تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - سرگرمی


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

سرگرمی

نوشته شده توسط:مرد یخی
یکشنبه 27 بهمن 1392-04:41 ق.ظ

یکی از تفاوت های چشم گیری بین زندگی های غربی و ایران، اهمیت بالای سرگرمی و تفریح است. در دوران زندگی در سنگاپور و غرب دوستان غربی نزدیک تری داشته ام و این نکته را از نزدیک هم حس کرده ام. می خواهم کمی در مورد دلیل این نکته و مضرات نکاتی بگویم.
بیایید برگردیم دو نسل قبل در جامعه خودمان (و حداکثر 3-4 نسل قبل در جامعه غربی)، یعنی حدود 70-80 سال قبل. آن زمان ها اکثر کارها و مشاغل یدی بود. تکنولوژی خیلی پایین تر از امروز بود. در نتیجه مردان برای تامین مایحتاج خانواده مجبور به فعالیت جسمی سنگین روزانه بودند. کارهای این گونه مانند کشاورزی، بنایی، یا دامداری خیلی خسته کننده و وقت گیر هستند. در مقابل زنان هم خیلی در فشار جسمی بالاتر بودند. کسی از کنترل جمعیت چیزی نمی دانست و آمار زاد و ولد بالا بود. یک زن به صورت متوسط 5-6 بچه به دنیا می آورد و خیلی خانه ها 7-8 بچه داشتند. از ماشین لباس شویی، ظرفشویی، پوشک بچه یا نانوایی خبری نبود. برای همین زنان هم از نظر زمانی در حد مردان در حال فعالیت فیزیکی بودند. پخت و پز غذا و نان (حتی آسیاب گندم!) و شست و شوی ظرف و لباس 7-8 نفر و نگهداری از کودکان با امکانات آن روز خیلی وقت گیر بود. بماند که در خیلی موارد خانم ها مجبور بودند که برای گذران زندگی یک کار جانبی مانند فرشبافی هم انجام دهند یا به مردان در کشاورزی هم کمک کنند (بماند که حق و حقوق مالی هم در قبال این همه فعالیت دریافت نمی کردند و مردان دست رنجشان را مصادره می کردند!). اکثر افراد صبح زود و قبل از طلوع آفتاب از خواب برمی خاستند و همین کارهای فیزیکی تا ساعت 5-6 عصر وقت می گرفت. بعدش هم که آن قدر خسته بودند که نای کاری نمی ماند و حداکثر شب نشینی کوتاه در ابتدای شب وجود داشت. اگر هم می خواستند از برق هم خبری نبود و بعد از غروب خورشید امکان کارهای دیگر نبود و می خوابیدند تا روز بعد از نو آغاز کنند. این ها مطالبی است که از اکثر افراد در این محدود سنی بپرسید تایید خواهند کرد. برای همین هم افراد دو نسل قبل اکثر در سنین پیری دچار کمرد درد و پادرد هستند، چون چند ده سال به سختی کار کرده اند. تصورات از زندگی هم خیلی ساده بود. مگر این همه کار وقتی برای فکر کردن هم می گذاشت؟ اکثر انسان تصور ساده ای از دنیا داشتند که یکی از نتایجش باورهای مذهبی بود. انسان که نتواند جواب سوالی را بدهد، راحت ترین کار نسبت دادن آن به خداوند و امور غیبی است. چقدر خوشحالم که در آن دوره به دنیا نیامدم! یعنی اگر 200 سال پیش به دنیا آمده بودم، چقدر مجال فکر کردم داشتم؟ آسایش و راحتی که دیگر هیچ! البته یک قشر خیلی قلیل مانند برخی علما، خوانین و تجار، و مسئولین مملکتی وجود داشتند اما در مقایسه با اکثریت استثنا بودند.
این وضع تقریبا همه جوامع انسانی پایدار نماند و از زمانی به بعد عمدتا به خاطر رشد تکنولوژی زیر و رو شد. خیلی کارها تخصصی شدند و کارهایی قبلا توسط خود افراد باید انجام می گرفت دیگر توسط متخصص تر انجام می گرفت. برای انجام برخی کارهای روز مره هم اسباب جدید مانند ماشین لباسشویی و چرخ گوشت و... ساخته شد. شغل هایی ایجاد شد که دیگر ماهیت فیزیکی نداشتند و تازه درآمد خیلی بالاتر داشتند. این شغل ها نیاز به آموزش داشتند و برای همین کار دانشگاه ها از نظر مالی با صرفه شدند و دولت ها به دنبال آموزش جامعه خود بودند تا بهره خودشان هم بیشتر شود. پدیده تحصیل باعث شد که بسیاری افراد بتوانند طبقه مالی خود را بشکنند و رشد کنند. نگاه کنید خیلی از پزشکان، مهندسان، سرای کشوری، معلمان، اساتید دانشگاه و ... اگر به دو-سه نسل قبلشان برگردیم، اجدادشان از طبقه فرودست جامعه بوده اند. در حالی که در گذشته شکستن طبقه مالی خیلی سخت بود و اکثر افراد همان شغل پدر را دنبال می کردند. اگر هم فردی مانند قائم مقام فراهانی (فرزند آشپز) وجود داشت، اسمش در تاریخ ماندگار می شد. در حالی که همین امروز مثلا آقایان احمدی نژاد (آهنگرزاده روستایی) یا توفیق موسیوند (کشاورز زاده روستایی) مانند قائم مقام با نسل قبل خود خیلی فاصله دارند ولی آن قدر زیاد داریم که دیگر خیلی غیر عادی به نظر نمی رسد. این افراد طبقه متوسط شهری را به وجود آوردند که در اکثر جوامع رو به توسعه و توسعه یافته تبدیل به اکثریت جامعه شده اند.
یکی از نتایج خیلی مهم این تغییر سبک زندگی، افزایش شدید اوقات فراغت طبقه متوسط شهری بود. دیگر چه مردان و چه زنان، لازم نبود مانند گذشته کار کنند. خیلی کارها مانند گذشته از نظر جسمی خسته نبودند و برای گذران زندگی، هشت ساعت کار، آن هم پنج روز در هفته کافی بود. تعداد فرزندان هم خیلی کمتر شد. وجود برق هم باعث شد که شب با روز خیلی تفاوتی نداشته باشد. در نتیجه اکثر افراد روزانه 5-6 ساعت اوقات فراغت پیدا کردند. رشد اقتصادی هم باعث شد که این افراد پس از کاستن هزینه های حیاتی مانند مسکن و خوراک و پوشاک، اضافه درآمد داشته باشند و همین جا بود که صنعت سرگرم کردن مردم در اشکال مختلف رونق گرفت. همین زمان ها بود که سینما، موسیقی و ورزش جهت سرگرمی تبدیل به یک صنعت های خیلی بزرگ شدند. ستاره های ورزشی، موسیقی و سینمایی ظهور کردند و در صدر افراد محبوب جامعه قرار گرفتند. خلاصه این که در جوامع توسعه یافته مانند آمریکا، کانادا یا اروپای غربی سرگرمی در صدر کارهای انسان ها قرار گرفت. تکنولوژی ها و افرادی محبوب می شوند که بتوانند مردم را سرگرم کند. امروزه اکثر غربی ها هفته ای چهل ساعت کار می کنند. اکثریت جمعیت بعد از کاستن هزنیه مسکن و خوراک و پوشاک، اضافه درآمد دارند و آخر هفته و بعد از کار دنبال سرگرم کردن خود هستند. بهترین راه پول دار شدن هم ایده هایی است که مردم را سرگرم کند. پلی استیش، یوتیوب یا سایت های اشتراک گذاشتن داده دقیقا به این خاطر از نظر اقتصادی خیلی پربازده بودند. یا امروزه در آمریکا بین دانشجویان کارشناسی، اپلیکیشن نوشتن تبدیل به وسیله ای شده است که بسیاری رویای پول دار شدن را در آن جستجو می کنند و برخی هم واقعا به این رویا می رسند.
این ها اتفاقاتی بود که در غرب رخ داد و ظاهرش این است که در کشور ما هم کم کم در حال رخ دادن است و برای بسیاری رخ داده است. اما یک نتیجه خیلی بد این اتفاقات غافل شدن انسان است. انسان غربی امروز دیگر خیلی دین برایش مهم نیست. آن قدر سرگرم اینترنت، فیسبوک، سینما، کلاب شبانه و مسابقات ورزشی است که دیگری وقتی برای فکر کردن به دین یا مرگ ندارد. عمرش صرف کار کردن و تفریح برای سرگرمی می شود. در فکر این است که چه کار کند که بیشترین لذت را ببرد (که لزوما لذت جنسی یا جسمی نیست و شامل لذت های نرم هم می شود. مثلا بازی های کامپیوتری برای خیلی ها بسیار لذت بخش هستند). حتی فرصت فکر کردن به مسائل مهم این جهان را هم ندارد. این درد را باید کجا برد که صفحه فیسبوک چامسکی کمتر از 900 هزار لایک دارد ولی صفحه فیسبوک گلشیفته فراهانی بیش از 1.5 ملیون لایک دارد. صفحه جاستین بببر یا جنیفر لاورنس که کلا فراموش کنید! (به ترتیب 67 و 57 ملیون لایک) انسان ها دیگر خیلی به تغییر خود، کشور یا جهان فکر نمی کنند و دغدغه آخرت هم ندارند.
 دولت ها و قدرتمندان هم ناراضی نیستند چون کنترل چنین مردمی خیلی راحت تر است. بررسی کنید می بینید که برخی عملیات نظامی اسرائیل همزمان با مسابقات المپیک انجام شده است تا از مشغول بودن دنیا به بازی بهره ببرند. مردمی که فکر نکنند، اگر منافع محسوس خودشان مورد خطر قرار نگیرد به رفتار غلط دولت ها اعتراضی نخواهند کرد. فکر می کنید چرا به همین راحتی بوش توانست به خاورمیانه لشکر بکشد؟ امری که خود آمریکایی ها امروز معترف به اشتباه بودن آن هستند. تازه اگر دولت ها بخواهند جلو سرگرمی مردم را بگیرند، کارشان دشوارتر می شود. فکر کنید اکنون در ایران  محدودیت هایی بر حجاب، انواع موسیقی و گروهای مربوط به آن، کلاب های شبانه، سینمای بدون هیچ چهارچوب وجود نداشت. آیا برای دولت ایران کنترل جامعه خیلی ساده تر نبود؟ این دموکراسی که خیلی ها در ایران دنبالش هستند، بخش خوبی به خاطر این محدودیت ها است. نشانش هم این است که قشر طرفدار اصلاحطلبان به صورت میانگین کمتر مذهبی هستند و لذا این محدودیت ها را دوست ندارد و سراغ سیاسیونی می روند که به محدودیت کمتر قائل باشند.
این ها را گفتم که بگویم خود ما هم اگر پیشرفت اقتصادی کنیم به این شرایط بر می خوریم. باید فکر کرد که با وقت های خالی چه کار کرد. این موضوع به صورت شخصی پس از آمدن به غرب برای خودم برجسته شده است. البته تحصیل امر وقت گیری است ولی وقتی خود را با دوستانم که در ایران مانده اند مقایسه می کنم، اوقات فراغتی بیشتری دارم. چون اکثرا مجبور هستند برای گذر زندگانی خیلی ساده هم در کنار تحصیل کار هم کنند. در نهایت هم روزی تحصیل رسمی به پایان می رسد. شاید برای عده قلیلی بشود مطالعه را پیشنهاد داد ولی مگر چقدر جامعه علاقمند به مطالعه هستند؟ تصور کنید که به طرفداران گلشیفته فراهانی بگویید که به جای دیدن فیلم های همراه با برهنگی او، کتاب های علمی و مذهبی مفید بخوانید! چند درصدشان قبول خواهند کرد؟ و آیا نتیجه ای جز مسخره شدن خودتان خواهد داشت؟
و اصلا خود مطالعه صرف لزوما چقدر مفید است؟ بخش مهمی از تعریف سبک زندگی اسلامی، فکر کردن به نحوه پر کردن اوقات فراغت است. یافتن معادل هایی برای سینما، ورزش به صورت تفریح (یعنی تماشا و دنبال کردن مسابقات و نه خود ورزش جهت سلامتی)، موسیقی کار آسانی نیست. اگر یافته نشود هم نمی توان انتظار سرنوشت متفاوت با غرب داشت. یعنی بعد از مدتی که اقتصاد رشد کرد و مردم آسایش پیدا کردند، سراغ سرگرمی می روند و بعد راه غرب که نتیجه اش بی تفاوتی و غفلت است!
برای همین باید ابتدا برای خود این موضوع را حل کنیم. هر فردی باید برای شخص خود برنامه ای داشته باشد. اگر برنامه نباشد، خود به خود انسان به سمت مسائل بی فایده کشیده می شود. مثلا خیلی می بینم که دانشجوها در اینجا زمانی را صرف دیدن کلیپ های یوتیوب می کنند
(البته خودم هم دچار می شوم). افراد متعددی هم در یوتیوب هستند که اصلا شغلشان تولید کلیپ های سرگرم کننده است.
 بعد از حل این نکته تازه به آنجا می رسیم که برای جامعه چه باید کرد؟ مسلما نمی توان انتظار داشت همه انسان ها بتوانند خود به تنهایی اوقات فراغت خود را با امور مفید پر کنند. این ها اموری است که باید به آنها فکر شود.
انسان مسلمان در اوقات فراغت چه کار باید کند؟ چگونه می شود برای آخرت ذخیره بیشتر جمع کرد؟ آیا اموری مانند سینما و موسیقی جایگزین های بهتر دارند؟
پ.ن.0:

آدرس گوگل پلاس و فیسبوک وبلاگ برای ارتباط بیشتر:

https://www.facebook.com/icemancomments

https://plus.google.com/+%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AE/posts

پ.ن.1: در وبلاگ کمتر می نویسم چون هم کمی بار امور تحصیلی سنگین تر شده و هم این که برخی مطالب را در پلاس می گذارم.
پ.ن.2: شاید در اخبار شنیده باشید که شمال شرق آمریکا امسال دچار طوفان های موضعی است و روزهایی هوا خیلی سرد می شود. چند روز پیش در جلسه ای داشتیم در مورد برف صحبت می کردیم. یک دانشجوی دکترای متاهل خانم می گفت خیلی از برف بدش می آید. گفتم: برای چه؟ گفت: برای این که مجبور است کلی پارو کند. چون طبق قانون باید محوطه خانه را پارو کنند؟ گفتم: برای چه تو پارو می کنی؟ گفت: خب، چه کسی پارو کند؟ گفتم: پس شوهرت چه کاره است؟  از دهنم پرید و گفتم: شوهرت باید خجالت بکشد.
چیزی نگفت! این هم عاقبت حقوق مساوی زن و مرد در غرب!
پ.ن.3: در گروه مان یک دانشجوی چینی وجود دارد. کمی قبل سال نو چینی بود. یکی از نکات جالبی که می گفت این است که در سال چینی هفته وجود ندارد! و در گذشته چینی ها برای هر روز ماه یک اسم داشته اند (شبیه سال شمسی باستانی). ظاهرا هفته توسط ادیان ابراهیمی بوجود آمده است و در فرهنگ های دیگر نبوده است.
پ.ن.4: یکی از امور خیلی غم انگیز این است که مطالبی که در بالا ذکر شد فقط مربوط به قشر متوسط شهری در کشورهای رو به توسعه است. هنوز هم اکثر مردم جهان در فقر هستند و در جوامع مرفه هم فقیر وجود دارد. یکی از نکاتی که رویش برای پر کردن اوقات فراغت می شود فکر کرد، تلاش در انجام امور خیریه جهت حل مشکلات چنین افرادی است. البته باز این هم جواب نهایی نیست. چون بالاخره ما معتقدیم در روزگار ظهور، چنین افرادی یا وجود ندارند یا خیلی محدود هستند. به نظر شما مردم آن دوران در اوقات فراغت چه کار خواهند کرد؟


تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 27 بهمن 1392 06:31 ق.ظ

چهارشنبه 27 فروردین 1393 12:14 ب.ظ
به نظر من انسان بهد از ظهور به دلیل این که مرژ های جغرافیایی احتمالا از بین خواهد رفت در اثر ازدواج های بین نژادی انسان ها بسیار باهوشتر از انسانهای امروز میشوند وبیشتر دنبال تحصیل ودانش میروند در نتیجه احتمالا بیشتر اوقات فراقت خود را صرف مطالعه میکنند البته این نظریه که دورگه ها با هوشترند نظر خودمه شاید درست نباشه
حنیف
دوشنبه 5 اسفند 1392 06:40 ق.ظ
سلام
اتفاقا مدتی بود به سرگرمی فکر می کردم و همین سوالی که آخر متن پرسیدی. شاید بشه گفت عبادت جای سرگرمی و مراسمات مذهبی در زندگی انسان دینی خواهد بود. خودت یا آدم های مذهبی که تو آمریکا هستین چه می کنین وقت فراغت؟
پاسخ مرد یخی : سلام
فکر کنم اکثر آدم‌ها اعم از مذهبی‌ و غیر مذهبی‌ جو رو دنبال می‌‌کنند. اما خوب مذهبی‌‌ها قاعدتا از اعمال حرام مثل شرکت در کلاب شبانه یا نوشیدن الکل پرهیز دارند. ولی‌ غیر این موارد شبیه بقیه هستند: فیسبوک، یوتیوب، ایکسباکس و بازی‌های کامپیوتری ربط زیادی به مذهب ندارد. بیشتر مذهبی‌‌ها برخی‌ مراسم مذهبی‌ هفتگی را اضافه می‌‌کنند و بخش محدود تری مقداری مطالعه هم دارند.
37
یکشنبه 27 بهمن 1392 11:27 ب.ظ
ادامه:
مشکل اینجاست, آبشخور انسان تشنه مدرن بی خدایی است وگرنه همه شان خداباورند!
مطمئنا این عصر ,عصر بیداری است اگر انسان تنبلی را واگذارد. این انسان به دنبال خداست ولی خدا را در حد,healer Jesus,power of words ,ومسکن مقطعی به خوردش داده اند! مسلما اگر جبهه حق برای باز شدن راه آب بکوشد ,تشنگان بسیاری وجود دارند!
جمهوری اسلامی هم غنیمتی است شکرخدا... مردمش در عین درد و غفلت رضای خدارا طلب میکنند...اینکه ته سرگرمی غفلت است حتی اگر در ایران باشد, اگه فردی نگاه کنیم به فرد بستگی دارد, اگه اجتماعی نگاه کنیم ,نظرم اینه که باید کانالیزه بشه ,یعنی بیداری آفرین باشه ,مثلا این جمله امام خمینی: ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم راه را روشن کرده و گفته های مراجع عظام...اینکه ایران چقدر تونسته سرگرمی مطلوب تولید کنه و یا جایگزینی داشته باید عمیقا بررسی بشه ,اما در ساحت نظر بنظرم سرگرمی و غفلت تلازمی ندارن!
دوران ظهور هم که اوج آگاهی است, بعید است سرگرمی به بسط"غفلت" ختم شود...
پاسخ مرد یخی : سلام
آن چه که بنده مشاهده می‌‌کنم ذکر شد، ممکن است تجربه شما متفاوت باشد. فکر می‌‌کنم خیلی‌ قابل کتمان نباشد که میزان ایمان و تدین متوسط انسان‌ها نسبت به مثلا ۲۰۰ سال پیش کاهش یافته است. در این که انسان توجه به مبدأ دارد حرفی‌ نیست ولی‌ غفلت می‌‌تواند میزان آن را به شدت کاهش دهد. مسائلی‌ مانند دین داری و غفلت صفر و یکی‌ نیستند و شدت دارند. در قرآن هم داریم انسان وقتی‌ احساس بی‌ نیازی کند، طغیان می‌‌کند و این در غرب به وضوح قابل دیدن است. طغیان می‌‌تواند در مقابل خلق هم باشد. خلاصه آمیزه‌ای از طغیان و غفلت باعث کمرنگ شدن توجه به خداوند و دنیا محوری افراطی در غرب شده است اگر چه هنوز دین در غرب بی‌ رمق حضور دارد و امیدوارم در آینده اوضاع تغییر کند.
37
یکشنبه 27 بهمن 1392 11:22 ب.ظ
سلام
چه جالب ! همین چند ساعت پیش داشتم به سرگرمی و غفلت و تکنولوژی و ... فکر میکردم.
قدم زدن در عصر ماشین و فیلم و موسیقی به غفلت ختم نمیشه لزوما! بهر حال جهان, جهان تکثر است و غفلت! اما هستند کسانی که سرگرمی شان تذکر است ! مسلما همه نمیتوانند مثل این قشر رفتار کنند ولی چه میشود کرد?!
من با قسمتی که فرمودید زندگی غربی و پیشرفته و مصرفی غفلت زده است... مخالفم.همین انسان غربی به خدا نیاز دارد و این نیاز را اظهار میکند ,به هر صورت ممکن و با هر خدایی!! میدانید که خداباوری در جوامع پیشرفته و بعضا غربی در حال افزایش است با اینکه رفاه ,امکانات و زندگی مادی بهتری فراهم است... منظورم روح غفلت زده انسان است ,همه حتی انسان مدرن هم خود را محتاج میبیند ..., اتفاقا بر خلاف نظر شما ,بنده معتقدم همین عصر و همین غفلت باعث بیداری انسان شده است!
امیرحسین
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:35 ق.ظ
سلام. با قسمت اول صحبتهاتون موافق نیستم. مردم قدیم زندگی های زیباتری داشتند. مستند home رو تماشا کنید. امروز هوا الوده تر فقر بیشتر تفاوت طبقاتی بیشتر. از سرگرمی صحبت کردید. این سرگرمی هایی که فرمودید همان امور لغو و لعب در قرآن است. البته اگر به گناه الوده نشده باشد. زندگی قرن 21 زندگی لغو و لعب است. زندگی ای که فقط دنیا در ان مهم است. زندگی ای که دیگر مانند زمان موسی یک قارون ندارد. هزاران قارون دارد. اما دیگر از موسی و معجزه هایش خبری نیست. چون این مردم بیشتر از مردم قدیم میتوانند فکر کنند اما نمیکنند. این تکنولوژی ها میتوانند خیلی در امور اخروی کمک کنند. یک فیلمی مثل مختار یا یک نرم افزاری که تمامی تفاسیر قرآن را با هم داشته باشد. اما افسوس زندگی قدیم بهتر بود
پاسخ مرد یخی : سلام
اینجا خیلی‌ نمی‌‌شود حرف کلی‌ زد و نظرات متفاوت است. شما ممکن است زندگی‌ مثلا مردم صد سال پیش را ترجیح دهید ولی‌ بنده خدا را شکر می‌‌کنم که آن دوران سپری شد و زندگی‌ عصر خود را ترجیح می‌‌دهم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر