانم کلینتون که در فیسبوک به صورت شخصی فعال نیستند، وزرای خارجه غیر موفق بودند و منافع کشور خود را تامین نکردند؟ اصولا ایشان چگونه وقت می کنند، در فیسبوک این قدر وقت بگذارند که حتی سخن گوی فارسی زبان وزارت امور خارجه آمریکا تعجب زده شود؟ و در نهایت ایشان باید دقت کنند عملکرد ایشان در مذاکرات در نهایت معیار قضاوت مردم است. اگر عملکرد ایشان در آنجا مورد پسند مردم قرار نگیرد، این صفحه فیسبوک فائده چندانی نخواهد داشت. به عنوان پیشنهادی، خوب است ایشان از الگوی بیل کلینتون استفاده کند. او صفحه فیسبوک دارد که مدیر دارد. ولی هر چند وقت یک بار خودش هم پست می گذارد که با مخفف اسمش BC در پایان پست مشخص می شود. این گونه هم ارتباط با مخاطبان حفظ می شود و هم این که در صورت نبود وقت، مدیر صفحه اخبار مرتبط را پست می کند.   
پ.ن.1: در گروه یک پسر است که اسمش جرج است. جرج کاملا قیافه اروپایی دارد (چشمانی آبی و موی بلوند) و لهجه نیتیو دارد. ابتدا فکر می کردم که جز آمریکایی های از اروپا آمده باشد. اما بعدتر متوجه شدم که عرب است! پدر و مادرش از لبنان مهاجرت کرده اند و مارونی هستند. می گفت اسرائیل در بین مسیحیان لبنان هم منفور است. ظاهرا تعداد زیادی از مسیحیان لبنان به خارج مهاجرت کرده اند ولی هنوز ارتباط خود را با لبنان حفظ کرده اند. جرج گاهی تابستان ها به لبنان سفر می کند. می گفت مرز لبنان و فلستطین هم رفته است. می گفت جالب است که سمت اسرائیلی مرز خیلی سرسبز و و مرتب و زیبا است ولی لبنان این گونه نیست. در این شصت سال، اسرائیل روز به روز قوی تر شده است و توسعه اقتصادی یافته است ولی فلسطینی ها فقط عقب رفته اند. قبلا اشاره شده است که تا مساله آنجا حل نشود، خیلی نمی توان امیدی به حل اختلافات غرب و امت اسلامی داشت.
پ.ن.2: در دانشگاه تعداد دانشجویان یهودی خیلی زیاد است. توجهم از آنجا جلب شد که هر روز حین قدم زدن و در کلاس هایی که دارم، پسران یهودی با کلاه مخصوص یهودیان را می دیدم (معمولا یهودی های متعصب از این کلاه استفاده می کنند). بعدتر که چک کردم دیدم 30% دانشجویان دانشگاه یهودی هستند!!! (فقط 1.8% مردم آمریکا یهودی هستند) همین جرج مذکور می گفت که بین آمریکایی ها مطرح است که اگر جای رفتید و دیدید توسط تعداد زیادی یهودی محاصره شده اید، بدانید که جای خوبی رفته اید!!! نمی دانم دقت کرده اید یا نه. ولی کلاه یهودی ها اندازه کف دست است ولی با این حال روی سر باقی می ماند! بعدتر که دقت کردم متوجه شدم با گیره ای شبیه گیره موی زنانه، کلاه را به موی سرشان وصل می کنند.
پ.ن.3: وقتی سنگاپور بودم، فکر می کردم که غذای آماده با قیمت مناسب خیلی ویژه سنگاپور است. ولی ظاهرا شهرهای بزرگ آمریکا هم این گونه هستند و از این جهت خیلی راضی هستم.
پ.ن.4: ایام محرم را تسلیت می گویم. خیلی ناراحتم که در دانشگاه تعداد شیعیان خیلی محدود است و حسینیه هم دور است. ان شا الله از دعا محروم نکنید. 


تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 15 آبان 1392 08:34 ب.ظ

سجاد
چهارشنبه 27 آذر 1392 03:43 ق.ظ
سلام
1- به نظر من برخورد با مدیر مسئول کیهان خوب نبود، اما درست بود. سیاست علم خوب و بد نیست و به قولی کلاس اخلاق نیست. اتفاقا سیاست کاملا در این رفتار مشخص بود. با هر کسی نمی توان با یک زبان سخن گفت و این نشانه یک سیاستمدار موفق است.
2- حتما شما هم مثل من حکایات مدیر مسئول کیهان رو شنیدی، من نمی خوام بگم که جناب آفای شریعت مداری چه شخصیتی دارند و با این کار توجیه کنم کار آقای ظریف رو، من می خوام بگم که در طول 14-15 سالی که روزنامه ها رو می خونم ندیدم کسی اینقدر هنرمندانه آقای شریعتمداری روغافلگیر کنه، این که خوب بود این رفتار یا نه متعلق به سیاست نیست، مهم اینه که این کار "جواب" داد، کاری که کسی پیش از این از پسش بر نیومده بود.
3- من وبلاگ شما رو خوندم، مطالب جالبی می نویسید،اما احساس می کنم بعضی وقت ها منطق رو کمتر به کار می گیرید و گفته هاتون احساسی میشه، این رو کم دیدم اما برای مثال نوشته این صفحه و نوشته "چرا مسیحی نشدم" یک مقدار از منطق دور بود و بیشتر احساسی بودن، در تحلیل این کار آقای ظریف واقعا احساس جایی نداره، منطق بیشتری می طلبه
4- در مورد نیمی از مطالب این گفتار با شما هم عقیده هستم،مثل این که چرا این همه وقت صرف فیسبوک میشه
5- مطالب جالبی دارید، ممنونم
پاسخ مرد یخی : سلام
۱. متوجه باشید که عمل طرف مقابل توجیه کننده اعمال انسان نیست. اگر این روش باب شود خیلی‌ خطرناک است. ممکن است کسی‌ تهمت را با تهمت جواب دهد و کلا دیگر از اخلاق چیزی نمی‌‌ماند. اصلا هم هنری نیست از این طریق کسی‌ را ساکت کرد. بعد هم از کدام اثر صحبت می‌کنید؟جناب شریعتمداری که تغییری نکرده است.
۲. احساسی‌ نوشتن به معنای منطقی‌ نبودن نیست. خیلی‌ وقت‌ها یک مطلب بار استدلالی ندارد البته احساسی نوشتن نباید موجب خروج از منطق شود و اگر چنین چیزی هست باید با ذکر مورد بررسی شود.
سید حسین
دوشنبه 4 آذر 1392 01:17 ب.ظ
سلام ی متنی در راستای نظر قبلی آماده کرده بودم بفرستم ولی هر کار می کنم در قسمت «متن نظر» قابلیت پیست نداره و نمیتونم بیارمش
لذا اگر شد واستون ایمیل می کنم
پاسخ مرد یخی : سلام
شاید حجمش زیاد است، فکر کنم نظر یک محدودیت کاراکتر دارد. اگر وقت دارید کمی‌ مفصل و با دید انتقادی بنویسید تا به عنوان یک پست در وبلاگ قرار گیرد.
سید حسین
پنجشنبه 30 آبان 1392 11:57 ب.ظ
به نظرم اساسا دامنه محبوبیت آقای ظریف در بین عموم مردم ربطی به فیسبوک نداره مگر چقدر از مردم از فیس بوک استفاده میکنند؟
از تعداد لایک ها هم مشخص میشه که تعداد مخاطبین فعال ایشون در فیس بوک نهایتا چیزی حدود 200 تا 300 هزار است که دربین جمعیت فعال وآگاه بر فرض 15 یا 20 ملیونی ایران زیاد به نظر نمیاد.
به نظر من دلیل عمده موفقیت ایشون اینه که ایشون با تجربه دبپلماتیک وتسلطش به زبان وباقس ابزارهای سیاسی مثل روابط خوب با سیاستمداران دنیا سکان دار باز کردن گرهی کور از سیاست خارجی ایران شده که ارتباط مستقیمی با اوضاع اقتصادی ومعیشت غالب مردم ایران دارد ومردم به صورت روزانه وکاملا محسوس وعینی در کوتاه مدت نتیجه رفت وآمد وبرخوردهای سیاسی ایشون رو می بینند(دلار از 3600 تا 2700 پایین میاد)و امید دارن در دراز مدت هم تحریم های نفتی واموال ودارایی های ایران رفع بشود.
واین باعث شده که همه رسانه ها اعم از خارجی وداخلی، مخالف وموافق رو ایشون زوم کنند وبیشتر در کانون توجهات قرار بگیرن.
در ثانی: برخورد ایشون با کیهان وکیهانیون بسیار هم عالی بود :
فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم
شما طوری سخن می گید که انگار اون آقایون خیلی از در متانت و بزرگواری با ایشون رفتار کردن که ایشون نا مردی کرده است بلکه بر عکس اونها در خوشبینانه ترین حالت نقل غیر صحیح بدون تکذیبیه بیان کردن وایشون هم آنچه که اتفاق افتاده رو بیان کرده که همان کمردردش به خاطر دیدن تیتر کیهان بوده است واز قضا به زعم بنده واقعا هم همین طور بود وایشون بادیدن اون تیتر کذایی اون حالت بهش دست داد(فشار عصبی)
وراجع به مدیریت صفحه هم به قول عربها : «کل رجل وضیعته»
شما از کجا می دونین که ایشون اون نحوه مدیریت کذایی رو که شما اشاره کردید اعمال نمی کند مگر حتما باید اعلام عمومی کند.
یاعلی
پاسخ مرد یخی : 1. شما از کجا می دانید ایشان در بین مردمی که از فیسبوک استفاده نمی کنند، محبوب هستند؟ موضوع این است که افراد فعال در فیسبوک یک نمونه آماری از جامعه ایران هستند (البته یک نمونه غیر یکنواخت) و نباید فقط به چشم تعداد واقعی آنها دیده شوند. در نبود نمونه آماری دیگر و نظر سنجی معتبر، به این نمونه مراجعه می کنیم که بالاخره یک نمونه آماری از قشر قابل توجهی از ایرانیان هستند.
2. در متن اشاره شد که صرف نظر از حضور رسانه ای ایشان، فعلا عملکرد ایشان قابل قضاوت نیست. سابقه کاری ایشان هم نشان از عملکرد فوق العاده ندارد. ایشان فعلا گره کوری را باز نکرده اند و حتی اگر باز هم کنند، باید مشخص شود چه چیزی داده اند و چه گرفته اند که بتوان قضاوت کرد. و گرنه امضای قرارداد مشابه سعدآباد (نمونه ای عملکرد گذشته ایشان) که از دست هر کس بر می آید. البته همه ما از موفقیت ایشان استقبال می کنیم و دعا می کنیم تا موفق باشند ولی فعلا عملکرد ایشان نمی تواند دلیل محبوبیت ایشان باشد. دلار هم اکنون سه هزار تومان است که موقع تحویل از سوی آقای احمدی نژاد در همین حد بود. در این دوره تنها در یک دوره چند روزه کمتر از سه هزار تومان شد که رئیس بانک مرکزی از بیشت تر ارزان شدن جلوگیری کرد. اگر هم نتیجه عینی دیگری به خصوص در زندگی روزمره مردم وجود دارد می توانید بیان کنید. شاخص های عمده اقتصادی در این صد روز تغییر چندانی نکرده اند. البته بازه کوتاهی است و نباید در کوتاه مدت چنین انتظاری داشت ولی صحبت از بهبود کاملا عینی و محسوس هم دور از واقعیت است.
3. وقتی از آیات قرآن برای استدلال استفاده می کنید لطفا شان نزول و تفسیر را هم مطالعه کنید. آیه مزبور اصلا معنای برداشتی شما را ندارد. اگر این گونه بود که امیرالمومنین باید آب را بروی لشگر دشمن در صفین می بست. اتفاقا آیه مزبور معنای برعکس دارد و منظور در آن جلوگیری از تعدی است. احیانا مطالعه نکرده اید، زحمت مطالعه تفسیر هم با خود شما.
4. بنده نگفتم ایشان کمردرد نگرفته است، سخنم اینجا بود که چرا باید از کمردرد استفاده ابزاری شود؟ فرض کنیم روایت ایشان صحیح است (که احتمال بالا اینگونه است) و نمایندگان غیر اخلاقی رفتار کرده اند. صحبت اینجاست که ایشان چرا بصورت منتطقی و استدلالی پاسخ نمی دهند و به عمد یا نا عمد از حربه عاطفی استفاده می کنند؟ همان روز سخنگوی وزارت خارجه هم صحبتی در این مورد داشت و اگر ایشان کمردرد خود را رسانه ای نمی کرد، اصلا موضوع اینقدر بزرگ نمی شد.
5. توجه شما را جلب می کنم به پاسخ دیروز (بله دیروز و در اوج مذاکرات) ایشان به یک کامنت:
کامنت: دکتر دل به مذاکرات نمی دیا! همه ش فیسبوکی!
پاسخ دکتر ظریف: تازه از مذاکرات نفس گیر سه ساعته آمدم بیرون. فکر کردم با شما بودن و از خدا یاد کردن بهترین راه تمدید قواست.
(این که بین یاد خداوند و پست فیسبوکی گذاشتن چه ارتباط مستقیمی وجود دارد خودشان باید پاسخ دهند)
پ.ن.: جالب نیست مردم را به دو دسته آگاه و غیر آگاه تقسیم می کنید. همه آنها شهروند ایران هستند و به میزان یکسان نظرشان در سرنوشت کشور موثر است. اصلا انتخابات یعنی همه شهروندان مستقل از سواد و به قول شما آگاهی، حق رای یکسان دارند.
حسین
دوشنبه 20 آبان 1392 07:34 ق.ظ
سلام
1-الف)منم با شما در مورد مساله هلوکاست موافقم به همین دلیل معتقدم به جای نفی اون باید رو این مساله تاکید کرد که در هر حال مشروعیتی برای اسراییل نمیاره ولی متاسفانه در ابتدای دولت قبل تاکید روی نفی اون بود و حامیانش هم با آب وتاب ازش حمایت میکردند با عناوین دهن پر کن مثل پاشنه اشیل تمدن غرب و ... نتیجه اش این شد که همه دنیا روی این مساله حساس شدند و قطعنامه صادر شد علیه نفی و...
ب)آیا ظریف میتونه بگه این نظر رهبر انقلابه و نظر همه در ایران نیست...قهریست که نه!
2- دو روز پیش از تلویزیون پخش شد
پاسخ مرد یخی : سلام
1. الف. ببینید فرض کنید کسی کلا هلوکاست را افسانه بداند (مانند رابرت فوریسون که استاد تاریخ دانشگاه مارسی بود و اخراج شد)، طبق مبانی غربی چه جرمی مرتکب شده است که باید با دروغ و ماستمالی پوشانده شود؟ در دولت قبل هم شاید یک یا دو مورد هلوکاست کلا نفی شد، ولی اکثر موارد موضوع قابل دفاعی بود. مراجعه کنید به سخنرانی های آقای احمدی نژاد با شبکه های مختلف آمریکایی که در اکثر آنها مصاحبه کننده میخکوب می شود و جوابی نداشت.
ب. بله که می تواند این سخن را بگوید. مگر آقای صادق زیباکلام نمی گوید؟ مضاف بر این چه نیازی است این سخن را بگوید؟ ایشان می توانست بدون دروغ و ماستمالی (به قول شما) هم دفاع کند. صحبت اینجاست که چطور وقتی آقای احمدی نژاد می گوید در ایران همجنس باز نداریم، به عنوان دروغ گویی تیتر رسانه ها می شود و کسی از ماستمالی کردن سخن نمی گوید ولی وقتی دکتر ظریف دروغ می گوید، به عنوان زیرکی و یک عمل اجتناب ناپذیر یاد می شود؟!
2. اگر هم پخش شده است، آنچه که در فضای فیسبوک وجود دارد این است که خود ایشان نظرات را می خواند و جواب می دهد. تا جایی هم که شخصا مشاهده کردم همین احساس بوجود می آید. یک دلیل پرطرفداری صفحه ایشان اصلا همین است. و گرنه صفحه آقای روحانی هم وجود دارد ولی خیلی کمتر مخاطب دارد. بنظرم اگر مخاطبان صفحه ایشان متوجه شوند، کمتر اقبال خواهند کرد.
حسین
شنبه 18 آبان 1392 10:17 ب.ظ
پی نوشت: انشاله در جوار حضرت معصومه دعاگو هستیم التماس دعا
پاسخ مرد یخی : لطف دارید.
حسین
شنبه 18 آبان 1392 10:16 ب.ظ
سلام
در مورد هلوکاست باید گفت که وجود اون تقریبا انکار ناپذیره و اشکالی که برخی مورخان مثل گارودی و فوریسون و ... میگیرند مربوط به ابعاد اون مثل تعدادکشته ها و وجود اتاق گاز و صابون ساختن از اجساد و ... است. ولی در این که یه عده یهودی دستگیر و اعدام شدند شکی نیست. و لفظ افسانه هلوکاست که در سایت رهبر هست حساسیت برانگیز و به هر حال نادرسته. ظریف بیچاره هم در مصاحبه اش مجبور شد یه جوری قضیه رو ماستمالی کنه. در مورد فیسبوک هم امروز تو مصاحبه ش گفت معمولا نظراتو وقت ندارم بخونم خلاصشو برام تهیه میکنن
در مورد تیتر کیهان ناراحتی ظریف از افشای صحبتهای جلسه خصوصی با کمیسیون سیاست خارجیش ناراحت بود نه از مطلب روزنامه
پاسخ مرد یخی : سلام
1. فرض کنیم حرف شما صحیح است. آیا جائز است از دروغ و ماستمالی استفاده ابزاری کرد؟ بنده چون مطالعه کافی ندارم نمی توانم در مورد هلوکاست قضاوت کنم و برایم آنقدر اهمیت ندارد که وقت بگذارم ولی همین قدر بدانید که نام کتاب روژه گارودی (او استاد دانشگاه بود و مدعی علمی بودن کارش بود) که به هلوکاست نیز می پردازد: "اسطوره‌های بنیان‌گذار سیاست اسرائیل است" (البته بنده نظر آقای گارودی را رد یا تایید نمی کنم). صحبت اینجاست که فرض کنیم هلوکاست افسانه نیست، رد یا قبول آن چه ربطی به سیاست بین الملل دارد؟ و اگر اتفاق افتاده است، چرا به وجود یک کشور یهودی در سرزمین مردمی که در آن نقش نداشته اند، باید مشروعیت دهد؟
2. این مصاحبه را کجا انجام داده اند؟ آنچه از صفحه ایشان بر می آید، خواندن بخش خوبی از کامنت ها و بعد پاسخ دادن است.
3. ببینید در مورد نتیجه سخن آقای ظریف صحبت شد. بنده نگفتم ایشان عمدی داشت یا نه، ولی نتیجه سخن ایشان فشار به منتقدان و روزنامه کیهان بود. البته بنده هم قبول دارم که در صورت توافق، نباید نمایندگان مجلس آن را افشا می کردند.
پاسخ کامنت خصوصی
شنبه 18 آبان 1392 05:14 ق.ظ
سلام
منظور صداوسیما صفحه افرادی مثل خانم افخم بود. صفحه آقای ظریف واقعی است و تا کنون تکذیب نشده است.
آشیانه ی پرستو
چهارشنبه 15 آبان 1392 08:19 ب.ظ
سلام پس با این وجود جای خوبی رفتین. انتقاد اصلی من به دکتر ظریف هم همینه که ایشون چطور وقت فیسبوک رو دارند واقعا محیطی هست که کم کم سه ساعتی وقت آدم رو میگیره حالا وزیر باشی اونم خارجه که دیگه بیشتر. من هم این ایام رو بهتون تسلیت میگم و التماس دعا
پاسخ مرد یخی : سلام
بنظرم لازم است یک مدیر بذارن برا صفحه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر