تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - معلم قرآن 2


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

معلم قرآن 2

نوشته شده توسط:مرد یخی
دوشنبه 23 آبان 1390-02:52 ق.ظ

مطالب زیادی است که دوست دارم در موردشان بنویسم ولی وقت محدود است و خودم کم حوصله شدم.
بعد از بحثی که دوست مصری که داشتیم دیگر بحثی نداشتیم. یک بار در جلسه وقت نماز عصر شد. وقتی می خواست نماز بخواند می خواست با کفش نماز بخواند! گفتم بهتر است کفشت را در بیاوری و قبول کرد. بعد از حدود 2 هفته یک ایمیل زد و جوابی دادم که باز نقل می کنم:
1. سلام
من از امام جماعت و معلم مان که یک عالم حنفی با سواد است که اجازه تفسیر دارد در مورد جمله اجرک عند الرسول پرسیدم و او گفت این هیچ پایه و اساسی در اسلام ندارد. پس لطفا این جمله را به من نگو.
خدا خیرت بدهد.

2. در مورد نظر امامت جماعت حق با توست و هیچ گاه این جمله را خطاب به تو بکار نمی برم. قبلا هم به تو گفتم که برخی عالمان دینی این نظر را دارند ولی این چیزی نیست که مورد توافق همه باشد. مثلا لینک زیر را نگاه کن:


http://www.dar-alifta.org/ViewFatwa.aspx?ID=2623&text=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84%20%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%8A

این پاسخی است که علمای الازهر درآن به جواز توسل و زیارت پیامبر حکم داده اند. از امامت سوال کن اگر این مخالف اسلام است چرا به آن حکم داده اند؟ وقتی می گویم اجرک عند الله یعنی امیدوارم و دعا می کنم که خداوند به تو پاداش بدهد. وقتی هم می گویم اجرک عند الرسول یعنی امیدوارم و دعا می کنم پیامبر به تو پاداش دهد دقیقا به همین دلیلی که در این لینک به آن اشاره شده است. متاسفانه برخی اتباع ابن تیمیه مطالبی بیان می کنند که صحیح نیست. آنها حق دارند بگوید نظر ما بر مبنای فهم ما از قرآن وسنت این است ولی نمی توانند بگویند همه علمای اسلامی با ما هم نظرند و اجماع بر چیزی دارند که ما می گوییم در حالی که در واقعیت چنین نیست و آنها یک اقلیت هستند. از امامت بپرس اگر جایز نیست چرا الازهر می گوید جایز است؟ تا اینجا ما بعنوان مسلمان می فهمیم علما در این مورد اختلاف نظر دارند. ما وظیفه داریم به دلایل هر دو گروه گوش کنیم و قول احسن را برگزینیم چنان که خدای متعال فرموده:
فبشر عبادی الذین یسمعون القول فیتبعون احسنه اولئك الذین هداهم الله واولئك هم اولو الالباب
پیشنهاد می کنم کتاب های هر دو گروه را بخوان و با تفکر انتخاب کن کدام گروه درست می گوید.
3. توسل به پیامبر یک چیز است و این که او می تواند پاداش بدهد چیز دیگر. در ضمن امام ما حنفی است و با اطمینان بالا از ابن تیمیه تبعیت نمی کند.
4. اگر ادامه این بحث تو را ناراحت می کند بگو ادامه ندهم چون نمی خواهم حرفی بگویم که با اعتقادات تنافی داشته باشد و ناراحت شوی. حدسم این است امامتان اهل پاکستان و شرق آسیا است. تقریبا مطمئنم اگر از او بپرسی می گوید توسل به پیامبر مجاز نیست و شرک است. او حنفی است و از نظر فهی تابع ابن تیمیه نیست ولی احتمال زیاد از نظر اعتقادی با او هم عقیده است.
حال فرض کن توسل به پیامبر جائز است. معنای آن چیست؟ یعنی می توانیم از رسول خدا بعنوان یک وسیله برای سوال از خداوند استفاده کنیم. مثلا بگویم:
یا رسول الله انی اتوسل الیک ان تسال الله اجر فلانا
اما مانند بسیاری موارد که یک جمله را خلاصه می کنیم می گوییم» اجرک عند الرسول. دقیقا مانند وقتی که می گوییم اجرک عند الله ولی منظور ما این است:
یا الله انی اسالک اجر فلانا
ممکن است بگویی ولو اگر این کار جایز باشد چرا این کار را می کنی مستقیم از خود خدا بخواه. جواب این است که اراده خداوند توسط اسباب و وسایل دیگر جاری می شود. مثلا وقتی مریض می شوی می روی دکتر. چرا نمی مانی خانه و مستقیم از خود خداوند تقاضای شفا یافتن نمی کنی؟ خداوند قادر بر درمان هر مرضی است که او قادر قهار است. حتی بیماری هایی که پزشکان نمی توانند درمان کنند. پس لطفا پزشک نرو و از خود خداوند شفا بطلب! هر جوابی که به این سوال می دهی جوابم به این سوال است که چرا مستقیما از خداوند در خواست نمی کنم. البته همواره از خداوند هم درخواست می کنیم و من از الله تبارک و تعالی هم درخواست می کنم چه برای شفا گرفتن چه برای اجر داده شدن اما از رسول اکرم هم بعنوان یک وسیله استفاده می کنم. اما رسول هم مانند دکتر باذن الله اجر می دهد و هر کس معتقد شود که مثلا دکتر بدون اراده اللهی شفا می دهد دچار شرک است. در واقع این مطلب ریشه قرآنی دارد:

یایها الذین أمنوا إتقوا الله وإ بتغوا إلیه الوسیلة وجاهدوا فـی سبیله لعلكم تفلحون
5. نه امام ما نمی گوید توسل حرام است اما می گوید ترجیح این است که انجام نشود چون خیلی انسان های جاهل شرایط آن را نمی دانند و دچار شرک می شوند. حتی برخی مستقیما از قبر تقاضای حاجت می کنند. او اهل پاکستان نیست بلکه اهل هند است و در دانشگاه علوم اسلامی ندوات العلما درس خوانده که دانشگاه معروفی است و پیرو ابن تیمیه نیست چه در اعتقاد چه در فقه. تخصص او تفسیر قرآن است که در آن اجازه دارد (او در ادبیات عرب متخصص است و تو نمی توانی بدون تخصص در ادبیات عرب تفسیر قرآن کنی).
با این توضیحات که گفتی منظور تو این است که از رسول می خواهی که از خدا بخواهد پاداش بدهد این با این که خود پیامبر پاداش بدهد فرق دارد. روی هم رفته من هیچ وقت نگفتم تو مبتلا به شرک هستی اما ترجیح می دهم این جمله را نگویم. کاری که می کنی ایستادن بر لبه پرتگاه است و تنها یک ریسمان سست داری که از سقوط تو جلوگیری می کند. بجای این که دوری کنی تا حریم امن داشته باشی اصرار داری که نزدیک به خطر قرار بگیری. افرادی هستند با این کار به شرک سقوط می کنند و از پیامبر مستقیما کمک می خواهند که خودش کمک کند و حتی در مقابل قبر اولیا سجده می کنند.
من به شخصه از مسیر امن استفاده می کنم تا نگرانی نداشته باشم اما دیگران را هم متهم به شرک نمی کنم. مطمئنا خیلی امنیت بالاتر است که از خود خداوند درخواست کنیم و من همین مشی را ادامه می دهم.
بنابراین ترجیح می دهم آن جمله را به من نگویی ولی تو را هم از گفتن آن به دیگران منع نمی کنم. در این مورد هم نمی خواهم دیگر بیشتر صحبت کنیم.
با احترام
پ.ن.1: بحث را خودش شروع کرد و بعد قطع کرد و گرنه دوست داشتم ادامه می دادیم. اما نکاتی قابل توجه است. اولا این که چقدر استدلال های این جماعت ساده و باطل است. حدسم این است که در بین این نامه ها و جواب دادن ها با امام جماعت حنفی صحبت کرده و جواب گرفته چون می بینید که
در نامه ها از او نقل قول می کند که مستقیم با سوالاتی که مطرح کرده ام ارتباط دارد. با چند نامه کسی که هیچ گونه توسل و شفاعت پیامبر حتی در قیامت نمی پذیرفت به اینجا رسید که این کار جایز است حتی در این جهان و در حالی که پیامبر رحلت کرده اند. در این بین از عالمی هم کمک گرفته و صحبت کرده و معلوم است عالم هم حرفی برای رد کردن استدلال تشیع و عمده علمای خودشان ندارد. چقدر خوب است که ابن تیمیه این قدر رسوا و آرای نا معقول دارد که ان عالم حنفی هم فهمیده و سعی دارد خود را از تبعیت از این مرد بری کند. اگر ادامه می داد می خواستم بگویم پس وقتی هم مریض می شوی راه امن را انتخاب کن و پیش دکتر نرو! بنشین خانه و از خود خداوند مستقیم درخواست کن که "یا من اسمه دوا و ذکره شفا". مگر همان جا هم کلی عوام نیستند که ممکن است دچار شرک افعالی باشند و دکتر را مستقل از خدا شافی بدانند. اصلا متوجه نیست این قانون است که باید به در خانه پیامبر و اهل بیت رفت و نرفتن پیش این ذوات مقدسه یعنی تقاضای شفا از خداوند بدون مراجعه به دکتر .در ثانی گفته برخی به قبر سجده می کنند و از قبر حاجت می طلبند. معلوم است عالمش فهمیده طرف مقابلش یک شیعه است. ای جماعت مخالف خدا را در نظر بگیرید کدام شیعه از خود قبر و مشتی خاک حاجت می طلبد؟ هر انسان عاقلی می فهمد اگر کسی هم حاجت بخواهد از قبر نیست بلکه صاحب قبر است. اگر کسی سجده می کند دچار شرک در عبودیت شده نه شرک در توحید افعالی و این ها متوجه نیستند توسل و سجود دو چیز مجزا هستند و هیچ عالم شیعه به جواز سجود بر غیر خدا معتقد نیست. قبلا وقتی استدلالات شیعه را می خواندم یا خودم فکر می کردم و به نتیجه ای می رسیدم فکر می کردم شاید واقعا آن ها هم حرفی دارند و مثلا نکته ای هست که ما در نظر نمی گیریم و گرنه اگر قضیه این قدر واضح است چرا قبول نمی کنند؟ اما هر چه بیشتر با این جماعت صحبت می کنم بیشتر معتقد می شوم که واقعا حرفی برا ی گفتن نیست و چه بسیار است مواردی که انسان های زیاد حول یک امر غیر عقلی اجماع کرده اند مثلا 700 ملیون هندو بر تقدس گاو اجماع کرده اند!!! اما آیا واقعا حرفی عقلی برای گفتن دارند؟ و هر چه می گذرد بیشتر به تشیع خود افتخار می کنم.
پ.ن.2: عید الله الاکبر عید غدیر خم نزدیک است. ضمن تبریک همه با هم تکرار کنیم:
الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه الامام الهمام حیدر صفدر کرار، لا فرار امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام و الصلوه
مراسمی هم داشتیم که شاید در مورد آن هم بنویسم.
پ.ن.3:چند وقت پیش داشتم نماز عشا می خواندم با این که مهر استفاده می کردم و دست باز بودم (یعنی معلوم بود شیعه هستم). سه نفر از اهل سنت شیخین آمدند و اقتدا کردند. نمی دانستم چه کار کنم چون داشتم نماز عشا می خواندم و آن ها وقت اذان عشاء شان نشده بود و نماز مغرب را می خواندند. نماز را ادامه دادم و سعی کردم تا حدی که به نماز خودم اشکال وارد نشود مطابق آنها نماز بخوانم. وقتی هم نماز تمام شد (آنها هنوز مشغول بودند چون در رکعت دوم اقتدا کرده بودند) سریع بلند شدم و آمدم!




تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 6 آذر 1390 04:05 ق.ظ

امیرحسین
یکشنبه 6 آذر 1390 04:16 ق.ظ
سلام مجدد
منم میتونم بیام کانادا؟ شرطش چیه؟
من لیسانس مکانیک از صنعتی اصفهان و فوق از یزد دارم میگیرم. بهمن دفاع میکنم. به نظرتون میتونم بیام؟
البته مشکل سربازی هم هس و باید اول سربازیمو برم.
فضای اونجا چطوره؟ از نظر علمی اونجا راضی هستی و لذت هم میبری؟بچه ها میگن غرب همه چی سر جای خودشه و هرکی تلاش بکنه نتیجشم میبینه و نا امید نمیشه
پاسخ مرد یخی : سلام
1. اگر سرچ اینترنتی انجام بدین سایت ها و وبلاگ هایی برای همین منظور ایجاد شدن که خیلی خوب و با جزئیات لازم شرح دادن و اون ها رو مطالعه کنید بهتره چون هر چقدر هم توضیح بدم مثل اون ها نمی شه. بعد می تونین اگر روی جزئیات خاص مساله ای بود بیشتر صحبت کنیم. این که امکان با شرایط شما هست یا نه جوابش در حالت کلی سخته، امکانش هست ولی به معنای قطعیت نیست.
2. فضای اینجا رو تا حدی منعکس کرده ام. ار نظر علمی هم راضی هستم.
امیرحسین
شنبه 5 آذر 1390 02:00 ب.ظ
سلام
دکترا هم تو کانادا ادامه میدید؟
پاسخ مرد یخی : سلام
معلوم نیست. تا خدا چه خواهد.
امیرحسین
شنبه 28 آبان 1390 11:00 ق.ظ
چقدر زیبا بود این حادثه که سه نفر از اهل سنت با اینکه میدونستن شیعه ای بهت اقتدا کردند. کاش همیشه اینجوری وحدت داشته باشیم
دیانی
شنبه 28 آبان 1390 09:21 ق.ظ
سلام
خوبی برادر؟
خسته نباشی!
معمولا متنهات رو از روی گوگل ریدر میخونم و واقعا استفاده میکنم
چند نکته:
اولا این متنت شروعش خوب نبود. چند بار خوندم تا فهمیدم هر کدام از این شماره ها حرف یکی از شما بوده. اول فکر کرده بودم که همه شماره ها حرف اون بوده و لی به شماره 3و 4 که رسیدم دیدم متناقضه و تازه فهمیم قضیه چیه!
دوم: به نظر من هم می‌ایستادی و باهاشون صحبت می‌کردی و می‌گفتی نماز عشای من بوده بهتر بود! البته خب من خودم درر چنین شرایطی نبودم که ببینم خودم چکار می‌کنم؟
سوم:
یک سوال بسیار مهم. دوست دارم در جوابش یک پست بنویسی! اگه زحمتی نیست البته!
واقعا راضی هستی از این که (ان‌شاءلله)موقتا از ایران رفتی؟ از نظر زندگی، از نظر دینی، از نظر خانوادگی، از نظر درسی، از نظر این که مجردی و....
پاسخ مرد یخی : سلام علیکم و رحمه الله

1. دفعه بعد دقت می کنم بهتر بنویسم. موقع نوشتن ذهنم اومدا ولی گفتم خواننده متوجه می شه.
2.شاید بهتر بود ولی با خودم گفتم در عالم واقع اختلالی به نماز اون ها وارد نشده.
3. در این مورد ان شا الله دعا کنین بیام ایران و حضورا مفصل جواب بدم. اما بصورت خلاصه روی هم رفته از کلیتش راضی هستم غیر از یک موضوع خاص که ربط مستقیم به خود خارج رفتن نداره و ممکن بود می موندم در ایران هم برام پیش می اومد ولی این قدر تبعات داشت برام که اگر برگردم به قبل حتما در برخی تصمیماتم تجدید نظر می کنم و اگر بین خارج نیومدن و اون نکته مجبور به انتخاب بشم ترجیح می دم می موندم ایران ولی همونطور که گفتم ربط مستقیم به اصل قضیه نداره و امیدوارم در نهایت جبران بشه. این از کلیت از نظر درسی که راضی هستم و بهتر است. از نظر دینی نمی دونم چون مزایا و معایب رو با هم داشت و نمی دونم روی هم رفته به نفعم شد و هست یا نه ان شاالله که به فضل خدا خیر باشه. از نظر زندگی اقتصادی که بهتر است. از نظر مجردی هم که خیلی ربط مستقیم نداشت و اگر دقت کنی از دوستان مشترکمون که ایران هستن هنوز تعداد قابل توجهی مجردن ولی این که آیا اگر برگردم عقب ازدواج می کنم یا نه؟ فکر کنم حداقل تلاش بیشتر می کنم. از نظر خانوادگی (یعنی دوری) هم خیلی برام سخت نبود.

سلامت و موفق باشی.
برایم دعا کن.
سروش
جمعه 27 آبان 1390 02:56 ق.ظ
سخنان حضرت آیت الله بهجت (ره):
http://www.4shared.com/video/GQHbopdS/doa-payae-dars-sefaresh-be-seq.html
در مورد نظر برخی مراجع در مورد اقتدا به اهل سنت (برای وحدت):
بنده چون خودم مقلد مرحوم آیت الله بهجت بودم می دانم که ایشان اقتدا به امام جماعت اهل سنت را مجاز نمی دانند. اما برخی مراجع نظر متفاوتی دارند:
آیت الله خامنه ای:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=3&tid=22
این لینک فکر می کنم نظرات اکثر مراجع را نوشته (البته به جز چند مورد بنده نمی دانم بقیه صد در صد صحیح باشد):
http://www.askquran.ir/archive/index.php/t-25077.html
پنجشنبه 26 آبان 1390 11:03 ب.ظ
سلام
چرا از اینکه اونا به تو اقتدا کردن مضطرب شده و زود مکان رو ترک کردی؟!
در مورد توسل هم چون معمولا آدما وقتی یک نفر رو واسطه قرار می دن هدفشون تحت تاثیر قرار دادن مقام بالاتره بنابراین اینا هم فکر می کنند که هدف ما هم اینه که نعوذبالله خدا رو از طریق دیگران تحت فشار قرار بدیم و از مقایسه این دو اینجور فکر میکنند که توسل بده.
پاسخ مرد یخی : سلام
چون داشتم نماز عشا می خوندم و اونا داشتن نماز مغرب رو اقتدا می کردن و فکر کردم شاید نمازشون در فقه خودشون صحیح نباشه و بعد اگر بفهمن ناراحت بشن.
مشکل اصلی این ها با توسل درخواست از غیر خدا و شرک دونستن این عمل هست.
سروش
سه شنبه 24 آبان 1390 09:40 ب.ظ
سخنرانی آقای نخشوانی در مورد سو برداشت ها از شیعه هم خیلی خوب است. من روش ایشان را خیلی خیلی می پسندم چون روش ایجاد وحدت و اثباتی است:

http://www.youtube.com/watch?v=2nTp1XPNMmQ
پاسخ مرد یخی : ممنون از لینک. باید فکری هم به حال وهابیت کرد! همانطور که گفتید خود آغاز بحث با آن ها فی ذاته کار مشکلی است.
سروش
سه شنبه 24 آبان 1390 09:29 ب.ظ
مثال مهر مثال خوبی است. چند وقت پیش یک بنده خدایی از عوام در نمازخانه پرسید این چیه که شما می گذارید جلوی تان؟ بنده هم در حد سوادم گفتم امام ما می گوید پیامبر وقتی سجده می کرد بر اجسام طبیعی سجده می کرد. در مسجد پیامبر که فرش و این چیزها نبوده. اما بعد که فرش اضافه شد امام ما می گوید که شما همچنان باید پیشانی تان را بر روی خاک بگذارید. حالا امام شما هم ممکن است چیز دیگری بگوید. بعد سوال کرد از صحابه و اینکه می گویند شیعه توهین می کند به صحابه. گفتم شیعه توهین نمی کند. می گوید در غدیر پیامبر وقتی گفت مولا منظورش جانشین هم بود فلذا علی (ع) می بایست اولین خلیفه می بود.
حالا آن بنده خدا قبول کرده باشد یا نه مهم نیست ولی حداقل سعی بنده بر این بود که بگویم ما هم مسلمانیم.
البته وهابی ها که اصلا اهل صحبت نیستند و اصولا دگم تر از آن هستند که بخواهند وارد بحث شوند. این ها هم که می پرسند سنی های غیر وهابی هستند و اکثرا متولد یا بزرگ شده همین جا.
شما هم اکراه نداشته باشید از اینکه بهتان اقتدا کنند. این خود نشانه خوبی است. سعی کنید مستحباتی را که آنها انجام نمی دهند ترک کنید و به واجبات اکتفا کنید.
موفق باشید
پاسخ مرد یخی : فقط برای تکمیل:
اعتقاد شیعه این است که سجده بر سه قسم جایز نیست:خوراکی ها و پوشیدنی ها و معدنی قیمتی مثل طلا و نقره. در مسائل فقهی نمی توان استدلال کاملا عقلانی نمود ولی حکمت آن این است که این ها معبود اهل دنیا هستند و اگر هم دقت کنیم مظاهر دنیا در زندگی روزمره در این سه قسم قابل خلاصه نمودن است. غیر از این ها سجده بر همه چیز جایز است از جمله چوب ،خاک، کاغذ، برگ غیر خوراکی و... از سویی سجده نماد اعلی عبودیت و نهایت خضوع است و در آن بنده افضل جوارح خود را که پیشانی باشد بر زمین می گذارد که اظهار کوچکی و خضوع کند. از بین همه مواردی که سجده بر آنها جایز است خاک افضل است چون نهایت خضوع همین است و از گذشته دور خضوع در برابر حتی انسان ها با به خاک افتادن قرین بوده استو. و سنت پیامبر هم همین بوده است. حال برخی از عامه تهمت می زنند شما مهر را می پرستید یا چون تربت امامان شیعه را استفاده می کنید منظورتان خضوع در برابر آنهاست و مشرک هستید. و واقعا چه دلیل دیگری هست که در مسجد النبی و مسجدالحرام مثل یک جرم بزرگ با سجده بر مهر برخورد می کنند و مهر را ضبط می کنند؟! یکی نیست بپرسد که شما که بر فرش سجده می کنید یا به هر حال بالاخره مسجود دیگر دارید می خواهید فرش را بپرستید؟! قصد توهین ندارم ولی در بین برادران احناف برخی حتی پاک بودن سجده گاه را شرط نمی دانند مثلا:
http://sh.rewayat2.com/fkh_osol/Web/2513/005.htm

آنجا که می گوید:
روى أبو یوسف عن أبی حنیفة رحمهما الله أن النجاسة فی موضع السجود لا تمنع عن الجواز

یعنی از خود شخص ابوحنیفه که لقب امام اعظم دارد این قول نقل شده. نتیجه اش این است که مثلا اگر فرش نجس بود مثلا توسط یک بچه مانعی ندارد بعنوان مسجود استفاده شود! و بوده اند کسانی که حتی سجده بر خود نجاست را جایز می دانستند!
همانطور که گفتم در فقه استدلال عقلی راهی ندارد ولی خودتان قضاوت کنید کدام مسیر عقلانی تر به نظر می رسد؟
سروش
سه شنبه 24 آبان 1390 09:21 ب.ظ
تا می توانید در نمازهای جماعت شان شرکت کنید. بنده به شخصه از روش هایی که برخی جاهلان شیعه به کار می گیرند بیزارم. روشی که اول از لعن و نفرین و اثبات کفر فلانی و فلانی شروع می شود. این گروه های شیعه (که اکثرا با آمریکا و قدرت ها خیلی رابطه خوبی هم دارند) عامل اصلی ایجاد اختلاف هستند. نه کسی را شیعه می کنند، نه محبتی ایجاد می کنند، بلکه کلی شیعه را هم به کشتن می دهند. خدا هدایت شان کند.
راه درست آن است که مرحوم آیت الله بهجت (ره) تاکید داشتند. ایشان می فرمودند در برخورد با عوام راه اثبات را پیش بگیرید. یعنی این ها اکثرا اصلا شیعه را جزء مسلمانان نمی دانند (حتی اگر صریح نگویند). ما را جزء فرق اسلامی حساب نمی کنند. می گویند شما شیعه هستید نه مسلمان! حضرت آقای بهجت می فرمودند شما باید اول با اینها بنشینید و اثبات کنید که صادق (ع) حداقل هم سطح ابوحنیفه و امام شافعی بوده. بعد که آن حجاب و سرسختی کنار رفت و پذیرفتند بله شما هم امام تان در حد امامان سایر فرق هست، بعد تعصب را کنار می گذارند و می آیند احادیث امام صادق (ع) را هم می خوانند. بعد راه گشوده می شود برای استدلال و بحث.
پاسخ مرد یخی : باید دقت کنید مساله به همین سادگی نیست. آیت الله بهجت ضمن این توصیه نماز پشت عامه را صحیح نمی دانستند (که فتوای اکثریت مراجع هم همین است) و حتی وصل شدن صفوف جماعت را صحیح نمی دانستند. این توصیه و حرف های شما صحیح است ولی باید دقت کرد نباید طوری شود که برخی اعتقادات کمرنگ شود و شیعیان باید عقاید شیعه را کامل بدانند.
سروش
سه شنبه 24 آبان 1390 09:15 ب.ظ
عید شما هم مبارک.
یکی از دوستان حرف به جایی می زد. همان طور که ما اکثرا مقلد هستیم (حتی بعضا در اصول!) عوام هم اکثرا مقلد هستند. واقعا به برخی شان حرجی نیست. باید به زبان نیکو و با حسن ظن برخورد کرد. محبت سنگ را هم آب می کند چه برسد به انسان. در نتیجه شما سعی کنید محبت را محور قرار دهید. استدلال متین به تنهایی راه به جایی نمی برد همان طور که گفتید. انسان موجودی است که بیشتر از عقل تابع احساس است. خیلی ها هم که مسلمان یا شیعه شدند ابتدائا در اثر برخورد با مسلمانان یا شیعیان با محبت بوده است و بعد عقل و استدلال چراغ راه شان شده.
خیلی اوقات هم دقت داشته باشیم که حرف های ما (اگر از روی اخلاص و عقل باشد) ممکن است الان سریع تاثیر نگذارد ولی شاید سال ها بعد تاثیر خودش را بگذارد. اصرار نداشته باشیم سریع نتیجه بگیریم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر