تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - توافق ژنو: شکست یا موفقیت؟


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

توافق ژنو: شکست یا موفقیت؟

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 9 آذر 1392-05:57 ب.ظ

 از زمان امضای توافق نامه ژنو متن های متعددی درباره آن نوشته شده است. همچنین بررسی های بیشتر از لحاظ حقوقی روی متن آن انجام شده است و زوایای بیشتری از توافق واضح تر شده است. هنوز همان نظر قبل را دارم، این توافق برای قدم اول تا حدی شروع خوب است، از آن جهت که قفل را باز کرده است ولی فقط در بلندمدت می توان قضاوت نهایی را انجام داد. عملکرد دولت آمریکا هم در این بازه کوتاه نشان از صحت بدبینی دارد. هنوز (همین دیروز) دولت آمریکا سخن از گزینه نظامی می زند و صحبت از محدودیت برنامه هسته ای می کند که ممکن است (و در واقع به احتمال بالا) در گام نهایی منجر به زورگویی شود.
بعد از نوشتن پست قبل، در فضای مجازی و شخصی، گفتگوهایی در باب این موضوع داشتم. این طور بنظر می رسد که هنوز دید افرادی دور از واقعیت است و معنای مذاکره با طرف بی انصاف را متوجه نمی شوند. عده ای با فعالیت در شبکه مجازی و مقایسه عملکرد این دولت و دولت قبل، در پی این هستند که توافق ژنو را یک شکست یا ترکمنچای هسته ای معرفی کنند. غالب این افراد از نظر فکری مشابه جبهه پایداری فکر می کنند. نکته جالب هم آنجاست، چون غالبا از هواداران آیت الله خامنه ای هستند در توجیه پاسخ نامه رهبری به رئیس جمهور دچار مشکل می شوند. توجیه های جالب و بامزه ای ارائه می دهند. مثلا فردی می گفت منظور از موفقیت در نامه فوق، موفقیت نسبی با توجه به افراد مذاکره کننده است. ایشان ادعا داشت که برخی از اعضای تیم مذاکره کننده در پی اخذ گرین کارت آمریکا بوده اند (البته صحت این موضوع هم با خود آن فرد) و برای همین این موافقت نامه با توجه به چنین افرادی موفقیت نسبی است ولی بصورت مطلق یک شکست کامل است! (البته ارتباط گرین کارت و خروجی مذاکره هم توضیح نمی داد. چون بالاخره خروجی مذاکره مستقل از اقدام برای گرین کارت قابل بررسی است). فرد دیگری توجیه جالب تری داشت. ایشان می گفت در احادیث مواردی وجود دارد که معصوم تقیه کرده است و ظاهر کلام او مدنظر نبوده. بلکه حتی خلاف آن مدنظر بوده است و این از قرائن مشخص می شود (البته بحث صحیحی است). مشابه آن موارد، اکنون هم رهبر انقلاب در دوره تقیه است و مجبور است حمایت ظاهری کند ولی از سائر قرائن، مشخص می شود که ظاهر کلام ایشان مدنظر نبوده است 
و منظور رهبری خلاف آن ظاهر است!. البته به شخصه از این وضعیت خرسندم چون باعث شده است، این قشر جامعه بیشتر فکر کنند و تفکر "ولی فقیه به جای ما فکر می کند و ما اجرا می کنیم" کمرنگ تر شود.

با توجه به چنین مواردی، ارائه برخی توضیحات ممکن است منجر به دید واقع بینانه تر شود. این نوشته تا حدی انتقادی است و بسیاری ممکن است غیر منطقی بپندارند. ولی به  شخصه از انتقاد استقبال می کنم و اگر کسی از خوانندگان وقت و حوصله داشت می تواند پاسخ دهد تا همین جا منتشر شود. باید دقت کرد انتقاد لازمه پویایی سیستم است و اجتماع بدون انتقاد می میرد. بنظرم یکی از دلایل اصلی و مهم فروپاشی کمونیسم، نبود انتقاد در سیستم های کمونیستی بود (یا به صورت مشابه فرقه رجوی). به خصوص در دوران استالین، فرد استالین در هر موضوع، نظراتی ابراز می داشت و بقیه نخبگان سیستم، وظیفه داشتند مو به مو آن را پیاده سازی کنند و برای توجیه آن نظریه سازی کنند. این رفتار از آن جهت خطرناک است که ممکن است یک نظر غلط پیاده سازی شود (آن هم نظری ابراز شده از سوی یک فرد بدون تخصص لازم) و در نبود انتقاد خسارت های جبران ناپذیر به جامعه وارد کند. رهبر انقلاب به شخصه متوجه این نکته اند و در یک سخنرانی بیان کرده اند:

من استالین نیستم که بنشینم یک سری حرف بزنم٬ بعد عده‌ای را بیاورم بنشینند آن‌ها را تئوریزه کنند.

که البته توسط رسانه های کشور سانسور شد که نشان از وجود دید خطرناکی در بین برخی مسئولین است که نباید انتقاد وجود داشته باشد. با توجیه هایی از قبیل این که به نظام لطمه می خورد. اما اتفاقا قضیه برعکس است و با نبود انتقاد به نظام لطمه می خورد. با این مقدمه وارد موضوع اصلی می شوم.
پیش از ورود به توافق ژنو لازم است بررسی شود که اهمیت موضوع آن در چه حدی است؟ و آیا باید مساله اول کشور باشد یا نه؟ احتمالا اکثر افراد توافق داشته باشند که توافق ژنو درباره برنامه هسته ای کشور است. این موضوع تا حدی بدیهی، از سوی برخی رد می شود. برخی می گویند که هدف غرب از مذاکرات هسته ای، جلوگیری از سلاح هسته ای نیست. برنامه هسته ای یک بهانه برای غرب است که به کشور فشار بیاورد و اگر نبود، بهانه دیگر پیدا می کردند. یعنی غرب نگرانی از دستیابی ایران به سلاح هسته ای ندارد و همه این فشارها و مذاکرات، در واقع پوششی برای هدف اصلی غرب، تضعیف جمهوری اسلامی یا استحاله آن از درون است. در پاسخ باید گفت، در این که بین جمهوری اسلامی و غرب تضاد بنیادین در اصول وجود دارد صحبتی نیست. در این که تمایل غرب، نبود این نظام و جایگزینی آن به یک نظام غربگرا است شکی نیست. ریشه مشکلات آنجاست ولی در هر موضوع خاص، اهداف کوتاه مدت هم قابل تصور است. مثلا در مذاکرات الجزائر، هدف دولت وقت آمریکا، آزاد کردن گروگان ها بود. پس باید در تحلیل ها واقع گرا و همچنین عملگرا بود. اگر بخواهیم این گونه تحلیل کنیم که هدف غرب از فشار در برنامه هسته ای، فشار آوردن و از بین بردن نظام است؛ دیگر جایی برای مذاکره نمی ماند. در حالی که از ده سال پیش سیاست نظام، مذاکره در مورد برنامه هسته ای بوده است. نظام می توانست مشابه کره شمالی، از مذاکرات و ان پی تی خارج شود و وارد یک جنگ سرد شود. ولی وضعیت امروز کره شمالی نشان می دهد که چنین عملی خلاف واقع گرایی است. نظام کره شمالی هم چنین توجیه هایی برای خروج از مذاکرات دارد و دید فوق عاقبت بهتر از وضعیت امروز نظام کره شمالی نخواهد داشت.
اما مشاهده می شود که رفتار غرب با مذاکره تفاوت می کند، وقتی برنامه هسته ای ایران تعلیق می شود، فشارهای غرب کاهش می یابد. مشخص می شود که میزان و نوع فعالیت هسته ای ایران و نتیجه مذاکرات بر رفتار غرب اثر می گذارد. این گونه نیست که خروجی مذاکرات بر عملکرد آنها بی تاثیر باشد. این نشان می دهد، دستیابی ایران به سلاح هسته ای نگرانی واقعی غرب و متحدان منطقه ای آن اعم از اسرائیل و شیوخ خلیج فارس است. این توهم نیست و بارها بصورت رسمی و غیر رسمی از سوی غرب و متحدانش اعلام می شود. اسرائیل تا کنون دوبار به تاسیسات هسته ای عراق و سوریه حمله نظامی کرده است. در خاطرات آقای روحانی هم ذکر شده است که کشورهای منطقه چگونه علیه کشور ما فعالیت می کردند و ناجوانمردانه از پشت خنجر می زدند. ایشان ذکر کرده است که وزیر خارجه عمان (تنها کشور عرب جنوبی که با جمهوری اسلامی روابط دوستانه دارد) در یک گفتگوی غیر رسمی تک تک این کشورهای عرب را مشخص کرد. اخیرا هم آقای سید حسین موسویان در سخنرانی بیان کرد که دوستان دیپلمات غربی اش به او گفته اند که در بازه ای فشاری که عربستان سعودی برای حمله به ایران می آورد، بیش از اسرائیل بوده است (اتفاقا اسناد ویکی لیکس هم موید این گفته است و علی رغم این که شخصا در ابتدا به صحت اسناد بدبین بودم، ولی گذر زمان نشان داده است که اسناد ویکی لیکس واقعی هستند. به آن معنا که از دستگاه اطلاعات غرب درز رفته است). همین امروز هم به نمایندگان قطر و عربستان به صورت مستقیم خواستار حضور در مذاکرات اتمی ایران شده اند (نمی توانم پنهان کنم که وقتی می بینم کشوری در حد قطر چنین درخواستی می کند، به غرورم بر می خورد.). بنابراین متحدان غرب در منطقه هم بخشی از ماجرا هستند و نمی خواهند توازن قوا به نفع ایران حرکت کند. جالب است که  فردی می گفت که آنها نگرانی ندارند چون رهبری فتوا داده است که ما از سلاح هسته ای استفاده نمی کنیم! این سخن بسیار ساده اندیشانه است چون در دنیای خارجی هیچ دشمنی به قول و قسم دشمن خود اعتماد نخواهد کرد. مثلا مگر ما می توانیم به فتوای مفتی عربستان اعتماد کنیم؟ اگر همین الان، آمریکا به ما قول دهد، می توانیم اعتماد کنیم؟ این انتظار بیجا است که فکر کنیم غرب باید به فتوای رهبر ایران اعتماد کند. مضاف بر این که رهبر ایران روزی از دنیا خواهد رفت و تضمینی نیست که رهبر بعدی چنین فتوایی داشته باشد (به شخصه دیده ام روحانیونی که از سلاح هسته ای به عنوان عامل بازدارنده و از منظر فقهی دفاع می کنند که اتفاقا استدلال های قرآنی دارند.). با توجه به این نکات، ورود به مذاکرات هسته ای یعنی قبول این که مشکل در برنامه هسته ای است و در این مذاکرات قرار است تمرکز روی این موضوع باشد و هدف مذاکرات هم حل مشکلات ناشی از آن است نه مسائلی که آقای جلیلی در سال 88 مطرح کرده بودند.
حال با قبول این که مساله هسته ای اکنون مورد مذاکره است و پیامدهای آن، مساله اول جامعه شده است باید پرسید که آیا واقعا باید این گونه باشد؟ برای پاسخ باید دانست چرا نظام به سوی ایجاد یک برنامه هسته ای رفته است؟ پاسخ این سوال بارها از سوی رهبری نظام استفاده از انرژی هسته ای اعلام شده است. می خواهم بصورت کوتاه بگویم چرا این سیاست اشتباه بوده است و از آن نتیجه بگیرم که نباید برنامه هسته ای به مساله شماره یک کشور تبدیل می شد و سپس نتیجه بگیرم برای این اشتباه چاره ای جز پرداخت عواقب آن نیست.
امروزه مساله انرژی یکی از اساسی ترین بخش های اقتصاد جهانی است. صنایع کشورها وابسته به این موضوع هستند و علاوه بر این آسایش شهروندان به آن گره خورده است. برآوردها حاکی از این است که بازار سالانه انرژی حدود 7 ترلیون دلار گردش مالی دارد (بیش از ده درصد کل اقتصاد جهان) و بزرگترین شرکت های جهان، شرکت های نفتی و مربوط به انرژی مانند شل و رویال هستند. دولت های جهان روی پژوهش در این حوزه سرمایه گذاری های فراوان می کنند و در بیشتر کشورها یک یا دو وزارت خانه مربوط به انرژی وجود دارد. بنابراین بسیار منطقی است که نظام کشور ما هم نسبت به آینده انرژی حساس باشد. اما نکته اساسی در سیاست انرژی یک کشور این است که وقتی دنبال یک منبع جدید انرژی می رویم باید سه مساله را حل کرده باشیم: دستیابی به ماده خام، تکنولوژی فراوری ماده خام و تکنولوژی تبدیل به انرژی الکتریکی. انرژی الکتریکی از آن جهت مهم است که صنایع مختلف به سمتی حرکت کرده اند که ابزارآلات با این انرژی کار کنند و حتی کوره های گرمایشی نیز به سمت الکتریکی شدن حرکت کرده اند. کشورهای مختلف سعی می کنند هنگام انتخاب و سیاستگذاری انرژی، نحوه دستیابی به ماده خام، تکنولوژی فراوری ماده خام و تکنولوژی تبدیل به انرژی الکتریکی را بررسی کنند تا امنیت انرژی داشته باشند. امنیت انرژی امروزه بسیار استراتژیکی است و کشورها سعی دارند که وقتی منبعی را انتخاب می کنند از امنیت آن مطمئن باشند و صنایع کشور خود را گروگان نکنند. مثلا می بینید که جمهوری های سابق روسیه و حتی برخی کشورهای اروپایی به علت وابستگی انرژی به روسیه از آزادی عمل کامل برخوردار نیستند و براحتی روسیه در زمستان برای فشار آوردن گاز صادراتی را قطع می کند. برای همین کشورهای اروپایی و آمریکا در طول تاریخ سعی کرده اند که منابع انرژی خاورمیانه را ابتدا به صورت انحصاری در اختیار بگیرند (مانند اوضاع ایران قبل از ملی شدن نفت) و با حمایت از دولت های مرکزی ضعیف بدون پشتوانه مردم و دست نشانده کردن آنها امنیت انرژی خود را تضمین کنند (مانند وضعیت امروز اکثر کشورهای عربی نفت خیز). بعدها که در اثر فشارهای اجتماعی ادامه وضعیت ابتدایی برخی موارد ممکن نبوده است (مانند ملی شدن نفت)، از طریق قراردادها و انحصار فناوری های مربوط به استخراج نفت تسلط خود را حفظ کرده اند. حال با این توضیحات بنظر می رسد، انرژی هسته از ابتدا انتخاب اشتباهی برای کشور ما بوده است. چرا که موارد سه گانه فوق بررسی لازم نشده اند:
الف. ماده خام: کشور ما خود منابع کافی اورانیوم ندارد. جستجوی 20 ساله معادن اروانیوم تا کنون نتیجه چندانی نداشته است. ذخیره معادن که تا کنون پیدا شده اند کمتر از 500 تن اورانیوم (بعد از غنی سازی) است و طبق پیش بینی های خوش بینانه کل اروانیوم موجود در ایران بیش از 5000 تن اورانیوم غنی شده نخواهد بود. در حالی که مصرف راکتوری شبیه راکتور بوشهر سالانه حدود 30 تن است و با توجه به این که فقط یک درصد انرژی تولید کشور با راکتور بوشهر انجام می شود. کل اروانیوم مورد پیش بینی (که تاکید می کنم 90% آن هنوز کشف نشده است و پیش بینی زمین شناسان است) با فرض گسترش کامل برنامه هسته ای به اندازه مصرف کمتر از دو سال انرژی کشور است و با منابع موجود کشف شده، در حد 2-3 ماه. (این اعداد در منابع مختلف بالا و پایین هستند ولی حدود آنها همین هاست. به اصطلاح مهندسی order ها همین حدود است.) یعنی تنها راه وارد کردن اورانیوم از کشورهای دیگر است. شاید تعجب کنید ولی همین کیک زردی که فعلا در کشور مصرف می شود مربوط به حدود 30 تا 40 سال پیش است که در دوران پهلوی از آفریقای جنوبی خریداری شده است (ظاهرا 500 تن در آن زمان خریداری شده است). نکته اساسی هم این است که که حدود 85% اورانیوم موجود در کشورهای کانادا (30%)، استرالیا (20 درصد)، قزاقستان (10%)، روسیه (10%)، نامبیا و نیجر (هر یک 7.5 %) کشف شده است. یعنی یا در خود کشورهای غربی و روسیه است یا این که تحت کنترل آنهاست (مثلا معادن نیجر تماما در کنترل فرانسه است و بی دلیل نیست که می بینید فرانسه ای که مثلا مخالف حمله به عراق بود، به آن منطقه آفریقا حساس است و اخیرا به مالی لشکرکشی کرد چون 70% برق فرانسه از انرژی هسته ای تامین می شود.) کشورهای مالک 15% باقی مانده هم این گونه هستند (ازبکستان، آمریکا، آفریقای جنوبی، آرژانتین، اکراین، چین).  تا جایی که می دانم زیمبابوه تنها کشور است که ذخائر اورانیوم قابل توجه دارد ولی تا حدی در کنترل غرب نیست و آن هم کشور پایداری نیست. مثلا در دولت قبل هنگام سفر رئیس جمهوری، آقای موگابه حسابی تحویل گرفت و نخست وزیر همزمان علیه سفر ریاست جمهوری ایران بیانیه داد). بنابراین حتی ما تکنولوژی فرآوری سوخت و تبدیل به انرژی الکتریکی را کاملا داشته باشیم، ماده خام را نداریم و کشوری هم نیست که ماده خام داشته باشد و متحد ما باشد که بتوانیم از امنیت انرژی مطمئن باشیم. اکنون هم غربی ها فروش کیک زرد را به ایران ممنوع کرده اند و مشخص نیست پس از اتمام کیک زرد خریداری شده و ذخائر کشور، چه اتفاقی رخ خواهد داد و از کجا کیک زرد تهیه خواهد شد؟ به یاد دارم، در دورانی که آقای لاریجانی مسئول پرونده هسته ای بود، جلسه با دانشجویان در شریف داشت و ایشان هم پاسخی برای سوال فوق نداشت
(به ادامه مطلب مراجعه کنید)



ب. تکنولوژی غنی سازی: این بخش تا حدی پیش رفته است.  تمام تنش های موجود در پرونده هسته ای هم سر این بخش است و گرنه می بینید که در مورد راکتور بوشهر بحثی مطرح نمی کنند. دلیل هم این است که غنی سازی استفاده دو گانه دارد. اما با وجود پیشرفت کشور در این بخش (19000 سانتریفیوژ)، ظرفیت فعلی غنی سازی کشور کمتر از سالانه 5-6 تن است که حتی کفاف نیروگاه بوشهر را نخواهد داد (30 تن). با روند کنونی و حتی افزایش سرعت کنونی، بدون کمک کشورهای دیگر و احتمالا حداقل 10 سال زمان نیاز است تا فناوری این بخش به حدی برسد که فقط کفاف راکتور بوشهر را بدهد. آن هم نیروگاهی که  فقط 1% برق کشور را تولید می کند (امروزه تمام سوخت مصرفی نیروگاه بوشهر، از سوی روسیه تامین می شود). یعنی با روال فعلی، گسترش غنی سازی تا حد صنعتی هم مساله کمی نیست. حال حساب کنید که چقدر غیر واقع بینانه است که مطرح شود که غربی ها نگران تصاحب بازار غنی سازی اروانیوم از سوی ایران هستند. به یاد دارم که زمانی گفته می شد دعوای غرب و ما سر این موضوع است که غرب نگران است که بازار غنی سازی را از دست بدهد. قصد این نوشته تحقیر صنایع ملی کشور نیستمنظور نادیده گرفتن امدادهای الهی نیست.ولی واقع بینی لازمه فعالیت صنعتی است. نباید فکر کنیم با تکنولوژی 50-60 سال قبل غرب می توان با تکنولوژی امروزی آنها براحتی رقابت کرد. کشور ما که هنوز صنایع خودروسازیش با کشورهای هم رتبه ما از نظر توسعه مثل مالزی نمی تواند در سطح جهان رقابت کند، بسیار بعید است که بدون وجود فشارهای سیاسی (اگر دقت کنید، تمام کشورهایی که خودرو ایرانی به آنها صادر می شود، بر مبنای یک رانت سیاسی است مانند سوریه و بلاروس) بتواند وارد بازار غنی سازی اورانیوم شود.
ج. فناوری تبدیل به انرژی الکتریکی: در این بخش هم کشور فعالیت قابل ملاحظه ندارد و همین اخیرا آقای صالحی اعلام کرد که دنبال عقد قراردادهای جدید با کشورهای خارجی (به خصوص روسیه) برای گسترش تعداد نیروگاه ها است. یعنی حتی فعالیت برای ساخت مستقل راکتور آغاز نشده است و ظاهرا برنامه ای هم دیده نمی شود. راکتور اراک هم با وجود این که ساخت داخل است، یک راکتور تحقیقاتی مانند راکتور دانشگاه تهران است که ظرفیتش فقط 5 مگاوات است و به هیچ وجه خروجی انرژی قابل توجه ندارد. راکتور بوشهر هم که کلا ساخت روسیه است. جالب است می بینیم که این کشور 10 سال است ما را مسخره کرده است و هنوز که هنوز است، راکتور بوشهر کاملا وارد مدار نشده است. این نکته نشان می دهد اگر حتی مورد الف و ب حل شود، امنیت انرژی کشور ممکن است به خطر بیفتد چون روسیه در قبال تکنولوژی راکتور باج خواهی می کند تا جایی که گزارش شده است که در راکتور بوشهر بواسطه حجاب برای تکنیسین های زن روسی، از ایران غرامت اخذ شده استدقت هم شود اگر قرار بود که ساخت راکتور با روسیه باشد و وابسته به این کشور باشیم، این کشور سوخت نیروگاه را خود تامین می کند و بدون داشتن  برنامه غنی سازی هم می شد راکتور داشت و هم از انرژی هسته ای برخوردار بود. منظورم این است که استقلال در قسمت ب بدون استقلال در قسمت ج، در عمل موجب استقلال و امنیت انرژی نمی شودحال فکر کنید که حتی اگر مورد الف و ب کاملا حل شود، چه قدر زمان خواهد برد که یک راکتور هسته ای مانند بوشهر بصورت بومی ساخته شود.بنظرم بسیار بعید است با وضعیت فعلی بدون کمک کشورهای خارجی تا 50 سال دیگر کشور به ظرفیتی برسد که مثلا 20-30 درصد برق کشور هسته ای شود ( 20 راکتوری که در برنامه های دولت قبل اشاره می شد). فراموش نکنیم که بیش از بیست سال است که کشور فعالیت هسته ای دارد تا به سطح فعلی برسیم که حتی هنوز ظرفیت غنی سازی برای 1% برق کشور وجود ندارد.
 با توجه به نکات بالا و به خصوص الف، از ابتدا رفتن ایران به سمت انرژی هسته ای با دورنگری انجام نشده است و بنظرم با توجه به نبود منابع اورانیوم در ایران و کشورهای دوست یک اشتباه استراتژیک بوده است. یعنی امنیت انرژی در نظر گرفته نشده و بدون داشتن فناوری ساخت راکتور به سمت فناوری غنی سازی رفته ایم. بنده حتما حرف سران کشور مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای را قبول می کنم ولی وقتی خود را جای یک کشور غربی یا حاشیه خلیج فارس می گذارم، به آنها حق می دهم که نسبت به نیت ایران شک داشته باشند (به خصوص اگر ادعاهای که می گوید برنامه هسته ای ایران، مدتی مخفیانه انجام شده است، صحیح باشد).  به نظر می رسد واقعیت امر این است که، در دوران پهلوی که روابط کشور با غرب خوب بود (البته در چهارچوب دولت دست نشانده که قبلا اشاره شد) تصمیمی گرفته شد ولی هنگام انقلاب متوقف شد. بعد از جنگ در دوران آقای هاشمی بدون این که تفاوت شرایط بررسی شود، و امنیت انرژی مطالعه شود، تصمیم به ادامه تصمیم گرفته شده در دوران منحوس پهلوی گرفته شد. یعنی مشاهده شده است که راکتور نیمه کاره وجود دارد و در دید اول بهترین کار تکمیل آن بود
علاوه بر تمام موارد فوق به نظر می رسد که انرژی هسته ای به دلیل مخاطراتی مانند فوکوشیما (که هنوز بعد از دو سال، ژاپن درگیر آن است) بهترین گزینه موجود نیست. می بینید که هر وقت زلزله ای در منطقه نزدیک بوشهر انجام می شود، اولین نگرانی این است که به راکتور بوشهر آسیب نخورده باشد. حتی بعد از جریان فوکوشیما برخی کشورهای صنعتی تصمیم گرفته اند که کلا انرژی هسته ای را کنار بگذارند (مثلا آلمان تا سال 2030 می خواهد تمام راکتورهای هسته ای خود را خاموش کند و در همین دو سال تعداد راکتورهای فعال از 17 به 9 عدد رسیده است و 8 راکتور کلا خارج شده اند. ژاپن هم کلیه راکتورهای خود را فعلا خاموش کرده است. البته ظاهرا قصد دارد، برخی را وارد مدار کند ولی در بلند مدت تصمیم آنها هم استقلال از برق هسته ای است.) امروزه کشورهای معدودی هستند که هم اکنون دنبال ساخت راکتورهای جدید باشند
ممکن است کسی بگوید که سائر استفاده های فناوری هسته ای مانند کاربردهای پزشکی و کشاورزی چه می شود؟ غربی ها اکنون اجازه نمی دهند سوخت 20% راکتور تهران خریداری شود و کشور مجبور است برای آن استفاده ها به سمت فناوری غنی سازی برود. اما نکته اینجاست که برای چنین استفاده هایی یک راکتور چند مگاواتی کافی است و نیاز به چنین برنامه غنی سازی گسترده نیستراکتور دانشگاه تهران حدود 40 سال پیش ساخته شده است و تا همین دو سال پیش سوخت آن به کشور فروخته می شد. عدم فروش سوخت آن هم مربوط به مساله هسته ای است. بنابراین از این جهت وجود برنامه هسته ای ایران وجهی ندارد و فقط در صورت تولید انرژی وجه دارد که توضیح داده شد چرا انتخاب خوبی نبوده است.
با توجه به این توضیحات مشخص می شود که نباید برنامه هسته ای کشور، مساله اول کشور می شد چون حتی اگر کاملا هم در مذاکرات منصفانه عمل شود، خروجی اقتصادی آن برای کشور در مقابل هزینه های داده شده توجیه ندارد
نکته دوم این است که در نگاه اول وضعیت فعلی تا حدی حاصل اشتباه محاسباتی مسئولین کشور است. برای نمونه برخی از سخنان سران کشور در 2-3 سال اخیر:
الف. رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی سال 91 خود در باب علت تخاصم غربی ها در مورد پرونده هسته ای بیان داشته اند:

مساله اصلی حراست مقتدرانه نظام اسلامی از ثروت عظیم نفت و گاز در این کشور است. امروز و فردا مثل دیروز اقتدار اقتصادی سیاسی و علمی و نظامی متکی به نفت است. تا دهها سال دیگر دنیا محتاج به نفت و گاز است. استکبار و دولت های آنها می دانند که رگ حیاتشان به نفت و گاز وابسته است و آن روزی که باید برای نفت از زورگویی دست بردارند روز مرگ آنها است. کشورهای غربی از لحاظ منابع نفتی دچار مشکل شده اند و روز به روز بیشتر خواهد شدبعضی چهار سال دیگر و برخی 6سال و 9 سال دیگر منابع نفتی شان تمام خواهد شد و مجبورند از منابع مکان های دیگر استفاده کند.  طبق برآوردهای کارشناس های کشورمان نفت امریکا تا 2021 تمام خواهد شد. نفت دنیا که 50 درصد آن از خلیج فارس خارج می شود به 3 نقطه محدود می شود که یکی از آنها ایران استدر بین همه کشورهای دنیا کشوری که موجودی نفت و گازش از همه بیشتر است جمهوری اسلامی ایران استایران در منابع گاز دوم و نفت کشور چهارم است اما سرجمع آن از همه دنیا بیشتر استجمهوری اسلامی بر طبق منابعی که تا کنون اکتشاف شده است تا 80 سال دیگر نفت و گاز دارد. ولی آنها تا حداکثر15 سال دیگر نفت و گازشان تمام می شود.

این سخن ایشان حاکی از وصول اطلاعات نادرست به ایشان است. قضیه کاملا برعکس است و تا یک دهه دیگر به علت رشد تکنولوژی استخراج نفت، آمریکا نه تنها منابعش پایان نمی رسد، بلکه حتی امکان دارد به صادر کننده نفت تبدیل شود.احتمالا به اصطلاح کارشناسی که این گزارش را تهیه کرده است، به اطلاعات موجود در صفحه ویکی پدیا قناعت کرده است . این محاسبات مربوط به ذخائر به اصطلاح متعارف کشورهاست که بیشتر هم رسانه ای می شود ولی رشد تکنولوژی موجب اقتصادی شدن ذخائری دیگری از نفت شده که غیر متعارف نامیده می شود (مانند نفت شن و نفت لایه های رسی) که هنوز چندان در رسانه ها مطرح نیست ولی در جوامع علمی مهندسی نفت کاملا مطرح است

(
میان برنامه!!!
اخیرا در اجلاس اوپک، خبرنگاری بی بی سی شیطنت کرد. ابتدا نزد وزیر نفت ایران رفت و پرسید اگر تولید نفت زیاد شود (چون ایران در حال چانه زدن است که سائر اعضای اوپک تولید خود را کم کنند، تا احتمالا در آینده ایران به بازار باز گردد)، قیمت نفت کاسته نخواهد شد؟
آقای زنگنه در پاسخ گفت: مشکل کسانی است که تولید اضافه دارند.
باز خبرنگار گفت: بالاخره ایران هم فروشنده است و از کم شدن ضرر خواهد کرد.
آقای زنگنه پاسخ داد: به هر حال من تحت هر شرایطی روزی 4 ملیون بشکه را تولید خواهم کرد و از حق ایران در بازار کوتاه نمی آیم حتی اگر قیمت 20 دلار شود. (به اصطلاح دیگی که برا من نجوشه، می خوام سر سگ توش بجوشه!)
خبرنگار بعد رفت و این حرف او را تحویل علی النعیمی وزیر نفت عربستان داد.
او جا خورد و گفت: واقعا! می دانی اگر نفت 20 دلار شود، چند کشور از بازار حذف می شوند؟ کانادا و نفت لایه رسوبی از بازار حذف خواهد شد.
ببینید که وزیر نفت عربستان چقدر دست نشانده است که قبل از هر چیز نگران حذف شدن نفت کانادا و آمریکا (همان ذخائر غیر متعارف) از بازار است. هدفم از نقل این میان برنامه! این بود که بگویم، آمریکا حتی خواهان این است که قیمت نفت از حدی پایین نیاید تا استخراج نفت خودش توجیه اقتصادی داشته باشد. یعنی مطمئن باشید که آمریکا تمام تلاش خود را خواهد کرد که نفت از حدی ارزان تر نشود.
)

با در نظر گرفتن ذخائر غیر متعارف، آمریکا بیش از مجموع ذخائر تمام کشورهای دیگر نفت دارد و اتفاقا آمریکای شمالی در حداکثر دو دهه دیگر وابستگی به نفت خاورمیانه نخواهد بود. احتمال بالا نفت خاورمیانه به سمت شرق آسیا خواهد رفت (که از اکنون قابل مشاهده است) البته سیاست آمریکا کنترل منابع نفت برای در اختیار داشتن امنیت انرژی کشورهایی مانند چین و هند و ژاپن است ولی دیگر این گونه نیست که نگران امنیت انرژی خود باشد. تازه همین این نکات را بگذارید کنار این که تقریبا تمام کشورهای نفت خیز عربی، آلت دست آمریکا شده اند. اکنون تنها برای کشورهای شرق آسیا منطقی تر است که از ایران نفت بخرند که حداقل برای خود استقلالی در تصمیم گیری دارد تا امنیت انرژی خود را به اراده آمریکا گره نزنند. برای همین هم بی جهت نیست که می بینیم این کشورها هنوز علی رغم تحریم ها می خواهند از ایران نفت بخرند با وجود این که عربستان و عراق کاملا ظرفیت جایگزینی نفت ایران را دارند
مسلم است که رهبر انقلاب هر چقدر هم توانایی تحلیل بالا داشته باشند، بر مبنای اطلاعات نادرست، صحیح تحلیل نخواهند کرد. البته  شخص ایشان مسئول این موضوع نیست و باید متاسف بود که در کشور افرادی که صنایع نفتی را تحلیل می کنند چنین گزارشی به ایشان داده اند. امیدوارم اطلاعات ایشان امروز اصلاح شده باشد. واضح است وقتی چنین تصوری وجود داشته باشد، فکر نخواهد شد که غرب نفت ایران را برای طولانی مدت تحریم خواهد کرد چون این تصور وجود دارد که محتاج نفت ایران است و دیر یا زود باید تحریم ها را بردارد (چون فرض این خواهد بود که نفت خودشان در عرض 10 سال تمام خواهد شد).

ب. ریاست جمهور سابق
خجالت بکشید و دست از این کارهای خود بردارید خیال نکنید این بداخلاقی‌ها و چنگ و دندان نشان‌دادن‌ها ملت ایران را از حرکت به سمت قله‌ها منحرف می‌کند، ملت ایران سر سوزنی از حقوق خود عقب‌نشینی نمی‌کند و اجازه نخواهد داد احدی کوچکترین دست‌اندازی به حقوق ملت ایران بکند

واضح است که آنها با گفته ایشان خجالت نخواهند کشید! البته این یک سخنرانی بیشتر احساسی بوده است ولی باز باید ایشان می دانست که عواقب تحریم ها در چه حد می توانست باشد.

جریاست فعلی مجلس:
غرب تصور نکند که تحریم بانک مرکزی ایران بدون پاسخ می ماند، قطعا ایران در روابط ش با کشورهای حامی این تحریم تجدیدنظر می کند.

تا کنون پاسخ ایران که صحبت از قطعیت آن شده است، شرح داده نشده است. در ظاهر همه کشورها از تحریم های غرب تبعیت می کنند. آنهایی هم که هنوز رابطه تجاری دارند ،مانند ترکیه، با هماهنگی با غرب و در چهارچوب تحریم ها است. یعنی رئیس مجلس باید دید صحیحی از میزان قدرت و تاثیر اقتصادی ایران و غرب داشته باشد

د. معاون اول رییس جمهور:  اگر بنا باشد نفت ایران را تحریم کنند یک قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.

البته نفت ایران تحریم شد و عبور نفت از تنگه هرمز به همان منظمی سابق ادامه دارد. جالب است که بخشی از نفتی جایگزین نفت ایران شده است، از همین تنگه عبور می کند. مشخص هم نشد که ایشان طبق کدام یک از اختیارات خود یا وظایف معاون اول رییس جمهور چنین سخنی گفت.

ه. وزیر نفت سابق:
من اعتقاد دارم که جایگاه نفت ایران خاص است و به لحاظ حجمی و کیفی جایگزینی برای آن وجود ندارد.

مشخص است نفت عراق در بسیاری موارد قابلیت جانشینی با نفت ایران را دارد و هم اکنون هم بخشی از ظرفیت خالی ناشی از تحریم ایران توسط این کشور تامین می شود. ایشان باید درنظر داشت که عربستان مازاد ظرفیت دارد که به قول وزیر نفت عربستان فقط کافی است شیرها را بیشتر باز کنند.

و. ریاست سابق بانک مرکزی:
*طرح تحریم بانک مرکزی از سوی سناتورهای آمریکایی یک مانور سیاسی است.
*بانک مرکزی متعلق به مردم ایران است، نه دولت. به همین دلیل تحریم بانک مرکزی موجب می شود که آنها با این کار خود را در بین تمام دنیا منفور کنند

ایشان حداقل باید به نحوی از جو سنای آمریکا مطلع می شد. برخی از این تحریم ها با رای 100 به صفر در سنا تصویب شده است! قاعدتا اطلاع از احتمال تصویب چنین تحریم هایی نباید کار سختی می بود. ایشان نباید بر مبنای احتمال منفور شدن دولت آمریکا تحلیل کند و فکر کند، بر این مبنا در کنگره آمریکا تصمیم گیری می شود.

این نقل ها که از افراد مختلف با مسئولیت های عالی مختلف است نشان می دهد که حداقل در بین برخی از مسئولان از قدرت و توانایی های طرف مقابل شناخت کافی وجود نداشته است . البته سخنان رهبر انقلاب ناشی از گزارش های خلاف واقع است و ایشان هم در حوزه تخصص خود صحبت نکرده اند. هر انسانی در حوزه هایی که تخصص ندارد از مشورت متخصصین کمک می گیرد، اما صحبت های وزیر نفت و رییس بانک مرکزی در حوزه تخصصی خود ناامید کننده است. آن روزهایی که تیموتی گارتنر بین کشورهای حوزه خلیج و شرق آسیا در رفت و آمد بود تقریبا واضح بود که تحریم نفت ایران در راه است و تعجب می کنم چطور در مسئولین رده بالا دید فوق وجود داشته است. البته در آن دوران برخی مانند آقای صالحی وزیرخارجه سابق طبق گفته خود سعی کردند با نامه نوشتن (ظاهر به رهبر انقلاب) هشدار دهند ولی جو کلی مشابه عبارات فوق بود (حتی گویا آقای صالحی سرزنش شده است که چرا چنین نامه ای نوشته است) و متاسفانه دیدیم که غرب هم فروش نفت و هم بانک مرکزی را تحریم کرد و نه تنگه هرمز بسته شد و نه کشورهای همراه غرب تنبیه شدند. امروز هم کشور در این زمینه تنها مانده است و اگر کشورهایی مانند ترکیه یا روسیه هنوز به همکاری اقتصادی ادامه می دهند، نه از روی مخالفت با غرب که به خاطر پر کردن جیب خودشان است. در صورت ادامه روند قبل از مذاکرات ژنو، در ظاهر غرب کاملا توانایی این را داشت که در یک سال آینده فروش نفت را به نزدیک صفر برساند.  در کنار همه این مسئولین وظیفه اصلی تیم مذاکره کننده سابق (دکتر جلیلی و تیم ایشان) بود که بررسی کنند که آیا تحریم های غرب ممکن است و یا نه و در صورت رخداد آیا کشور توانایی مقاومت دارد یا نه، چرا که وضعیت فعلی بیش از هر چیز حاصل عملکرد ایشان است. عملکرد ایشان در ظاهر این است که ایشان بدون توجه به این نکته در دورهای مختلف مذاکره حاضر می شدند و هر بار با ایجاد یک تحریم جدید، موضع غرب تقویت می شد. یعنی منطق قوی ایشان (طبق ادعای خود) ظاهرا ثمره خاصی نداشته است. ایشان باید به طریقی وضعیت را مثلا در کنگره آمریکا بررسی می کرد که طرح های تحریمی علیه ایران چقدر مورد حمایت است و سپس با کار کارشناسی بررسی می کرد که آیا کشور توانایی مقاومت دارد؟ و سپس بر مبنای آن مذاکره می کردند. منظورم این است که در هر مذاکره ای، شناخت توانایی طرف مقابل و خود ضروری است.  
بنابراین بخشی از این گره کور به خاطر یک برنامه نه چندان با بازده اقتصادی (برنامه هسته ای) و اشتباهات محاسباتی سران کشور ایجاد شده است. وضعیت اقتصادی کشور جالب نیسترشد منفی شش درصد با تورم 35 درصد، و نرخ بیکاری 20 درصد جوانان (با چند ملیون نیروی کار که بزودی تحصیلات را تمام می کنند) خطرناک است و ادامه این وضعیت مشخص نیست در طولانی مدت به کجا برسد. حتی در دوران جنگ تحمیلی چنین وضعیتی نداشته ایم. باید از مردم ایران قدردان بود که این وضعیت تحمل را تحمل می کنند و همزمان پشتیبان نظام هستند (بالاخره همین عدم شورش و شرکت در انتخابات نشان از حمایت دارد). می بینیم که وضعیت مشابه در کشور یونان (تازه با تورم یک رقمی)، کشور را با چه بحرانی متوجه کرده است و اگر کمک های اتحادیه اروپا نبود، احتمالا اقتصاد یونان فرو می ریخت و شاهد کشوری مانند روسیه بعد از فروپاشی شوروی بودیم. حتی اگر کاملا هم مردم حامی برنامه هسته ای باشند و آماده تحمل همه فشارها، مشخص نیست که ادامه روند قبل به نتیجه ای منجر می شد. رشد اقتصاد -6 درصد شوخی نیست و اگر 3-4 سال ادامه پیدا کند، ممکن است کشور را به فروپاشی برساند. اینجا است که مشخص می شود چرا توافق ژنو می تواند موفقیت باشد. این توافق آغازی است که اگر کشور را از شرایط فعلی دور کند، موفقیت است. یعنی در شرایط فعلی چاره ای نمانده است و ظاهرا استراتژی "مقاومت به هر قیمت" مانند دوران جنگ تحمیلی به بن بست رسیده استتمام شواهد بر این نکته است که این چرخش مربوط به یک بازه طولانی تر و از اسفند سال گذشته و تحت اشراف رهبری صورت گرفته استاکنون در یکی از تلخ ترین بازه های تاریخ انقلاب هستیم و زیربار زورگویی رفته ایم. کشورهای غربی، میوه خود را خوب چیده اند و اصلا روی کار آمدن آقای روحانی تا حد خوبی حاصل تحریم ها بوده است. البته وضعیت فعلی اجتناب ناپذیر است که هزینه تصمیم گیری اشتباه است. اخیرا در رسانه ها منتشر شد که آقای احمدی نژاد گفته است که دوره ایشان برای نرمش قهرمانانه مناسب بودالبته دفتر ایشان این گفته را تکذیب کرد ولی مستقل از این که ایشان این سخن را گفته است یا نه، به نظرم سخن صحیحی است و امکان داشت با تجدید نظر سریع تر در گذشته به نتیجه بهتری رسید
اما حالا یک سوال می ماند که با توجه به این که احتمال بیش از 90%  خروجی مذاکرات هسته ای، از لحاظ هدف عنوان شده مبنی بر انرژی خروجی نخواهد داشت چرا باید هنوز مذاکره کرد و زیر بار خواسته غرب نرفت؟ چرا باید برای یک برنامه سمبولیک مقاومت کرد؟  (البته بنده خوشحال خواهم شد که در آینده تغییر رخ دهد ولی تمام شواهد حاکی از عدم بازده اقتصادی استپاسخ این است که به عمد یا ناعمد، خوب یا بد، این موضوع با غرور ملی کشور گره خورده است. در کنار این شاهد زورگویی کشورهای غربی هستیم. حتی با فرض این که برنامه هسته ای ایران کلا سیاست انرژی صحیح نیست، کشورهای غربی حق ندارند برای ما تعیین تکلیف کنند. از سویی غرور ملی یک کشور قابلیت ارزشگذاری اقتصادی ندارد. مثلا به نظر شما در قبال چه مقدار پول، ارزش دارد که ایران جزائر سه گانه را تحویل امارات دهد؟ به نظر بنده تاکید رهبر انقلاب در مذاکرات روی این نکته است تا خود فناوری هسته ای. چنانچه در پاسخ به نامه اخیر ریاست جمهور به این نکته تاکید کرده اند. یعنی اصل در این مذاکرات زیر بار زور نرفتن (تا حد ممکن) است.
 اشتباه محاسباتی نتیجه اش پرداخت هزینه است و با توجه به گفته های فوق مشخص می شود چرا نباید از مذاکرات ژنو انتظار حداکثری داشت. درست است که این توافق آن چنان که دولت و وزیرخارجه می گویند درخشان نبوده است ولی چاره دیگری نمانده است. برای همین هم نتیجه این مذاکرات دردناک هست ولی به صورت همزمان از این جهت که احتمالا کشور از وضعیت بحران دور خواهد شد، رضایت آمیز است. به نظر بنده، تیم مذاکره کننده باید تلاش کند با کمترین امتیازات، تحریم ها را رفع کند تا از نظر تحریم ها به سال 88 بازگردیم. برنامه هسته ای هم بعید است غیر از یک شکل سمبلیک بدون بازده صنعتی ادامه پیدا کند.  افرادی که مصر به ادامه برنامه هسته ای هستند باید ابتدا توضیح دهند که امنیت انرژی هسته ای را چگونه تامین خواهند کرد؟ و اگر خواستار مقاومت طبق شیوه آقای جلیلی هستند باید شرح دهند که بالاخره در نهایت چگونه گره کور را باز خواهند کرد؟ (باز فردی می گفت که نگرانی آقای جلیلی برای غنی سازی 40% بوده است که در سوخت کشتی های اتمی کاربرد دارد. البته مشخص نیست چرا قبل از بررسی امکان داشتن این نوع کشتی باید به فکر سوخت آن بود.) البته همانطور که اشاره شد فعلا برای قضاوت در مورد ژنو زود است و به شخصه به غربی ها خیلی بدبین هستم. یعنی مطمئن نیستم که در نهایت همه تحریم ها را برخواهند داشت یا نه.

پ.ن.0: آدرس گوگل پلاس و فیسبوک وبلاگ برای ارتباط بیشتر:

https://www.facebook.com/icemancomments

https://plus.google.com/+%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AE/posts

پ.ن.1اخیرا در آمریکا ایام Thanks giving یا عید شکرگذاری بود. از کانادا جدی تر برگزار می شود و فردایش هم به جمع سیاه معروف است! در جمعه سیاه حراج های بزرگ برگزار می شود و خرید زیادی انجام می شود، تا حدی که یکی از شاخصه های رونق اقتصادی آمریکا، میزان خریدی است که در این روز انجام می شود.

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 10 فروردین 1395 05:57 ق.ظ

سوالات آزمون آیین نامه
یکشنبه 15 بهمن 1396 08:12 ب.ظ
خیلی عالی و ممنون
محمود
چهارشنبه 6 دی 1396 12:39 ب.ظ
ممنون مطلب خوبی بود
جواد ن ی ک ی . م ل ک ی
پنجشنبه 12 دی 1392 02:17 ب.ظ
سلام برادر
امیدوارم که حالت خوب باشه
وبلاگت واقعا برام خیلی جالب بود خصوصا بخش هایی که از شرایط و ویژگی های فرهنگی و اجتماعی غرب گفتی

در مورد این مطلبت که حرف خیلی زیاده ولی به چند نکته بسنده میکنم
در خصوص نظر آقا در مورد ژنو قوی ترین تحلیل که بنده هم بهش معتقدم در عبارت «آنچه شما مرقوم داشته اید » نهفته است.

به نظرم تحلیل شما جامع نیست چون تمرکز شما بیشتر بر یک بخش از یک بعد از سطح کارشناسیه و اون تحلیل نیازسنجی و امکان سنجی انرژیه
البته اشاراتی داشتی به ابعاد دیگه فناوری هسته ای ولی در این اشارات تحلیل دقیقی نکردی
همچنین در سطح کارشناسی به ابعاد دیپلماتیک و حقوقی و تا حدی اقتصادی و همچنین امنیتی دقت لازم رو نداشتی این ابعادی که گفتم ابعادی از سطح کارشناسی که بدون نگاه دقیق به اون ها دید جامعی حاصل نمیشه و لازمه ی این که موضوع ژنو رو بررسی کنیم داشتن دید و تحلیل جامعه

همه ابعاد و مواردی که گفتم در سطح کارشناسیه
در نهایت اونچه که خروجی تصمیم گیری رو تعیین میکنه تحلیل در سطح راهبردیه که یکی از ورودی هاش تحلیل ها و فراتحلیل تولید شده در بخش کارشناسیه

شاید خیلی کلی حرف زده باشم

ان شاءالله وقتی برگشتی حضوری صحبت کنیم
پاسخ مرد یخی : سلام
خیلی ممنون. ان شا الله شما هم سلامت باشی.
1. به نظرم موضوع مذاکرات ژنو مستقل از نظر رهبری قابل بررسی هست. خیلی جالب نمی دونم که تک تک عبارات رهبری مانند معصومین بررسی بشود. ایشان معصوم نیست و مثلا در همین نامه فوق ایشان پاسخ سلام رییس جمهور را نداده اند، در حالی که طبق فتوای خود ایشان، احتیاط در پاسخ دادن به سلام کتبی است:
http://www.leader.ir/tree/view.php?parent=n8993&catid=49
منظورم این است که کلام ایشان مانند ائمه مصون از خطا نیست که ریز شویم و کلمه به کلمه بررسی کنیم. موضع ایشان از مجموع گفتار و سیره مشخص می شود. در این موضوع خاص، حمایت کلی ایشان از این مذاکرات غیر قابل انکار است (که مربوط به یک بازه طولانی مدت است و متاسفم که این اخبار را باید رسانه های غربی به ما بدهند) و اگر جایی لازم بوده (مانند گفتگوی تلفنی) تذکر به صورت شفاهی داده شده است. بدون حمایت رهبری، مجلس به راحتی می توانست مذاکرات را زمین بزند. حتی به توجه به عبارتی که شما نوشته اید، ایشان نتیجه مذاکرات را در جمله بعدی با کلمه ;موفقیت; یاد کرده است که خیلی تفسیر پذیر نیست. واضح است، آن چیزی که جناب روحانی نوشته بود هیجان آمیز به نظر می رسید و ایشان طوری پاسخ داد که نه تایید همه آن باشد و نه رد.
2. این پست قرار نبود تحلیل جامع باشد، ردیف کردن نکاتی بود تا کمی دید واقع گرایانه به این مشکل وجود داشته باشد و کمی از فضای حماسی-هیجانی سالهای 84-89 فاصله بگیریم (که البته سر جای خود لازم و خوب بود).
3. همانطور که گفتی، نکاتی که مطرح کردی کلی هست و بهتر است کمی شرح بدی منظور از ابعاد دیپلماتیک و امنیتی یا سطح راهبردی چیست.
4. در متن اشاره شده است ولی به نظرم بهتر است تکرار شود تا موضعم اشتباه دریافت نشود. به نظرم کلا مذاکره با آمریکا از اساس مضر است و خروجی جز ضرر و شکست نخواهد داشت چون طرف مقابل مستکبر و بی انصاف است. برای همین خود این که جمهوری اسلامی راضی به مذاکره با آمریکا شده است، پیروزی بزرگی برای آمریکاست و دیگران را هم تشویق به مذاکره می کند. فکر می‌‌کنی‌ برای چه اوباما آن قدر تلاش کرد تا یک گفتگوی تلفنی با رئیس جمهور ایران داشته باشد؟ مثلا اگر کمی دقت کنی می بینی که در فلسطین هم خبرهایی است و بعید نیست به زودی اخباری هم از آنجا بشنویم. آقایان ظریف و روحانی هم شاهکار نکرده اند که کوتاه آمده اند. منظور از نوشتن این پست ها این است که شرایط همانند دوران امام حسن علیه السلام است و چاره ای جز مذاکره و کوتاه آمدن باقی نمانده است (یعنی ضررش کمتر از مذاکره نکردن است ولی باز مضر است). اما این که این کوتاه آمدن و امتیاز گرفتن، چگونه بوده است (یعنی عملکرد آقای ظریف) موضوع این پست نیست و هنوز هم زود است قضاوت شود چون خیلی بستگی به آینده و نحوه پیاده سازی دارد. البته مطالبی هم دیده ام و برخی نکات خوبی در مورد ضعف های همین توافق بیان کرده اند.
گاگول
پنجشنبه 5 دی 1392 11:50 ق.ظ
سلام
ممنون و مثل همیشه مطلب جالبی بود و خیلی جای تامل داره.
فقط حس کردم شاید برای شما هم خوندن دو تا مطلب جالب باشه.
اولی درباره ی مذاکرات استانبول که در جواب یکی از کامنتها بهش اشاره کرده بودید. حس می کنم خوندن پست 72 این وبلاگ shbesf.persianblog.ir
با عنوان "پرسشی از مخالفان توافق وین" به روشن تر شدن فضای اون دوران و مشکلات موجود کمک کنه.
مطلب دوم رو هم خواستم از گوگل پلاس آدرس بذارم که میهن بلاگ کلا کلیک راست رو نمیاره نمی دونم چرا. پس توصیه می کنم اگر تونستید اسم آقای "علی نادری" رو به فارسی توی پلاس سرچ کنید. مطلبی دارند با عنوان "آیا جلیلی در 6 سال مذاکره خود بیانیه می خوانده است"
به نظرم می تونه براتون جالب باشه.
نمی دونم شاید لازم باشه بگم که من به جلیلی رای ندادم و در بسیاری زمینه ها با ایشون همسو نیستم ولی حس می کنم عدم همسویی نباید باعث بشه از مسیر انصاف درباره ی ایشون و یا هر کس دیگه ای خارج بشیم.
عمیقا براتون آرزوی موفقیت دارم.
پاسخ مرد یخی : سلام
ممنون از مطالب. لینک اول مفید بود و استفاده کردم. اما این نکته را اضافه کنم که نزدیکان رسانه ای آقای احمدی نژاد (افرادی که در ادبیات سیاسی حلقه انحرافی نامیده شدند) مدعی هستند شخص آقای جلیلی هم در به نتیجه نرسیدن توافق وین و ژنو نقش داشت. البته بدون شنیدن دفاع ایشان نمی توان نظر نهایی داد.
مطلب آقای نادری را هم دیده ام ولی چندان قانع کننده به نظر نمی رسید.
اما در مورد دکتر جلیلی اگر بی انصافی در متن مشاهده می کنید با ذکر مصداق و دلیل بگویید. انتخابات تمام شد و عملکرد ایشان در مذاکرات هسته ای مستقل از آن قابل بحث است و ربطی به هم سو بودن ندارد. اتفاقا بنده از نظر کلیت گرایش سیاسی و جبهه و احتمالا در اکثر موارد اعتقادی با ایشان همسو هستم و انتقادم تاکتیکی است. سوال اینجاست که خروجی عملکرد ایشان در نهایت چه بوده است؟ این که ایشان از موضع عزت مذاکره کرده است و در مقاطعی طرف مقابل را وادار به عقب نشینی کرده است، سر جای خود قابل تقدیر است ولی در نهایت به نتیجه عملکرد ایشان در سال 92 (پایان دوره مسئولیت) نگاه می شود نه سال 89. آن چیزی که مشاهده می شود، عملکرد ایشان در نهایت (به خصوص بعد از سال 90) منجر به تحریم های گسترده و تضعیف قدرت چانه زنی کشور و تحکیم موقعیت طرف مقابل و باعث نرمش فعلی شده است. دستاورد ایشان در بهترین حالت رشد کمی صنعت هسته ای کشور است که توضیح داده شده است با توجه به قیمت پرداخت شده، قابل توجه نیست. اصولا اگر هیچ مذاکره ای انجام نمی شد (که در سال های اخیر مسئولیت ایشان تقریبا این گونه بود) خود به خود رشد کمی رخ می داد و این ناشی از عملکرد ایشان نمی باشد. انتقاد بنده به عملکرد ایشان در سال های 89 تا 92 باز می گردد که ایشان با ادامه رویه قبلی و نداشتن دید واقع بینانه از توانایی کشور و غرب، دستاوردهای قبلی خود را تا حد خوبی تضعیف کردند.
یاسین
جمعه 29 آذر 1392 12:09 ق.ظ
سلام.
کلشو خوندم!!!!
اون بحث منابع اورانیوم که گفتید رو از روی چه سند و مدرکی میگید؟ چون من شنیدم(منم سندی ندارم!) ایران منابع اورانیوم زیادی داره.
پاسخ مرد یخی : سلام
یا ‌یک سرچ ساده خودتون هم جواب رو می‌‌تونید پیدا کنید، مثلا (البته دقت کنید که عددها در اینجا قبل غنی سازی است و از هر ۴ تن یک تن اورانیوم غنی شده به دست می‌‌آید):
http://www.asriran.com/fa/news/259223/کشف-منابع-جدید-اورانیوم-در-کشور-شناسایی-16-ساختگاه-جدید-نیروگاه-های-هسته-ای-کشور
پاسخ کامنت خصوصی
چهارشنبه 27 آذر 1392 04:51 ب.ظ
ببینید ادعای بنده در این وبلاگ این است که آمار یا ارقام با مطالعه ارائه می شود ولی این معنایش لزوما صحت نیست. ممکن است مطالعات بنده کافی نباشد و همه منابع را در برنگیرد یا این که منبع مورد استفاده صحیح بیان نکرده باشد. برای همین هم ذکر شده است که اگر خوانندگان نکته ای دارند و فکر می کنند اشتباه است بیان کنند تا مطالب تقویت شود.
در مورد غنی سازی 20% اصل مساله این است که خرید آن پیش از انجام غنی سازی مشکلی نداشت. بنده ادعا نکردم که سالانه فروخته می شد بلکه نوشتم مشکلی وجود نداشت. لازم نیست که هر سال فروخته می شد چون احتیاجی نبود. بنا بر احتیاج ایران باید به آژانس اعلام می کرد و تحت نظر آژانس فروش انجام می شد (نه مخفیانه و با واسطه و مشکل). در مورد زمان فروش هم فرق زیادی نمی کند سال 73 باشد یا دهه شصت چون در اصل استدلال خدشه ای وارد نمی کند. اما بنده از روی چنین منبعی آن ادعا را داشتم:
natanznews.ir/news/162
(نقل از روزنامه جام جم)
http://www.nedayeenghelab.com/vdcdjj0ffyt0zj6.2a2y.txt
ظاهرا پس از انقلاب بیش از یک بار خرید وجود داشته است. چون اگر در سال 1987 (سال 66 و در دوره جنگ) راکتور تهران تغییر داده شده تا به جای سوخت 93% از سوخت 20% استفاده شود، منطقی است چون از سال 1987 تا سال 1993 (آخرین خریدی که شما اشاره کرده اید) راکتور تهران کار می کرده است و طبیعتا سوخت آن از قبل از انقلاب باقی نمانده بود چون قبل از انقلاب از سوخت 20% استفاده نمی شده است، همان سال (1987) آرژانتین مقداری سوخت %20 هم در اختیار ایران گذاشته باشد. بنابراین احتمال بالا دو بار سوخت در سال های 1987 و 1993 به ایران فروخته شده. ضمن این که همانطور که ذکر شد زمان این خریداری خدشه ای به استدلال وارد نمی کند و حداکثر منابع فوق در تاریخ اشتباه دارند.
پاسخ مرد یخی : بیشتر بررسی کردم، طبق منابع انگلیسی‌ ظاهرا قرارداد با آرژانتین سال ۱۹۸۷ بوده است و کاملا رسمی‌ و واضح بوده است:
https://treaties.un.org/doc/Publication/UNTS/Volume 1562/volume-1562-I-8865-English.pdf
اما بعد از این که راکتور تهران تغییر داده شده است (ظاهرا چند سال رآکتور تهران کار نمی‌کرده است تا تغییر داده شود. که باز موضوع جالبی‌ است که در آن بازه نیاز‌های کشور طوری از خارج تامین می‌‌شده است و شاید حتی بتوان استدلال کرد بدون رآکتور تهران هم میشود نیازها را از خارج تامین کرد.)، در سال ۱۹۹۳ سوخت به ایران تحویل داده شده است و قرار بوده در آینده هم آرژانتین تامین کننده سوخت باشد (جالب است ۱۱۸ کیلوگرم به ایران یک جا تحویل شده است. ولی‌ بعد از این همه تلاش ذخیره تولید داخل کشور ۲۲۰ کیلوگرم بود). اما بعد‌ها تحت فشار آمریکا این قرارداد از سوی آرژانتین لغو شده است. ظاهرا در این مورد منابع فارسی دقیق نقل نکرده اند و بنده هم از روی منابع فارسی صحبت کردم. البته همانطور که ذکر شد این تاریخ خدشه به متن وارد نمی‌‌کند و نشان می‌‌دهد در زمان جنگ تحمیلی چنین قراردادی امضا شده است. این طور که به نظر می‌‌رسد از بابت تهیه سوخت رآکتور تهران مشکلی‌ نبوده است.

امیرحسین
سه شنبه 26 آذر 1392 01:47 ب.ظ
البته به نوع دانشگاه و فاندی که میدن هم بستگی داره. دانشگاهها با توجه به چه چیز فاند میدهند؟هر دانشگاهی فاند خودشو داره یا اینکه با توجه به رزومه شخص فاند بالا و پایین میشه؟
پاسخ مرد یخی : ترکیبی از کیفیت دانشگاه دوره کارشناسی و ارشد، معدل، تجربه پژوهشی به خصوص در قالب مقالهو نمره آزمون های تاقل و جی آری ای در نظر گرفته می شود. هر دانشگاه هم سیستم کاملا مستقل دارد و باید با بررسی در سایتشان اطلاعات را استخراج کنید. معمولا در دانشگاهها وقتی پذیرش داده می شود، میزان فاند تا حدی خوبی برای همه یکسان است. البته برخی مواردی تا 10-15% تفاوت وجود داشته باشد ولی کم و بیش در یک حد است و 10 درصد عدد بزرگی نیست.
علی وو
دوشنبه 25 آذر 1392 10:35 ق.ظ
سلام
خیلی خوب نوشتید و کاملا موافقم.
فقط یک مورد کوچک اون هم در مورد سوخت راکتور تحقیقاتی تا اونجا که من میدونم یکبار بیست سال پیش با چند واسطه سوخت خریداری شده بوده اما دو سال پیش که سوخت تموم شده دیگه به ما سوخت نفروختند و همین عامل شروع غنی سازی بیست در صدی از طرف ما بوده،از نوشته شما طور دیگری مطلب برداشت میشود.
امیدوارم وبلاگتون دچار مشکل نشه و حتما پشتیبان گیری منظم داشته باشید.
ممنون
پاسخ مرد یخی : سلام
اطلاعات شما صحیح نیست. در دهه 60 شمسی (دوران جنگ تحمیلی که اتفاقا حساسیت ها بالاتر است) اورانیوم 20% غنی شده بدون هیچ مشکل و چند واسطه و تحت نظر آژانس از آرژانتین خریداری شده بود و اگر مشکل برنامه اتمی نبود، دلیلی نبود که نشود مجدد خرید. ولی وقتی سوخت راکتور تهران تمام شد و نیاز به خریداری مجدد بود، غربی ها از آن به عنوان اهرم فشار استفاده کردند و با نفوذی که در آژانس دارند اجازه ندادند آرژانتین یا کشورهای دیگر به ایران سوخت راکتور تهران را بفروشند و به این خاطر غنی سازی 20% در ایران آغاز شد. البته عمل غربی ها ظالمانه بود ولی برنامه غنی سازی عامل رفتار آنها بود. یعنی ما با غنی سازی به مشکلی برخوردیم که قبلا نداشتیم و بعد مجبور شدیم خود به فکر حل مشکل ایجاد شده بیفتیم. یعنی علت فروخته نشدن سوخت راکتور تهران برنامه غنی سازی بود، نه این که سوخت راکتور تهران بدون دلیل فروخته نشد و بعد ما رفتیم دنبال غنی سازی 20%. منظورم این است که اگر غنی سازی نبود، از بابت سوخت راکتور تهران مشکلی نداشتیم. حال هم که می بینید قرار شده تمام اورانیوم 20% غنی سازی شده از بین برود و فعلا غنی سازی 20% متوقف شده است.
امیرحسین
یکشنبه 24 آذر 1392 08:37 ق.ظ
سلام خوبید؟ ایا اگر کسی فقط خودش برای یک دانشگاه کانادا یا اروپا برای دکترا پذیرش با فاند بگیرد آیا با همسرش و یک فرزند کوچک میتواند بیاید انجا؟ منظورم اینه که به همسر و فرزند شیرخوار ویزا میدن و همچنین فاند اونجا برای اجاره خونه و غذای همسر و فرزند شیرخوار کفایت میکنه؟
پاسخ مرد یخی : سلام
ممنون. از لحاظ ویزا احتمال بالا مشکلی پیش نمی یاد. ولی از لحاظ هزینه ها حدس می زنم اگر با صرفه جویی همراه باشد، فاند کفایت خواهد کرد ولی خوب خیلی سر به سر. برای این پاسخ دقیق نمی توانم بدهم که تصوری از میزان هزینه یک طفل ندارم و بهتر است با کسی مشورت کنید که خود در این شرایط باشد.
ربانی
یکشنبه 24 آذر 1392 12:28 ق.ظ
با سلام
شما چرا اصرار دارید تحریم ها و وضعیت نابسامان اقتصادی را مولود عملکرد تیم مذاکره کننده قبلی بدانید؟از کجا معلوم که اگر آن زمان در مذاکرات نرمش نشان می دادیم تحریم ها علیه ایران صورت نمی گرفت؟ مگر آمریکا را غیر قابل اعتماد نمی دانید؟ از کجا معلوم طرح تحریم ها از قبل پی ریزی نشده بوده و نتیجه مذاکرات را بهانه قرار نداده بودند؟؟ دشمن غیر قابل اعتماد تحت هر شرایطی غیر قابل اعتماد است!هیچ تضمینی وجود نداشت که اگر تیم آقای جلیلی کرنش نشان می داد میزان تحریم و تورم و... تا این حد نبود!البته اصلا قصد ندارم بگویم عملکرد آقای جلیلی الزاما صحیح بوده و واقعا نمی دانم بهترین شیوه ای که در آن شرایط باید اتخاذ می شد چیست ولی قضاوت های شما نیز به نظرم جای تامل دارد...
در مورد مسایل اقتصادی ایران واین تورم سرسام آور باید بگویم تا حد زیادی هم دست های داخلی در کار است مثلا جالب است زمانی که سخن از کاندیداتوری آقای هاشمی به میان بود قیمت دلار به یک باره پایین آمد!!
سازمان انرژی اتمی ایران میزان ذخایر اورانیوم کشور را 5 برابر چیزی که شما ذکر کردید اعلام کرده و گفته طی 1.5 سال اخیر کشف شده...
پاسخ مرد یخی : سلام
1. ببینید تحریم ها برای این شکل گرفت که نرمشی رخ نداد. برای چه اکنون دولت آمریکا رو در روی مجلس خودشان ایستاده تا تحریم جدید انجام نشود؟ چرا اتحادیه اروپا تحریم های جدید انجام نمی دهد و میزان تحریم های آمریکا بسیار کمتر از میزانی است که توافق ژنو صورت نمی گرفت. همانطور که بیانیه تهران در سعدآباد مسئولیتش با آقای روحانی و تیم مذاکره کننده آن زمان از جمله آقای ظریف است و بر آن انتقاد داریم، تحریم های فعلی (و نه همه نابسامانی های اقتصادی) بیش از هر چیز ناشی از عملکرد دکتر جلیلی و تیم ایشان است. استاندارد دوگانه را کنار بگذارید. اگر قرار است آقای جلیلی مسئولیتی نداشته باشد، دیگر به عملکرد دوره قبلی آقای روحانی هم نمی شود انتفاد کرد. اگر هم اشتباهی در تحلیل است، بهترین راه این است که تیم قبلی صحبت کند و بگوید چه دستاوردی داشته است؟ حاصل منطق قوی دکتر جلیلی چه بوده است. فکر نکنید اگر چنین مطالبی نوشته نشود، در ذهن مردم سوالی نخواهد بود. فکر می کنید برای چه مردم ایران به آقای روحانی رای دادند و آقای جلیلی تبدیل به دکتر معین دوم شد؟
2. صحیح است آمریکا بی انصاف و غیر قابل اعتماد است. اما صدام هم بی انصاف و غیر قابل اعتماد بود ولی با او هم مذاکره صلح شد و اتفاقا با فاصله کمی او هم نقض عهد داشت. دلیلش این است که راه دیگری نمانده بود و اکنون هم نمانده است. شما اگر راه حلی دارید، خوب بگویید. امروز می بینید که پیش بینی دیروز رخ داد و نظام مذاکرات را ترک نکرد و امروز آقای عراقچی عازم آلمان شد چون آقای جلیلی راه دیگری باقی نگذاشته اند. اگر هست بگویید تا از اشتباه در بیاییم.
3. اما این که "از کجا معلوم طرح تحریم ها از قبل پی ریزی نشده بوده و نتیجه مذاکرات را بهانه قرار نداده بودند" به عنوان یک احتمال قابل قبول است ولی احتمالی ضعیف. اگر بخواهیم این گونه تحلیل کنیم اصلا مذاکره معنا ندارد. اکنون چرا آقای خامنه ای حاضر به نرمش شده است؟ همین سوالهایی که از بنده پرسیده اید، از ایشان بپرسید. در مورد صلح امام مجتبی مطالعه کنید و فکر کنید تا جواب سوال هایتان را بیابید.
4. در مورد مسائل اقتصادی، بیمار بودن افتصاد ایران هم دلیل است. اگر اقتصاد کشور قوی بود، معلوم بود که می شد مقابله کرد اما علت اصلی ایجاد وضعیت فعلی تحریم هاست. بیماری اقتصاد ایران که ظرف 2-3 سال گذشته بوجود نیامده. قبل از تحریم های 2-3 سال اخیر هم دست های داخلی مورد اشاره شما وجود داشتند. برای همین می گویم باید تیم قبلی این قدر مطالعه داشت که از توانایی مقاومت کشور ارزیابی واقع بینانه داشته باشد. اما در مورد کاندیداتوری آقای هاشمی و قیمت دلار، اتفاقا توجیه اقتصادی و علمی دارد. فکر نکنید عده ای صراف حاضر شده اند به مال خود آتش بزنند. دیدید که بعد از پیروزی آقای روحانی هم قیمت دلار یک دفعه چند صد تومان ارزان شد. علت اقتصادی داشت، فکر نکنید مثلا آقای روحانی کاری کرده بود یا دست هایی در کار بود که مثلا ایشان را موفق نشان دهد. دیدید که رییس بانک مرکزی منصوب ایشان اجازه نداد دلار ارزان تر شود.
5. در مطلب اشاره شده است که عددها در منابع مختلف بالا و پایین است ولی اردرها یکی است. پنج یا ده برابر شدن میزان ذخائر اورانیوم تغییر در صورت مساله نمی دهد. حتی اگر همین فردا به صورت غیر قابل انتظار مثلا ذخائر کشور 1000 برابر شود، باز خدشه ای به استدلال وارد نمی کند. سخن اینجا بود که اول باید از وجود منبع مطمئن شد و بعد رفت سراغ تکنولوژی. مثل این است کشوری مانند سوئد که نزدیک قطب است، تصمیم به استفاده از نیروگاههای خورشیدی بگیرد و بعد استدلال کنند که زمین در حال گرم شدن است و ممکن است در آینده، سوئد کشوری آفتابی شود.
احمد 1300
شنبه 23 آذر 1392 12:55 ب.ظ
به هر حال من که چیزی به فکرم نمیرسه و محال میدونم نظام چنین اشتباه فاحشی کرده باشه و برای تامین یک درصده برقش این همه وقت و هزینه کنه
مرگ بر آمریکا
جمعه 22 آذر 1392 06:31 ب.ظ
نظرتون درباره تحریم های جدید چیه?!!!
پاسخ مرد یخی : همانطور که در متن اشاره شده است، دلیلی‌ عینی این نکته است که بدبینی به غرب مطابق واقعیت است و آمریکا قابل اعتماد نیست. البته مطابق انتظار است و تعجبی ندارد. برخی‌ فکر می‌‌کنند می‌‌توان انتظار وفای عهد یا انصاف از آمریکا داشت و انگار که کشف جدیدی کرده باشند به مذمت دولت پرداخت اند که چرا مذاکره کرده است و دیدید که ما راست گفتیم! در حالی‌ که چاره دیگری نمانده. مذاکره با آمریکا مانند مذاکره امام حسن علیه السلام با سگ ماده است. حضرت خوب می‌‌دانست که او پیمان شکنی خواهد کرد ولی‌ چاره‌ای باقی‌ نمانده بود و خواهید دید که نظام مذاکرات را ترک نخواهد کرد. بروید یقه‌ آنهایی را بگیرید که با اشتباهات جبران ناپذیر کار را به اینجا رساندند. اکنون بهترین وقت است که درک کنیم بر حضرت مجتبی چه گذشت.
حسین
جمعه 22 آذر 1392 10:18 ق.ظ
در مورد اطلاعات نادرست رهبر نکته ای به ذهنم اومد: اقای جلیلی در یکی از سخنرانی های انتخاباتیش گفته بود مقام معظم رهبری در همه زمینه هامتخصص هستند.
متاسفانه در بین اطرافیان رهبر افرادی مثل جلیلی کم نیستند. و ایشون باید بخوان که از نظر کارشناسان خبره به جای مداحانی مثل جلیلی استفاده کنند
پاسخ مرد یخی : ندیده‌ام آقای جلیلی چنین سخنی گفته باشد. منبعی دارید؟
احمد 1300
جمعه 22 آذر 1392 01:01 ق.ظ
دوست عزیز مقاله شما تایید حرف منه خب یک سوال واقعا چرا ما داریم برای تامین یک درصد برقمون این همه هزینه میدیم و 10 ساله الافش هستیم؟؟؟؟
پاسخ مرد یخی : خیر در جهت تایید سخن شما نیست. توضیح داده شده است که ظاهرا طرح نیمه کاره‌ای از دوران پهلوی باقی‌ مانده بود و بدون در نظر گرفتن تغییر شرایط، منطقی‌ بود ادامه داده شود. اما در نظر نگرفتن تغییر شرایط و در ادامه اشتباهات محاسباتی در توان غرب و هم پیوند خوردن برنامه هسته‌ای، عمدی یا غیر عمد، با غرور ملی‌ باعث شد به اینجا برسیم. و اگر نه برای سرگرم کردن غرب، روش‌های ساده تر وجود داشت. حدس قوی میزنم که اگر به سال ۲۰۰۰ باز گردیم، نظام این مسیر فعلی را طی‌ نخواهد کرد.
چهارشنبه 20 آذر 1392 04:22 ب.ظ
سخنان فریدون عباسی در دانشگاه امام صادق رو بخونید
احمد 1300
چهارشنبه 20 آذر 1392 04:06 ب.ظ
سلام به نظر من شما دچار یک اشتباه بنیادی هستید اونم اینه که فکر کردید ما دنبال انرژی هسته ای هستیم !!!!
نه دوست عزیز انرژی هسته ای بهانه است ما به بهانه انرژی هسته ای فکر و ذکر غرب رو کردیم انرژی هسته ای تا با خیال راحت تو بقیه زمینه ها پیشرفت کنیم از جمله موشک و تسلیات بدون اینکه دچار تحریم بشیم !!!!
اگر انرژی هسته ای نبود ما میتونستیم این همه موشک بسایم؟؟
حالا هم بعد ده سال کوپن انرژی هسته ای تموم شده و دیگه باید حل بشه حدس میزنم بعد از حل این مساله جهان ایران و غرب سر ساخت موشک های نظامی بشه
پاسخ مرد یخی : سلام
این نظر این قدر سطحی است که لازم نمی‌بینم رد کنم. خوانندگان خود در مورد اشتباه بنیادی قضاوت می‌‌کنند.
سعید
چهارشنبه 20 آذر 1392 01:46 ب.ظ
جدای از بحث حیثیتی که باعث می شه نتونیم به راحتی در قضیه ی هسته ای کوتاه بیایم، این مطلب هم هست که رفع تحریم مثل وضع تحریم نیست ... درسته که ما به خاطر چند درصد غنی سازیِ بیشتر تحریم شدیم، این این طور نیست که حالا با کنار گذاشتن او چند درصد غنی سازی، تحریم ها برداشته بشه، تحریم ها وضع میشن اما به همون آسونی رفع نمی شن، امسال 2013 ده سال بعد از سقوط صدام، تازه تحریم های عراق رو برداشتند ... بعید می دونم حتی تعطیل کردن کل برنامه ی هسته ای هم باعث بشه که تحریم های اساسی ای به این زودی ها برداشته بشن .... دلیلش هم اینه که مشکلات ما با آمریکا ریشه های عمیق تری داره .... باور نمی کنم ایادی اسرائیل در دنیا بذارن این تحریم ها از ایران برداشته بشه ... اونا تازه جمهوری اسلامی رو گیر آوردن بعد از 30 سال ...
نهایت چیزی که از مذاکرات هسته ای بشه به دست آورد اضافه نشدن به تحریم های موجوده که اون هم با توقف غنی سازی 20 درصد و کمی عقب نشینی به دست میاد... یعنی می خوام بگم عقب نشینی در قضیه ی هسته ای حد بهینه ای داره که عقب نشینی بیشتر از اون بعید می دونم چیزی بهمون بده ... بیشتر از این نباید از مذاکرات انتظار داشت

رو این حسابه که میگم ما به نقطه ی بی بازگشت رسیدیم ...

می خواستیم به انرژی هسته ای برسیم ... نرسیدیم ... اما حسابی با غرب درگیر شدیم ... یه درگیری نابرابر... اولش که خیلی شبیه بدره، خدا کنه آخرش هم همین طوری باشه
پاسخ مرد یخی : به خاطر همین مسائل هست که تیم قبلی‌ رو مقصر می‌‌دونم. یعنی باید این مسائل که گفتید پیشبینی‌ شده بود و بررسی میشد که کشور میتواند مقاومت کند یا نه تا مجبور، دقت کنید مجبور، به نرمش نشویم. و گرنه که بنده از دید سیاسی به تیم قبلی‌ نزدیکتر هستم و با آنها دشمنی ندارم.
صد البته از فضل خداوند نه امید نیستیم و به فضل خداوند ممکن است همه چیز ختم به خیر شود.
چهارشنبه 20 آذر 1392 12:32 ب.ظ
نمیدنم منابع صحبت های شما تا چه حد صحیح و قابل اعتماده.
فقط امیدوارم این حرفا باعث نا امیدی و دلزدگی بعضیا از برنامه هسته ای کشور و بی اعتمادی و بی اعتنایی به اطلاعات و صحبت های مسئولان رده بالای نظام خصوصا رهبری نشه.
فقط میدونم امریکا هم با اطلاعاتی از همین جنس، سعی داره افکار عمومی جهان رو قانع کنه که ایران نیازی به انرژی هسته ای نداره پس حتما به دنبال سلاحه.
پاسخ مرد یخی : شما می گویید نمی دانید که منابع قابل اعتماد است (یعنی ممکن است قابل اعتماد باشد) و بعد جالب است می گویید امیدوارید که موجب ناامیدی و دلزدگی برخی نسبت به برنامه هسته ای کشور یا سخنان مسئولان نشود. یعنی نمی دانید که مطالب این پست صحیح است یا سخنان مسئولان بالا رتبه نظام که در نتیجه گرفتار ترجیح بلامرجح خواهید شد. اول از همه باید بدانید که ندانستن نمی تواند پایه معرفت شود و باید بدانید مورد اعتماد است یا نه. در دنیای امروز هم ادعا کردن آسان نیست و فضای مجازی باعث شده براحتی بتوان صحت آمار و ادعاها را بررسی کرد. اگر واقعا نگرانی دارید از این بابت، کمی وقت بگذارید و سرچ کنید و اگر خلاف این گفته ها را پیدا کردید، اطلاع دهید تا اصلاح شود. همان ابتدا هم ذکر شده است که از مطالب انتقادی استقبال می شود. مطمئن باشید بنده در صورت اشتباه از پذیرش آن ابائی نخواهم داشت.
اما این که به صورت تلویحی بخواهید بگویید که این نوشته در راستای غرب است، خروج از مسیر استدلال و عقلانیت و در نتیجه بسته شدن باب گفتگو است.
سیدحسین
چهارشنبه 20 آذر 1392 07:31 ق.ظ
سلام تحلیل ماهی بود اما به نظرم باید استدلالهای طرف مقابل(داخلیون تصمیم گیر در اون مقاطع حساس مثل بعد ازجنگ و..) رو هم شنید و مبنای تصمیم گیریها نباید یك جانبه قضاوت بشه
چند نكته:
1. در رابطه با تهدید نظامی امریكا خوب طبیعیه كه اوباما هم تحت فشار شدید داخلیه وبرای اسكات اونها مجبوره كه از این حرفها بزنه
2. با همه نقاط ضعف موجود اینكه بالاخره تونستیم حق غنی سازی رو (كه خود اوباما هم در سخنرانی اخیرش تاییدش كرد) بگیریم بازم غنیمتی است.
3.فتوای رهیر انقلاب برای غرب به نظرم كاملا فاقدارزشه چرا كه علاوه بر مواردی كه شما مطرح كردی خیلی از فقها در زمان حیاتشون نیز فتاواشون عوض میشه كه در این موارد كاملا موجب بی اعتمادیه.
4. بیشتر مانور شما برای كم صرفه جلوه دادن برنامه هسته ای نبود منابع اورانیوم در داخل بود اما(علی ما نُقل) یكی از منابع اورانیوم اطراف ما جایی نیست بجز افغانستان كه الان چنانچه غربیون مشغول شخم زدن منابع اورانیومش هستند برادران هم دارن از موقعیت استفاده مشابه می كنند (اصلا نمی دونم ثبوتا و اثباتا صحیحه یا نه!!)در ثانی اگر اصل حق غنی سازی ایران چه محدود و چه گسترده پذیرفته بشه تامین منابع اورانیوم از روسیه وافریقا یا حتی خود غرب كار دشواری نیست و در چارچوب قواعد بین المللی وصرف هزینه محال نیست.
پاسخ مرد یخی : سلام
1. بله کاملا موافقم که باید استدلال مسئولین را هم شنید ولی فکر نکنید این مسائل طرح شده مطالب جدیدی هستند. کاملا هم مطرح شده اند ولی پاسخ مناسبی حداقل بنده ندیده ام.
2. یعنی شما فکر می کنید اوباما به خاطر ساکت کردن برخی افراد این سخنان را می زند و جدی نیست؟ این سیاست چماق و هویج آمریکا از قدیم وجود داشته است و او خیلی خوب هم می داند باید همزمان تهدید هم کند. به هیچ وجه فکر نکنید او دلش برای ما می سوزد یا انسان ضد جنگی است یا قابل اعتماد است. مگر ندید همین اواخر چطور به اسم آزادی خواهی در لیبی وارد فاز نظامی شدند؟ و در سوریه هم اگر نگرانی از قدرت سلفیت نبود، همان کار را تکرار می کردند. دم خروس هم در قضیه بحرین بیرون زده که نه تنها صحبت از حمله نظامی نیست، بلکه روابط کاملا حسنه با رژیم سفاک آن کشور برقرار است.
3. ببینید بنده دنبال مانور دادن یا کم اهمیت جلوه دادن نیستم و سودی هم نمی برم. ای کاش واقعا در کشور ما منابع اورانیوم فراوان بود ولی وقتی کشف نشده چه می توان گفت؟ ضمنا اشاره شده است که خود تکنولوژی راکتور و غنی سازی هم مساله است و در آن قسمت ها هم راه بلندی در پیش است.
اما در مورد افغانستان تا جایی که بنده می دانم قولی که می گویید صحیح نیست و اکنون معدن فعال اورانیوم در افغانستان نداریم و حتی کشف رخ نداده و تنها حدس و گمان هایی وجود دارد. می توانید خودتان هم سرچ کنید و اگر مخالف این مطلبی بود حتما بگویید. یعنی باید ابتدا مطمئن شد که وجود دارد و بعد اقدام کرد.
اما در باب پذیرفتن حق غنی سازی، چه کسی گفت است که معنای آن همکاری غرب و روسیه با ایران است؟ تقریبا شک ندارم که در این زمینه خاص تمام تلاش خود را خواهند کرد که ماده خام به ایران نرسد. چنانچه همین اکنون هم این کار را کرده اند. شما فکر می کنید این دو خیلی با هم فرق دارند؟ آمریکا از روسیه بدتر و روسیه از آمریکا بدتر است. و بعد ذکر شد که امنیت انرژی تامین نخواهد شد و انرژی کشور به اراده آنها گره خواهد خورد. یعنی حتی با فرض این که قراردادی منعقد شود، تضمینی نیست از آن در آینده به عنوان اهرم فشار استفاده نکنند که همین الان می بینیم روسیه استفاده می کند و ده سال است ما را مسخره کرده است و برای حجاب کارکنانش غرامت اخذ می کند. در باب کشورهای آفریقایی هم توضیح داده شد که منابع آنجا فعلا در انحصار غرب است (شبیه نفت ایران قبل از ملی شدن) و در شرایط فعلی نمی توان امید داشت.
aram
سه شنبه 19 آذر 1392 07:23 ب.ظ
تحلیلتون خیلی‌ خوبی‌ بود! متاسفانه خیلی‌ از افراد از روی نادانی‌ کشور را به سوی سیاستهای غلط سوق میدهند و خیلی‌ از افراد هم از شرایط بحرانی کشور سود‌های هنگفت به جیب میزنند برای همین خیلی‌ خوشحال نمیشوند که تحریمهها برداشته شود.
سعید
سه شنبه 19 آذر 1392 04:03 ب.ظ
چند بار متن تان را خواندم

هر چه فکر می کنم، می بینم برخی از این مسائل شاید واقعاً بر همه ی ما پوشیده بود...
سعید
سه شنبه 19 آذر 1392 08:52 ق.ظ
تصور این بود که با حرکت به سمت انرژی هسته ای، به پیشرفت علمی قابل توجهی دست خواهیم یافت که برایمان یک اعتبار ملی، و هیبت بین المللی و نوعی بازدارندگی ایجاد خواهد کرد.
تصور این بود که اگر از الان به سمت انرژی هسته ای حرکت کنیم، وقتی نفت تمام شود، مجبور به خرید انرژی از بیرون نخواهیم بود و کلی صرفه جویی اقتصادی خواهیم کرد علاوه بر حفظ استقلال و امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی

پیش فرض این بود که پس از حرکت ایران به سمت انرژی هسته ای، 1. حمله ی نظامی به ایران ناممکن است، تا زمانی که اطراف اسرائیل ناامن باشد (با وجود، حماس، و حزب الله و سوریه)، امریکا جرأت حمله به ایران را نخواهد داشت
2. تحریم ایران ناممکن است، همانگونه که در 30 سال گذشته ناممکن بود

با این پیش فرض ها، و با آن اهداف به سمت انرژی هسته ای حرکت کردیم، حالا یکی از پیش فرض ها اشتباه از آب درآمده ... تحریم واقع شده، و انرژی هسته ای به کلی توجیه اقتصادی اش را از دست داده
از نظر پیشرفت علمی هم اگر وضع بودجه دانشگاه ها همین باشد، نه تنها در زمینه ی هسته ای بلکه در همه ی زمینه ها پیشرفت عملی کند خواهد شد، پس آن توجیه هم از بین رفته

از انرژی هسته ای فقط جنبه ی حیثیتی اش مانده که یکی از اصول جمهوری اسلامی، استقلال است، یعنی کسی نباید برای جمهوری اسلامی تکلیف تعیین کند یا نظرش را به نظام تحمیل کند، خصوصاً دشمنان
پاسخ مرد یخی : البته مساله حیثیتی هم خیلی مهم است. در متن هم اشاره شده است که استقلال و غرور ملی چیزی نیست که با مادیات قیمت گذاری شود. هنوز هم باید تا جای ممکن مقاوت کرد و زیر بار زور نرفت. سائر مسائل هم دعا کنیم ختم به خیر شود.
سه شنبه 19 آذر 1392 07:50 ق.ظ
تحلیل خوب و منصفانه ای بود

من خودم زیاد جرأت نمی کنم به نقد رهبری نزدیک بشم... در جمع دوستان که اصلاً
هم از دوستان هم فکر می ترسم
هم از کسایی که هم فکر نیستن و این رو آتو می کنند
سه شنبه 19 آذر 1392 07:41 ق.ظ
اول اینکه: من خودم شنیدم رهبری می گفت، که ما به انرژی هسته ای احتیاج داریم برای روزی که نفت تموم بشه، با همون سرعت لاک پشتی پیشرفت هسته ای که شما نوشتید، 50 سال دیگه که نفت تموم بشه، ما فوقش 4 تا نیروگاه هسته ای خواهیم داشت ... . 50 سال دیگه، خیلی هم دور نیست.
پس باید از همین الان فکری می کردیم.
دوم این که: درسته که رهبران ما میگن، نمیخوایم بمب بسازیم و استفاده ش حرام است، اما اسرائیل که باور نمی کنه، پس داشتن این فناوری می تونست به امنیت ما کمک کنه

سوم این که: انصافاً کسی نمی دونست کار به این جا می کشه ... همه می گفتن، تحریم اثر نداره، 30 سال تحریم کردن چی شد، احمدی نژاد تنهایی 650 میلیارد دلار نفت فروخت ... ذهنیت این بود که تحریم ناممکنه ... لذا این راه رو رفتیم و حالا هم به نقطه ی بی بازگشت رسیدیم ...
داستان جنگ بدر در قران رو اگه بخونید، می بینید که مسلمونا نمی خواستند برن جنگ، در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند، و قران شهادت می ده که اگه بهشون گفته می شد می خوایم بریم جنگ، نمی رفتن، ... بعد میگه شما به دنبال مصادره ی اموال یه کاروان بودید، ما (خدا) به دنبال غلبه ی حق بر باطل، ... سید حسن نصرالله گفته بود: اگر می دانستم، یک درگیری ساده ی مرزی به جنگ 33 روزه می انجامد هرگز اقدام نمی کردم ... اما ما می دانیم که جنگ 33 روزه چه اثر مهمی بر اسرائیل داشت و چه پیروزی مهمی برای حق بود... به هر حال امیدوارم قضیه ی هسته ای ما هم از این جنس باشه
پاسخ مرد یخی : 1. بله حتما ما هم باید دنبال انرژی جایگزین باشیم. صحبت بنده این بود که انرژی هسته ای گزینه مناسبی نبوده است. این که گزینه بهتر چیست، خودش یک پست جدا می طلبد ولی خلاصخ انرژی ها نو است که اتفاقا دولت آلمان بدنبال آن است.
2. باز این یک پست می طلبد که دیگر مانند دهه 70-80 میلادی سلاح هسته ای امنیت نمی آورد. مگر اسرائیل که سلاح هسته ای دارد، به دردش می خورد. آیا پاکستان امنیت بالایی دارد؟ موضع رهبر انقلاب بدون وجه دینی آن هم کاملا منطقی است.
3. قبول دارم بخشی هم ناشی از پیش بینی ناپذیر بودن آینده رخ داد ولی از برهه ای به بعد می شد پیش بینی کرد. مثال زده شده که مثلا آقای صالحی احساس خطر کرده بود. بخش خوبی به خاطر علمی برخورد نکردن بوجود آمد.
4. بله، حرفهایتان صحیح است و در متن هم اشاره شده است که نباید امدادهای الهی نادیده گرفته شود. ممکن است در همین آینده نزدیک، امداد الهی شامل ما شود و مشابه حزب الله اتفاقی بیفتد که ببینیم همین تحریم ها برای ما خیر بوده است. اما نکته اساسی این است که امداد الهی پیش بینی پذیر نیست و نمی توان برای خداوند وظیفه تعیین کرد. پس هنگام محسابه باید طبق چهارچوب های دنیوی برنامه ریزی کنیم. می بینید که سید حسن نصرالله هم بعد از این پیروی باز می گوید اگر نتیجه را می دانستیم آن اقدام را انجام نمی دادیم. اکنون هم نباید ناامید بود و باید دعا کرد که خداوند نظر لطف خود را شامل ما کند و مسائل را ختم به خیر نمایند.
حمیدرضا
سه شنبه 19 آذر 1392 07:27 ق.ظ
1. به تظرم برای آمار و ادعاهای متن باید متبع می‌آوردی، حداقل در دومورد ایراد داره؛ یکی اینکه ایران برای دارخوین برنامه داره و دیگه اینکه یر مفید بودن یا نبودن انرژی هسته‌ای بحث هست با دو تا مثال ژاپن و آلمان و بدون پیشتهاد منبع جایگزین ارزان نمیشه به این راحتی نظر قطعی داد.
2. به نظرم مشکل این نوشته فرض صداقت ایران درمورد هدف برنامه هسته‌ایشه، همین آمارها و بعضی شواهد تاریخی نشون میده ایران دنبال یه چیز دیگه بوده و با این مقاومت به اون چیز دیگه یا حداقل نقطه فرارش خیلی نزدیک شده.
3.اون اشتباهات محاسباتی شاید دلیلش حذف بدنه کارشناسی وزارت خارجه و تعیین افراد بی سابقه در مذاکرات به عتوان مسوول پرونده باشه(طبیعتا گعده با ملک فهد و حرف زدن با مسوول تلویزیونهای خارجی و بازرسی وزارت خارجه رو حساب نیست).
4.به نظرم این "نرمش قهرمانانه" در زمان محمود هم اصلا ممکن نبود، اوباما برای مذاکره با حسن و دادن امتیاز غتی سازی و ... به شدت تحت فشاره، یک درصد هم امکان نداشت با چهره‌ای که محمود از خودش ساخته بود اوباما بتونه این توافق ژنو رو تو امریکا به اصطلاح بفروشه.
پاسخ مرد یخی : 1. قبلا ذکر کرده ام که پست های این وبلاگ، مقاله ژورنال نیستند و وقت محدود باعث می شود دقیق ننویسم. اما آمار و ادعاهایی که می کنم مبنی بر مطالعه است و اگر خوانندگان خود سرچ کنند می توانند صحت ادعاها یا آمار را چک کنند. اگر هم یافته ای خلاف ادعاها یا آمارها بود، تذکر دهید تا اصلاح شود.
اما در باب دارخوین تا جایی که اخبارش آمده، باز یک پروژه بومی نیست و شبیه نیروگاه بوشهر قرار است طی مناقصه به شرکت های خارجی واگذار شود که البته همان هم انجام نشده است. در باب انرژی هسته ای ادعا کردم بهترین گزینه نیست نه این که مفید نباشد. بله یک گزینه است و در متن هم اشاره شده که مثلا 70% برق فرانسه هسته ای است و هم اکنون هم معدودی کشور دنبال گسترش برنامه هسته ای خود هستند. این که جایگزین بهتر چیست، خودش یک پست کامل می طلبد ولی بنظر می رسد، انرژی های نو جایگزین بهتری هستند.
2. در مورد صداقت ایران، بحث اعتماد است. بنده به رهبر انقلاب اعتماد کامل و صد در صد دارم و وقتی ایشان سخنی می گوید، حتما قبول می کنم و اگر شما اعتماد ندارید، بنده اصرار ندارم قبول کنید. اگر هم دیدگاهی که می گویید صحیح باشد، پس باید گفت ایران به موفقیت رسیده است.
3. بعید می دانم به وزارت خارجه ربط مستقیم داشته باشد. اتفاقا همین حالا بخشی از تیم فعلی مانند جناب عراقچی در دوران قبل هم مسئول بودند.
4. چرا ممکن بود. طبق اخباری که درز کرده است در مذاکرات استانبول 2 نظر آقای احمدی نژاد نرمش بود و موافقت نامه با حضور برزیل و ترکیه مقدمه ای بر آن بود. برنامه بدی هم نبود. ایشان دنبال موافقت نامه ای بود که مواد هسته ای از ایران خارج شود و در یک کشور دوست نگهداری شود و هر موقع نیاز بود، برای سوخت راکتور به صورت تدریجی وارد شود. یعنی محل ذخیره خارج ایران باشد تا نگرانی ها رفع شود. آن زمان هم هنوز تحریمی خارج از شورای امنیت تصویب نشده بود و موضوع غرب مثل امروز مستحکم نبود. اما ظاهرا افرادی با محوریت جناب جلیلی اجازه ندادند و برای همین هم اواخر دوران ریاست جمهوری، آقای احمدی نژاد گفت دو سال است که نقشی در پرونده اتمی ندارد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر