تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - درسی از ملحد


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

درسی از ملحد

نوشته شده توسط:مرد یخی
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393-02:37 ب.ظ

خاطره اول: سال 2011 تورنتو
بعضی وقت ها یک مطلب شاید خیلی عادی باشد ولی شنیدن آن از فردی تاثیرگذار است. سال 2011 بود که در گردهمایی مسلمانان کانادایی شرکت داشتم. یکی از سخنران ها نامش حمزه یوسف بود که خودش مسیحی زاده بود و بعد مسلمان شده بود. یک سخنرانی داشت که در آن به موضوع عدالت پرداخته شد. خیلی با احساس و هیجان صحبت می کرد و کلا هم سخنران قهاری است. توضیح می داد که دنیای امروز، پر از بی عدالتی است و بخش کوچکی از انسان ها بواسطه دسترنج گروه بزرگی از انسان ها زندگی راحتی دارند. چون بسیاری از کالاهای تولید شده در غرب بواسطه نیروی کار ارزان در کشورهای دیگر تولید می شود. شرکت های بزرگ در کشورهای دیگر که قانون کار درست ندارند، با بیگاری از مردم آن کشور، کالاها را ارزان تهیه می کنند. پس به افرادی که در کشور مرفه زندگی می کنند، اجناس ارزان و در نتیجه زندگی راحت ترشان به قیمت بیگاری و ارزان خریده شدن نیروی کار کشورهای فقیر است. وسط یک مثال زد:

در دنیای امروز 70% کاکائوی دنیا در اثر کار کودکان (child labor) به عمل می آید. یعنی کودکانی که 5-15 سال سن دارند، به جای مدرسه رفتن هر روز 10 ساعت در مزارع کشت کاکائو کار می کنند و در قبالش مزدی که می گیرند فقط در حدی است که تغذیه ای داشته باشند. آن هم نه تغذیه کافی. اغلب دچار سو تغذیه هم هستند. پس هر وقت که یک تکه شکلات می خورید و از آب شدن شکلات در دهانتان لذت می برید، حواستان باشد که شیرینی کامتان حاصل رنج کشیدن یک کودک است.

نمی دانم چرا با این که از این حرف ها زیاد گفته می شود و واقعیت های  دیگر مشابه با آن را می دانم، ولی این سخن خیلی برایم اثرگذار بود. از آن روز به بعد تا جایی که یادم هست دیگر شکلات نخریدم یا اگر خریده باشم خیلی محدود بوده است و حواسم نبوده است. مصرف شکلات هم محدود بود به میهمانی هایی که دیگران خریده باشند یا تعارف کنند. دست خودم نیست، خیلی وقت ها که شکلات می بینم یا اکثر وقت هایی که شکلات می خورم بغضم می گیرد و تصاویر کودکان آفریقایی جلو چشمم می آید:


می کنند!











در ذهنم آنها را با برادر کوچکم مقایسه می کنم. کودکی که هر روز که از خواب بیدار می شود، چند انتخاب برای صبحانه دارد و بعد هم به مدرسه رسانده می شود و در مدرسه تغذیه دارند. در مقابل اینها کودکانی هستند که از زندگی سهمشان بیش از بردگی نیست. صبح که از خواب بیدار می شوند بدون صبحانه کافی راهی بیگاری می شوند و اگر خوب کار نکنند، تو سری می خورند. به احتمال زیاد هم شانسی برای زندگی بهتر نخواهند داشت. احتمال بالا بینشان کودکان مسلمان هم وجود دارد چون بیشتر شکلات دنیا در کشورهای مرکز آفریقا عمل می آید که 30-40% افراد مسلمان هستند. اگر امکان تحصیل از انسان ها گرفته شود، شکستن زنجیر فقر در نسل ها خیلی سخت است. در عین حال دسترنج آنها باعث احساس لذت دیگران از خوردن شکلات می شود.

خاطره دوم: سال 2014، آمریکا

در حال گفتگو با ماریا هستم.
ماریا اهل فنلاند است و اکنون پست داک است. یک بار بهم گفت که ملحد و خداناباور Atheist است. از نکات جالب این است که هشت سال است با همسرش که او هم پست داک است، ازدواج کرده است ولی در این هشت سال فقط 2-3 سال کنار هم بوده اند و بقیه مدت محل کار و تحصیل شان جدا بوده است. البته ظاهرا بین غربی ها این موضوع خیلی هم نادر نیست و زن و شوهرهای زیادی هستند که محل کارشان از هم دور است.
یکی از نکات جالبی که در گفتگو با افراد اهل اسکاندیناوی دیده ام، این است که گرایشات سوسیالیتی دارند. این که می بینیم در کشورهایی مثل سوئد، تفاوت اداره جامعه با آمریکا وجود دارد، بخش بزرگی به خاطر دید جامعه نیز است. در کشورهای سوسیالیستی اسکاندیناوی نرخ مالیات خیلی بالا است و در عوض دولت با زیاد گرفتن مالیات از ثروتمندان، سعی در بازپخش ثروت در جامعه دارد. بر خلاف اکثر کشورهای غربی، دانشگاه ها بدون شهریه، بیمه درمانی رایگان و بیمه بیکاری در کشورهای اسکاندیناوی وجود دارد. ضریب جینی هم خیلی پایین است و افراد میلیاردر مثل آمریکا در این کشورها وجود ندارد. در کنارش آدم های خیلی فقیر هم وجود دارد. این را گفتم که بدانیم فقط یک روش برای اداره جامعه وجود ندارد. به خصوص با توجه به برخی افراد در تیم اقتصادی دولت فعلی که در راست گرا بودن، دست میلتون فریدمن را از پشت بسته اند! اما گفتگو با ماریا در مورد عدالت اقتصادی بود:

مرد یخی: از یک چیز آمریکا اصلا خوشم نمی آید. مردم رقت انگیز به خصوص در میان سیاه پوستان زیاد وجود دارد. برایم عجیب است کشوری که این قدر ثروت در آن تولید می شود، چرا این قدر آدم فقیر زیاد دارد.
ماریا: من هم از این موضوع راضی نیستم. برای همین هم نمی خواهم بچه دار شدیم، بچه مان اینجا بزرگ شود. کیفیت مدارس خیلی با هم فرق دارد و اکثر مدارس خوب باید پولدار باشی. در مدارس دیگر هم امکان انحراف زیاد است.


مرد یخی: خیلی جالب است که این نابرابری در آمریکا در حال زیاد شدن است. مثلا 1 درصد ثروتمند بالای جامعه آمریکا 40% ثروت جامعه را در دست دارند. 15% درصد بالای جامعه 90% (یعنی 1% بالا به علاوه 14% بعدی بالا) ثروت جامعه را در دست دارند. و 85% ما بقی فقط 10% ثروت را در دست دارند. خیلی نابرابری عظیمی است.
ماریا: متاسفانه به خاطر سیاست مالیاتی آمریکا است. تنها راه مبارزه با این کار مالیات پشرونده است. یعنی باید با افزایش درآمد مالیات را به نسبت زیاد کنند تا با کمک آن بتوان قشر پایین را بالا کشید. در فنلاند همین طور است. نتیجه اش این است که توزیع ثروت خیلی متعادل است. ما آدم های ثروتمند در حد ملیونر داریم ولی خیلی ثروتمند نداریم. از سویی فقیر مانند آمریکا هم نداریم.

مرد یخی: این حتی برای جامعه هم بهتر است. چون نگاه کنی، در بین سیاه پوست های آمریکایی هنوز بعد از 160-170 سال الغا برده داری یک شکاف ثروت نژاد وجود دارد. دلیلش این است که قشر فقیر خودش نمی تواند زنجیره فقر را بشکند و باید به آنها کمک کرد. مشکل بزرگ در فقر بیش از فقر اقتصادی، فقر فرهنگی است. یعنی فرد نمی داند چه کار کند که حدالقل نسل بعدی رشد کند. اگر دولت کمک نکند، این قشر پیشرفت نمی کند. و عملا هم در آمریکا به نسبت جمعیت آمار خلاف کاری بین سیاه پوستان بالاتر است. مسلما این مربوط به نژاد آنها نیست. بلکه فقر فرهنگی است که در اثر برده داری به آنها ارث رسیده است. اما خلاف کاری آنها دودش به چشم جامعه هم می رود. یعنی به نفع جامعه است که قشر فقیر رشد کند.
ماریا: مشکل اینجاست که در آمریکا سیاستمداران اکثرا دید سوسیالیستی ندارند. به شدت جامعه دید کاپیتالیستی دارد و اراده ای در تغییر موضوع نیست. در سی سال گذشته وضع 1% ثروتمند بهتر شده است و ثروت آنها 400 برابر شده است اما مردم عادی فقط 15 برابر!

مرد یخی: حالا نکته جالب اینجاست این وضع جامعه آمریکا، قابل تعمیم به جهان است. یعنی در مقیاس جهانی وضع چند کشور خاص در طول زمان خیلی خوب شده است ولی هم زمان تعداد زیادی کشور فقیر با فاصله زیاد داریم. نظام اداره جهان، به صورت برنامه ریزی شده ثروت های دنیا را در نقاط خاصی جمع می کند. می دانستی که 70% کاکائوی دنیا توسط کار کودکان تهیه می شود؟ یعنی هر وقت ما شکلات می خوریم به قیمت دسترنج آنهاست.
ماریا: بله می دانم. اما می توان با این وضعیت مبارزه کرد. مثلا من خودم همیشه شکلات تولید شرکت های را می خرم که از کار کودکان استفاده نمی کنند. کمی گران تر است ولی تا ما مصرف کننده ها خودمان را تغییر ندهیم کمپانی ها خودشان را عوض نمی کنند. آنها فقط به فکر پول و سود بیشتر هستند. فقط اگر ببینند منافعشان در خطر است رفتار خود را تغییر می دهند. ما مصرف کننده ها باید موقع مصرف با در نظر گرفتن اخلاق مصرف کنیم.

مرد یخی: چه فکر جالبی. اصلا به ذهنم نرسیده بود که چنین کاری هم می شود کرد.

با ماریا صحبت های دیگری هم کرده ایم که شاید در موردش بعدا بنویسم. اما آن روز از ماریا درس گرفتم. بغض کردن یا شکلات نخوردن، برای آن کودکان آفریقایی چیزی را تغییر نمی دهد. در همین حد است که انسان مسئولیت را از خودش رفع کند. مبارزه عملی همین است که منافع این گونه شرکت ها به خطر بیفتد. هویت آنها معلوم شود و بی آبرویشان کرد. مصرف کنندها را آگاه کرد تا با توجه به اخلاق خرید کنند. اگر روزی این کار همه گیر شود، خیلی چیزها در دنیا عوض می شود. آن روز است که اسرائیل به این راحتی هر کاری نخواهد کرد. البته کار آسانی نیست اما از خمودگی خیلی بهتر است. از سوی دیگر می شود دید که انسان ممکن است ملحد باشد ولی در یک موضوع خاص از خیلی متدین ها اخلاقی تر رفتار کند. این که وضعیت نهایی این فرد چیست، قضاوتش با خداوند و لازم نیست ما خود را قاضی کنیم و برای تقسیم انسان ها به جهنمی و بهشتی برای خودمان حقی قائل باشیم، مهم این است که مفهوم عدالت یک مفهموم فرامرزی و فرادینی (به معنی دین مصداقی مثل اسلام یا مسیحیت) است و می شود حول آن حتی با ملحدها هم متحد شد. به امید روزی که عدالت خواهان با هم متحد شوند و حنجره سرمایه دارهای خونخوار که در راسشان شرکت های چند ملیتی است را طوری بفشارند که حق محرومین ضایع نشود.

پ.ن.1: آقای روحانی از هنگام آغاز کار، ادبیاتی به کار گرفته است که نتیجه مقاومت در برابر تحریم را ایجاد فساد القا می کند. قبلا در بحبوحه دستگیری زنجانی گفته بود عده ای بیت المال را دزدیده اند و اخیرا هم گفته عده ای به اسم دور زدن تحریم، منافع مردم را دور زدند. واضح است که تحریم کشور را ناچار به پنهان کاری و غیر شفاف کردن اقتصاد می کند و این وسط هم همواره عده ای دلال و سو استفاده کننده پیدا می شود. این کشف جدیدی نیست که آقای روحانی انجام داده باشد. مگر در دوره جنگ تحمیلی کم از این فسادها رخ داده است؟ مگر در خود غرب تحریم موجب فساد نشده است (بانک اچ اس بی سی و مشابه آن)؟ اما مهم این است که وقتی این طور می گوید، یعنی راهکار را برداشتن تحریم می داند و مقاومت را موجب فساد و طبق آن برنامه می ریزد. اما روزی که با آمریکا نتوانند به توافق برسند، چه راه حلی خواهند داشت؟ خودشان خوب می دانند که رهبری هر توافقی را قبول نخواهد کرد و اختیاراتشان محدود است. اگر آمریکا به خطوط قرمز رهبری گردن ننهد، دولت چه کار خواهد کرد؟ حالا این را بگذارید کنار این که اخیرا در اخبار منتشر شد و نماینده روسیه در مذاکرات هسته ای هم تایید کرد، که روسیه از تجربه های ایران برای دور زدن تحریم کمک خواهد گرفت. اما این آقا به جای این که برود دور زدن تحریم ها را بهینه کند، آمده و آن را مساوی دزدی و فساد القا می کند.

پ.ن.2: برایم عجیب است که افرادی بدون مطالعه و اطلاعات کافی وکیل مدافع غرب هستند. مثلا می گویی در غرب 50% کودکان حاصل ازدواج نامشروعند. می گویند فرزند خارج ازدواج که معلوم نیست مال ازدواج نامشروع باشد. شاید کودک طلاق باشد یا پدر کودک مرده باشد. می گویند این که شاید ازدواجشان را ثبت نکرده باشند، و خارج از قانون مثلا به صورت دینی ازدواج کرده باشند. برایم عجیب است که اولا شما که در غرب نبوده اید و مطالعه هم ندارید، روی چه حسابی از آنها دفاع می کنید؟ در ثانی اصلا فرض کنیم حق با شماست، به شما چه می رسد که از غرب دفاع می کنید؟ مگر منافع شما از غرب تامین می شود؟ خوش به حال غربی ها که چنین انسان هایی هستند که بدون چشم داشت و دریافت هزینه از آنها دفاع می کنند!


تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 03:01 ب.ظ

پاسح کامنت خصوصی
چهارشنبه 4 تیر 1393 01:45 ب.ظ
فکر می کنم لغو برده داری در غرب بدون این که برای مشکلات برده ها بعد از آزادی فکر کنند، در وضعیت امروز آنها اثر گذاشته است و باید فکر می کردند که برده های آزاد که هیچ مالی ندارند و آموزش هم ندیده اند، مشکلات زیادی خواهند داشت که خود نمی توانند حل کنند.
اما این ربطی به اسلام ندارد. در اسلام برده داری لغو نشده است و نظام اسلام بر این است که برده ها که اسیرهای جنگی هستند مسلمان شوند و بعد با فراهم کردن زمینه آزاد شوند که توضیحش خیلی مبسوط است و یک پست می خواهد.
شنبه 31 خرداد 1393 12:18 ب.ظ
معلوم شد که خیلی هم بی توجه نبوده اید !
شنبه 31 خرداد 1393 12:02 ق.ظ
خیلی وقت است که مطلبی نگذاشته اید چرا اینقدر به اینجا بی توجه شده اید
پاسخ مرد یخی : ان شاالله بزودی مطلب می گذارم و توضیح می دهم چرا کمتر مطلب می گذارم
فایزه
جمعه 9 خرداد 1393 10:50 ب.ظ
سلام دوست عزیز
من تازه با وبلاگت آشنا شدم ولی میتونم بگم عاشقش شدم!!!
من مدل نویسندگیم با شما فرق داره ولی از نویسنده هایی مثل شما برای زدگی روزمره‌ام الگو میگیرم.
حتما بازم سرمیزنم
پاسخ مرد یخی : سلام

از پیشنهادات شما استقبال می‌‌شود.
جمعه 9 خرداد 1393 03:46 ق.ظ
سلام
خیلی وقته نمینویسی؟
پاسخ مرد یخی : سلام

دو دلیل داره، یکی‌ این که کمی‌ سرم شلوغ و دیگر این که در پلاس مطلب کوتاه تر می‌‌نویسم ولی‌ سعی‌ می‌‌کنم اینجا رو ول نکنم.
sepid
دوشنبه 5 خرداد 1393 08:10 ب.ظ
وظیفه دولت چیست؟
باید از چندشغلی جلوگیری کنه؟
یا دولت مثل کشورهای کمونیستی باشه؟
اینجوری انگیزه افراد پولدار واسه سرمایه گذاری تو بخش خصوصی کم میشه و جامعه پیشرفت نمی کنه!
پاسخ مرد یخی : کتاب‌های "ها جون چانگ" استاد اقتصاد کمبریج رو مطالعه کنید. تفصیلش طولانی تر از این است که در اینجا شرح داده بشه. این حرف‌ها که می‌‌گویید رو اقتصاد دانان نئوکلاسیک این قدر تکرار کردن که تصور می‌شه وحی منزل است.
sepid
یکشنبه 4 خرداد 1393 09:03 ق.ظ
شخصی رو در نظر بگیرین که تحصیلات خوبی داره و چون آدم متخصص و کاربلدی هم هست، اون رو هر جایی که بره تحویل میگیرن و از صبح تا شب سرکاره و رییس یه بخش مهم هست و ماهانه چند ده میلیون حقوق داره.
شخصی که من مثال زدم در واقع زندگی شخصی و خانوادگی نداره و همیشه سرکار هستن و خب مشخصه که باید این میزان حقوق هم داشته باشه .
این رو مقایسه کنید با یه آدمی که حال و حوصله کار کردن و سرکار موندن رو نداره و مدام میخواد از زیر کار در بره و با الطبع وضعیت مالی تعریفی هم نداره.
آیا نفر اول داره حق نفر دوم رو میخوره؟
پاسخ مرد یخی : بله امکان دارد! همان آدم تنبل بالاخره مصرف خورد و خوراک دارد و بخشی از اقتصاد است. اگر سیستم اقتصادی طوری باشد که آن آدم تنبل بیش از آنچه شایسته است هزینه کند و فرد توانا بیش از آن چه شایسته است درامد کسب کند، آن وقت این حالت پیش می‌‌آید. همین مثال کاکائو رو در نظر بگیرید که کاکائو از کشاورز ۱ دلار خرید می‌‌شود ولی‌ مصرف کننده ۵۰ دلار می‌‌خرد. این وسط سود اصلی‌ جیب فرد توانایی می‌‌رود که تجارت می‌‌کند. حالا ممکن است کشاورز تنبلی هم داشته باشیم ولی‌ تنبلی او دلیل بر عدم تقسیم عادلانه سود نیست.
sepid
پنجشنبه 1 خرداد 1393 11:04 ب.ظ
بعضی پولدارها هم اینجوری توجیه می کنن که ما بیشتر زحمت میکشیم و پول بیشتری هم بدست میاریم، بقیه هم زحمت بکشن تا پولدار بشن!
و با این توجیه از انصراف از یارانه و مالیات بیشتر دادن فراری هستن!
چجوری میشه فقر فرهنگی فقرا رو از بین برد؟؟
پ.ن: خدایی چقدر کامنت ناهید بی ربط بودها! چه ایرادهایی گرفته!!بسی شاد شدیم و خندیدیم.
پاسخ مرد یخی : ۱. خوب موضوع همین است که آیا ثروت یک پولدار فقط حاصل زحمت خود اوست؟

۲. بهترین راهش آموزش و تحصیل فرزندان آنهاست. اما خود این مقدمه می‌‌خواهد و آن تامین مادی طوری که بتوانند فرزند را به مدرسه و دانشگاه بفرستند. تنها تحصیل است که زنجیره‌ فقر را پاره می‌‌کند.
امیر
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 07:18 ب.ظ
سلام ، کاملا با ناهید موافقم . همین الان چند نفر را به جرم رقصیدن با آهنگی که قرار بوده پیام آور شادی باشد ، دستگیر کرده اند . جالب اینجاست که این همه مواد فروش بر سر هر کوی و برزن به راحتی افیون میفروشند اما هیچکس با آنها کاری ندارد . برادر!من از شما میپرسم . حاصل سی و شش سال حکومت اسلامی در ایران چه بوده؟حجاب اجباری ؟ اختلاس ؟ فساد اقتصادی ؟ افزایش فاصله فقیر و غنی ؟ اعتیاد گسترده ؟ فقر ؟ تورم افسار گسیخته ؟ بیکاری گسترده ؟ خاوران ؟ بند 350 اوین ؟ کهریزک ؟ حصر مرجع شیعه؟(که حتی شاه هم جرات این بی حرمتی را نداشت ).خدا خودش به مردم ما رحم کند . گرفتار کسانی شده اند که مصداق تمام عیار صم بکم عمی فهم لا یعقلون هستند .
پاسخ مرد یخی : سلام
این حرفها چه ربطی‌ به پست بنده دارد؟ بنده وکیل حکومت ایران نیستم.
ناهید
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 11:52 ق.ظ
خیلی جالبه که شما با یک خانم بی حجاب ملحد صحبت میکنید و به تفاهم هم میرسید . چطوره که خانمی که به خدا باور داره ، به اسلام هم اعتقاد داره ، شیعه هم هست فقط به حجاب اعتقاد نداره تو مملکت خودش از دست شماها آسایش نداره وسط خیابون بهش حمله میکنن کشون کشون سوار ون میکنن میبرنش؟ چطوره که بهایی ها که به خدا و پیغمبر و امامان اعتقاد دارن از دست شماها تو مملکت خودشون آسایش ندارن؟اصلا شما تو مملکت کفر کنار زن بی حجاب ملحد دنبال چی رفتین که توی مملکت اسلامی خودتون پیدا نمیشد ؟ بهتر نیست به جای فکر کردن به معضلات آمریکای جهانخوار و شرکت های جنایتکار به دورویی ها و جنایتهای خودتون برسید ؟
پاسخ مرد یخی : این‌ها چه ربطی‌ به هم دارد؟ تفاهم با آن خانم ملحد در یک مورد خاص به معنی تفاهم همه جانبه نیست. در ما باقی‌ سوالات هم بنده تلاش برای یافتن جواب نمی بینم و بیشتر نیش و کنایه است و برای همین پاسخ نمی دم.
علی
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 02:15 ب.ظ
سلام
یه سوال
اگه مردم از اون شکلات هایی که از کار بچه های فقیر تهیه میشه نخرند وضع اون بچه ها یهتر میشه یا بدتر؟
پاسخ مرد یخی : سلام
به نظرم اگر قوانین رو به صورت متناسب درست کنند بهتر می‌‌شه، اما صحیح است که الزامی در کار نیست. چرا از اون کودکان استفاده می‌‌شه؟ چون نیروی کار ارزان هستن و خانواده‌هاشون هم از پس تامین معاش این‌ها بر نمی یان. اگر با کار اینها برخورد بشه و مینیمم دستمزد طوری تعیین بشه که خانواده‌هاشون بتونن از پس خوراک اینها بر بیان، وضع شون بهتر می‌شه. و این شدنی است. چک کردم که یک کیلو کاکائو در آفریقا حدود ۱ دلار از کشاورز خریداری می‌‌شه و در اروپا وقتی‌ به دست مصرف کننده می‌‌رسه می‌‌شه ۵۰ دلار. خوب اگر این شکاف بزرگ بشه ۴۰ دلار و ۹ دلار بیشتر به کشاورز داده بشه زندگی‌ اینها زیر و رو می‌شه. اما الان اون ۹ دلار در جیب شرکت‌های بزرگ می‌‌ره‌.
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 06:21 ب.ظ
سلام. برادر من!دنیا پر از این چیزاست. اگه بابت همه چی اش بخواهید اینجوری لب به چیزی نزنید و دلتون فقط برای اون چیز ناراحت کننده مچاله بشه نمیشه زندگی کرد. کسانی مثل شما که ناراحت میشن بهتره اگه میتونن کاری انجام بدن. حتی اگه الان نتونن اما فکری داشته باشن تا در زندگی عملیش کنن.این جور تصمیمات فقط آدمو توی زندگی دچار عذاب میکنه و بدتر از همه اینکه این جور چیزا زیادن
پاسخ مرد یخی : سلام
بله قبول دارم. اشاره هم شده که خیلی‌ مورد اینطور وجود داره ولی‌ همانطور که گفتم خود به خود یاد صحبت‌های حمزه یوسف می‌‌افتم.
M-Gh
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 02:11 ق.ظ
ببخشید من متوجه نشدم مارک هایی که ذکر کردید مربوط به کارخانه هایی هستند که محصولشون از کار کودکان تولید می شه یا بر عکس ؟!
و این که از روی چه مشخصه ای می شه متوجه این موضوع شد و در مورد برند های مختلف این مساله رو قبل از استفاده از محصول چک کرد؟
پاسخ مرد یخی : مارک‌هایی‌ که اطمینان حاصل می‌‌کنند که از کار کودکان استفاده نمی شود. اگر سایت شون برید ذکر می‌‌کنند.
M-Gh
شنبه 27 اردیبهشت 1393 09:42 ق.ظ
سلام
ممکنه اگر نام شرکت هایی که با کار کودکان محصول تولید می کنند رو می دونین همین جا اعلام بفرمایید؟
از طرفی از کجا می شه مطمئن بود اون هایی که ادعا می کنن چنین کاری نمی کنن راست می گن؟
ممنون.
پاسخ مرد یخی : سلام
متاسفانه اکثر مارک‌های معروف اینطور نیستند اما در آمریکا مارک‌های کمتر معروف تری است که اینطور باشد و در دسترس هم باشد. بالاخره می‌‌شود تا حدی روی ادعا شرکت‌ها اعتماد کرد چون در دنیای امروز رسانه‌ها زود ادعا‌های دروغ را مشخص می‌‌کنند. چند مارکی که شاید در ایران پیدا کنید اینها است:
,Clif Bar, Maramor Chocolates, Sunspire
sehre
جمعه 26 اردیبهشت 1393 09:17 ب.ظ
سلام
خیلی جالب بود
خوشحالم که انسان های معتقد و دقیقی جون شما وجود دارند
موفق باشید.
پاسخ مرد یخی : سلام
شما هم موفق باشید.
امین
جمعه 26 اردیبهشت 1393 12:10 ب.ظ
سلام
خیلی جالب بود. از این پستت یاد گرفتم که همیشه می‌توان به دنبال راهکارهایی فعالانه و نه منفعلانه برای بهبود اوضاع بود.
متشکرم
پاسخ مرد یخی : سلام
حسین
جمعه 26 اردیبهشت 1393 11:53 ق.ظ
بسم الله
سلام
پی نوشت اول و دوم شما واقعا مساله‌هایی هستن که به شدت باهاش درگیریم! خود این رفتارها هم مهم نیست. بدبختی، اون مبانای فکری ای هست که نتیجش شده این اظهار نظرها و رفتارها
پاسخ مرد یخی : سلام
یک خواننده که از سایت عصر وارثین شمارو پیدا کرده
جمعه 26 اردیبهشت 1393 12:31 ق.ظ
برام جالبه چرا در کشورهای مناطق اسکاندیناوی این قدر افرادی که به خدا اعتقاد ندارند زیاد است ؟؟
تا حالا شده باهاشون سر وجود خدا بحث کنید ؟؟ چه طور افرادی با این همه تحصیلات نمیتونند یه لحظه فکر کنند این همه نظم تو جهان این همه علوم پیچیده چه شکلی به وجود اومده ؟؟
پاسخ مرد یخی : در وبلاگ ۲-۳ مطلب در مورد گفتگوی دینی با ملحدین وجود دارد. می‌‌توانید مطالعه کنید.
محمد
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 04:59 ب.ظ
سلام

وبلاگ خیلی خوبی داری، از مطالبت لذت بردم
بیا تبادل لینک کنیم ;)

موفق باشی
پاسخ مرد یخی : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر