تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - چرا با لقب "امام" برای آقای خمینی مخالفم


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

چرا با لقب "امام" برای آقای خمینی مخالفم

نوشته شده توسط:مرد یخی
یکشنبه 6 بهمن 1392-12:24 ق.ظ

چپیرو یک پست و اعتراض به آن می خواهم پاسخی به سوال فوق دهم. شاید دو سالی می شود که این اعتقاد را دارم که لقب "امام" برای آقای خمینی، مناسب نیست ولی شاید به علت دوری از ایران کمتر نمود داشته است. اما چرا با این لقب مخالفم.
1. در مذهب جعفری، کلمه و لقب امام برای یک فرد جدای از معنای لفظی آن (رهبری و پیشوا بودن) یک لقب خاص است که تنها مختص ائمه اثنی عشر و برخی انبیا است. این خاص بودن هم دلیلش شهرت بین مردم نیست، بلکه ریشه کلامی دارد. از نظر مذهب جعفری آیه 124 سوره بقره اشاره به همین مقام دارد:

و اذ ابتلی ابراهیم ربه بكلمات فاتمهن قال انی جاعلك للناس اماما، قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین

احتمالا اکثر خوانندگان با تفسیر این آیه آشنا باشند (در صورت عدم آشنایی هر تفسیر شیعی مراجعه کنید مانند المیزان یا نمونه، نظر شیعه را در مورد این آیه بیان کرده است). با توجه به این آیه، مقام امامت و به تبع آن لقب امام چیزی نیست که مردم به شخصی بدهند، بلکه تنها و تنها خداوند این لقب و مقام را به انسان ها می تواند بدهد و البته امری فراتر از رهبری جامعه است و رهبری جامعه یکی از فروع امامت است. به تصریح آیه فوق، وراثت در این لقب مبنا نیست و این مقام مشابه لقب دوک یا ارل در انگلستان نیست که به ارث برسد. در کتب حدیثی شیعی هم از گذشته دور این لقب تنها برای ائمه اثنی عشر به کار می رفت و در کتب کلامی شیعی هم بابی به امامت اختصاص داشته و دارد. لذا با توجه به این اعتقاد کلامی در طول تاریخ حدود 1400 ساله اسلام قبل از انقلاب اسلامی، بر خلاف عامه مسلین این لقب در تشیع مختص ائمه بود و هیچ عالمی با هر رتبه علمی یا معنوی این لقب را استفاده نمی کرد و علما و عوام شیعه هم چنین لقبی را برای غیر ائمه اثنی عشر به کار نمی بردند. حتی برای برخی افراد مانند محقق کرکی و مرحوم مجلسی که تا یک قدمی حکومت پیش رفتند یا میرزای شیرازی و آخوند خراسانی که رهبری یک جریان بزرگ اجتماعی را در دوره خود بر عهده داشتد از چنین لقبی استفاده نمی شد و به القابی مانند شیخ، میرزا، آقا، محقق، حجت الاسلام، شمس الاسلام، آیت الله و... بسنده می شد. بر خلاف عامه که در تاریخی به افراد متعددی این لقب داده شده است مانند: غزالی، احمد حنبل، ابوحنیفه، شافعی، حسن البنا، فخر رازی و بسیاری دیگر. علت اصرار شیعیان برای به کار نبردن این لقب برای یک انسان غیر معصوم تا جایی که متوجه می شوم دلیلی غیر از خاص بودن این لقب ندارد.
2. با توجه به بند قبل، حالا ببینیم چطور شد که آقای خمینی لقب امام پیدا کرد. در این مورد روایت های مختلفی وجود دارد که در سایت جماران اشاره شده است:

http://jamaran.ir/fa/NewsContent-id_19904.aspx

ظاهر مساله این است که با این که این لقب قبل از سال 56 به صورت پراکنده استفاده می شده است، پس از سخنرانی ریاست جمهوری فعلی، آقای روحانی، رسمیت و عمومیت پیدا کرده است. اما آقای روحانی با چه استدلالی این لقب را به کار برده است؟ آقای روحانی قرار بوده است در مجلس ختم مرحوم سید مصطفی خمینی سخنرانی داشته باشد که چنین فکری به ذهنش می رسد:


من در مسیر راه که به مسجد می‌آمدم، اصل اینکه در سخنرانی از کجا وارد بحث شوم، در ذهنم بود. شب قبل فکر کرده بودم و در ذهنم این بود که امام را به ابراهیم خلیل و حاج مصطفی را به اسماعیل تطبیق دهم و حتی آیه هم در ذهنم بود که شب قبل فکر کرده بودم... وقتی به مسجد می‌آمدم در ذهنم بود که لقب امام را برای رهبر انقلاب پیشنهاد کنم [با خود فکر می‌کردم] آیا این را بگویم مورد پذیرش قرار می‌گیرد یا خیر. دوم آنکه کلام امام در جامعه خیلی واژه‌ی مقدسی بود و معمولاً مردم این واژه را برای ائمه‌ی معصومین و امامان اطلاق می‌کردند؛ اگر ما این را بگوییم، برای مردم عجیب و غریب نیست! نمی‌گویند می‌خواهند یک امام سیزدهم درست کنند، من همین طور مردد بودم تا اینکه در کنار مسجد تصمیم گرفتم که بگویم.

و بعد این فکر ذهنی ایشان در سخنرانی می گوید:


ای ابراهیم عزیز! همه امتحانات سخت و بزرگ برای تو پیش آمد. امّا آخرین امتحان را هم باید بگذرانی که: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ» آن زمان آزمایش بزرگ و آشکار مربوط به اسماعیل عزیزت می‌باشد. آنگاه که همه‌ی امتحانات و آزمایشات را با موفقیت پشت سر گذاشتی، «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» آنگاه تو به مقام والای امامت می‌رسی. امامت مقامی است که آخرین امتحان آن، امتحان فرزند است. ابراهیم! اکنون که این امتحان را هم با موفقیت گذراندی پس « إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا». و لذا من یک لقب برای مرجع بزرگ و رهبر عظیم‌الشأن، آن ابراهیم زمان، می‌پسندم و آن لقب امام است. بنابراین «امام خمینی».

همانطور که واضح است، استدلال آقای روحانی یک قیاس باطل است. مشخص نیست مرحوم سید مصطفی مانند حضرت اسماعیل قربانی شده باشد (اثبات نشده ایشان به قتل رسانده شده باشد)، و در صورت قربانی شدن هم اراده آقای خمینی در آن نقشی نداشته است که خداوند به ایشان لقب امامت بدهد. لذا نه تشبیه آقای خمینی به حضرت ابراهیم صحیح است و نه تشبیه سید مصطفی خمینی به حضرت اسماعیل و نه نتیجه گرفته شده. معلوم نیست آقای روحانی چطور در ذهن خود گذرانده که با این استدلال باطل یک لقب اللهی که فقط خداوند حق اعطای آن را دارد (یعنی حتی رسول خدا چنین حقی ندارد) را برای فردی به کار ببرد. لذا بنیان این لقب برای آقای خمینی مبنی بر یک استدلال باطل و خلاف رویه 1400 ساله تشیع است و هیچ دلیلی وجود ندارد که لقب امام را برای غیر ائمه اثنی عشر و برخی انبیا به کار برد. از همه بدتر هم این است که یک قیاس باطل بر پایه کلام شیعی برای اعطای این لقب به کار برده شده است. برای همین است که این لقب را برای آقای خمینی اشتباه می دانم و ای کاش آن زمان جامعه از آقای روحانی تبعیت نمی کرد. مشخص هم است که شخص آقای خمینی در این لقب سازی نقشی نداشته است.
3. ممکن است کسی بگوید که "امام" غیر از معنای خاص آن یک معنای عمومی هم دارد که در آن معنا هم به کار می رود مانند: امام جماعت و لذا اشکالی ندارد این لقب را به کار ببریم. در پاسخ باید گفت صحیح است که کلمه امام معنای عام دارد ولی فقط وقتی می توان بکار برد شنونده گان برداشت مشخص داشته باشند. مثلا در ترکیب امام جماعت مشخص است که فقط منظور پیشوایی در خواندن نماز است و به صورت مشابه در ترکیب امام جمعه و اضافه شدن کلمات "جماعت" و "جمعه"، کلا کلمه امام را از معنای خاص آن خارج می کند. اما لقب امام برای آقای خمینی شبیه یک لقب خاص شده است که دقیق هم مشخص نیست منظور از آن چیست. یعنی الان از یک فرد عامی در ایران بپرسیم که چرا به آقای خمینی امام گفته می شود و فرق آن مثلا با کلمه امام در ترکیب امام زمان چیست، احتمالا پاسخ های متعدد خواهیم شنید و افراد تصور درستی نخواهند داشت. همچنین اگر قرار است اتباع هر انسانی لقب امام را برای پیشوای خود به کار ببرند تقدس این لقب پایین می آید و امکان دارد در طولانی مدت کاربرد این لقب عادی شود. هم اکنون می بینیم که برخی دوست داران آقایان خویی و سید محمد شیرازی و سید موسی صدر برای این افراد لقب امام به کار می برند و این رویه از وقتی شروع شد که لقب امام برای آقای خمینی استفاده شد. مثلا اگر نامه ها و نوشته های شهید چمران را در ابتدای انقلاب بخوانید، می بینید که ایشان از لقب امام برای آقای موسی صدر استفاده نمی کند ولی بعدها از این لقب استفاده می کند. 
آیا دوست داران آقای خمینی قبول خواهند کرد که با استدلالی مشابه حامیان جریان شیرازی، لقب امام برای سید محمد شیرازی به کار ببرند (که می برند)؟ یا اکنون در آمریکا برخی افرادی شیعی که در حد یک امام جماعت هستند، از این لقب برای خود استفاده می کنند مانند آقای سید حسن قزوینی که امام جماعت بزرگترین مسجد آمریکای شمالی است. لذا این بیان که کلمه امام برای آقای خمینی در راستای معنای عام به کار برده می شود وجهی ندارد، زیرا نه با نحوه اعطای این لقب تطبیق دارد و نه تصور مردم از معنای این لقب و در عین حال آفاتی در پی خواهد داشت.
4. دیده ام که برخی می گویند چون دشمنان مانند رسانه های غربی از این لقب برای ایشان استفاده نمی کنند، پس معلوم می شود که برایشان خطر دارد و لذا ما باید استفاده کنیم (حتی برخی با این استدلال در پی گسترش این لقب برای آقای خامنه ای هستند). اول این که چه کسی گفته است که بر مبنای رفتار غرب باید به کسی لقب امام داد؟ کجای مذهب آمده که لقب خاص ائمه اثنی عشر در چنین صورتی باید استفاده شود؟ در کنار این همان رسانه های غربی لقب امام را برای برخی دیگر به کار می برند (مانند زید شاکیر که یک داعی اسلامی در غرب است) و اصرار ما بر این لقب ممکن است باعث خروج معنای امام از لقب خاص بودن نماید. آیا ما قبول خواهیم کرد که طرفداران فردی بر این مبنا برای کسی لقب امام به کار ببرند؟ 
5.  تصور نشود این نظر (به کار نبردن لقب امام برای آقای خمینی) یک نظر شاذ است. افراد حاضر در حوزه های علمیه به خوبی می دانند که برخی علمای درجه اول تشیع مانند آقایان شبیری زنجانی و سیستانی این لقب را برای آقای خمینی استفاده نمی کنند. خود بنده در گذشته در دلم معترض به رفتار آنها بودم ولی اکنون خود نیز به همان نتیجه رسیده ام. می دانم که ممکن است این اعتقاد برخی را برنجاند ولی انسان وقتی به امری معتقد می شود مجبور است لوازم آن را نیز بپذیرد.
6.
در پایان باید اضافه کنم که احتمال بالا خود نیز مجبور باشم در بسیاری موارد به علت شیوع و برچسب نخوردن از این لقب برای آقای خمینی استفاده کنم ولی باید دانست که مانند یک اتفاق دیگر در تاریخ اسلام، اعطای لقب امام به آقای خمینی فلته ای بود که توسط شیخ حسن روحانی و بر پایه یک قیاس باطل عمومیت پیدا کرد و اگر با کلی تسامح بخواهیم آن را به کار ببریم، نباید برای جانشینان بعدی آقای خمینی این اشتباه تکرار شود. خوشبختانه سیره آقای خامنه ای هم نشان می دهد که ایشان این لقب را مختص برای آقای خمینی نگاه داشته اند و از عمومیت یافتن کاربرد این لقب خودداری کرده اند. معتقد هستم که این رویه هیچ چیزی از ایشان نمی کاهد و کمک به مذهب است.

البته مانند گذشته از انتقادات خوانندگان استفاده می کنم.

پ.ن.0: آدرس گوگل پلاس و فیسبوک وبلاگ برای ارتباط بیشتر:

https://www.facebook.com/icemancomments

https://plus.google.com/+%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AE/posts

پ.ن.1: این نوشته به این معنا نیست که نظر و اعتقادم به آقای خمینی تغییر پیدا کرده است. کماکان نظرات سابق را نسبت به ایشان دارم ولی در عین حال استفاده از لقب امام برای ایشان را اشتباه می دانم.

پ.ن.2: بالاخره اولاند و شریک زندگیش تصمیم گرفتند به ارتباط خود پایان دهند. وقتی در حد سران کشور که قاعدتا بیش از حد متوسط در چنین مسائلی با توجه به عواقب آن محتاط هستند، چنین اتفاقی رخ می دهد، تصور کنید که در سطح جامعه اوضاع چگونه است؟ حالا سوال اینجاست که چرا طرفداران حقوق زنان غرب زده نسبت به چنین مسائلی در غرب ساکت هستند؟ بالعکس به اموری مانند ازدواج یک مرد با بیش از یک زن در چهارچوب یک توافق معترضند؟ این استاندارد دوگانه چه توجیهی دارد؟

پ.ن.3: در گروه یک دانشجویی کارشناسی ارشد است که به زودی فارغ التحصیل می شود. دوست دختری دارد و قرار است با هم بروند نیویورک. یک بار که صحبت کردیم، می گفت که سه سال است با هم رابطه دارند. گفتم به ازدواج هم فکر می کنی؟ گفت که بله در نهایت ازدواج خواهند کرد. گفتم که خوب چرا با هم ازدواج نمی کنید؟ دیگر سه سال کافی است برای شناختن. گفت که می خواهم به یک پایداری مالی برسم و بعد ازدواج کنیم. گفتم آخر چه نکته مثبتی دارد که ازدواج نکنید؟ در عوض نکته منفی این است که اگر ازدواج نکنید به هم وابستگی کمتری دارید . همین فردا ممکن است فرد دیگری توجه یکی از شما را جلب کند و داستان اولاند را مثال زدم. گفت که ازدواج خیلی جلوی این مساله را نخواهد گرفت چون خیلی ها در غرب هستند که ازدواج می کنند و بعد به روابط خارج از ازدواج رو می آورند و بعد به طلاق می انجامد (بعدا که چک کردم یک مقاله از یک مرکز مطالعاتی طلاق در دانشگاه ایالتی یوتا دیدم که آماری داشت که حدود 50 درصد ازدواج ها در آمریکا به طلاق می انجامد و در 55% طلاق ها، خیانت جنسی یکی از زوجین یکی از علت ها بوده است. یعنی 
حداقل یک چهارم کل ازدواج ها آلوده به زنای محصنه می شوند چون برخی‌ غربی‌ها با وجود رخداد زنا به زندگی‌ مشترک ادامه می‌‌دهند.). این را که گفت به فکر فرو رفتم. معلوم می شود که با وجود این که قانون در شکل گیری نهاد خانواده اثرگذار است ولی تا وقتی سطح جامعه محرک نباشد و عفت و حیا در افراد جامعه وجود نداشته باشد، نمی توان با سخت کردن اموری روی کاغذ مشکلات را حل کرد. وقتی در جامعه غرب، افراد از نظر جنسی تحریک می شوند و براحتی می توانند خود را با مسیر خارج از خانواده ارضا کنند (زنای محصنه در غرب در عمل مجازاتی ندارد یا خیلی سبک است)، وجود پیمان ازدواج روی کاغذ نمی تواند دو انسان را به هم وفادار کند. همین نکته است که نشان می دهد چرا برای نگه داشتن خانواده باید از خروج رابطه زن و مرد از خانواده و بسط آن به سطح جامعه جلوگیری کرد.


تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 8 بهمن 1392 12:49 ق.ظ

محمد
شنبه 29 آبان 1395 05:03 ق.ظ
از این پس به جای واژه امام جماعت بگویید شیخ به جلو ایستاده برای نماز زیرا که خدای نکرده زبانم لال با امام معصوم اشتباه میشود و همه خیال میکنن یک امام داره نماز میخونه و این یعنی فریب مردم. ما هم که خیلی رو شنفکریم و اهل فریب نیستیم پس خواهشا فراموش نشه به جای امام جماعت بگیید شیخ به جلو آمده برای نماز یه وقتی نگیید امام که گناه کردیدا.
خدا وکیلی این حرف است که میزنی خوب سلمنا اصلا از این به بعد میگیم روح الله خمینی خوب در اصل مسئله چه تغییری به وجود میاد میشه جواب من دهاتی رو بدی/
پاسخ مرد یخی : در متن و نظرات بحث شده است. مطالعه کنید پاسخ داده شده است.
پنجشنبه 14 اسفند 1393 01:10 ب.ظ
سلام مطلبی که به اقای جوادی نسبت داده شده اقای جوادی تکذیب کردند
پاسخ مرد یخی : سلام، منظورتان چه مطلبی است؟
مجتبی
شنبه 25 بهمن 1393 08:48 ق.ظ
مذهب جعفری؟ گویا شما پیرو اهل سنت هستید که ما را پیرو جعفر میدانید فردی به نام جعفر وجود نداشته و درست همان اثنی عشری است
صادق علی
چهارشنبه 22 بهمن 1393 11:22 ب.ظ
سلام دوستان۔۔۔۔پس معنی آیہ واجعلنا للمتقین اماما چہ می شہ؟ آیہ۷۴سورہ فرقان۔۔۔۔۔۔عزیزانی کہ مخالف امام گفتن بہ امام خمینی ھستند جواب بدھند۔۔۔۔
پاسخ مرد یخی : سلام
در متن و نظرات پاسخ داده شده است.
کیانا
سه شنبه 4 آذر 1393 09:58 ق.ظ
این مطلب رو هم اضافه کنم که نقد مطلب با نقد به قول شما قائل ارتباط دارند
مطلب خودش به وجود نیامده بلکه تفکر نویسنده اش پشت آن بوده
شما که دروس حوزوی یا مشابه خوندید باید این مساله را بهتر بدونید
سه شنبه 4 آذر 1393 09:53 ق.ظ
سطح برداشت خیلی بالایی نمی خواد چون سطح مطلب در اون اندازه نیست اولا که شما چه تشابهی بین خودت و جناب مراجعی که نامشون رو بردید دیدید؟ که افکار خودتون رو با آنها مقایسه می کنید
دوم: باز هم برای من جالب شد دقیقا یک مسیر هست و افراد مختلف دارن همون مسیر رو در زمانهای متفاوت میرن

اول به خیال خودشان شیفته امام بودند
بعد که از این شور جدا میشوند کم کم به فکر میرند که شاید کارشون غلط بوده البته تقریبا همه افرادی که از این دست می شناسم منبع تغذیه فکری مشترک داشتند که بماند
در مرحله بعد همینطور که به نقد ایدئولوژی امام می پردازند اسامی و القابی که برای ایشون به کار میبرند تغییر میکنه
همه هم ابتدا با این ادعاست که ما همچنان نظر مثبت گذشته رو به امام داریم ولی به نظر ما....
اولش حضرت امام میگن، بعدش میشه امام بعدش آیت الله بعدش آقای خمینی و بعدش.....
با این سرسختی به نظر میاد روش شما هم همین باشه
خیلی زمان نمیبره و اگر در این مسیر ادامه بدید به زودی چه بسا شاهد همین کلام بنده باشیم
ضمنا امثال شما و آقایان مراجع تفاوت بسیار بزرگی با هم دارید شما از همین مسیری که بنده گفتم و خیلی ها همچون عماد باقی رفتن داری پیش میری
اما آقایون مراجع از ابتدا و با اعتقاد (کاری به درست و غلط بودنش ندارم)و بدون تحت تاثیر قرار گرفتن از همون منایع تغذیه فکری این اعتقاد را داشتن
جنبه انتقاد داشته باشید تا یک کلمه مخالف نظرتون میشنوید ولو درست هم باشه بگید قبول نمیکنم با فرافکنی و گفتن این دست صحبتها که سطح برداشت این بوده فکر نمی کنم وجاهت حقیقی کسب کنید
با یک نگاه بیطرف کار شما یک کار ژورنالیستی بوده نه یک کار علمی که حالا خواص دانشمند بخوان تجزیه و تحلیل کنن
به قول دوستمون کالبد شکافی چنین مساله ای بعد از اینهمه سال و در حالیکه اعظم تفکرات امام از جانب خاص و عام هنوز درک درست نشده نشان دهنده چه چیزی میتونه باشه
ضمنا وقت زیادی صرف مطلب نکردم اصولا شیوه برداشت هدف نویسنده و کسانی که کامنت گذاشته و بحث میکنن بسیار سریعتر از اونچه شما تصور کردید انجام میشه
کیانا
دوشنبه 3 آذر 1393 11:22 ق.ظ
خیلی جالبه استدلالهای خوبی در جواب به نویسنده و رد نظر ایشون شده ولی همچنان نویسنده مطلب قانع نمیشن البته گاهی اوقات اصرار بیش از حد در خصوص یک مطلب دو دلیل داره
اول متوجه نشدن اصل کلام چه خود مساله و چه جواب دهندگان به شبهه
دوم
لجبازی و عناد یعنی به اسم یک بحث استدلالی و سندی جواب دهندگان به شبهه رو وارد یک بحث مغالطه ای و نه عقلانی کردن

نمونه: نویسنده در یکی از جوابیه ها گفته : بنده گفتم معنای لفظ امام برای عامه مردم مثل لفظ شیر واضح نیست و اگر از یک شیعه عامی بپرسیم شاید حتی معنی لفظی امام را نداند چه رسد به تفاوت معنی خاص کلمه با معنی اعم
و دقیقا مغالطه های جناب نویسنده اینجا مشخص میشه هیچ شیعه عامی وقتی می گوید امام خمینی منظورش این نیست که امام خمینی امام سیزدهم ما هستند یعنی عامی ترین افراد را اگر ازشون بپرسی چند تا امام داری میگه 12 امام و اگر بپرسی پس امام خمینی چی؟ هرگزنخواهد گفت امام خمینی هم امام سیزدهم ماست. این اصلا بحث پیچیده ای برای عموم مردم نیست چه برسد به علما و افراد حد فاصل بین عالم و عامی
شما نگران اعتقادات مردم نباشید
مسلما اصراری بر پذیرفتن این مساله نه از جانب شما ونه هیچ شخص دیگری نیست
اگر به این نحو بنا باشد با مسائل برخورد کرد خیلی راحت با سفسطه گری اصل وجود خدا را هم می توان انکار کرد (البته این صرفا یک مثال است و قصد ایجاد ربط بین موضوع و این مثال نیست)
امام خمینی، چه امام خمینی باشد چه حاج آقا روح الله چه آقای خمینی و چه آیت الله خمینی باز هم در نگاه مردمان آزاده همان رهبر آزادگان و حقیقتجویان معاصر و نسلهای آینده است که در نظر مردم های بی غرض راه انسانهای کامل و نمونه مطیعی از اهل بیت بوده است.
از هر انسان عادی و عامی هم بپرسید که چه کرد می گوید به فرمان خدا و سیره اهل بیت عمل کرد
اصراری بر لقب نداشته باشد
پاسخ مرد یخی : بنده هم اصراری ندارم کسی‌ سخنم را بپذیرد اما برایم جالب است که فردی وقت گذشته و این پست همراه نظراتش را خوانده که حاوی بحث های مختلف بوده است و آخر سر، سطح برداشتش در این حد است که نویسنده یا نمی فهمد چه می‌‌گوید یا عناد دارد! حتما افرادی مانند آقایان سیستانی و شبیری زنجانی هم دچار جهل یا عناد هستند! جای تاسف است که یکی از مغالطه های رایج نقد شخصیت قائل به جای نقد قول است.
مهدی
شنبه 1 شهریور 1393 11:17 ب.ظ
با سلام
حرفاتون قابل قبوله ولی مردم دیگه واژه امام خمینی رو پذیرفتن و هیچ کس (به جز افراد مغرض) ایشون رو با امام معصوم هم طراز نمی دونه واژه امام در دنیای عرب به معنای پیشوایی جریان اسلامی رو داره اما تو ایران مختص دوازده امامه واسه همین شخص امام خمینی و سایر بزرگان و دلسوزان دین و انقلاب اسلامی با واژه امام برای امام خمینی مخالفت نکردن. همونطور هم که خودتون فرمودید به آیت الله صدر امام موسی صدر گفته می شده بدون اینکه اتفاق خاصی (مثل شهادت فرزند) براشون پیش بیاد.
اما در هر حال امام خمینی یا آیت الله خمینی خیلی تفاوتی نداره و مهم اجرای اسلام، اصول و فروع دین و اجرای احکام و اخلاق اسلامی در سراسر جهانه و حالا ما بیایم بعد از 4 دهه روی این با هم دعوا کنیم که امام یا آیت الله نوعی ارتجاع و تحجره.
در پایان ممنوناز اینکه با گفته نام آیت الله یا آقای خمینی برای امام منظورتون زیر سوال بردن یا رد ایشون نیست.
با تشکر
پاسخ مرد یخی : سلام
بله قبول دارم این موضوع اکنون دیگر یک بحث جزئی است. هدف از این پست هم این بود که اگر این گونه سخن گفتم علتش مشخص باشد و حسابم از مخالفین ایشان جدا شود.
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 04:15 ب.ظ
به قول حضرت حافظ:

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هرکه طرف کله کج نهادو تند نشست
کلاه داری و آئین سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری

التماس دعای خیر از همه عزیزان
پاسخ مرد یخی : با سلام
کاش کمی‌ با محوریت متن و منسجم تر می‌‌نوشتید. برداشتم این بود که شما فکر می‌‌کنید در ابتدای انقلاب کارهای نسنجیده انجام شد که یکی‌ از آنها همین اعطای لقب امام به آقای خمینی بود.

ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 04:08 ب.ظ
ادامه ناشناسه...

به خدا آخرشه، نتیجه گیری اخلاقیه، فرار نکنین تو رو خدا.

آقا تو رو به خدا دیگه بسه. به خدا وقت اینکه چشامونو بازکنیم، بی غرض و بی مرض، و دورو برمونو نگاه کنیم، خیلی وقته که گذشته. آقا استحمار تا کی، بازی با دین تا کی، باز با عقاید پاک مردم تاکی؟
وقتشه که خجالت بکشیم از آنچه بر سر این دین و مکتب مظلوم آوردیم، وقیحانه و بی شرمانه.
بفهمیم که چرا پاک ضمیرانی همچون علامه طباطبایی ها به این شور پوزخند میزدند و به دنبال احیای شعور مردم بودند. به دنبال سعادت حقیقی مردم نه سواری گرفتن از مردم.
والله مکتب تشیع مکتب تعقل تام و انطباق با واقع، نه مکتب یاوه سرایی و صغری و کبری کردن های احساسی و احترام و عزت های غیر منطقی و روزمره.
تک تک کلمات عرش بنیان ائمه معصومین علیهم السلام دارای بار معنایی بس عمیقی است که باید بر روی آنها دقیق شد.
امام لایق آن فردی است که امام رضا علیه السلام طی حددیث مفصلی معرفی نموده اند.
امام در فرهنگ تشیع معنای خاص خود را دارد و استعمال آن برای غیر معصوم علیه السلام حرمت دارد، حال هر فردی که میخواهد باشد.
امام از جنسی دیگر است. یک عبا و عمامه و چند جلد کتاب نوشتن و یک قیامی هم کردن که از لوازم و شرایط امام در فرهنگ تشیع نیست.
امام یعنی واسط فیض، یعنی حلقه اتصال الله و ماسوی الله، یعنی الگوی بی چون و چرا بشر.
حال انصافا ما اینگونه هستیم. حاصل این کارهای ما و بازی با حقایق وحیانی همین جامعه ایست که می بینیم. آیا باز هم ادعایی داریم. آیا حیا نمی کنیم از این مصائبی که بر این مکتب مظلوم روا داشتیم. ما چه بر سر اعتقادات پاک این مردم آوردیم.
ما با جایگاه امام معصوم بواسط این حرافی های موهوم در بین مردم چه کردیم.
امام معصوم را آورده ایم پایین تا حد یک فرد متقی، نمازخوان حالا احیانا دارای برخی حالات روحانی.
آیا غیر این کردیم.
یا الله خودت به فریاد برس.

آقا سرتونو درت آوردم بسیار، عزت زیاد.
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 03:50 ب.ظ
ادامه ناشناسه...

2-... خیالتون راحت به خدا ما با پولاتون کاری نداریم. بابا یادتون نیست مگه ما همه بچه مایه دار بودیم، با شاه فالوده نمی خوردیم. بابا یکی مون کل باغای پسته مالش بود، بابای اون یکی مون فئودال بود تو شما، اون یکی مون زنش مایه دار بود. خلاصه پولای شما چه به درد ما میخوره، ها.
به خدا این خبرای اختلاسو هم که هفته ای یکبار براتون میگیم، یه بخشیش کفاره اون غیبتایی که پشت سر ما میکنین، خشکه حساب میکنیم که خدا نکرده نردید سر پل صراط جلو ما کم بیارید هرتکی برید جهندم. یه بخش دیگشم الکیه که به شما هر از گاهی یه شک بدیم که خوشی بیش از حد شما رو تو خلصه نبره و مملکت هتل نشه، خدای ناکرده.
3-آقا به خدا، خدا فقط یه نمایندگی تام الاختیار رو این کره خاکی داره اونم ماییم به خدا، بی واسط، مستقیمه مستقیم. حق با ماست.
قدیما میگفتن شیعیان یه امامی دارند بنام امام اولشون، یه حرفی داره راجع بع حق و اعرف الحق و شناخت اهل حق و از این چیزا.
خوب ما هم رفتیم این کره خاکی رو زیر و رو کردیم. حقی جز خودمون ندیدیم. آقا بدو بیا این ور بازار
حالا ماتعجب میکنیم که این امامی که میگن علم غیب هم داشته چرا مردم رو مستقیم به ما بشارت نداده و اینطور مسئله رو پیچونده.
4- آقا پای بحث این امثال علامه طباطبایی ها و اینها نروید. به خدا اینها دلشون برا شما و دیون شما و اسلام شماو تشیع شما نسوخته. این جماعت تمام فکر و ذکرشون کتاب و تدریس و مرید و از این حرف متاس.اصلا دغدغشون این نیست که عقل شما رو با آموزه های حقیقی دینی رشد بدن و شما رو به کمال غایی تون برسونن که. اصلا تو مخیلشون هم این نیست که شور مخلصانه شما رو به شعور و معرفت تبدیل کنن که، نه نه اصلا از این خبرا نیست، این جماعت عقده این رو دارن که ما تونستیم به فضل پروردگار حکومت اسلامی تشکیل بدیم در حد المپیک ولی اینا که نتونسن که، آره باب نتونستن
که.
آقا این تمام خواست ما بود از شما، خیلیه، اگه بگید آره خیلی پر رویید به خدا.

آقا قصه ما به سر رسید، البته به سرش رسوندیم مگر آنچه گفته شد قطره ای از دریای بیکران خدمات ما بوده به اسلام و جماعت مسلم.

ادامه دارد...
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 03:29 ب.ظ
ادامه ناشناسه...
آقایون و خانومای محترمه فحش ندین تو رو خدا، به ما هم این فرصت رو بدین که تنها گوشه ای از خدمات چندین سالمونو برای شما بگیم دیگه، گناه داریم ما هم به خدا، عجب بی معرفتایی هستیدا،

آقا بچه میفرستید تو مهد کودکا، یه تیکه نور، عارف بالقوه، میاید یه رقاص تحویل میگیرید توپ، برید حالشو ببرید، ما که گفته بودیم سختیای دین برا ما، ما مردیم سر قولمون هستیم.

وعده داده بودیم تربیت بچه ها تون با ما، آدمشون میکنیم همونطوریکه شما رو آدم کردیم، البته جسارت نشه آدم بودید آدمترتون کردیم،
حالا الوعده وفا، بسپردشون به تلویزیون بقیه اش با ما. ما کارخودمونو بلتیم. آره با، کم الکی نیستیم به خدا.
آقا یادتونه اسم تلویزینو با اکراه میبردی، حالا تلویزیون که براتون اوردیم هچ، یک کاری کردیم که همتون یک دستگاه ماهوارم خریدید کنارش آه،
کلی میدویدید دنبال یک کاست هایده، داریوش و ... اونم با هزار ترس و لرز، کارتونو راحت کردیم مجوز شرعی شو که صادر کردیم هچ، خواننده براتون تربیت کردیم کرور کرور از اون ور آبیا هم بهتر و خوش آب و رنگتر.

خوب حالا ما که کم اوردیم تو بیان خدماتمون به اسلام و شما مردم مومن و غیور.
ما که برا خدا کردیم، چشم داشتی هم نداریم به خد.
فقط، همون فقط که قبلا گفتیم که بعدا میگیم ها همون،:
1- آقا اون شور انقلابی تونو حفظ کنین، آقا شما رو به خدا قسم میدهیم که در نبودن ما و بودن شما اون مرگ بر فلانی و درود بر فلانی ها رو فراموش نکنین.
2-ما صداقتمونو به شما ثابت کردیم، چشای کورتونو باز کنین، لذا کار رو از صفر تا صد به ما بسپرین. شما به تجارتتون بپردازید به قیمت دلار و سکه و سود بانکی و یارانه و سبد و بنزین و خونه و ووو. خوش باشید با این چیزها، بالاخره هیچی توش نباشه سرگرم که میشین، از تخمه چکوندن که بهتره که دندوناتونو خراب میکنه.

ادامه دارد ...
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 03:09 ب.ظ
ادامه ناشناسه...

خدایی بهتون میگن یه حدیث بگو، بر بر تو چشای یارو خیره میشید، سرزنشتون که نمیکنیم هچ، کلی تحویلتون میگیریمو بهتون میگیم شما م القرای جهان اسلامین، شما الگوی جهانید، همه دنیا دارن از رو دسای شما برنامه سعادت رو تقلب میکنن. بعدش شماها کلی ازاین تعریفا خر کیف (اوه ببخشید مسرور) میشید و باورتون میشه که بابا نه مثل اینکه یه خبرایی هم هستا.
حالا ببین چی جوری مفتی مفتی ورزشکار حرفه ای و هنرمندتون کردیم.
از یه جوون بپرسین فلان ورزشکار یا فلان خواننده زن غربیو میشناسه، آقا حالا نگو کی بگو، حداقل 90 دقیقه میریزه رو داریه، یکی بیاد جلو اینو بگیره، خدا وکیلی اگه جلوشو نگیریم تعداد دفعات و ساعت و دقیقه و ثانیه، معذرت میخوام رومون به دیفال گلاب به رو تون، روابط زناشویی بابا رو هم لو میده. حالا خدایی جوونه به قول گفتنی یه عکس با شورت ورزشی هم ندارها.
خوب این غیر حاصل تلاش های شبانه روزی ما نوکران بی جیره و مواجب شماست.

بابا انصاف هم خوب چیزیه والا.

ادامه دارد ...
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 02:57 ب.ظ
ادامه ناشناسه...

ادامه خدمات ما، نقطه سر خط.

گفتیم ای مردم مومن و مسلمان، چقدر خودتونو تو قید و بندهای مذهبی نگه میدارین. چقدر قرآن، چقدر حدیث و از این چیزا، بابا یه کمی شم برا ما بذارین. نا سلامتی ما اومدیم که حالا نه همه بارو ولی بالاخره یه سهم زیادی از بار بهشت رفتن شمارو بدوش بکشیم دیگه.
ولی خداییش شما هم نامردی نکردینو کم کم همه بارو دارین رو دوش ما میذارینا، آی ناقلا ها، عیبی نیست، بالاخره چیکیده دست خودمونین دیگه، دمتون گرم. خیالی نیست ما نمایندگی تام الاختیار شارع مقدسیم، مستقیم از خود خدا، پیامبر و امامم بیخیال. ما سر وعده بهشت رفتنتون هستیم، ولو به قیمت جهندم رفتن خودومون. بالاخره حق گردمون دارین، ولی نعمتمونید دیگه. آقا حالا که اینطوریه آقا آزاد، جهنم ضرر، آآآه خلاص، ما که جهنمی هستیم، شما برید فول حالشو ببرید، فقط! ... خوب اینون بعدا بهتون میگیم.

خدایی الان راحت نیستین، یادتونه بچه بودید، بزرگ بودید، پیر بودید، جوان بودید، خوب حالا هرچی بودید، چه تعصبی داشتید برا نماز اول وقت، برا یه قرون حلال و حروم کاسبی، برا روزه های ماههای تابستون، بابا الان کجا از این خبرا هست.
خوب بابا بی انصافا تا حالا از خودتون پرسیدین کی شمارو از این مسائل راحت کرد.
بابا مرجع اوردیم براتون بیست، حکم داده دیدن تصاویر فلان جور ماهواره چون از طریق امواج است و غیر مادی است بلا اشکال است، بابا این حکم به روزتر چی میخواید دیگه.
عجبا! بابا ما دیگه بلایی نبوده که برا بهشت رفتن شما سر این دین نیورده باشیم، شما هم دیگه گندشو دراوردینا، حالا ما هرچی نمیگیم شما هی پر روتر میشین.

ادامه دارد...
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 02:37 ب.ظ
ادامه ناشناسه...

آقا من خودمم ازبیان این همه خدمت کم اوردم شما نمی دونم. خلاصه ببخشید اگر طولانی شده.

القصه
حالا از نیت خیر ما که همانا بی نیازی از بلاد کفر بود آگه شدید. دید ما دلسوز بودیم. عیبی نداره هرچی پشت سر ما گفتین حلالتون.

تازه آی خانموما! که اینقدر غرغر میکنین، کی بود که شما رو از زیر یوق مردسالاری خارج کرد و اصولا مردی در این خاک مردی باقی نذاشت (البته با عرض معذرت از همه آقایون با غیرت، ولی حقیقت رو باید پذیرفت، نوکر همتونم هستیم) که بهتون گیر بده، اینجوری با این لباسا بیاین تو خیابونا و برید سرکارو بجای یه مرد برا یه ملت مرد جلوه گری کنید.
بابا ای والله اینه جواب اون همه خدمت به شما، آقا اصلا خر ما جماعت دلسوز اسلام از کره گی دم نداشت. حرومتون باشه همه حالو حولایی که کردید. اه!

اما از دیگر خدمات در حوزه آموزش و پرورش بشنوید.
مثه اینکه یادتون رفته تو طول سال عزای مشقای شبتونو داشتید، تازه خرداد که میشد عزا میگرفتید چی کار کنید که قبول خرداد بشید، مثل بلا نسبت خر میخوندید که آیا قبول بشین یا نشین.
خوب مردم مومن الان کجا این خبرا هست. آقا شما فقط بیاین مدرسه، قبولی شما با م. اینقدر به معلمای بدبخت فشار میاریم که یه جوری خلاصه قبولتون کنن. آقا از این بهتر میخواین.
در زمینه پرورش که ما آخرشیم. خیالتون راحت کردیم. آقا پرورشو وللش، بچه یه جوری بزرگ میشه، مگر ماها چه جوری بزرگ شدیم، تازه این همم خدمیم.
عجب آدمای ناشکری هستیدا!

ادامه دارد ...
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 02:22 ب.ظ
ادامه ناشناسه...

... کی میخواد جواب جهندم رفتن شما رو بده، آقا بیا سر پل صراط جواب پیغمبرو بده، اوه د بیا.
این شد که ما یه چند هزار تنی پارچه باداوم تهیه کردیم، بشور و بپوش، بدو بیا این ور بازار، گفتیم بدوزیدو بپوشید، هی بشورید هی بپوشید،
البته ما انتقاد پذیر هم هستیم، قبول داریم که پارچه ها یه ایراد کوچو هم داشت، و اون اینکه هر بار که میشستید یه کمی از قد آب میرفت، یه کمی هم از پهلو، البته فقط یکی ها و نه بیشتر، خدایی ما هم اول کارمون بودو ناوارد، بدکردارا پارچه چینی بمون انداختند تا دسته،
اما عیبی نداره، هنوز تا یه تیکه برگه اسلامی جا زیاد داریم، ماهم که نماینده تام الاختیار شارع مقدس، مشکل شرعیشم خودمون درست میکنیم، شما خیالتون راحت باشه برید به سمت بهشت.
برید ازون پارچه ها بدوزیدو بپوشیدو حال کنین.
تازشم بخاطر همون مارجینی که تا یه تیکه برگ اسلامی داریم، به تون اجازه دادیم هر وقت شلوارا اونقدی آب رفتو و تنگ شد که بدن آزار شد، ازون شلوار چسبون کشی مشکی یا بپوشید.
حالا که شما بهترینان میخواید ما رو در جهت استقلال از بلاد کفر یاری نمایید و به حداقل پوشاک بسنده مینمایید، پس ماهم یه حال شرعی بتون میدیمو بتون گیر نمیدیم.
تازه اگر خواستین همین لباسا روهم هدفمند کنین، دمتون گرم، ای والله دارین، فدایی دارین به خدا، خلاصه ما همه جوره تا آخرش باتون هستیم. حالا اون یه تیکه برگ اسلامی رو هم داریم بررسی میکنیم که ببینیم شارع مقدس جایی دستمونو باز گذاشته یا نه.

ادامه داره ...
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 02:06 ب.ظ
ادامه ناشناسه...
بازم القصه
ای مردم عزیز! ای بهترین مردم دنیا! و ....
ماها یه عده دلسوخته اسلام اومدیم وسط میدون باری رو که هزار و چهار صد سال مونده بود رو زمین برداشتیم، برای اینکه امثال شماها برید بهشت حالشو ببرید، حالا این انصافه که ما را اینطور به باد انتقاد بگیرید ناشکری کنید.
بگم! بگم! تنها نوک سوزنی از خدماتمونو به اسلام،
باشه میگم،
ماها برا پولدارشدن شما یه سیستم بانکداری اسلامی درست کردیم، آقا بیست، تمام جهودا توش موندن و لنگ انداختن.
آقا این تیکه پارچه مشکیه بود صدها سال بعنوان حجاب رو سرتون مینداختین، همونکه رضاخان ملعون نتونست به ضرب و زور از سرتون جدا کنه، آقا کی مثل آب خوردن از سرتون برداشت، غیر از هنر و ید بیضاء ما بود.
حالا از فلسفه کارمون براتون بگیم که مدا فکر بد کنینا!
ماها دیدم سالانه باید میلیونها دلار زبون بسته برا خرید این پارچه ها بره به بلاد کفر، گفتیم که خوب این چه کاریه وقتی اسلام به ما اجازه داده با یه تیکه برگ خودمونو بپوشونیم، آقا مگه بیکاریم که میلیون میلیون پول بریزیم تو شیکم این چشم بادومیای کافر، تازشم فکر کردیم که اگر یه روزی ما رو تحریم پارچه ای کردن چه خاکی تو سرمون کنیم برای حفظ ناموس و حیای شما عزیزان.
ادامه دارد ...
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 01:50 ب.ظ
ادامه ناشناسه...
القصه
ما مشغول من و تویی شدیم به بهانه ادای تکلیف الهی، امثال علامه ها هم نشستند گوشه خونه و با خدای خودشون مشغول عشق و حال شدن!
حالا تو این بین مدام به مردم میگفتیم شور، شور انقلابی یادتون نره،آ باریک الله بگو مرگ بر فلانی، آ ماشاالله بگو درود بر فلانی.
خلاصه مردم بیچاره هم مشغول این حرف ها بودنو ماها شروع کردیم به، خلاصه آره دیگه همون تکلیفه،آره بابا همون حکومت اسلامیه. آقا نبودین ببینین چه خبر بود، از شدت دلسوزی برا اسلام و دین چه کردیم ماها! ها!
طلبه سطح یکمونو میگفتیم آیت الله، خیاط محلمونو که از بقیمون نمازخونتر بود گفتیم دمت گرم بابا، عنوان عارف بالله و بامراللهی هم برا تو، علامه ها تکفیر کردیم، کارفرا رو علامه کردیم، شاگرد و استاد کردیم، اوستا رو شاگرد کردیم، بالاخره لازم بود دیگه، الکی که نکردیم بابا.
اوه اوه اوه خداییش برای اعتلای اسلام چه خدماتی که نکردیم ماها! ها!

ادامه دارد...
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 01:38 ب.ظ
ادامه همون ناشناسه...
بعدش دیدیم که چرا بعضیا از جمله این علامه طباطبایه شور انقلابی ندارن و اصولا کلا بی حالند، آقا اینا اصلا فاز نمیدن. ااا چرا اینا عکس خدارو پاره میکننو با بعضی از حرف ها و نظرات آقای خمینی (به قول ما امام) مخالفند.
مردم حسابی وسط دعوا نرخ تعیین میکنین، عوض اینکه به مردم بگین شور انقلابی داشته باشین، دم از شعور انقلابی میزنین. برید بابا شماها این کاره نیستین. برین گوشه خونه هاتون همون فلسفتونو بلغور کنین. البته اینارو تو دلمون گفتیما. آخه وزن علمی و شخصیت بزرگ این دسته رو نمیشد خلاصه! آره!
این شد که اومدیم گفتیم جناب امثال علامه ها شماها که بالاخره سیاستو بیل میرید. شرایط رجل سیاسی هم که ندارین. یعنی نه اینکه عقلتون خدای ناکرده خوب کار نمی کنه، نه خداییش، ولی مثل ماها اهل شور انقلابی و میدان عمل نیستین، همش تو فلسفه و تفسیرو این چیزا یید، با این چیزها هم که نمیشه دلسوزه اسلام بود، اینا واسه تو مدرسه هاست. از همه بدتر آقای خمینی رو هم که امام نمیگین و بعضا در مقابل نظرات ایشون ان قلت میاین.
خب حالا احترامتون دست خودتون باشه و مثل بچه خوب تشریف ببرید کنج غربت منزل و هی فلسفه بخونید هی قرآن و حدیث تفسیر کنین.
و بالاخره ما هم ترک آسایش دنیا میکنیمو این بار سنگین تکلیف الهی ایجاد دولت اسلامی رو به دوش میکشیم، خوب بالاخره اسلام دلسوز میخواد دیگه، تکلیف الهیه دیگه، ما بر نداریم امثال شما معلم ها میخواین بر دارین، اجرمون مأجور انشاءالله

ادامه دارد ...
ح ج د آ
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 01:36 ب.ظ
سلام بر مرد یخی دوست عزیز
من پیرامون مطلب شما که فرمودید شاید عرب به رهبر امام بگوید از چند تن از دوستان خودم سوال پرسیدم و ایشان همگی گفتند به جز القابی که به برخی رهبرها مثل آقای خمینی دادند عرب رهبر خود را امام صدا نمیزند و همان از واژه قائد استفاده میکند و در برخی اوقات از واژه سید نیز استفاده میکند.
پاسخ مرد یخی : سلام
اگر اینطور است پس شهید ثانی‌ هم اشتباه کرده است. اما مهم این است که هیچ گاه استفاده از لقب امام از سوی او برا شهید اول بین شیعیان عمومیت نیافته است. یعنی سیره مذهب عدم استفاده بوده است ولو به صورت محدود برخی‌ از این سیره پیروی نکرده باشند.
ناشناس
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 01:08 ب.ظ
با سلام خدمت همه

از کجا آغاز کنم ...؟
حالا میریم جلو ببینیم خدا چی میخواد! یا علی!

یک روزی اومدیم به فخر عالم تشیع جناب علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه(صاحب المیزان را میگما)گفتیم که تو چرا درس فلسفه و حکمت میدی! ای کافر! برو گوشه خونت بشین ببینم. بعد از یک مدت دیدیم که خدا وکیلی تکفیر فلسفه خیلی ضایس و همه بمون میخندند، علامه را آوردیمو کلی بالا بردیمو خودمونو بهش چسبوندیمو ادعا کردیم چند صباحی از محضر ایشون تتلمذ کردیمو و بالاخره کلی ازین مو موها. حالا این جایی بود که خدایی اصلا نمیدونستیم فلسفه را با چه فه ای مینوسند. حالا!
بعد یه مدت شور انقلابی، از نوع پنجاه و هفتیش، ما را گرفتو شروع کردیم به مرگ بر فلانی و درود بر فلانی گفتنو خلاصه بذل و بخش عنوانو، امام گفتنو، صلوات فرستادنو از این کارا. کسی هم چیزی بمون نمیگفت که آقا این کار درست نیستو ما هم د برو جلو!
ادامه دارد...
احمد 1300
جمعه 12 اردیبهشت 1393 07:43 ب.ظ
ولی امر که بدتره توی قران ایه اولوالامر هست که شیعیان به اهل سنت میگن اولی الامر معصوم هستند ولی خودشون به یک غیر معصوم لقب ولی امر میدن
ح ج د آ
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 11:16 ب.ظ
سلام
البته متوجه نشدم فرق بین امام شمس الدین و امامنا چی هست!؟
ولی تا جایی که من مطالعه کردم در اینگونه کتب که البته بسیار هم ناچیز هست در اینکونه موارد علما واژه امامنا را نمی آورده اند و از عباراتی مانند قائدنا و استاذنا استفاده میکنند و برای پیشوا و رهبر از قائد استفاده میکنند.
باز هم از شما سپاسگذارم.
پاسخ مرد یخی : سلام
منظورم این بود که شاید در مکالمه روزمره زبان عربی‌، کلمه امام بدون این که ذهن به سمت لقب بودن برود در معنای عام استفاده می‌‌شود. شبیه کلمه رهبر در فارسی که به صورت جایگاه و لقب برای شخص اول مملکت استفاده می‌‌شود ولی‌ استعمال عادی هم دارد مثلا رهبر جریان اصلاحات یا جمله آقای خمینی در مورد شهید فهمیده. شهید ثانی‌ هم عرب بود و شاید از این جهت این کلمه را استفاده کرده است.
ح ج د آ
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 01:39 ق.ظ
ببخشید به علت زیادی مطلب مطلب را یکجا نفرستاد و در دو بخش ارسال کردم.
پاسخ مرد یخی : خواهش می‌‌کنم. استفاده کردم. همان طور که عرض شد، اگر تخصص فقهی‌ دارید خیلی‌ مایلم مطلبی فقهی‌-حدیثی در این مورد بنویسید و اگر قابل دانستید در همین جا منتشر شود.
ح ج د آ
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 01:38 ق.ظ

روزی یکی از اساتید بزرگ منطق در حوزه های طهران سر کلاس درس افاضه کرد من مقام امام خمینی را بالاتر از حضرت معصومه سلام الله علیها میدانم!!
واقعا این شخص احادیثی که بیان گر عدم کفو برای حضرت معصومه بوده را نخوانده؟!
واقعا به حدیث من زار قبر عمتی برخورد نکرده!؟
به حدیثی که بیان گر ترتب ثوابی مشابه ثواب زیارت امام رضا علیه سلام برای این بانوی بزرگ است برخورد نکرده؟!
مسلما برخورد کرده که او از علمای بزرگ بود ولی تمام این احادیث زیر سایه واژه امام محو شده بودند.
مطلب دیگری که به نظرم رسید بیان کنم پیرامون ایه است:
و الذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما
شما مطالب فوق ارزنده ای بیان کردید و بنده هم به احادیثی برخورد کردم که فکر کنم برای شما مفید میباشد:
در تفسیر فرات کوفی از امام صادق علیه السلام منقول است:
نحن هم اهل البت علیهم السلام
و در تفسیر نور الثقلین از ایشان نقل است:
ایانا عنی
و در تفسیر البرهان از ابن عباس آورده است:
نزلت فی علی ابن ابی طالب علیه السلام
البته بنده پیرامون این مطالب از فایل پی دی افی استفاده کردم که در فضای مجاز آن را یافتم و بعد از کتاب امام شناسی ج 18 از علامه طهرانی از این فایل استفاده شایانی بردم.
راستی سلطان الواعظین شیرازی در کتاب شبهای پیشاور هم پیرامون این موضوع با همین احادیث مخصوص امام واژه امام را به طور اطلاقی محصور در ایمه معصومین میداند.
از پراکندگی مطلب و از انشا ناشیانه خودم عذر خواهی میکنم.
ببخشید پاسخ شما را با تاخیر دادم متاسفانه زودتر فرصت نکردم
موفق باشید.



پاسخ مرد یخی : ممنون از اطلاعات. ظاهرش این است که در قران اکثر جاها که امام معنای مثبت دارد، منظور ائمه هستند ولو این که ظاهر نشان ندهد.
ح ج د آ
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 01:37 ق.ظ
سلام دوست عزیز
چند نکته ای به نظرم اومد عرض کنم که شاید مفید باشه:
اول اجازه بدید حرف شما رو به صورت کلی قبول کنم که فرموده بودید در شیعه سابقه نداشته لقب امام را به غیر معصوم دهند ولی خوب متاسفانه همانطور که عرض کردم بی سابقه هم نبوده.
عبارت شهید ثانی این است:
...من مصنفات شیخنا و امامناالمحقق...
(کتاب لمعه دمشقیه از تصنیفات شیخ ما و امام محقق ما(امام در اینجا صفت است نه مضاف))
و متاسفانه لفظ امام برای کاشف الغطا توسط خود ما همچنان استفاده میشود. (فعالیت های علمی و فرهنگی امام کاشف الغطا را سرچ کنید)
و متاسفانه امروزه به خیلی ها امام میگویند. سی دی تالیفات آقای خویی بیرون میاید و روی آن با عنوان امام الخویی و سی دی آقای روحانی بیرون میاید و با عنوان امام الروحانی مواجه میشویم!
واقعا چرا در طول تاریخ چه شیعه های عرب و چه عجم متوجه این معنی لغوی نبودند و به بحر العلوم ها و سید مرتضی ها و شیخ مفید ها امام نمیگفتند؟!!
و بحمد الله پس از مدتها نابغه هایی مانند آقای روحانی و .... پی به این معنی لغوی بردند!
و خیلی جالب است که ما گویی چشمان خودمان را بسته ایم و متوجه تاثیر لفظ در تبعیت از شخص نداریم!
همه ما در طول عمر خود از میان این همه دکتری که دیدیم شاید به اندازه ده نفر فرد وارد به کار و به حال مریض را ندیده ایم و ده ها برابر آن پزشکان حاذق افرادی را دیده ایم که به محض خروج از مطبشان فحش نثار آنها کرده ایم.ولی جالب است تا در خیابان یا جمعی به ما شخصی را دکتر معرفی میکنند نوع خاصی از احترام در ما برانگیخته میشود و برای حرف های او ارزش ویژه ای قایل میشویم! واقعا صحبت از یک معنی لغوی است؟!
چرا حتی در حوزه های علمیه کسی جرات ندارد به خود حتی اجازه فکر کردن در مورد کارهای آقای خمینی را بدهد و جدا آن را با آغوش باز میپذیرد؟
ممکن است این شخص در اعتقاد ظاهری بگوید ایشان معصوم نیستند ولی اگر کلام ایشان را در هر موضوعی بخواهی با کلام ایت الله یا حتی علامه دیگری بزنید با عدم قبول اشخاص مواجه میشود و این جسارت را ذنب لا یغفر میدانند!
ولی مطلب در مورد آقای خامنه ای اینگونه نیست و حریم نفد کردن به مراتب باز تر است.




پاسخ مرد یخی : سلام دوست عزیز

همین که نگفته "امام شمس الدین" موضوع را متفاوت می‌‌کند. دقت کنیم در عربی‌ امام یک معنای عام دارد و ممکن است عرب برای اشاره به پیشوا از این کلمه اشاره کند. یعنی ممکن است منظور شهید ثانی‌، این باشد: "پیشوای محقق ما" بدون این که معنای خاص امام مد نظر باشد.

این همین نکته‌ای است که ذکر شد. از نظر تاریخی امام خطاب شدن آقایان خویی، روحانی، صدر، حکیم بعد از امام خطاب شدن آقای خمینی آغاز شد و در نظرها هست که یکی‌ از نگرانی‌ها همین است که صد سال دیگر به همه مراجع امام بگویند.

بله باید حوزه و کلا اندیشه را از قید شخص پرستی‌ آزاد کرد (معصومین استثنا هستند اما خود آن هم به حکم عقل است چون عصمت آنها پذیرفته می‌‌شود). حالا جالب است که می‌‌بینید اشخاص راحت خود خداوند یا ائمه را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند اما به آقای خمینی که می‌‌رسد کار سخت تر می‌‌شود! یعنی‌ حساب کنید از عدالت خدا چه قدر راحت سوال می‌‌شود و شبهه حتی توسط طلاّب متدیّن وارد می‌‌شود اما عدالت آقای خمینی پیش فرض بالاتری است! البته آقای خمینی جز ۲-۳ نفر دوره معاصر است که در اندیشه بسیار قبول دارم و کاملا از اندیشه ایشان متاثرم، منظورم این است که اینها دلیل شخص پرستی‌ نمی‌‌شود.
ح ج د آ
دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 05:06 ق.ظ
سلام جناب مرد یخی
اول از همه اعتراف میکنم به این روحیه شما که وقتی به مطلب نویی برخورد میکنید با دلیل دنبال پذیرش هستید رشک میبرم.
غالب افراد من جمله خود بنده صرفا تابع جو و محیط غالب هستیم و فقط دلخوش به این هستیم که این ایت الله این مطلب را گفته و این ایت الله این را گفته و... انگار نه انگار ما انسانهایی هستیم دارای خرد و فهم و مورد خطاب شارع مقدس
دلیلی که گذرم به این سایت افتاد تحقیقی پیرامون این حدیث بود:
بحار ج 5 ص 104 نقل از تفسیر عیاشی
قال الصادق علیه السلام فی قول الله عزوجل (انی جاعلک للناس اماما) لو علم الله ان اسما افضل منه لسمانا به.
و وقتی به بحار رجوع کردم در کنار آن این حدیث از کتاب عیون الاخبار این حدیث را دیدم:
سمی الامام اماما لانه قدوة للناس منصوب من قبل الله تعال یذکره مفترض الطاعة من العباد
البته قبلا پیرامون اطلاق این لفظ بر غیر معصوم مطالعه کرده بودم(امام شناسی ج 18) ولی کار حدیثی این مطلب باعث شد مطالب جالبی را در وب شما ببینم.
و البته با دو نکته با شما مخالفم و آن اینکه وقتی با استعمال لفظی که در چنین جایگاهی هست ، جایگاه اصلی آن که امام معصوم است متزلزل میشود باز میتوان این را صرفا یک اولوت لفظی دانست؟!
و مطلب دیگر که مخالف شما هستم اینکه فرمودید در طول تاریخ علما از این لفظ استفاده نکرده اند ولی باید بگویم متاسفانه از این لفظ استفاده شده
به جناب کاشف الغطا این لقب از طرف مصری ها داده شد و متاسفانه ایشان سکوت نمودند و همچنین تا جایی که به خاطر دارم شهید ثانی در مقدمه لمعه شهید اول را به این لقب میخواند
راستی برایم از دوستان سوالی پیش آمد، چرا به ما در طول تاریخ شیعه امامیه میگفتند و اگر امام به معنی لغتی بود که همه فرق پیشوا داشتند پس معلوم میشود چه مخالفین و چه موافقین معنای خاصی را از امام میفهمیدند.
از سعه صدر و زحمات شما سپاسگذارم.
پاسخ مرد یخی : با سلام
از اظهار لطف شما سپاسگزارم.
۱. از احادیثی که ذکر کردید ممنون هستم. البته دقت شود بنده بحث فقهی‌ حرمت یا جواز انجام ندادم و صحبت از اولویت و بهتر بودن نمودم. هم چنین این که واضح کنم چرا شخصا گاهی استفاده نمی‌‌کنم. اما این حدیث مورد اشاره شما چنان چه صحیح هم باشد (البته فکر کنم، نقل‌های شیخ صدوق در فقه ولو اشکال سندی داشته باشد، به این راحتی‌ کنار گذشته نمی شود) صحبت از الهی بودن امام به عنوان لقب هم می‌‌کند و این مهم است و بنده قبلا نمی‌‌دانستم. اتفاقا یکی‌ از خوانندگان ادعا داشت چنین حدیثی وجود ندارد!

۲. نکته اول شما که یک موضع قوی تر از ادعای متن است و چون فقهی‌ است وارد اظهار نظر نمی‌‌شوم. اما این حدیثی که شما ذکر کردید جای فکر دارد و خوب است بررسی بیشتر انجام شود. یعنی‌ به قول شما اهمیت این بحث می‌‌تواند بالا تر از صرف یک اولویت لفظی باشد. اگر چیزی به ذهنتان می‌‌رسد خوشحال می‌‌شوم بگویید (ظاهرا تحصیلات حوزوی دارید). اگر متنی بنویسید که همین جا منتشر شود که بسیار بهتر.

۳. این که مصری‌ها به کسی‌ امام بگویند اهمیت ندارد، مهم این است که خود شیعیان از این لقب برای کاشف الغطا استفاده نمی‌‌کنند ولو این که دیگران استفاده کنند. در مورد شهید اول هم به شرح لعمه نگاه کردم. عربی‌ را خوب متوجه نمی‌‌شوم ولی‌ دوباره نگاه کنید. ظاهرا جایی‌ شهید ثانی‌ خودش از این لقب استفاده نکرده و از عبارت شیخ شمس الدین استفاده می‌‌کند. استفاده از امام در نقل‌هایی‌ است که از دیگران می‌‌آورد که دقیق مشخص نیست که آن نقل‌ها چه قدر دقیق است. برخی‌ منابع سنی است و برخی‌ اجازه نامه کتبی‌ برخی‌ بزرگان شیعه به شهید اول. اما باز دو نکته وجود دارد. یکی‌ این که باز شهید اول با لقب امام بین شیعیان خوانده نمی‌‌شود و شاید آن زمان در اجازه نامه‌ها چنین رسمی‌ بود (چون نگاه کنید برای سید مرتضی و ابن مطهر هم به کار رفته). دوم این که باز می‌‌توان گفت سیره عالب مذهب امام نخواندن غیر ۱۲ امام است. اما به ندرت برای دیگران به کار رفته ولی‌ همان هم هیچ گاه عمومیت پیدا نکرده است.

۴. این نکته که در مورد امامیه گفتید هم مهم است. یعنی‌ به قول شما دیگران هم متوجه بودند که منظور شیعیان از امام یک برداشت خاص است، طوری که آنها کلا با این برداشت از بقیه مسلمین شناخته می‌‌شوند. طوری که حتی از بقیه شاخه‌های تاریخ شیعه مثل زیدیه و اسماعیلیه متفاوت هستند. البته جالب است بدانید (شاید هم می‌‌دانید) بعد‌ها که کار شیعه بالا گرفت، مخالفین هم متوجه شدند که امامت بحث مهمی‌ است و باید در موردش موضع داشت و در کتب عقاید خود امامت را وارد کردند و حتی از امامت شیخین دفاع کردند. اخیرا هم دیدم یکی‌ از علمای سنی در کلام به خلیفه دوم می‌‌گوید امام عمر!

نسیم بهشت
سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 07:29 ب.ظ
بله
حق با شماست ظاهرا
نسیم بهشت
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 04:02 ب.ظ
سلام
خوشحالم که بعد یه مدت 2 تا وبلاگ پیدا کردم که ارزشش رو داره آرشیوش رو هم بخونم! شما و حنیف رو می گم.

اما راجع به این پست: در باره این قضیه به جای 124 بقره من بیشتر نگاه می کنم به آیه ی 5 قصص.
پاسخ مرد یخی : سلام
به تفاسیر شیعه مراجعه کنید. اتفاقا در آن آیه (5 قصص) هم منظور از ائمه، ۱۲ امام است و معنا عام مورد نظر نیست.
یکشنبه 24 فروردین 1393 08:36 ب.ظ
حقیر هم ادامه بحث را بی فایده می دانم و اگر می دانستم شما تخصصی در ادبیات ندارید اصلا نظر نمی دادم.از آن جایی که این بحث مربوط به ادبیات عرب می شود شما اصلا حق نظر دادن نداشتید(اشتباه آقای روحانی دلیل رد موضوعی که علما نسبت به آن تاکید دارند نمی شود وبقیه سخنان و به ظاهر ادله شما هم ناشی از عدم تخصص است،انسان یا باید متخصص باشد و نظر بدهد یا مقلد.امان از آن روزی که انسان در اموری که تخصصی ندارد نظر دهد!) خدا نگهدار
پاسخ مرد یخی : 1. شاید بنده درست منظور را منتقل نمی کنم. اشاره بنده در عدم تخصص مربوط به ادبیات عرب بنده نظری در این زمینه نداده ام که حق دادن آن را شما سلب کنید! بنده برای نظر دادن نیاز به اجازه یا تایید یک فرد مجهول نمی بینم و صد البته نه انتظار دارم کسی نظراتم را بخواند و نه حتی توصیه می کنم. خود خوانندگان انتخاب می کنند که مطالعه کنند یا نکنند.
2.اشاره در ادبیات عرب مربوط به امکان اسم دانسته شدن لقب در اثر کثرت استعمال بود که آن هم نظر خودم نبود ونظر فرد دیگری بود که در ادبیات عرب تخصص دارد و با توجه به تخصص ایشان و این که با وجود عدم تخصص به نظر بنده منطقی به نظر می رسید به آن اعتماد کردم (منظورم خارج بحث نحوی و با آشنایی حداقلی با مفهوم زبان است). نکته جالب هم اینجا بود که جنابعالی هم با وجود باطل دانستن آن نظر در ابتدا در ادامه نظر مشابه در مورد لقب رسول الله ارائه کردید.
3. سائر مباحث ربطی به ادبیات عرب نداشت و بنده استدلال کرده ام و هر خواننده با عقل خود در مورد صحیح یا غلط بودن آنها قضاوت خواهد کرد. جنابعالی هم نمایندگی از علما ندارید که بگویید آنها به چه چیز اصرار دارند و نظر خود را نظر علما قلمداد کنید. در همین بحث ها مشخص شد برخی علما حتی در مورد عبارت "امام خمینی" نه تنها اصرار ندارند بلکه مخالفند تا چه رسد به عبارت "امام خامنه ای". اصلا خود جنابعالی ابتدا نظر بنده را برگرفته از نظر علامه طهرانی دانستید که اجتهاد فقهی و تخصص ایشان در شاخه های مختلف علوم اسلامی بر کسی پوشیده نیست. به نظر بنده این نشان از ناهمگونی سخنان شما است که ابتدا نظری را را برگرفته از نظر یک عالم دینی در حد اجتهاد معرفی می کنید و در ادامه از نظر دادن ابراز پشیمانی می کنید چون همان کلام را که مشابه کلام یک متخصص دانسته بودید یک غیر متخصص گفته است. البته کسی شما را مجبور به نظر دادن نکرده بود. بنده هم این پاسخ ها را بیشتر برای خوانندگان احتمالی می نویسم.
4. بنده حتی یک عالم در حد اجتهاد ندیده ام که خودش از عبارت "امام خامنه ای" استفاده کند. البته ممکن است وجود داشته باشد و ندیدن بنده دلیل بر نبودن نیست ولی به نظرم مشخص است اکثر علما اگر موافق عبارت امام خامنه ای هم باشند، چنین تاکیدی ندارند و چنین نسبتی به علما گزاف است.
5. صرف نظر دادن نیاز به تخصص ندارد و خواننده با توجه به استدلال در مورد یک کلام قضاوت می کند. مگر خود شما فقط در تخصص دانشگاهی خود نظر می دهید؟ اصلا انظر لمن قال برای همین است که قول مستقل از قائل سنجیده شود و سنجش هم بر عهده خواننده است. این موضوع متخصص و مقلد هم در حوزه عمل و مربوط به عامل است و مربوط به اینجا نمی شود. آن هم از روی عقلانی بودن تقلید و حساسیت خروجی هنگام عمل است. جهت ختم کلام از روی تجربه عرض می کنم استفاده از حربه تجهیل آسان ترین راه جهت از اعتبار انداختن یک کلام با استفاده از زیر سوال بردن صلاحیت گوینده و ساکت کردن منتقدین است. اما این روش اگر در قرن 19 میلادی جواب می داد، با لوازم امروزی و امکان پژوهش دوره کنونی جواب نمی دهد. بنده به قدرت تشخیص عموم خوانندگان باور دارم و قضاوت نهایی را به ایشان وا می گذارم.
موفق باشید و خدانگهدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30