تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - معلم قرآن


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

معلم قرآن

نوشته شده توسط:مرد یخی
یکشنبه 8 آبان 1390-06:32 ق.ظ

یکی از بچه های جلسه قرآن که در تجوید از بقیه واردتر است همتی کرد و سعی کرد تجوید افراد رو تصحیح کنه. خیلی هم اثرگذار بود و افراد خیلی جلو رفتن. خودم هم علاقمند شدم تا برخی موارد تخصصی تر مثل اخفا، غنه و مد رو بیشتر تمرین کنم. چند بار به یکی از دوستان گفتم باهام کار کنه ولی می گفت سرش شلوغه و به آینده موکول می کرد. تا ازش نا امید شدم. با یکی از دانشجوهای مصری آشنایی مختصری داشتم و می دونستم که وارد هست. با او مطرح کردم و بلافاصله با کمال میل پذیرفت. بعد که شروع کردیم دیدم از اون چیزی که فکر می کردم خیلی واردتره و ایرانی ها جلوتره. جلسه اول که شروع کردیم حمد و سوره رو تصحیح کرد. مثلا موقع قرائت "انعمت" روی میم غنه ایجاد می کردم که اشتباه بود. تلفظ ض رو تصحیح کرد. جالبه بدونین که گفت ض در حروف الفبا بیش از همه چیز به د شباهت داره نه ز یا ظ. یا این که در عربی مصر قلم رو الم تلفظ می کنن .یه پسر کشمیری هم بود، البته او بیشتر مشکل داشت و کلی در تلفظ خ مشکل داشت (گویا مثل انگلیسی در زبان اون ها هم خ وجود نداشت). وسط جلسه هم وقت نماز عصر شد و خواستن نماز عصر بخونن بهم گفتن اقامه بگو، گفتم اقامه ما فرق داره (نمی خواستم اقامه ای بگم که شهادت سوم ازش حذف شده باشه و از سوی دیگر اگر هم می گفتم حتما بهشون بر می خورد) و خودش اقامه گفت و طبق معمول اقتدا کردیم. بعد از جلسه قبول کرد هفتگی جلسه داشته باشیم. دفعه بعد که داشتیم هماهنگ می کردیم. آخر حرفام گفتم "اجرک عند الله و الرسول". بهش برخورد. گفت نباید بگی عندالرسول و فقط باید بگی عند الله. می خواستم توضیح بدم که گفت کار داره. بهش ایمیل زدم که جواب داد و منجر و رد و بدل چند ایمیل شد که آوردنش خالی از لطف نیست (البته ترجمه به فارسی شده اند):
1. در قرآن کریم در سوره قصص داریم که وقتی حضرت موسی پیش حضرت شعیب رفت. حضرت شعیب به او پیشنهاد داد ده سال برای او کار کند و در قبال آن او مزد بدهد و یکی از دخترانش را به عقد او در آورد. حضرت موسی آنجا نگفت تو حق نداری به من اجر و پاداش بدهی و فقط از خدا اجر می گیرم بلکه این پیشنهاد را قبول کرد. بنابراین می توان اجر و پاداش انبیا را قبول کرد. بیش از این حتی از انسان عادی هم می توان قبول کرد. شما هر جا کار کنید و پاداش بگیرید شرعا جایز است ولی نکته اساسی این است که آن را از جانب خدا بدانید و در صورتی که آن را از غیر خدا بدانید در توحید انحراف بوجود آمده است. این قانون کلی است خداوند افعال را با اسباب و وسایل انجام می دهد. وقتی می گویم اجرک عند الرسول منظورم این است که امیدوارم پیامبر هم بشما پاداش بدهد زیرا او نزد خداوند وجیه است و اگر بخواد می تواند پاداش بدهد ولی همان هم باذن الله است و منافاتی با توحید ندارد.
2. تو باید مواظب باشی قرآن را چگونه استفاده می کنی. این نا مربوط است که مشابه با واقعه بین موسی (ع) و شعیب، پیامبر می تواند به من به خاطر آموزش قرآن به تو پاداش بدهد. این نوعی تفسیر به رای است و در حدیث است کسانی که تفسیر به رای می کنند گمراه می شوند.
در ثانی من تو را متهم به شرک نکردم. این اتهام بزرگی است و این کلمه را نباید براحتی استفاده کرد. اگر معتقدی پیامبر بعد از مرگ خود می تواند پاداش بدهد این نکنه ای است که ترجیح می دهم در باب آن با تو بحث نکنم. همچین اگر معتقدی پیامبر در روز جزا می تواند پاداش دهد باز هم نمی خوام در این باب صحبت کنیم. تو باید مواظب باشی چگونه از قرآن برای تایید عقیده خود استفاده می کنی بخصوص اگر اطلاعات لازم برای تفسیر قرآن نداشته باشی. جزائک الله خیرا و امیدوارم الله ما را هدایت کند و اشتباهاتمان را ببخشاید.
3. (در این ایمیل سه لینک پست قبلی را برای او فرستادم) از پاسخت متشکرم. در مورد تفسیر قرآن کاملا حق با توست ما نباید تفسیر به رای انجام دهیم و باید از عقل تبعیت کنیم. ولی در کنار آن به خاطر داشته باش قرآن کریم می فرماید:
وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ

بنابراین هر کس متناسب با فهم خود می تواند از قرآن بهره ببرد. قرآن کتاب زندگی است و فقط برای قرائت نیست. ما باید همواره هنگام تفسیر محتاط باشیم اما این به این معنا نیست که نمی توانیم از قرآن برداشت کنیم.
نگفتم که مرا متهم به شرک کردی فقط می خواستم مطلب را واضح تر کنم. پیشنهاد می کنم این لینک ها را نگاه کنی.
امیدوارم موافق باشی این دو فرد از نظر علمی صلاحیت دارند. می خواهم متوجه شوی آن چیزی که ممکن است در ذهن داشته باشی مورد اجماع همه علما اسلامی نیست. امیدوارم خدای تبارک و تعالی همه ما را هدایت کند.
3. اولا مطمئنا قرآن فقط برای قرائت نیست بلکه برای فهمیدن و استفاده در زندگی است. اما فهمیدن و تفسیر آن باید بر مبنای دانش باشد نه عقل. و اگر بخواهی تفسیر کنی نیاز به دانش عربی، حدیث، شان نزول، ناسخ و منسوخ و ... داری. در مورد آیه ای که ذکر کردی هم منظور این است که این علوم هم باید باشد و ما هیچ گاه نباید مطمئنانه از عقل پیروی کنیم. این موجب گمراهی است. در ثانی هر کس از قرآن در محدوده دانش خود می تواند استفاده کند.
این ویدئوها هم به بحث ما ربطی ندارد. نباید بدون دانستن اعتقادانم تصور کنی از انهدام ضریح الحسین حمایت می کنم. در ضمن من از مذهب محمد بن عبدالوهاب تبعیت نمی کنم (خدا را شکر که عدم تبعیت از مذهب این مرد حتی برای این فرد هم افتخار است و آن را بعنوان یک نکته مثبت نقل می کند) و پیرو شافعی هستم. اما این به این معنا نیست مواظب اعتقادم در مورد پیامبر نباشم که ممکن است صحیح نباشد، بخصوص که در قرآن اشاره نشده است.
ترجیح می دهم این بحث را ادامه ندهیم. قصد ما کلاس تجوید بود. اگر بخواهیم در مورد تفسیر و اعتقادات بحث کنیم نیاز به وقت مجزا و پیش نیازهای دیگر دارد و با ایمیل زدن نمی توان انجام داد و بحث بدون داشتن این پیش نیازها و دانش ممکن است منجر به کدورت شود.
4. لطفا در نظر داشته باش به هیچ وجه قصد ندارم تو را متهم کنم چون اعتقاداتت را نمی دانم. توضیح خواهم داد چرا در خواست کردم آن ویدئوها را نگاه کنی.
وقتی می گویم از عقل باید تبعیت کنیم شامل مواردی که اشاره کردی هم می شود. ما از حدیث و... در تفسیر استفاده می کنیم چون عقل به ما این را می گوید. از تو خواستم آن ویدئوها را نگاه کنی تا متوجه شوی علما اسلامی در مواردی که ممکن است اعتقاد داشته باشی (دقت کن گفتم ممکن است) اجماع ندارند و هیچ اتهامی متوجه تو نکردم. بر مبنای این ویدئوها اگر قبول کنیم زیارت نبی و اولیا جایز است بی معنا است که به زیارت کسی بروی که صدای تو را نمی شنود یا متوجه حضور تو نمی شود و در این صورت زیارت عمل مهملی است. یا برای او قبر و ضریح بسازی. حال اگر پیامبر صدای تو را می شنود و متوجه حضور توست می توانی از او همانند دوران زندگی حضرتش درخواست کنی. می توانم احادیثی از بخاری و مسلم برایت بیاورم که در دوران زندگی حضرت مردم از او تقاضا می کردند و حاجت می طلبیدند و اگر اکنون هم صدای ما را می شنود شرایط فرق نکرده است. این بحث را چون دوست نداری ادامه نمی دهم فقط خواستم بگویم اعتقادات آنقدر که ممکن است در ذهن داشته باشی اجماعی نیستند. راستی هر دو عالمی که در آن دو ویدئو صحبت می کردند شافعی بودند.
از این به بعد بر تجوید تمرکز می کنیم و بابت آن متشکرم.
پ.ن.1:این نشان می دهد وهابیت تا بیخ گوش الازهر هم نفوذ کرده است.
پ.ن.2: چند وقت پیش با یکی از دوستانم صحبت می کردیم. فردی به ما گفت خیلی دوست دارم فارسی می فهمیدم. گفتم فارسی را کمی متوجه می شوی؟ گفت نه ولی تشخیص می دهم فارسی صحبت می کنید. گفت چطور علاقمندی؟ گفت پدرم ایرانی است؟ گفتم تا بحال ایران بودی؟ راستی می دانستی طبق قوانین ایران تو شهروند ایران هم محسوب می شود؟ گفت می دانم ولی پدرم کار سیاسی می کرده و اگر ایران برود دستگیرش می کنند. خودم هم 50-50 است و برای همین ایران نرفتم. گفتم پدر چه تفکری داشته؟ گفت کمونیست بوده و با شاه مبارزه می کرده ولی بعد از انقلاب و حاکم شدن دیکتاتوری اسلامی فرار کرد! گفتم هنوز هم کمونیست است؟ گفت نه مال وقت جوانی بوده. گفتم قبل از انقلاب ایران خیلی ها مبارزه می کردند و هر کس برای بعد از شاه برنامه ای داشت ولی بعد از انقلاب مبارزین مسلمان غلبه یافتند و بسیاری مخالف شدند. راستی خودت مسلمانی؟ گفت نه با این که مادرم هم ترکیه ای است ولی والدینم هر دو اسلام را ترک کرده اند. گفت بعد از انقلاب وضع را بدتر کرده اند. همین انتخابات اخیر! هیچ جای دنیا این قدر خشن با مردم برخورد نمی کنند. بعضی حوزه دو برابر افراد واجد شرایط رای وجود داشته. این توهین به شعور مردم است. گفتم بله این اتفاقات به ندرت در دنیای امروز رخ می دهد و امیدوارم در آینده اوضاع بهتر شود. بعد خداحافظی کردیم. از این جهت قابل توجه است که بدانیم یک مخاطب غربی از اخبار ایران آن هم با جزئیات آگاه می شود ولی کاملا جهت دار. فهمیدم رسانه در غرب خیلی موفق روی ذهن مخاطبانش اثر می گذارد.
 



تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 8 آبان 1390 07:37 ق.ظ

امیرحسین
یکشنبه 22 آبان 1390 09:59 ب.ظ
در مورد بنی قریظه هرچی بهتون گفتن رو قبول نکن. به کتاب تاریخ اسلام نوشته سید جعفر شهیدی مراجعه کنید تا ببینید که با استدلال این واقعه رو تحریف تاریخ میدونه و همچین چیزی که 700 نفر توسط امام علی گردن زده بشه صحت نداره. کمی منصف تر باشید. خودتون یه پایه هایی برای استدلالاتون میارید و جلو میرید که از اساس پایه های سستی هستن نظیر همین بنی قریظه
پاسخ مرد یخی : این نظر سید جعفر شهیدی است و ایشان نظرات شاذ در باب تاریخ کم ندارند. یعنی مواردی است که ایشان سر مواردی که اغلب عالمان دیگر از دید تاریخی قبول دارند اختلاف نظر دارند و در همین موردی هم که گفتید نظر ایشان با وجود محترم بودن در اقلیت است. در ضمن ایشان اصل واقعه را انکار نمی کنند بلکه در تعداد کشته ها و نحوه آن تشکیک می کنند. اکنون به کتاب ایشان دسترسی ندارم ولی شما اگر دسترسی دارید بروید دوباره مطالعه کنید که ایشان کل قضیه را انکار نمی کند. در این مورد خاص عدد ندادم ولی این واقعه در کتب روایی شیعه از جمله ارشاد مفید نقل شده و این قدر که شما با اطمینان می گید سست نیست. این که شک نیست در سیره پیامبر اعدام هم بوده. حتی در فتح مکه پیامبر حکم اعدام 6 نفر را صادر نمودند و فرمودند این افراد حتی اگر به پرده کعبه آویزان شدند اعدام شوند. قصدم از نقل جریان بنی غریظه این بود که پیامبر همیشه عفو نمی کردند و همه افعال پیامبر سنت است. در ابتدای انقلاب هم نسبت به موارد مشابه واقعا اعدام خیلی گسترده نشده. در انقلاب کبیر فرانسه 17000 نفر اعدام شدند ولی در ابتدای انقلاب بیشترین آماری که بیان می شود 400 نفر است که از سوی مخالفان جمهوری اسلامی است ولی اینترنت را که بگردید لیستی که ارائه می شود از 70 نفر بیشتر نمی شود. البته اعدام به ناحق حتی یکی هم زیاد است ولی معمولا چه در اعدام های ابتدای انقلاب و چه سال 67 این آمار و نحوه احکام است که رویش مانور داده می شود.
امیرحسین
یکشنبه 22 آبان 1390 09:56 ب.ظ
لینک مورد نظر:
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=45871
فارس احتمالا حذفش کرده چون لینک فارس رو پیدا نکردم
پاسخ مرد یخی : البته صحت یا عدم صحت این موضوع چیزی رو عوض نمی کنه و هدفم این نبود که وقوع چنین امری رو رد کنم. خواستم بگویم چنین خبری حداقل اکنون در فارس وجود ندارد که گویا قبول کرده اید.
امیرحسین
یکشنبه 22 آبان 1390 09:50 ق.ظ
همین آیت الله العظمی امام خمینی هم اگر در موضوع اعدامهای 67 از عدالت خارج شده باشه ولایت او ساقط میشه.. همینطور اعدامهای سال 58 بعد از انقلاب که به اعدام گسترده نیروهای شاه پرداختن درحالیکه در تاریخ اسلام وقتی پیغمبر مکه رو فتح کرد عفو عمومی صادر کرد و حتی ابوسفیان رو نکشت ولی آغاز انقلاب ما با اعدام گسترده همراه بود. همچنین قاضی مورد اعتماد امام خمینی آقای خلخالی بود که اگر سرگذشتشو خونده باشید میبینید که یک مرد دیوانه ی جلاد بوده که اکثر اعدامها رو او انجام داده و فرمانشو داده. خود سایت فارس نوشته بود وقتی امام از پاریس اومد خلخالی در خانه شروع به رقصیدن کرد.(در گوگل سرچ کنید آیت الله خلخالی+ رقص تا لینک سایت فارس براتون بیاد)همینطور مصاحبه هاش رو اگه خونده باشید میبینید این مرد عقل ناسالمی دارد
پاسخ مرد یخی : 1. بله اگر ایشان از عدالت خارج شده باشند از ولایت ساقط هستند. خود شما قید اگر آورده اید. آیا واقعا همین گونه بوده؟ اصل بر این است که ایشان عادل است مگر این که خلاف آن ثابت شود. اعدام های 67 هم مبهم است و یک سری ادعای اثبات نشده حداقل برای اینجانب. اگر برای شما این ادعا ها حجت است و عدالت ایشان را ساقط می دانید مشکلی نیست و می توانید معتقد باشید. برای خودم وظیفه نمی دانم اعتقاد شما را تصحیح کنم.
2. همان پیامبر که گفتید در قبال یهود بنی غریظه به گونه دیگر رفتار کردند و تمام مردان این قبیله را گردن زدند! جالب است کسی که این دستور را اجرا کردند اسد الله الغالب حیدر کرار علی بن ابیطالب بودند. پس در سنت پیامبر رفتار این چنین هم وجود داشته. این که کجا باید به کدام عمل کرد شخص آیت الله خمینی را به دلیل آشنایی بیشتر با اسلام از شما اصلح می دانم. اگر فکر می کنید صحیح نبوده مشکلی نیست و معتقد به آن باشید.
3. صحیح نیست انسان عفت کلام را رعایت نکند. آیا آقای خلخالی واقعا دیوانه بوده؟ مگر هر کس برقصد دیوانه یا جلاد است و بین این دو ملازمه برقرار است؟(راستی سرچ کردم لینک فارس پیدا نشد! تنها مواردی در برخی وبلاگ ها پیدا شد که احتمالا قبول دارید یک وبلاگ منبع مستند نیست.)
ترجیح می دهم این بحث را ادامه ندهیم. چون بنظر می رسد فضای عقلانی و انصاف بر آن حاکم نیست و در فضای خالی از این موارد حقیقت جویی گم می شود و بحث جدلی می شود.
امیرحسین
یکشنبه 22 آبان 1390 12:07 ق.ظ
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته
هرکس هرچیزی رو تایید کنه باید بتونه ازش دفاع کنه. شما گفتین راجع به اعدامها نظام پاک و بی گناهه. پس باید بتونین جواب شبهه هایی که به این قضیه وارد میشه رو بدین
پاسخ مرد یخی : دوست عزیز کجا گفتم نظام پاک و بی گناهه؟ برای خودتان می برید و می دوزید! گفتم ترجیح می دهم اظهار نظر نکنم. این به این معنی نیست که نظام بیگتاهه با مثلا گناهکاره. صد در صد در این نظام اشتباهاتی رخ داده ولی در هر مورد خاص وقتی می توانم اظهار نظر قطعی کنم که کم و کیف قضیه را بدانم. وقتی نمی دانم و فقط لیستی از اتهامات مخالفین جمهوری اسلامی شنیده ام که مستند نیست چه باید بگویم؟ اگر هم گرایش به نظام داشته باشم به این خاطر است که به آیت الله العظمی امام خمینی اعتماد دارم ولی این به این معنا نیست که ایشان معصوم است یا منصوبین ایشان بری از گناه هستند.
امیرحسین
پنجشنبه 19 آبان 1390 11:10 ق.ظ
سلام
شما با شبهه وارد کردن به اصل قضیه که یک واقعه ی اتفاق افتاده هس میخواین حرف خودتونو ثابت کنین. در حالی که در اتفاق افتادن این ماجرا شکی نیس. بعضی از هم عقیده های شما اینجوری توجیه میکنن که اونهامعاند و مفسد فی العرض بودن و قتلشون واجب. ولی شما در صورت سوال باقی مانده اید چه برسه به این که من بخوام از شما جواب بگیرم
پاسخ مرد یخی : سلام
سعی داشتم بگم کم و کیف این قضیه مبهم است و ما فقط روایت مخالفان جمهوری اسلامی را شنیده ایم در حالی که قضاوت عادلانه وقتی میسر است که حرف دو طرف را بشنویم و به شواهد و مدارک دسترسی داشته باشیم. کی و کجا اصل این قضیه رو مورد شبهه قرار دادم؟ مگر من در این مورد مسئولم که به شما پاسخ دهم که انتظار جواب دارید؟
امیرحسین
چهارشنبه 18 آبان 1390 02:43 ب.ظ
سلام.
3.آمار غیر رسمی رو قبول ندارم. آمار رسمی سازمان حقوق بشر تعداد اعدامیان رو بالای 3000 نفر میدونسته. که اکثرا در گورستانهای بی نام و نشان خاک شده اند. گورستانی به اسم خاوران. 100000نفر که لایق مرگ باشند اگر توسط اسلام کشته شوند خیلی هم خوشحال میشم اما مشکل اینه که اگر به طرز محاکمه ها از بازماندگان اون وقایع اطلاعاتی کسب کنید میبینید که کاملا غیر منطقی و عجولانه افراد رو به مرگ محکوم میکردند. اگه تو سایت ویکی پدیا اعدامهای سال 67 رو سرچ کنید فکر کنم بد نباشه. سایت بی بی سی هم تا حالا چندتا مصاحبه با بازماندگان اون وقایع کرده .
اینم ربطش به این پست نبود به پی نوشتتون بود که راجع به ایران و کمونیستها مطالبی نوشته بودین.
2. شرک چند نوعه. من نگفتم مستقیما مشرک میشیم بلکه دچار شرک خفی میشیم یا عده ای میشند.
فکر کنم بهتر باشه ایمیلی تحثمون رو دنبال کنییم. ایمیل منو دارین؟
پاسخ مرد یخی : سلام
1. در مورد تعداد اعدامی ها آمار رسمی وجود ندارد. رسمی هم یعنی این که لیستی باشه که مورد قبول جامعه جهانی باشه. منظورتون از سازمان حقوق بشر چی هست؟ شاید بیش از هزار سازمان مرتبط با حقوق بشر وجود داشته باشد. اگر منظورتون کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل هست این سازمان هیچ آمار رسمی ارائه نکرده و حتی جمهوری اسلامی را در مورد این قضیه محکوم نکرده. اتفاقا یکی از اعتراضات مخالفان جمهوری اسلامی این هست که چرا سازمان های بین المللی معتبر وابسته به سازمان ملل هستند این قضیه رو پیگری نمی کنند. اگر منظورتون عفو بین الملل هست. این سازمان رسمی نیست (سازمان خصوصی هست) ولی اون هم آمار ارائه نکرده و فقط برآورد داده که اون هم قابل استناد نیست. قبلا هم گفتم ترجیح می دم در این مورد خاص اظهار نظر نکنم چون قضاوت صحیح وقتی قابل انجام است که حرف دو طرف رو بشنویم. در کامنت قبل هم فقط خواستم بگم سازمان مجاهدین خلق بعنوان یکی از سازمان مهم درگیر اسم کمتر از صد نفر رو اعلام کرده. اگر واقعا چند هزار نفر بوده چرا این سازمان اسامی رو منتشر نمی کنه؟ آیا این نشون نمی ده که ابهام بالا وجود داره؟ این هم جالبه: از کی سایت ویکی پدیا و بی بی سی فارسی شدن آمار رسمی؟ ویکی پدیا رو کی نوشته؟ بی بی سی رو کی اداره می کنه؟ آیا چند مصاحبه با مخالفان جمهوری اسلامی واقعیت رو نشون می ده؟
پی نوشت پست مربوط به این نکته نبود بلکه مربوط به رسانه در غرب بود!
2. بحث شرک اینقدر واضحه که نیاز به بحث زیاد نمی بینم. همونطور که به خواننده دیگر هم اشاره کردم شما چند مقاله نوشته شده توسط علمای شیعه بخونید اگر غیر منطقی بود و نکته ای داشتین می تونیم صحبت کنیم.
امیرحسین
چهارشنبه 18 آبان 1390 08:15 ق.ظ
سلام
اون بحث تجوید که منم میدونستم نباید اونجا غنه داشت. ساده ترین کتابای تجوید همینا رو میگه و ربطی به مصر یا ایران نداره.
به نظر من راجع به قضیه عند الرسول حق با اون مصری بوده و عقیده اش عقلانی تر بوده. اونا پیامبر رو بشر میدونن و مثل ما ائمه رو تا نزدیک شرک بالا نمیبرند. ما عادت کردیم هروقت میریم پیش امام رضا میکیم امام رضا مشکلم رو حل کن و اینکه ایشون واسطه هس رو فراموش میکنیم و دچار شرک خفی شاید میشیم
راجع به کمونیست و مجاهدین واقعا نظام از جاده ی عدالت به نظر من خارج شد.اعدامهای سال 67 دلیلی بر این مدعاست.و لا یجرمنکم شنآن قوم ان لا تعدلوا
پاسخ مرد یخی : سلام
1. نگفتم شما اون مساله تجویدی رو نمی دونید یا در کتاب تجوید وجود نداره یا این که به مصر یا ایران ربط داره! و کلا متوجه نشدم منظورتون چی هست؟
اگر خیلی براتون عجیبه یا چنین اشتباهی ابتدایی است به حساب ضعف من در تجوید بذارید.
2. در مورد توسل به ائمه تا حدی در متن اشاره کردم. بهتر بود اگر غیر منطقی می دونین با ذکر دلیل بیان کنید. مگر ما پیامبر رو غیر بشر می دونیم؟ شما از عوام شیعه هم بپرسید پیامبر رو انسان می دونن! اگر قرار باشه که درخواست از غیر خداوند شرک باشه همه افراد بشر مشرک هستن. خود شما پیش نمی یاد از انسان های دیگر برای حل یک مشکل کمک بگیرید چه برسد به امامان و پیامبران؟حدس شخصیم این هست که شما از عوام شیعه هم بپرسین بیش از 90 درصد ائمه رو وسیله می دونن نه موجودی در عرض خداوند. تا جایی که دیدم محبوبترین و شایع ترین دعا در بین شیعیان دعای کمیل و ندبه است نه دعای توسل.و در پایان تمام مراسم مذهبی شیعیان دعاها خطاب به خداوند است. حال اگر عده ای هم پیدا شوند و انحراف عقیدتی داشته باشند که نباید به حساب همه شیعیان گذاشت.
3.در مورد اعدام سال 67 (جدای این که ارتباط مستقیمی به مطالب این پست ندارد و نمی دونم برای چی مطرح کردین) ترجیح می دم تا وقتی همه جوانب روشن نشده اظهار نظر قطعی نکنم. تا کنون بیشتر روایت یک طرفه از این واقعه شنیده شده (روایت مخالفان جمهوری اسلامی) ولی قضاوت منصفانه رو وقتی می شه زد که حرف های جمهوری اسلامی رو هم بشنویم. برای نمونه فقط یک نکته در باب تعداد اعدامی ها. منابعی هست که تعداد رو بالای 10000 ذکر می کنه و چون مجاهدین خلق قابل توجه بوده باید چند هزار عضو این سازمان باشن. شما اگر برین سایت مجاهدین خلق اونجا بخشی با نام یاد شهیدان وجود داره. در اون لیست کمتر از صد نفر اسم مربوط به سال 67 و در تهران وجود داره. خودتون حدس بزنید چقدر ابهام بالاست.
سحر
جمعه 13 آبان 1390 09:19 ق.ظ
بحث خیلی جالبی بود ...برای منم زیارت از قبور ائمه و چیزی خواستن ازشون سوال شده اگه میتونین این بحثو بازش کنین....در مورد مساله اخرم باید بگم که درسته رسانه های غربی مثل تمام رسانه های دنیا به افکار مردم جهت میدن...اما اون واقعه چیزی کمتر از این نبود ...یه نکته دیگه ای هم که هست اینه که این اتفاقاتی که رسانه ها نشون دادن همش در یک کشور اسلامی رخ داده بود...
پاسخ مرد یخی : بحث زیارت و حاجت طلبیدن بصورت خوب توسط علما پاسخ داده شده. شما یه سرچ اینترنتی بکنید و چند مقاله بخونین. اگر قانع نشدین در حد وسع و توان در خدمت هستم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر