تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - ماه رمضان 2


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

ماه رمضان 2

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 12 شهریور 1390-06:50 ب.ظ

امسال هم ماه رمضان گذشت. امیدوارم از این ماه مبارک بهره برده باشیم و آخرین ماه رمضان نباشد که درک می کنیم. کاملا تفاوت محیط را حس کردم. یعنی اجتماع در بعد معنوی انسان کاملا موثر است و نمی توان بعد شخصی و اجتماعی را براحتی از هم جدا کرد. این که برخی (از جمله برخی متدینین) معتقدند دین مربوط به حوزه فردی است از این جهت قابل نقد است که ولو در حوزه کاملا فردی رفتار جامعه بر میزان بهره مندی شما از معنویت اثرگذار است. اگر حضور دین در جامعه را کمرنگ کنیم خود به خود در حوزه فردی بیشتر افراد هم کمرنگ می شود. 
در ادامه سعی می کنم چند خاطره دیگر مربوط به این ماه را ذکر کنم.
1. اواخر ماه رمضان جهت افطار خانه یکی از دوستان بودیم که به دلایلی به یاد ماندنی شد. بعد از صرف افطار سبک پیشنهاد شد یکی از دوستان که دستی در موسیقی دارد برای میهمانان موسیقی زنده اجرا کند!برای این موضوع یکی دیگر از میهمانان پیشقدم شد و بیان کرد که با موسیقی به خدا می رسد و سیمش به خدا وصل می شود! و گفت اجرای آواز را قبول می کند. با همراهی و تشویق سایر حضار فرد مزبور مشغول نوازندگی شد و فرد دیگر مشغول آواز خواندن از روی دیوان حافظ. بقیه حضار اعم از برادران و خواهران! گوش می کردند. باید اعتراف کنم انتظار نداشتم در میان دوستان افرادی باشند که تا این حد در نوازندگی یا آواز خواندن مهارت داشته باشند. حدود نیم ساعت جلسه نوازندگی و آوازخوانی ادامه داشت. هیچ وقت فکر نمی کردم در ماه رمضان و بعد از افطار در چنین جلسه ای حضور داشته باشم! نا گفته نماند که با وجود زیبایی اجرا به هیچ وجه احساس رسیدن به خدا یا معنویت نکردم! البته منظورم این نیست که این موضوع را بکلی نفی می کنم بلکه این مورد خاص مد نظرم هست حال بماند که شعر خواندن در شب و بخصوص شب جمعه مکروه است. بحث در مورد موسیقی هم هیچ! عده ای در میان اجرا مشغول خندیدن بودند که نفهمیدم برای چیست چون به نظر می رسید اجرا حرفه ای و قابل قبول است. پس از اجرای زنده دوستان، شام صرف شد و بعد هم کیک سالگرد عروسی میزبان (البته خبر نداشتیم و میزبان ما را غافلگیر کرد)! در پایان به پیشنهاد یکی از دوستان و گویا یک سنت نانوشته آقایان ظرف های میهمانی را شستند! نا گفته نماند که به علت مجرد بودن و نبود اهرم فشار!!! تا حد ممکن از این مسئولیت خطیر شانه خالی کردم و بار اصلی بر عهده افراد متاهل بود! البته به صورت افتخاری! حضور سبز داشتم!
2. شب های قدر مراسمی توسط جلسه قرآن برگزار شد. طول مراسم حدود سه ساعت بود. دعای ابوحمزه و جوشن کبیر به سه قسمت تقسیم شده بود و هر شب قدر یک سوم خوانده می شد. بقیه مراسم هم شامل قرائت قرآن، سخنرانی و عزاداری بود. بعد از جلسه قرآن با عده ای از دوستان به مراسم خوجه ها رفتیم. آنها خیلی پایه تر بودند و شب های قدر از حدود نیم ساعت به مغرب تا حدود اذان صبح برنامه داشتند (چیزی حدود 7-6 ساعت)! البته نه این که همه شرکت کنندگان همه این بازه را حضور داشته باشند ولی به هر حال مراسم وجود داشت. وقتی ما می رسیدیم اکثر خوجه ها رفته بودند و اکثر جمع ایرانی بودند. معمولا وقتی می رسیدیم که مشغول خواندن نماز قضا بودند.در هر شب قدر نماز قضای 6 روز (102 رکعت!) خوانده می شد. در ادامه سعی می شد برخی دیگر از اعمال شب های قدر انجام شود. مراسم با صرف سحری تمام می شد. دو روز غذای سنتی خودشان بود که شامل برنج و چند نوع خورشت بود که بی شباهت به غذاهای ایرانی نبود. یک روز هم سحری پیتزا خوردیم! هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برای سحری پیتزا بخورم! تا جایی که متوجه شدم مراسم خوجه ها با هزینه شخصی برگزار می شد. مثلا غذاها به صورت داوطلبانه تهیه می شد (مشابه جلسه قرآن). چیزی شبیه هیات های ایران.
3. روز عید برای نماز به مرکز خوجه ها رفتیم. حدود 100 نفر حضور داشتند. وقتی رسیدیم دعای ندبه قرائت می شد. بعد از دعا نماز خوانده شد و بعد هم خطبه ها. خطبه ها خیلی ساده و بدور از بیان مسائل روز مسلمین بود. البته امام جماعت روحانی نبود و دور از انتظار نبود.خوب است اشاره کنم که زکات فطره برای ما 10$ بود (12000حدود  تومان) و امسال برای اولین بار شخصا فطره پرداختم. بعد از نماز پذیرایی انجام شد. در تمام این مراسم ایرانی ها مشغول آقایی بودند! و کارها را دیگران انجام می دادند. مثل این که این خاصیت ایرانی ها است که کمتر کار کنند و بیشتر انتظار داشته باشند!
پ.ن.1:از وقتی مطلب مربوط به قصاص نوشته شده است حدود 800 بازدید وجود داشته است که با احتساب تکرار هم فکر می کنم دور از ذهن نیست بگوییم 100 نفر مطلب را خوانده اند. این که انتقاد چندانی نشده یا از این جهت است که طیف خوانندگان خیلی یکدست است یا این که واقعا قصاص در جامعه ایران مقبول است. امیدوارم حالت دوم باشد. هنوز هم منتظر انتقادات هستم!
پ.ن.2:چند وقت پیش با یک دکترای ژنتیک مولکولی صحبت می کردم. می گفت نظریه تکامل فقط  یک نظریه با مقداری شواهد است و اثبات نشده است. وقتی قضیه داگلاس را تعریف کردم خیلی تعجب کرد. از این جهت نقل کردم که بگویم برخی واقعا کاسه داغتر از آش هستند.
پ.ن.3:چند پیش با فردی در مورد قضای لیبی صحبت می کردیم که به ناخواست بحث به ایران هم کشیده شد. در میان بحث این فرد گفت:"واقعا چند انسان به بی غیرتی آقای روح الامینی پیدا می شود! بچه آدم را بکشند ولی به خاطر حفظ پست و مقام و سرسپردگی به حکومت اجازه بدهد خون فرزندش پایمال شود." خیلی خیلی ناراحت شدم بخصوص که این فرد در ظاهر مذهبی است (منظورم این است که اهل نماز و روزه است). چقدر یک مسلمان باید بی انصاف و بی پروا باشد که به یک مسلمان دیگر (بدون این که حتی کلمه ای با او صحبت کرده باشد)، آن هم در ماه رمضان که انسان باید بیشتر مراقب باشد، تهمت به این بزرگی بزند. واقعا نمی دانم این افراد جواب خدا را چگونه خواهند داد؟!
پ.ن.4:این که می گویند دنیا دهکده شده واقعا گاهی مصداق پیدا می کند. دیروز یکی از دوستان که در اینجا با او آشنا شدم (هیچ آشنایی قبلی در ایران نداشتیم و تفاوت سنی نیز داریم) پرسید شما نویسنده فلان وبلاگ هستید؟! این که چطور او این وبلاگ را خوانده خدا می داند و واقعا متعجبم ولی نشانگر این است که هر چه نوشته می شود ممکن است توسط فردی خوانده شود که اصلا حدس نمی زنید!
پ.ن.5: چند وقت پیش کسالتی پیش آمد که به ذرمانگاه دانشگاه مراجعه کردم. خیلی جدی نبود ولی چون ماه رمضان بود گفتم مراجعه کنم تا بدتر نشود. امکان ملاقات با پزشک وجود نداشت و گفتند با پرستار صحبت کنم. پرستار یک خانم بود. چند سوال پرسید و بعد می خواست فشار خون را بسنجد. به او گفتم لطفا مرا لمس نکنید! مسلمان هستم. گفت سعی می کنم و با دقت طوری وسیله فشار سنجی را به دور بازو پیچاند که لمس صورت نگیرد. بعد گفت می شود بگویی چرا؟ گفتم یکی از دستورات اسلامی است که تماس زن و مرد محدود به نزدیکان است. بعد گفتم به نظرتان عجیب است؟ گفت به نظرم قانون سخت گیرانه ای است! بعد خواست قدم را بسنجد. کنار متر ایستادم بعد گفت نگران نباش لمس نمی کنم. بعد با یک تکه کاغذ که روی سرم قرار داد قدم را اندازه گرفت. از این جهت برایم جالب بود که ولو این که برایش عجیب بود با احترام قبول کرد. بعید نمی دانم اگر در ایران با پرستاران این حرف مطرح شود افرادی باشند که برخورد منفی کنند. چون در درمانگاه دانشگاهمان در ایران مشاهده کرده ام که این حریم گاها رعایت نمی شود. از یاد نمی برم که عکسی از یکی از رئیس جمهورهای پیشین وجود دارد که هنگام اهدای خون پرستار خانم ساعد او را لمس کرده است!


تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 12 شهریور 1390 08:46 ب.ظ

امیرحسین
سه شنبه 15 شهریور 1390 11:52 ب.ظ
بهرحال به نظر من امریکا وغرب خیلی آزادتره و اینقدر گیر نیستن که برای استخدام دولتی که جزئی از بیت الماله اشخاص رو به دلایل سیاسی رد کنن.بیت المال سهم همه هس پس نباید فیلتری بذارن که فقط هم عقیده های خودشون وارد سیستم دولتی بشن و بقیه از اون قسمت بیت المال محروم بشن.
غرب تخصص براشون مهمه. اگه زندگینامه دکتر حسابی رو خونده باشید اونجا که یه دسته چک سفید امضا رو گذاشتن تو کشویش و وقتی گفت امکان سوء استفاده هس بهش گفتن که سودی که از استفاده از پیشرفت ناشی از کار محققان میکنن خیلی بیشتر از سوء استفاده احتمالیه
آشیانه ی پرستو
سه شنبه 15 شهریور 1390 07:06 ب.ظ
سلام بر موشمی! خواستم بگویم دلمان برای موشمی بسیار تنگ میشود. کاش پایان نباشد...
به موشمی و مردی از جنس یخ: چندی پیش یاهو ایمیل بنده حک شده بود و یک شرکت تبلیغاتی در غیاب اینجانب ایمیلهایی را بدون عنوان و فقط آدرس سایت به افراد موجود در لیست بنده فرستاده است پسورد را عوض کردم به امید اینکه مشکل حل بشه اگر از این ایمیلها به شما نیز ارسال شده بسیار بسیار عذرخواهی میکنم.
موفق باشید در پناه حق
آشیانه ی پرستو
سه شنبه 15 شهریور 1390 07:01 ب.ظ
سلام ... در مورد پ.ن. آخر تجربه خودم رو با تجربه خودتون مقایسه کنید تا تفاوت سطح فرهنگ رو خوب متوجه بشیم. چند سال پیش دچار بیماری سختی بودم طوری که دراز کشیدن و خوابیدن برایم حکم خفه شدن و مرگ رو داشت پزشکی مراجعه کردم که مرد بود میخواست فشارخون بگیره نذاشتم و پرستار رو صدا کردم بعد در شرح حالم بهش گفتم شبها نمیتونم بخوابم مگر نشسته برگشت به حالت تمسخر گفت که خانوم شب برای عبادته دعا بخون نماز بخون باید شب زنده داری کنی و ... این هم از فرهنگ پزشکان ما اون هم از فرهنگ و ادب پرستار غربی!
پاسخ مرد یخی : سلام
واقعا جای تاسف داره. به هر حال در ایران افراد مذهبی قابل توجهن. عجیبه که برخی ولو با این که متدین نباشن حداقل احترام برای عقاید این بخش جامعه قائل نیستن.
امیرحسین
سه شنبه 15 شهریور 1390 02:25 ق.ظ
سلام
در مورد اون نوشته ی آخر که گفتی تماس پیدا نکنه این نشون دهنده ی اینه که چقدر غربیا نسبت به ما با فرهنگ ترن و خوب برخورد میکنن ولو با مسلمانان که به صورت تروریست و عقب افتاده براشون معرفی شده. ولی ما ایرانیا خیلی بد برخورد میکنیم. یکی از دوستام که دانشجوی دکتری مکانیکه برای استخدام در پیام نور(چون ظرفیت استخدام دانشگاهای روزانه رو به اتمامه) پس از انجام مصاحبه علمی برای مصاحبه سیاسی رفته بود گفت اون شخص مصاحبه کننده برخوردش اینطور بود که از اول میخواست بیشتر ردت کنه تا پذیرش. میتونم تصورش کنم. بعضی ریشوهایی که دم از اسلام میزنن و بسیار بداخلاق و بد برخورد هستن. خیلی از اطلاعاتی ها اینجورین و باز جوها و دادستان ها و ...
تازه این مومن هامون هستن. وای به حال بقیه بی دین هایی که نمازم نمیخونن و لات و لوت هستن.
یکی از آشنا ها که آمریکا رفته بود میگفت سگهای اونا از ما ایرانیا مودب ترن.
تو جامعه چقدر فحش هس. چقدر غرور هس. چقدر دروغ هست. چقدر بداخلاقی و داد و بیداد هس....
پاسخ مرد یخی : سلام
پذیرش فرهنگ ها به خاطر نحوه خاص شکل گیری جامعه کانادا است. و گرنه همه غرب اینطور نیست. مثلا در فرانسه حجاب در دانشگاهها و مراکز دولتی ممنوع هست. بعد هم پذیرش فرهنگ و پذیرش در مصاحبه دکترا دو چیز مجزاست و واقعا متوجه نمی شم چه ارتباطی به هم داره. متعدد شنیدم اینجا هم پیش می یاد که قبل از مصاحبه شغلی مشخص کردن کی رو انتخاب کنن و بقیه صوری مصاحبه می شن.
در مورد ادب و فحش دادن هم تا حالا آمریکا نبودم ولی فیلم های هالیوودی نشون می ده در زمینه فحاشی آمریکایی ها یک سر و گردن از بقیه بالاترن! نمی خوام سیاه نمایی کنم. قطعا غرب هم مزایای خودش رو داره ولی دیگه نباید این قدر از خود بیگانه بود که بگیم سگهای آمریکا از آدمای ایران با ادب تزن!
بی وطن
دوشنبه 14 شهریور 1390 08:31 ق.ظ
یا سلام
موشمی به پایان کار خودش رسید و دیگر تعطیل شد. راضی ام. بحمدالله. دیگر دسترسی به قسمت نظراتش هم ندارم. گفتم اگر کارم داشتی میل بزن.
پاسخ مرد یخی : سلام
می دانم که با تفکر به این نتیجه رسیده ای. امیدوارم وقتی که آنجا صرف می کردی در آینده صرف کارهای بهتر و موثرتر شود.
سحر
شنبه 12 شهریور 1390 09:09 ب.ظ
سلام مرد یخی من هنوز درباره ی قصاص قانع نشدم منتها به قول شما شواهد و مدارکم کمه،مدارکم رو زیاد می کنم و باز مزاحم میشم چند روز بیشتر نیس با وبتون آشنا شدمخوشحال میشم لینکتون کنم اگه موافقید بهم خبر بدید....
پاسخ مرد یخی : سلام
منتظر می مانم. فقط دقت کنید که پیش فرض برای خودتون انجام ندین که مثلا قصاص بده و بعد بر این مبنا مدارک جمع کنید. چندان ساده نیست ولی سعی کنید با موضع بی طرفانه وارد شوید. دقت کنید بیشتر دلایلی که ارائه کردم مبتنی بر آمار نیست و اگر فکر می کنید صحیح نیست می توانید بدون جمع آوری داده یا آمار هم رد کنید.
در مورد لینک کردن نیازی به اجازه گرفتن نیست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر