تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - با خوانندگان 2


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

با خوانندگان 2

نوشته شده توسط:مرد یخی
دوشنبه 7 آذر 1390-03:09 ق.ظ

متن زیر توسط یکی از خوانندگان تهیه شده. در آینده سعی خواهم کرد نقدی در موردش بنویسم. می توانید نظرات خود را منعکس کنید.

برقعه: دوراهی یک جامعه ی سکولار دموکرات

CBC  (Canada Broadcast Corporation  آژانس خبری اصلی کانادا است و درست نقشی مشابه BBC برای کانادا دارد. رادیوی CBC از رادیوهای دیگر - که طبق نمونه برداری تصادفی نویسنده بیشتر حدود 70 درصد برنامه هایشان را پخش موسیقی تشکیل می دهد- کاملا متمایز است. بیشتر برنامه های این رادیو را خبر و تحلیل های اجتماعی- سیاسی – فرهنگی تشکیل می دهند. معمولا برنامه ها از کیفیت بالایی برخوردارند.

اخیرا این رادیو در یکی از برنامه های خود به موضوع اسلام و مسایل مرتبط با آن در کانادا می پردازد. از جمله در برنامه ی 25 نوامبر خود به موضوع حجاب برقعه (پوشیه) پرداخت. پوشیدن روبند یا برقعه در بعضی از کشورهای اروپایی مانند انگلیس محدود و در بعضی مانند فرانسه ممنوع شده است. در کانادا و آمریکا مسئله ی مشابهی در حال بررسی است و تبدیل به یکی از مسایل بحث برانگیز در اجتماع و علی الخصوص طبقه ی نخبگان شده است. در حال حاضر جمعیت مسلمانان در کانادا قابل توجه و رو به افزایش است. پوشش برقعه به طور محدود توسط بعضی از این مسلمانان استفاده می شود.

برنامه ی مورد نظر، به پخش سخنرانی خانم فرزانه حسن در دانشگاه UBC تخصیص یافته بود. خانم حسن دبیر سابق انجمن مسلمانان سکولار بوده است که هدفشان ارائه و گسترش تبیینی سکولار از دین اسلام در کانادا است. سخنرانی مورد نظر در ماه آوریل سال جاری، حدود 7 ماه پیش در مجموعه سخنرانی های "تنوع مذهبی" در دانشگاه UBC صورت گرفته بود. خانم حسن که نسبتا مسن به نظر می رسید، در این سخنرانی که با ادبیات بسیار خوبی تنظیم شده بود، به بیان دیدگاه زیر پرداخت:

برقعه، باید در جامعه ی کانادا از نظر قانونی ممنوع شود.

دلایل ارایه شده برای تایید این دیدگاه موارد زیر بودند:

1-   برقعه نوعی پوشش برای اختفای هویت فرد است و بستر مناسبی برای انجام عملیات های خرابکارانه و لذا خلاف امنیت عمومی. چند مورد در آمریکا، انگلیس و فرانسه برای نمونه آورده شد.

2-   برقعه خطر افزایش حوادث و تصادفات را دارد. به عنوان مثال برقعه در رانندگی دید را محدود کرده و منجر به تصادف می شود.

3-   برقعه منافی برابری حقوق افراد است، زیرا به فرد پشت حجاب اجازه می دهد فرد دیگر را بشناسد، در حالی که حق تشخیص هویت از دیگری سلب می شود.

4-   برقعه منافی برابری زن و مرد است و زنان را از مجموعه ای از مشاغل که نیاز به شناخته شدن فرد دارد، باز می دارد، مانند رانندگی اتوبوس و پرستاری و خدمات عمومی.

دلایل دیگری هم تلویحا و به صورت پراکنده در بحث اشاره شدند:

1-   برقعه منافی آزادی زنان است و آنان را با مشکلاتی مواجه می کند. مثلا غذا خوردن.

2-   زنان(ی هستند که) به طور اجباری از برقعه استفاده می کنند. این اجبار از سوی مردان مسلمانان صورت می گیرد و دولت باید از حق این زنان در مقابل مردان دفاع کند.

در بیان دو دلیل آخر سخنران بحث را به صورت بسیار ظریف و گذرا به حجاب تعمیم داد و برای تایید گفته اش این موارد را بیان کرد:

1-   حجاب در اسلام و قرآن وجود ندارد. به طور خاص پوشاندن صورت در اسلام نیامده و برداشت گروه های افراطی است.

2-   خیلی از خانواده های مسلمان از کودکی به دختران حجاب می پوشانند تا به آن عادت کرده و اعتراضی نکنند.

3-   اساسا استدلالی که برای قبول حجاب برای زنان آورده می شود آن است که در غیر این صورت ایشان ابزاری جنسی برای مردان خواهند بود. در حالی که درست برعکس، زنی که قبول می کند حجاب داشته باشد، خودش را در حد ابزار جنسی برای ارضای مردان کاهش داده است.

بعد از سخنرانی نوبت به پرسش و پاسخ رسید. سوالات زیر توسط حضار که اکثرا دانشجو ها بودند مطرح شد.

1-   دسته ی سوالات اصلی این بود که چگونه می خواهند برقعه را ممنوع کنند؟ آیا با جریمه کردن و زندان کردن؟

پاسخ اصلی این بود که این کار نه به صورت جریمه، بلکه به صورت ممنوع کردن خدمات اجتماعی برای افراد دارای برقعه صورت می گیرد. در نتیجه خود به خود بعد از مدتی این افراد مجبور می شوند برای حضور در اجتماع برقعه را کنار بگذارند.

2-   دسته ی سوال دیگر این بود که آیا این امر خلاف حقوق فردی افراد، آزادی عقیده و اصل رعایت حقوق اقلیتها نیست؟

پاسخ این بود که اولا در جامعه ی دموکرات اگر بین حق عمومی و حق فردی تنافی به وجود بیاید، باید از حق عمومی به نفع حق فردی دفاع کرد. در این مورد امنیت عمومی در مقابل عقیده ی فردی قرار گرفته است که باید از امنیت عمومی دفاع کرد. ثانیا این قوانین از مسیر تصویب در مجلس باید بگذرد که معنی راهکار دموکراتیک است. البته (تا جایی که نویسنده به یاد می آورد) در مورد دفاع از حقوق اقلیتها به طور خاص توضیحی داده نشد.

همچنین چند نکته ی جالب در ضمن سخنرانی وجود داشت.

1-   در هنگام پرسش و پاسخ، یک خانم مسلمان برخاست و گفت که او یک مسلمان است اما به اجبار حجاب به سر نکرده است. او اشاره کرد که سخنران به جز برقعه بحث حجاب را به طور کلی مورد اشاره قرار داده است. حضار نیز تا حدی تحت تاثیر سخنان این خانم قرار گرفتند.

البته در ادامه این خانم که آشکارا از سخنرانی سخنران آشفته شده بود، گفت که سخنران را به چالش می کشد و دعوت به مناظره می کند. ادامه داد که او باید"مشقهایش" را در زمینه ی قرآن و اسلام و حدیث و .... دوباره بنویسد. همچنین گفت که او در واقع یک دروغگو است که به دنبال تجارت و سود از کتابها و سخنرانی هایش می باشد.

سخنران که آشکارا با چنین فضایی آشنا بود، از او با خطاب "خواهر عزیزم" خواست که سوالش را بپرسد. اما خانم پرسش کننده گفت که او اولا خواهر عزیز او نیست. ثانیا او "ارزش سوال پرسیدن را ندارد". باید اشاره کرد که جمعیت حاضر از سخنان اخیر خانم سوال کننده ناراحت شده بودند و مجری بحث را قطع کرد، تا خانم سخنران این بار آشکارا به مسأله ی اجباری بودن حجاب برای زنان مسلمان اشاره کند. از جمله بیان کرد که پس از ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه، تعدادی از دختران مسلمان به رییس جمهور نامه نوشته و از او تشکر کرده اند که آنها را از حجاب اجباری نجات داده است.

2-   کف زدن های حین پرسش و پاسخ نشان دهنده ی میزان استقبال حضار از هر کدام از دیدگاه ها بود. به طور خاص سخنران به مراتب بیش از مخالفانش در هنگام سوال پرسیدن مورد تشویق قرار می گرفت. به طور کلی فضای جلسه تا حدی شبیه جلسات بحث های سیاسی بود که در دانشگاه های ایران برگزار می شود که در آنها سخنران مناسب بیش از آنکه فرد اندیشمند و یا نظریه پرداز باشد، باید یک سخنران غرا و سیاستمدار باشد.

در نهایت برداشت شخصی نویسنده این بود که بیشتر افراد حاضر در جلسه استدلالات سخنران را قبول داشته و سوال اصلی شان در مورد نحوه ی اجرای ممنوعیت برقعه بود.

از نظر نویسنده نقدهایی به استدلالات سخنران وجود دارد که در این مجال نمی گنجند. اما به طور کلی، این استدلالات از دو زاویه قابل نقد و بررسی می باشند:

1-   در چهارچوب قانون اساسی و ارزشهای پذیرفته شده در جامعه ی کانادا

2-   در چهارچوب دینی و اسلام

شخص سخنران استدلالاتش را در چهارچوب نظری اول بیان می کرد که دستگاه نظری مورد قبول مخاطب حاضر در جلسه بود. البته گاهی گریزی به چهارچوب دینی زده می شد و سعی می شد استدلالاتی هم از آن منظر بیان شود. به طور مثال عدم تبیین حجاب در اسلام، بررسی تاریخچه ی حجاب و برقعه و بررسی نظر فرقه های مختلف اسلام در مورد برقعه.

در پایان باید اشاره کرد که تناقض بزرگ مطرح برای نویسنده نفس هدف انجمن مسلمانان سکولار است. اگر سکولاریسم را جدایی  دین از امور بدانیم (سکولاریسم را باید با لاییسیته یا بی دینی متمایز دانست.) جمع کردن دین اسلام و سکولاریسم کاری نشدنی به نظر می رسد.

 پ.ن.1:در ایام محرم فرصت را قدر بدانیم و ذخیره ای برای آخرت تدارم ببینیم که رئیس مکتب در مضمونی فرمود:"ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة" (عیون اخبار الرضا/ج2/ص62). ان شا الله و به فضل حضرت حق جز راکبین سفینه الحسین باشیم.ما را نیز از دعای خیر محروم نکنید.



تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 19 آذر 1390 08:21 ق.ظ

بی وطن
سه شنبه 15 آذر 1390 06:06 ق.ظ
چند نکته قابل تفکیک است:
1- پوشاندن صورت در میان مراجع شیعه واجب نیست. این مسئله هم فقط در صورتی واجب می شود که مثلا خانمی صورتش را آرایش کرده باشد که باز برای بنده جای سوال دارد خانمی که می خواهد مثلا برود سر کار چرا باید آرایش بکند؟! مثلا حدیثی داریم که سلمان فارسی نقل می کند روزی حضرت زهرا (س) را دیدم که روی شان از شدت ضعف زرد بود. همین حدیث و احادیث دیگر نشان می دهد پوشاندن صورت در حالت عادی واجب نیست. بنده مخالفم با اینکه عده ای بخواهند آداب و رسوم محلی خودشان را به نام اسلام مطرح کنند. پوشیدن برقعه پس اصلا جز حجاب اسلامی نیست.
2- شاید موضوع از منظر فرهنگی بحث شود. یعنی فردی بگوید این یک آداب و رسم فرهنگی است و چون دولت کانادا هم در پوشش و فرهنگ آزادی را پذیرفته پس باید برقعه را هم بپذیرد. بنده به شخصه مشکلی با این استدلال ندارم ولی می گویم مخالفین برقعه به این مسئله استناد می کنند که پوشیدن برقعه مشکل تشخیص هویت ایجاد می کند. مثلا اگر یک خانم با برقعه برود فرودگاه و پاسپورتش را نشان دهد مامور چطور باید هویت ایشان را تایید کند؟ (شاید بگویید باید مامور زن خبر کرد که بنده باز با این مشکلی ندارم).
3- اگر دقت کنید بنده در نهایت گفتم این مسئله برقعه در نهایت یک تضاد در قوانین کانادا را نشان می دهد. تضادی که در لایه های زیرین مسئله سال ها بوده. اصولا بنده معتقدم این حرف چند فرهنگی یک حرف بی منطقی است که قابلیت اجرا ندارد. هر کس می خواهد وارد مملکتی شود باید قوانین آن مملکت را بپذیرد اما چون کانادا می خواهد مهاجر جلب کند و به شدت نیازمند نیروی کار است یک شعار درست کرده با عنوان چند فرهنگی و سر مهاجران را کلاه گشادی گذاشته. مهاجران نسل اول را تحمل می کند ولی نسل های بعدی را با استفاده از نظام آموزشی اش کاملا شستشوی مغزی می دهد و تبدیل شان می کند به کانادایی اصل!
بی وطن
شنبه 12 آذر 1390 06:14 ق.ظ
بحث برقعه یک بحث پیچیده ای است. اگر فقط بحث خود برقعه بود (که در اکثر مواقع نیست) مشکل خاصی نبود. یعنی برخی استدلال ها در مورد اینکه برقعه باعث می شه هویت افراد پوشیده بماند و ایجاد خطر امنیتی کند می تواند معقول باشد. اما مسئله این نیست و یا فقط این نیست.
چرا این نیست؟ چون بحث امنیت و این حرفها بیشتر به عنوان بهانه مطرح می شود و اصل ماجرا مسئله حقوق زن در اسلام است و اینکه غربی ها تفسیر خودشان از آزادی و حقوق انسان ها و زنان را می خواهند بر سایر فرهنگ ها تحمیل کنند. بنده باز با این مسئله که هر کشوری حق دارد قانون خودش را داشته باشد مشکلی ندارم. یعنی اگر بر فرض کانادا می گفت ما مثل فرانسه قوانین خودمان را داریم و دلمان می خواهد مثلا دخترهای محجبه را به مدرسه دولتی راه ندهیم من زیاد مشکلی نداشتم. اما مشکل تضادی است که در گفتار و عمل دولت کانادا وجود دارد. این ها از یک طرف ادعای چند فرهنگی (multiculturalism) می کنند و صحبت از آزادی مذاهب و ادیان می زنند و از این طرف می خواهند افکار و منطق غربی خودشان را به جامعه تحمیل کنند. این تضاد و تناقض میان ادعا و عمل مشکل زاست.
پاسخ مرد یخی : با شما مخالفم! شما چون در نظر مرجع تقلیدتان پوشاندن صورت جز حجاب نیست می گویید مشکل خاصی نیست برقعه ممنوع شود ولی ممکن است برخی به هر دلیل بخواهند صورتشان را بپوشانند. مشکل امنیتی در مورد خود حجاب متعارف اسلامی هم بصورت رقیق تر وجود دارد و اگر در محارمتان دقت کنید قیافه بی حجاب و با حجاب یک خانم متفاوت است و ممکن است کسی که برای اولین بار می بیند نشناسد. نباید چون از نظر دینی برای ما برقع زدن واجب نیست بگوییم مشکل خاصی نیست. در خود ایران ما در هرمزگان برقع نسبتا متداول است. سعی می کنم مطلبی در این مورد بنویسم و بیشتر شرح بدهم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر