تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - سالروز ولادت امام کاظم علیه السلام مبارک


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

سالروز ولادت امام کاظم علیه السلام مبارک

نوشته شده توسط:حنیف
دوشنبه 10 آذر 1393-01:05 ق.ظ


اَلسَّلام عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ

سلام،

سالروز ولادت مبارک حضرت باب الحوائج امام موسی بن جعفر کاظم آل کرامت (علیه السلام) را به پیشگاه حضرت ولی عصر (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) و همگی شما تبریک عرض میکنم.

امام موسی کاظم(علیه السلام):
وجدت علم الناس کله فی‌اربع: اولها أن تعرف ربک؛ والثانیهًْ أن تعرف ما صنع بک؛ والثالثهًْ أن تعرف ماأراد منک؛ والرابعهًْ أن تعرف ما یخرجک من دینک؛
علومی را که مردم به آن نیاز دارند در چهار چیز یافتم: اول اینکه خدای خودت را بشناسی؛ دوم اینکه بشناسی که خداوند با تو چه کار کرده است؛ سوم اینکه بشناسی که خداوند چه چیزی از تو می‌خواهد؛ و چهارم اینکه بشناسی که چه چیزی تو را از دینت خارج می‌کند.
(بحارالانوار، ج 78، ص 328)

امام موسی کاظم(علیه السلام):
افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفه به الصلاه و بر الوالدین و ترک الحسد و العجب و الفخر؛ بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می‌جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکی به پدر ومادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.
(تحف العقول، ص 455)

امام موسی کاظم(علیه السلام):
ایاک و الکبر، فانه لایدخل الجنه من کان فی قلبه مثقال حبه من کبر؛
از کبر و خودخواهی بپرهیز، که هر کسی در دلش به اندازه دانه‌ای کبر باشد، داخل بهشت نمی‌شود.
(تحف‌العقول، ص 417)

امام موسی کاظم(علیه السلام):
تفقهوا فی دین الله فان الفقه مفتاح البصیره،‌و تمام العباده و السبب الی المنازل ارفیعه و الرتب الجلیله فی الدین و الدنیا، و فضل الفقیه علی العباد کفضل الشمس علی الکواکب و من لم یتفقه فی دینه لم یرض الله له عملا؛ در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، کلید بصیرت و کمال عبادت و سبب تحصیل مقام‌های والا و مراتب شکوهمند در امور دین و دنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند برتری آفتاب است بر ستارگان و کسی که در دینش فهم عمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.
(تحف العقول، ص 410)


تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 10 آذر 1393 01:06 ق.ظ

مرد یخی
یکشنبه 16 آذر 1393 03:56 ق.ظ
خواهش می کنم.
گاگول
جمعه 14 آذر 1393 06:05 ب.ظ
عذر می خوام؛ نمی دونستم وبلاگ نویسنده ی دیگه ای داره.
شرمنده
و ممنون بابت پاسختون
مرد یخی
جمعه 14 آذر 1393 07:21 ق.ظ
به گاگول
سلام
این پست بنده نیست و مربوط به نویسنده جدید وبلاگ است. به طور کلی هم سعی کنید در هر پست مربوط به همان کامنت بگذارید.
به صورت خلاصه مطلبی که شماو برخی خوانندگان ذکر کردند، ربطی به نوشته بنده ندارد. بنده نگفتم همه ادیان دیگر را به رسمیت بشناسیم یا آنها را پاک بدانیم یا اجازه تبلیغ داده شود یا با آنها دوستی کنیم یا آنها را دین حق بدانیم، اصلا بحث ادیان نبود. بلکه بحث این بود که با همه انسان ها تا حد ممکن ضمن قبول اختلاف نظر همزیستی داشته باشیم. همزیستی معنایش این نیست که همه انسان ها حرف درستی می زنند، معنایش این است که به خاطر اختلاف عقیده اکثر مواقع نیاز نیست کشت و کشتار انجام شود یا بغض و کینه وجود داشته باشد.
اما در باب تفاوت رفتار و عقیده خیلی واضح است و سب النبی هم از مصادیق آن است. طبق گفته خود شما یک نفر در جامعه مسلمین می تواند مسیحی باشد که لازمه اش این است که یعنی پیامبر اسلام را صادق نمی داند، اما این معنایش این نیست که اجازه دارد، آزادانه به پیامبر اسلام نسبت دروغ گویی بدهد. در مورد قمه زنی هم بنده وارد رفتار نشدم، منظور بنده این بود که اعتقاد "قمه زنی حلال است" نیاز نیست به اختلاف بینجامد. مگر همه آنهایی که قمه زنی را حلال می دانند (مثلا اکثریت مراجع تقلید تا 20 سال قبل) خود قمه هم می زدند؟ اما این که قمه زنی در عمل چگونه برخورد شود، به حکومت ربط پیدا می کند. بنده وظیفه ندارم جلو قمه زنی کسی را بگیرم.
اما در باب ارتداد، اصلا بحث همین است اگر کسی ارتداد خود را تبلیغ نکند، در عمل حکم اعدام برای او صادر نخواهد شد. شما می توانید با یک انسان مرتدد هم کاملا روابط دوستانه داشته باشید. الان آقای بشار اسد و طائفه علوی در مظان ارتداد هستند ولی روابط دوستانه با آنها وجود دارد.
جمعه 14 آذر 1393 05:16 ق.ظ
و نکته ی آخر این که معتقدم حکم ارتداد و تکفیر یکی از موارد واضح تناقض مطلب شما با اسلام است. این که گفته بودید "اگر کسی ارتدادش را تبدیل به تبلیغ نکند به ندرت پیش آمده فقیهی حکم دهد" خواستم صرفا بگویم در حکم اصلی ارتداد شرط تبلیغ وجود ندارد و شاید علت این که حکم ارتداد در مواردی که تبلیغ نشده کمتر وجود دارد بیشتر به علت عدم آگاهی فقهاء به ارتداد افراد پیش از تبلیغ ارتدادشان باشد.
اگر مطلب طولانی شد و مزاحم شدم عذر می خواهم
موفق باشید.
گاگول
جمعه 14 آذر 1393 05:06 ق.ظ
پس در مجموع تصور می کنم از منظر اسلام پست شما صرفا مختص مسلمانان باشد (و اگر اشتباه می کنم ممنون می شوم اشتباهم را تصحیح کنید).
اگر جسارت نباشد می خواستم یکی دو نکته هم درباره پاسخ شما در کامنتها بیان کنم:
یکی این که در کامنتها فرموده بودید که حکم سب النبی مغایرتی با مطلب شما ندارد چرا که سب النبی یک رفتار است و شما از اعتقاد صحبت می کردید. تصور می کنم عجیب است اگر معتقد به آزادی عقاید باشیم ولی موافق آزادی رفتارهای مرتبط با آن عقاید نباشیم ، مثلا معتقد باشیم هر کسی مجاز است هر عقیده ای داشته باشد ولی اگر ما به قدرت برسیم اجازه نمی دهیم مناسک مذهبی خود را برگزار کند چرا که برگزاری مناسک مذهبی یک رفتار است و نه یک عقیده!و تصور می کنم بیان عقاید حداقل مدل بروز یک عقیده است حال ممکن است بیان عقیده ی شخصی خاص در مورد پیامبر از نظر یک مسلمان توهین به پیامبر و سب النبی تلقی گردد و مجازات قتل را در پی داشته باشد.
مطلب دیگری که در جوابهای شما برایم عجیب بود این بود که شما سب النبی را رفتار تلقی می کردید و شامل آزادی عقیده نمی دانستید ولی قمه زدن را رفتار تلقی نمی کردید و مشمول آزادی عقیده می دانستید!
گاگول
جمعه 14 آذر 1393 04:48 ق.ظ
3- در رابطه با پیروان ادیان غیر الهی مثل بت پرستی و یا مثلا هندوئیسم (که اگر درست یادم باشه شما در یکی از پستهاتون گفته بودین که عملا خود بت پرستیه و برای همین هم تعجب کردم که تصویری که برای این مطلب پلاستون انتخاب کرده بودین شامل نشانه ی این دین هم بود!) به نظر نمی رسه اسلام اساسا توصیه به ارتباط مسالمت آمیز داشته باشه (چه برسد به دوستی!). به عبارت دقیق تر احساس می کنم رویکرد اسلام اینه که تا جایی که قدرت نداری با تبلیغ جلوی این ادیان رو بگیر و در صورتی که به قدرت رسیدی با تمام توان در برابر این ادیان بایست. تصور می کنم اون کسی که گفته بود نگاه شما یک رویکرد سکولاریستیه هم احتمالا نیم نگاهی به این مطلب داشته که اغلب ادیان (اگر نگیم همه ی اونها)، برخی دیگر از ادیان رو دشمن می دونن و لازم می دونن که با اون ادیان دشمن مبارزه کنند و اگر پیروان حقیقی این ادیان به قدرت دسترسی پیدا کنند یکی از وظایف دینی اونها ممانعت از ابراز وجود پیروان ادیانی هست که دشمن و مخرب تلقی می شوند. مثلا بدیهی است که تحت یک حکومت اسلامی نمی شود انتظار داشت اجازه بدهیم کسی بت پرست و شیطان پرست باشد و این عقیده خود را آزادانه بیان کند.
گاگول
جمعه 14 آذر 1393 04:35 ق.ظ
1- در زمینه ی ارتباط با سایر مسلمانان به نظر می رسه توصیه ی کلی اسلام هم چیزی مشابه مفهومیه که شما بیان کردید.
2- در زمینه ی ارتباط با پیروان سایر کتب آسمانی: به نظر می رسه تلاش برای تعامل مسالمت آمیز با این طیف باشه هر چند دوستی و نزدیکی توصیه نمی شه. به عبارت دیگه چندان که ما آیه ی "قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم ..." رو که شخصی هم در کامنتهای ذیل مطلبتون اشاره کرده بود داریم، آیاتی هم مثل : "لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء..." و یا " حتی یعطوا الجزیه عن ید و هم صاغرون " رو هم داریم و اگر در نظر بگیریم که برخی مراجع اهل کتاب رو نجس می دونند به نظر می رسه در مجموع اسلام می خواد مسلمانان در عین زندگی مسالمت آمیز با اهل کتاب، با اونها همدم و دمخور و عجین نباشند و مرزی بین اونها وجود داشته باشه.
گاگول
جمعه 14 آذر 1393 04:24 ق.ظ
سلام
ممنون بابت احادیث
اما غرض از مزاحمت
حقیقتش مطلبتون در گوگل پلاس با عنوان lets agree to disagreeرو خوندم و با توجه به این که با اکانت همسرم وارد شده بودم حس کردم بهتره به نام ایشون کامنت نگذارم برای همین اینجا مزاحمتون شدم.
راستش تصور می کنم مطلبی که بیان کردید درباره همزیستی مسالمت آمیز با سایر عقاید لزوما مورد تایید اسلام نیست.
تا جایی که من می فهمم (و شاید هم اشتباه می فهمم) اسلام در این زمینه سه رویکرد کلی داره:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر