تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - تجربه کارآموزی


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

تجربه کارآموزی

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 23 خرداد 1394-05:47 ق.ظ

بالاخره فرصتی برای نوشتن در وبلاگ فراهم شد. در آمریکا برای دانشجویان مهندسی و در کل رشته های کاربردی این امکان وجود دارد که حین تحصیل دانشجویان خارج دانشگاه در دوره کارآموزی شرکت کنند. البته موقعیت های کارآموزی برای رشته های برق و کامپیوتر بیشتر فراهم است چون بین صنایع این رشته ها و مطالب تدریس شده در دانشگاه نزدیکی بیتشری وجود دارد تا یک رشته مثل مهندسی عمران. معمولا شرکت ها و موسسات مختلف یا پروژه های کوتاه مدتی دارند که نمی خواهند برایش نیروی دائم استخدام کنند یا این که دنبال این هستند که با گرفتن کارآموز و آموزش حین کارآموزی و ارزیابی عملکرد نیروی دائم را از بین کارآموزها انتخاب کنند. از سمت دانشجویان هم استقبال وجود دارد چون جقوقی که حین کاراموزی پرداخت می شود می تواند تا 5 برابر جقوق دانشجویی باشد. از سویی اگر کارآموزی در شرکت هایی مثل گوگل انجام شود، نکته مثبت در رزومه فرد است و یافتن شغل پس از فارغ التحصیلی را صادر می کند.  لذا موقعیت های کارآموزی رقابتی هستند و مثلا ممکن است برای یک موقعیت کارآموزی تا صد نفر متقاضی وجود داشته باشند. در شرکت هایی مثل گوگل معمولا دانشجویان خیلی قوی می توانند پذیرش بگیرند. با توجه به این موارد تمایل داشتم که خود نیز کارآموزی انجام دهم اما چون به اندازه کامپیوتری ها در برنامه نویسی قوی نیستم، موقعیت مناسب کمتر پیش می آمد. اما به صورت تقریبا غیر قابل انتظار چنین موقعیتی امسال فراهم شد.
حدود یک ماه پیش بود که داشتم سایت یک کنفرانس را بررسی می کردم. در برخی کنفرانس ها یک قسمت نیازمندی ها وجود دارد که مشاغل مربوط به زمینه ان کنفرانس اعلام می شود تا از شرکت کننده های کنفرانس برای آن مشاغل اقدام کنند. دیدم یک استاد به عنوان دوره کارآموزی آگهی داده است. ایمیلی به استاد مربوط زدم و سپس یک مصاحبه کوتاه داشتم و بعد از یک هفته استاد مربوط پذیرفت تا کارآموزی نزد او باشم. البته اسما از نظر قوانین داخلی آمریکا کارآموزی است اما در عمل پژوهشی تحت نظر استاد است. از بابت این موضع خرسند هم شدم چون فعالیت های دوره کارآموزی پتانسیل خواهد داشت که به عنوان پژوهش دوره دکترا هم محسوب شود. چون این کارآموزی خیلی ناگهانی فراهم شد، باید سریع و در طول دو هفته جایی برای سکونت پیدا می کردم، اما با جستجو اینترنتی موفق نشدم. تا این که یاد آمد در آن شهر یکی از دوستان دوره اقامت در سنگاپور محقق پسادکترا است. لذا با او تماس گرفتم و برای هفته اول در خانه او بودم تا جایی برای اسکان پیدا کنم.
مسافت حدود 600 کیلومتر بود و تصمیم گرفتم با اتوبوس بیایم. اتوبوس های آمریکا معمولا خلوت هستند و غیر از یک-دو بار، همیشه وقتی با اتوبوس سفر کرده ام آن قدر مسافر کم بوده است که دو صندلی داشته باشم. نسبتا هم راحت هستند. از جمله این که مجهز به دستشویی هستند و اینترنت هم دارند. لذا برای مسافت های تا 7-8 ساعت به نظرم نسبت به هواپیما می صرفد. سوار اتوبوس شدم و اتوبوس حرکت کرد. بین راه جایی نگه داشت تا مسافران نهار بخورند. نکته به یاد ماندنی این بود که قدر طول کشید تا در صف مغازه بتوانم خرید کنم و وقتی آمدم بیرون دیدم اتوبوس رفته است! مانده بودم که وسط راه چکار کنم و داشتم با شرکت مربوطه صحبت می کردم که جا مانده ام که دیدم اتوبوس بازگشت و سوارم کرد. ظاهرا راننده پرسیده بود همه آمده اند و مسافران تایید کرده بودند! ولی بعد از کمی حرکت یک نفر متوجه شده بود نیستم و خبر داده بود و اتوبوس هم برگشته بود. خلاصه به مقصد رسیدیم و مستقر شدم.
دانشگاهی که در آن کارآموزی هستم خیلی جالب است و وابسته به کلیسای کاتولیک است. توضیح این که با گذر زمان کلیسای کاتولیک برخی حوزه های علمیه تحت نظر خود را به دانشگاههایی گسترش داده است که رشته های مختلف ارائه می کنند. برخی از این دانشگاهها مثل دانشگاه نوتردام حتی توانسته اند در حد بیت دانشگاه برتر آمریکا قرار بگیرند. البته این دانشگاهها از نظر برنامه آموزشی رابطه چندانی با کلیسای کاتولیک ندارند، اما نسبت به دانشگاههای کاملا سکولار در رشته های مربوط به مسیحیت رشته های خاص دارند، محدودیت های دینی در سطحی رعایت می شود (مثلا دیدم در دانشگاهی که هستم قوانین پوشش وجود دارد)، خود افراد مسیحی مومن هم دانشگاهی برای تحصیل دارند و درآمد خوبی هم نصیب کلیسای کاتولیک می کند.
دانشگاهی که در آن هستم کنار یک حوزه علمیه رسمی کاتولیک است. دفتر کار خودم هم داخل یک ساختمان کلیسا مانند است! طبقه اول که نمازخانه کلیسا است. طبقه دوم خوابگاه طلبه های مسیحی است و دفترم در طبقه سوم است. محیط دانشگاه هم خیلی مفرح است و سرسبز است و سعی کرده اند که تاریخ را نگاه دارند. معلوم است ساختمان ها روزگاری کلیسا یا شبیه آن بوده اند.
استادی که تحت نظر او کار می کنم هم اهل پرتغال و کاتولیک است. با این که خود فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد است و شانس استاد شدن در دانشگاه های بهتر را داشته است، اما احتمالا به دلائل مذهبی ترجیح داده اینجا استاد شود. خیلی آدم جالبی است.  روزهای جمعه هم نهار میهمانش هستیم و امروز بعد از مدت ها غذای ایرانی خوردم. موقع شروع و اتمام غذا خوردن دستش را به نشانه صلیب به پیشانی و سمت راست و چپ سینه خود می زند و وقتی با هم غذا می خوریم خودم هم یادم می افتد بسم الله و الحمدالله بگویم! خلاصه جایی آمده ام که مومنان مسیحی زیاد هستند و در جامعه دور از معنویت آمریکا همین غنیمت است! خودتان تا به حال در ایران برایتان پیش آمده است که رفتار استادتان شما را وادار به رعایت آداب اسلامی غذا خوردن کند؟
فعلا این گزارش کوتاه را نوشتم تا بعدا بیشتر بنویسم.

پ.ن. 0:



آدرس گوگل پلاس و فیسبوک وبلاگ برای ارتباط بیشتر:

https://www.facebook.com/icemancomments

https://plus.google.com/+

پ.ن. 1: خدمت دوستانی که می گویند در وبلاگ کمتر پست نوشته می شود عرض کنم که در گوگل پلاس بیشتر مطلب نوشته می شود و آنجا می توانند پیگیر مطالب باشند.


تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 23 خرداد 1394 05:49 ق.ظ

جمعه 24 شهریور 1396 09:11 ب.ظ
با سلام و تشکر بابت مطالب بسیار مفیدی که در این وبسایت منتشر کردید؛

من به عنوان یک دانشجوی مسلمان که رفت و آمد به کشورهای غربی داشتم، یک مساله که خیلی با اون درگیر بودم، مساله دست دادن با نامحرم هست. متاسفانه ندیدم که در این وبسایت به این موضوع پرداخته بشه.
با توجه به این که شما فردی مذهبی هستند، میخواستم بپرسم ممکنه تجربیاتتون در این مساله رو به اشتراک بگذارید؟

همچنین از منظر فقهی هم این مساله برای من دارای ابهام هست. در استفتائات آمده که دست ندادن با نامحرم جایز نیست مگر اینکه ضرورتی پیش آید. اما تشخیص اینکه چه زمانی این حکم ثانویه صادق هست دارای ابهام هست.

برای نمونه برای خودم چند مورد پیش اومده که بعد از رد کردن تقاضای دست دادن از طرف مقابل، نوعی بهت یا شرمندگی در ایشان ایجاد شده و احساس کردم که باعث خجالت یا حساسیت طرف مقابل شدم. در چنین شرایطی آیا این حکم ثانویه ی جواز دست دادن، صدق می کرده؟ و اگر صدق می کرده چه طور باید اون رو پیش بینی میکردم؟

از طرف دیگه، به صورت کلی تر با مراجعه به روایاتی که به فلسفه ی این حکم شرعی اشاره کردند و استدلالهایی که در لینک زیر به اونها اشاره شده
https://www.al-islam.org/some-questions-related-womens-rights-islam-sayyid-rida-husayni-nasab/what-commandment-shaking-hands
به نظر می رسه که در عرف غرب، دست دادن با نامحرم موجب تهییج شهوت نمی شه و از طرفی از بروز سوءتفاهم جلوگیری می کنه.
اما آیا این دلایل برای تعلق حکم ثانویه دادن به مساله دست دادن با نامحرم کافی است؟

از اونجایی که فکر کردم این مسائل برای شما هم مبتلابه بوده و همچنین عدم دسترسی مستقیم به مراجع تقلید، تصمیم گرفتم از شما سوال کنم. ممنون می شم اگر راهنمایی ای به نظرتون می رسه بفرمایید.
با تشکر.
پاسخ مرد یخی : با سلام، اگر تماس تلفنی با دفتر مراجع بگیرید و توضیح بدین این جزئیات رو، معمولا راهنمایی می کنند
شنبه 20 تیر 1394 07:17 ق.ظ
سلام به اقای خداحافظ كانادا چرا وبلاگتون تو بلاگفارو بستید من بعد چندین سال این وبلاگ رو پیدا كردم
نمیدونم خودت هستی یا نه
ولی اگه خودت باشی تو باعث شدی مرجان قلب كویر وبلاگش رو ببنده یا چیز دیگه بود؟
پاسخ مرد یخی : سلام
اشتباه گرفته اید.
حمید
دوشنبه 15 تیر 1394 04:16 ب.ظ
سلام وب بسیار زیبایی داری ، هی دنیا یه روزی دوست داشتیم بریم خارج بخونیم ، آرزو میکنم موفق و موید باشی . بازم فرصت کنم میام
پاسخ مرد یخی : سلام
A .Gh
پنجشنبه 4 تیر 1394 04:01 ق.ظ
سلام خ خوشحال شدم پست جدید گذاشتین....
این الگو برداری اسلامی از اساتیدی که شما فرمودین بیشتر موقعی پیش میاد که ارتباط دانشجو با استادش بیشتر باشه نه مثله کلاس های ما که با جمعیت زیاد و یک بار در هفته
پاسخ مرد یخی : سلام
بله همین طور است چون در کلاس شلوغ امکان آشنایی استاد با تک تک دانشجو ها پیش نمی آید اما این هم است که برخی‌ استاد ها بیشتر با دانشجو ها ارتباط می‌ گیرند.
امیرحسین
چهارشنبه 3 تیر 1394 11:10 ق.ظ
سلام. خیلی قشنگ بود. همچین چیزی در ایران هم بوده و شاید هم انها از ایران الگو گرفته اند. میدانید که در زمان قدیم حوزه های علمیه ایران دروسی مثل ریاضی و طب هم پس از اموزش های اولیه فقه و ... اموزش میداده اند که نتیجه ی ان تربیت دانشمندانی چون شیخ بهایی و ابوعلی سینا و ابوریحان بوده است. به نظرم مشکل سکولار بودن دانشگاه های امروز ایران که اقای جوادی املی هم اشاره میکنند می تواند با برگشت به آن سیستم برطرف شود. واقعا هم میبینم که دانشجویان ما، اساتید ما، مهندسان ما و قشر تحصیلکرده ما خیلی هایشان در مبانی دینی مشکل دارند و همچنین احکام دینی. اگر همان سیستم قدیم پیاده شود که همه از حوزه علمیه پس از اموزش مقدمات دینی علوم جدید را همانجا بیاموزند کشور موفق تر خواهد بود.
پاسخ مرد یخی : سلام
شاید یکی‌ از راه های تصحیح این باشد که مؤسسات حوزوی علاوه بر رشته های حوزوی شروع کنند در رشته های دیگر هم دوره برگزار کنند. به نظر می‌ رسد دانشگاه امام صادق یک نمونه است که می‌ توند گسترش پیدا کند.
دوشنبه 25 خرداد 1394 10:40 ب.ظ
به نظرم یک مقداری هم از معایب زندگی در انجا بگو کهامر بر دیگران مشتبه نشود
یکشنبه 24 خرداد 1394 10:08 ب.ظ
سلام. جالب بود.ان شاء الله زودتر این نوشته تکمیل شود
پاسخ مرد یخی : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر