تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - کنفرانس احیای روح اسلام 1: با دکتر سید حسین نصر


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

کنفرانس احیای روح اسلام 1: با دکتر سید حسین نصر

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 10 دی 1390-01:06 ق.ظ

هفته گذشته همراه یکی از دوستانم در کنفرانسی که توسط جامعه مسلمانان کانادا برگزار شد شرکت کردم. کنفرانس جالبی بود و آن قدر مطلب برای گفتن دارد که نقل همه آن زمان طولانی می طلبد ولی سعی می کنم به مرور زمان نکات جالب آن را بیان کنم.
کنفرانس به مدت سه روز در شهر تورنتو و از سوی مسلمانانی برگزار شده بود که خود را کاملا کانادایی می دانستند و طبیعتا با توجه به ترکیب جمعیتی جهان اسلام برگزار کنندگان آن اهل سنت بودند. امسال دهمین سالی بود که این کنفرانس برگزار می شد. برگزارکنندگان مدعی بودند که 20000 نفر در کنفرانس شرکت کرده اند که البته دور از واقعیت نبود (در کشور خودمان بعید می دانم چنین کنفرانسی این قدر شرکت کننده داشته باشد). محل کنفرانس در یکی از سالن های اصلی شهر کنار برج مخابراتی تورنتو بود (چیزی شبیه سالن همایش های برج میلاد!). کنفرانس شامل سخنرانی افراد مختلف بود. البته برنامه های جنبی مانند کارگاه ازدواج هم داشت که ما شرکت نکردیم! حدود نیمی از سخنرانان مسلمان زاده نبودند ولی اسلام آورده بودند و بعد به صورت تخصصی مطالعه اسلامی هم کرده بودند و مشغول کار تبلیغی بودند. طی کنفرانس تحولات کشورهای اسلامی و بخصوص سوریه بسیار مورد توجه سخنرانان و شرکت کنندگان بود که بعدها بیشتر صحبت می کنم. دید "بیداری اسلامی" در مورد این تحولات خیلی پر رنگ بود و به قول دوستم تداعی کننده فضای سی سال پیش ایران بود و امیدواری به آینده روشن در بین افراد موج می زد. تنها سخنران شیعه دکتر نصر بود. با دکتر نصر همگی کم و بیش آشنا هستیم. اغراق نیست بگوییم ایشان شناخته ترین اندیشمند مسلمان در حوزه علوم اسلامی نزد غربی ها هستند. علاوه بر یک انگیزه شخصی، بیشتر به منظور شرکت در سخنرانی ایشان در کنفرانس شرکت کردم. البته حین شرکت متوجه شدم سخنرانان دیگر هم قابل استفاده هستند و تصمیم گرفتم در بیشتر سخنرانی ها شرکت کنم چون اکثرا افراد متفکری بودند. حتی تعجب کردم در بین اهل سنت افراد از این دست وجود دارند.
سخنرانی دکتر نصر در مورد آثار غیر دینی شدن علم مدرن بود و برای کسانی که با اندیشه و آثار ایشان آشنایی دارند تازگی ندارد و برای همین نقل نمی کنم. بعد از سخنرانی به همراه یکی از دوستان سریعا رفتیم و در حین خروج ایشان گفتگوی کوتاهی انجام دادیم که نقل آن خالی از لطف نیست.
بر خلاف سایر سخنرانان دکتر نصر فقط در یک بازه کوتاه در کنفرانس شرکت داشتند و سپس سریعا محل را ترک کردند که نشان از محدویت وقت ایشان داشت. علاوه بر این ایشان قبلا هم دعوت شده بودند ولی محدودیت وقت اجازه شرکت نداده بود. وقتی جلو درب خروج رسیدیم یکی از سخنرانان دیگر کنفرانس زودتر از ما جلوی ایشان را گرفت و از ایشان تقاضای کمک برای راه اندازی یک کالج اسلامی داشت. متوجه شدم ایشان فرد متنفذی هستند که این فرد با وجود این که خود فرد معروفی در جامعه مسلمانان غربی  بود از ایشان تقاضای کمک می کرد. همچنین چند فرد که به نظر محافظ بودند، ایشان را همراهی می کردم. طی مسیر تا خروج کامل هم شرکت کنندگان مختلف دور ایشان را گرفته بودند. بعد از این که آن سخنران تقاضای کمک را مطرح کرد، دوستم گفت:
Professor, can I ask you a question?1
دکتر نصر:
No, but go ahead!1
دوستم: نظر شما در مورد تحولات اخیر جهان اسلام و نتیجه ان چیست؟
دکتر نصر: به نظر من کشور مهم و کلیدی مصر است. نتیجه انقلاب آنجا خیلی تاثیرگذار خواهد بود. هم اکنون عربستان سعودی و اسرائیل هر دو در نلاشند یک نظام دموکراتیک در مصر سر کار نیاید و حکومت نظامیان بر مصر ادامه پیدا کند!
ما:ولی چرا عربستان این کار را می کند؟
دکتر نصر:گسترش و موفقیت این انقلاب ها بقای نظام سعودی را به خطر خواهد انداخت. کشوره مهم دیگر سوریه است. آمریکا عراق را به ایران باخته است و اکنون سعی دارد برای برقراری توازن (جالب بود دکتر نصر بین صحبت های خود کلمه توازن را بصورت فارسی در جمله انگلیسی بکار بردند!) سوریه را از ایران بگیرد.

(اگر حرف دکتر نصر را بپذیریم این یعنی بین آل سعود و اسرائیل اتحاد نانوشته ای بوجود آمده. بنابراین همگرایی سیاسی بین آنها را کم کم باید مشاهده کرد. شاید صلح بین فتح و حماس که با میانجگری رژیم نظامی قاهره انجام شد ناشی از این پدیده بوده است یا سیاست اعمال فشار بر ایران. حرف ایشان در مورد سوریه هم بسیار قابل توجه است. یعنی با قبول آن باید بپذیریم آمریکا درصدد است بنوعی سوریه از اتحاد با ایران خارج شود چون حوادث قبل در عراق و افغانستان به نفع ایران تمام شده است. در این بین باید مواظب بود شرایطی پیش نیاید که رژیم اسد برای بقا با آمریکا معامله کند. باید کنترل تحولات سوریه را در دست بگیریم.)
ما:مدل مناسب حکومتی برای کشورهای اسلامی را چه می دانید؟
دکتر نصر:مدل مناسب دموکراسی بر مبنای تحزب است.
ما:آیا مدل حکومتی ایران به شکست رسیده است؟
دکتر نصر:حکومت ایران اصلا مدل نیست؟
ما:چرا؟
دکتر نصر:برای این که بافت جامعه ایران با جامعه مثلا مصر فرق می کند. علمای ایران در گذشته از نظر مالی از حکومت مستقل بودند و متکی به مردم بودند. ولی جامعه مصر سنی است و چنین امکانی در آن وجود ندارد که حکومت مشابه بوجود بیاید.
ما:آیا الگوی مناسبی برای خود شیعیان هست؟
دکتر نصر:تنها کشور دیگر عراق است که آنهم 60 درصد مردمش شیعه هستند و اکثریت شیعه شکننده است.
(البته هدف ما این بود که ببینیم آیا ایشان حکومت فعلی ایران را مناسب می دانند یا یک تجربه شکست خورده است ولی درست نتوانستیم منظور را برسانیم.)
ما:در مورد آینده حکومت ایران چه نظری دارید؟
دکتر نصر:فکر می کنم باید منتظر یک تغییر بزرگ باشیم.
ما:استاد، برای جوامع سنی همان سیستم دموکراسی مناسب است؟
دکتر نصر:بله، ولی هر جامعه تحزب را باید بومی کند. مثلا احزاب هند با احزاب غربی متفاوت هستند و ریاست حزب کنگره بصورت موروثی در خانواده گاندی قرار دارد. احزاب ژاپن و حتی فرانسه با احزاب آمریکا متفاوت هستند و باید هر جامعه متناسب با خود دموکراسی را ایجاد کند.
ما:ولی در زمان پیامبر اسلام چیزی به نام حزب وجود نداشته است و اکنون در جوامع مسلمان احزاب قوی نداریم.
دکتر نصر:بسیاری از موارد دیگر هم در دوره پیامبر وجود نداشته. به نظر من لویه جرگه بعنوان یک نهاد سنتی در افغانستان به اندازه کنگره امریکا یک نهاد دموکراتیک است. این دیگر جای بحث ندارد و از قرن هجدهم در جوامع مدرن این نتیجه پذیرفته شده است. احزاب همگی در طول زمان بوجود آمده اند. تا 300 سال پیش در اروپا هم حزب وجود نداشت.
That's it!1

دربین بحث بود که دکتر نصر شروع به حرکت کرد و باقی افراد هم شاکی بودند چون آنها هم می خواستند صحبت کنند و شاید علاقمند به بحث ما نبودند. نکته جالب این بود که بعد پایان بحث، افرادی آمدند و دست دکتر نصر را می بوسیدند!(نمی دانم شاید ارادت عرفانی و پیر و مرادی داشتند). وقتی دکتر نصر پای پله برقی رسید تا از ساختمان خارج شود.
دوستم به فارسی گفت: آقای دکتر ما دانشجوی دانشگاه شریف هستیم. برای جوانان ایران بیشتر وقت بگذارید. در ایران به شما علاقمند هستند.
دکتر نصر:(حین بالا رفتن پله برقی! و به زبان فارسی) من زمانی رییس دانشگاه شما بودم. سلام مرا به بچه ها برسانید.
پ.ن.1: دیدگاه سیاسی دکتر نصر جالب بود. در واقع عملگرایانه بود ولی آنقدرها هم از برداشت ما دور نبود. متاسفم که نمی توانیم از وجود چنین افرادی استفاده کنیم و امیدوارم در آینده فضای مناسب ایجاد شود تا بتوانیم ارتباط علمی موثر با جهان و بخصوص غرب ایجاد کنیم.
پ.ن.2:یکی از سخنرانان نیامده بود و جای او پیامی تصویری از سوی آقای قرضاوی پخش شد. جالب است که این ها می توانند بدون برنامه ریزی قبلی (چون نیامدن سخنران دفعی پیش آمده بود) با یکی از علمای بزرگ خود تماس بگیرند و پیام او را دریافت و پخش کنند. از آقای قرضاوی با لقب "شیخ الامه" یاد می شد.
پ.ن.3:نظر شما در مورد یک راه حل عملی برای جهان اسلام چیست؟ نسبت جهان اسلام و تشیع با دموکراسی چیست؟ چگونه باید عمل کنیم؟


تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 20 دی 1390 09:07 ق.ظ

مجتبی
شنبه 24 دی 1390 11:35 ب.ظ
راستی اسم یادم رفت بنویسم
شنبه 24 دی 1390 11:35 ب.ظ
سلام بر محمد
خیلی جالب بود
اون محمد رسولی رو هم دیدی بگو به یادشم
به كسی كه اندیشمند شیعه باشه ولی آمریكا با اون هیچ مشكلی نداشته باشه بدبینم نه اینكه خوشبین نباشم حتی اگر حرف خوب هم بزند باز بدبینم
پاسخ مرد یخی : سلام بر مجتبی (احتمالا عرب؟)
فقط یاد محمد هستی؟!
با نظرت موافق نیستم. ما باید به همه تا حد ممکن حسن ظن داشته باشیم. آمریکا با برخی مراجع تقلید شیعه در ایران و عراق هم مشکلی ندارد ولی جواز نمی شود به آنها بدبین باشیم. معنای این حرف این نیست که مسیر آنها صحیح است ولی دلیلی بر بدبین بود بدون مدرک وجود ندارد. صرف این که آمریکا با کسی بد نیست دلیل موجهی نیست. نظر شما نسبت به آقای دکتر مولانا هم همین گونه است؟ ایشان و دکتر نصر چقدر متفاوت هستند (هر دو در دانشگاههای آمریکا استاد هستند و منتقد غرب. دکتر نصر منتقد فرهنگ غرب است، دکتر مولاتا منتقد سیاست غرب. جایی هم ندیده ام که دولت آمریکا با دکتر مولانا مشکل داشته باشد.)؟ صرف رابطه حسنه با جمهوری اسلامی برای خوشبینی یا بدبینی کافی است؟ ما که دستگاه تقوا سنج نداریم. خلاصه کلام در نبود قرینه تا حد ممکن باید به همه خوشبین باشیم. این که پسر فلانی چکاره هست هم دلیل نمی شود. پسر آیت الله جنتی و وابستگان بسیاری از بزرگان هم در مسیر صحیح نبودند.
امیرحسین
شنبه 24 دی 1390 08:46 ب.ظ
سلام محمد آقا
ما منتظر مطالب جدیدت هستیم. صحبتات خیلی قشنگه. تقریبا یه روز در میون وبلاگتو چک میکنم
پس زودتر به روزش کن
راستی سید جواد هم زیاد میبینمش . کاری باهاش داری بگو بگمش
پاسخ مرد یخی : سلام علیکم
کمی محدودیت وقت وجود دارد. علاوه بر آن باید حرفی هم باشد.
به سید سلام برسانید.
جمعه 23 دی 1390 06:24 ب.ظ
تسلیت و تبریک به مناسبت شهادت احمدی روشن
این وبلاگ برای یکی از دانشجویان دانشگاه تهران است و پیشنهاد میکنم که دانشجویان انقلابی زیر متنش رو امضا کنند.

http://dararezoyeshahadat.blogfa.com
پاسخ مرد یخی : فقط تبریک می گم. خوشا به حالش که زنده شد!
طلایی
جمعه 23 دی 1390 03:10 ب.ظ
منظورم از بیشتر حجته معلومه. یعنی بیشتر حجته. نه اینکه کاملا حجته. یعنی بیشتر میشه روش حساب کرد. اگرنه که حرف شما کاملا درسته و فقط در مورد معصوم صدق می کنه.
من هم با اطلاعاتی که تا حالا داشتم گفتم. اگرنه ما که خاک کف پای علامه و امثالهم هم نمی شیم!
احیانا قصد نداری بیای ایران؟ ترمتون کی تموم میشه؟ دلمون برات تنگ شده ها!
پاسخ مرد یخی : ترم حدود اردیبهشت تمام می شود. ببینیم تا خدا چه خواهد.
طلایی
سه شنبه 20 دی 1390 11:54 ب.ظ
حالا شاید منظورم از طرد معنای دقیقش نبود
من هم قصد طبقه بندی رو نداشتم. هر چند در مقام ثبوت وجود داره و مشکل در مقام اثباته! بحث اینه که ما با سابقه ای که از امام داریم افعال سیاسی ایشون بیشتر میتونه برای ما حجت باشه.
اگر من در این موقعیت بودم نمی دونم چیکار می کردم. ولی شاید بتونم بگم درست اینه که وقتی زمان مبارزه با طاغوته بناید به این راحتی با منتسبین طاغوت رابطه برقرار کرد. شاید با کمی تلاش راه های بهتری هم خدا بذاره جلوی پای ما.
خیلی مخلصیم
راستی نگفتی ممد رسولی رو بود؟
پاسخ مرد یخی : 1. بله مقام انسانها متفاوت است ولی حتی در صورت اثبات هم فایده ای برای ما ندارد. مثلا این که بدانیم امام حسن از امام حسین (علیمها السلام) افضل بوده اند چه فایده ای برای ما دارد؟
2. اما در باب حجت بودن افعال افراد، ما باید فرهنگ علوی انظر لما قال داشته باشیم و من قال رو فقط در باب معصومین در نظر داشته باشیم و لا غیر. در باب این قضیه که گفتی هم باید تمام جوانب و اطلاعات رو داشته باشیم تا بتونیم قضاوت نهایی و کامل رو انجام بدیم.
3. بله محمد بود و سلام شما ابلاغ شد و گفتند خوشحال شدند و متقابلا سلام رساندند.
طلایی
دوشنبه 19 دی 1390 01:07 ق.ظ
راستی ببخشید که کامنت نمی ذارم
معمولا وبلاگتو می خونم. ولی کم پیش میاد که کامت بذارم
کلا هم به یادت هستیم
دعا هم اگه لایق باشیم ...
شما دعا می کنی؟
پاسخ مرد یخی : نگفتم که کامنت بذار!
گهگاه بله ولی وضعیت ما فرق داره و بیشتر نیاز داریم. نباید انتظار یکسان داشته باشی
طلایی
دوشنبه 19 دی 1390 01:05 ق.ظ
مطمئن نیستم که به خاطر نصر بوده باشه. شاید به خاطر شایگان باشه.
به نظرم خیلی علامه تو رویکردای سیاسی با امام قابل مقایسه نیستند.
بالاخره تو موضع گیری هایی که داشتند تو قضیه اختلاف امام با شریعتمداری در دارالتبلیغ و شاید امثال این بازم باشه، میشه نتیجه گرفت که چه کسی موضع گیریش به حق نزدیک تره.
این هم که چه دردی رو دوا میکنه، واضحه. اگر انقدر رابطه داشتن اون هم در سطح علمی با این فرد بده که امام علامه رو به این دلیل طرد می کنه، (و اینکه ایشون از کارای اون زمانشون اصلا ناراضی نیستند با توجه به کتابی که مصاحبه جهانبگلو با نصره!) می شه نتایج خوبی گرفت.
پاسخ مرد یخی : طبقه بندی افراد والا مقام رو دوست ندارم. مثل اینه که بگی سلمان خوب تر است یا ابوذر. هر گلی بوی خودش را دارد!
به نظرم هر مساله باید جدا و با کسب اطلاعات کافی بحث بشه.
خوب است از کلمه طرد استفاده نشود مگر این که واقعا همین معنا رخ داده باشد که نمی دانم قضیه چه بوده و رخ داده یا نه. بعد هم چه نتیجه خوبی می خواهی بگیری؟ یعنی اگر روزی از نظر علمی به پای علامه بزرگوار رسیدی سعی خواهی کرد از ارتباط علمی با چنین افرادی خودداری کنی؟
یکشنبه 18 دی 1390 11:44 ب.ظ
سایت تریبون از مطلبت به عنوان متن خبر استفاده كرده بدون ذكر منبع. حواست به متن‌های بعدیت باشه. شاید دوباره از مطلب‌هات ملت استفاده كنند!
پاسخ مرد یخی : قائل به مالکیت معنوی حداقل در سطوحی نیستم. گفته ام که استفاده از مطالب بدون ذکر منبع مشکل ندارد.
طلایی
یکشنبه 18 دی 1390 11:20 ب.ظ
سلام
شما می دونی که اون جلسه ای مه علامه با سید حسن نصر و ... داشتن دیگه کیا توش بودن؟
چون این تقریبا معلومه که بعد از این قضیه امام نسبت به علامه موضع گرفته!
حالا دلیلشو نمی دونم که به خاطر نصره یا کسی دیگه. چون بالاخره صحبت انتصابش به دستگاه مطرحه!
اون یکی دوستت هم محمد رسولی بوده؟ اگه می بینیش سلام برسون
پاسخ مرد یخی : سلام
چه خبر؟ هیچ حالی نمی پرسی؟ دعا می کنی یا نه؟
دقیق رو نمی دونم ولی می دونم جلساتی بوده که کربن هم حضور داشته و معرفی تشیع به جهان تا حد خوبی از اون جا کلید خورده. اگر هم امام موضع گرفته احتمال زیاد به خاطر ارتباط نصر با دربار بوده. بعد هم مگر باید بین دو متفکر در سطح امام و علامه همیشه توافق نظر باشد؟ بعد این که متوجه شویم حق با کدام یک بوده چه دردی را دوا می کند؟
امیرحسین
شنبه 17 دی 1390 01:32 ب.ظ
آقا محمد
چرا خودتو گول میزنی؟ اگه میونش با نظام خوب بود که حداقل یه بار تو این 32 سال سری به مملکتش میزد. دریغ از یک سخنرانی تو ایران
روز بروز ریزش ها بیشتر میشه و این سوال برامون پیش میاد که آیا این نظام واقعا نظام حضرت علی است که اینقدر ریزش داره یا اینکه نه به خاطر اسلامی نبودنش ریزش داره؟!
پاسخ مرد یخی : شما که تا چند روز پیش اصلا با ایشان آشنایی نداشتید و نمی دانید افکارش چیست و بعید می دانم در این چند روز کتابی از ایشان خوانده باشید چطور اینقدر قطعی صحبت می کنید و به دیگران نسبت "خود گول زنی" می دهید؟!
ایشان آخرین رییس دفتر فرح پهلوی قبل از انقلاب بوده است. طبیعی است در آن فضا برخورد خوبی با او نشود. ولی می شد مانند سناتور انتصابی محمدرضا پهلوی، دکتر محمود حسابی برخورد بهتری با ایشان کرد. بعد از انقلاب ایشان جایی علیه نظام ایران موضع گیری نکرده است و زمزمه های همکاری هم گاها مطرح بوده. مثلا ایشان به دعوت جمهوری اسلامی در یونسکو سخنرانی داشته یا امسال در کنفرانسی درباره مولوی در تهران بصوزت زنده سخنرانی داشت. این هم یک لینک که ببینید آیا ایشان دشمن است یا نه:
http://parsine.com/fa/pages/?cid=11504
البته مشخص است ایشان حزب اللهی نیست ولی اینطور هم نیست که مخالف باشد. طبیعی است که همه افکارش مورد تایید نیست ولی از نظر علمی قابل استفاده است.
امیرحسین
شنبه 17 دی 1390 12:24 ق.ظ
ببخشید میلادی و شمسی رو قاطی کردم
متولد 1312 هس. پس 78 سالشه
امیرحسین
شنبه 17 دی 1390 12:20 ق.ظ
منم دکتر نصر رو نمیشناختم ولی به ویکی پدیای فارسی سری زدم. ظاهرا 100 سالشه
و بعد از انقلاب به گفته خود وی به نقل از ویکی پدیا اموالش مصادره شده. از همین میشه فهمید با جمهوری اسلامی میانه ی خوبی نداره و الگوی ایران رو نمیپسنده
پاسخ مرد یخی : باز شما با خواندن یک صفحه قضاوت کردین؟! از کجا چنین نتیجه گیری می شه کرد. از اون سخن می شه نتیجه گرفت جمهوری اسلامی با ایشون در اون زمان میانه خوبی نداشته ولی میانه خوب نداشتن که رابطه تقارنی نیست!
امیرحسین
شنبه 17 دی 1390 12:13 ق.ظ
راستی از مطالبت لذت میبرم. بیشتر سایتتو به روز کن تا بیشتر لذت ببریم. خاطراتت از اونجا رو بنویس که ما بخونیم
امیرحسین
شنبه 17 دی 1390 12:12 ق.ظ
خوش به حالت. لیسانس شریف. فوق کانادا حتما دکترا هم آمریکا
سه شنبه 13 دی 1390 06:19 ق.ظ
سلام
اینکه ایشون موضع سکوت در پیش گفتن جای تقدیر و تشکر داره!کلا ایشون مسلمون بی خطری هستن چه برای ما و چه برای غرب!
البته من هم نگفتم مدل عام هست. به نظر من هم فعلا تو دنیا فقط ما می تونیم پذیرش این مدل رو داشته باشیم و تا اینجای کار هم پاش واسادیم!
البته من هم اعتراف کردم که وقت تنگ بود.
درباره ی صحبت هم حق با شماست.
امین
دوشنبه 12 دی 1390 04:27 ب.ظ
سلام محمد خوبی ان شا الله؟
خوشحال شدم بالاخره تو این دعواهای سطحی بالاخره یکی به فکر کارهای عمقی و فلسفیه، البته مواظب باش اینها هم انحرافات ناجوری دارن.

ما امروز یه جلسه علم و دین توی دانشگاه رفتیم طرف رسما چرت و پرت می گفت بهش هم که گفتیم برو بیشتر بخوون و این بحث ها برای بچه های کارشناسی زوده غاطی کرد و عصبانی شد. (اتفاقا طرف هم استاد دانشکده برق بود)

یعنی تنها چیزی که داره مظلوم واقع میشه کار تخصصی و علمی کردنه.

همین آخر هفته پیش یه کنفرانس سیستمی شرکت کردیم. یه مقاله برده بودیم که به نظر خودم خیلی ضعیف بود، مقاله رو که ارائه کردیم داورا داشتن رو دست آفتاب بالانس میزدن آخرش هم مقاله برگزیده شد، خودم داشت خندم میگرفت. مقالات دیگه رو هم که نگاه میکردی افتضاح بودن.

توی میدان عمل هم وضعیت فعلی ایران چندان جالب نیس، همه چی شده ظاهر سازی و تکلفات و پارتی بازی و لینک زدن، دیگه حالم داره بهم میخوره.

خلاصه نیاز به آرامش عجیبی دارم.
پاسخ مرد یخی : سلام
شکر خدا، شما چطوری؟
بالاخره باید از جایی شروع کرد. در مورد ایران نسبت به مثلا 20 سال پیش کار علمی از نظر کمی رشد کرده، وقتش هست بگونه ای برن سراغ رشد کیفیت.
دوشنبه 12 دی 1390 11:38 ق.ظ
عملگرایانه بودن دیدگاه سیاسی ایشوم متاثر از فرهنگ پراگماتیستی امریکایشه.خیلی هم جای تعجب نداره.
این که گفته " باید هر جامعه متناسب با خود دموکراسی را ایجاد کند" و مثال لویه جرگه رو زده، مگه سیستم فعلی ایران مبتنی بر ولایت فقیه بومی نیست؟! دموکراسی توش نیست؟!منظورش از اینکه مدل نیست چیه؟!مگه مدل باید چه شکلی باشه؟!البته این یک تفسیر شیعی از اسلامه و هر جا شیعه اراده کنه و موقعیت اقتضا کنه پیاده میکنه.حتی یه گروهی مثل حزب الله.
مگه زبون نداشتید یه چیزی بگید! البته میدونم تو اون وقت کم نتونستید مسایل رو بشکافید و همین قدر هم جای تشکر داره!
راستی چرا از اول فارسی حرف نزدید؟!
پاسخ مرد یخی : ببینید ایشون که جایی نظام ایران رو زیر سوال نبره یا موضع نگرفته. با این که فکر می کنم به ایشون جفا شده ولی موضع ایشون سکوت بوده. مطمئن باشین یه اشاره کوچیک ایشون کافی هست که تیتر اول سایت هایی مثل جرس بشه. مگه ایشون جایی گفته نظام ایران دموکراتیک نیست (مستقل از این که هست یا تیست)؟
منظورش از این که مدل نیست رو خودش گفته یعنی قابلیت ایجاد در کشورهای دیگر رو نداره. شما در هیچ کشوری (مگر شاید بحرین) نمی تونید ولایت فقیه رو پیاده کنید. اصلا در جوامع سنی علما چنین دیدی ندارن. احتمالا باید به خاطر داشته باشین که شیخ الازهر، شیخ احمد طیب حتی 2-3 روز قبل از استعفای مبارک از رژیم حمایت می کرد و از مردم می خواست برن خونه هاشون. همچین فردی اصلا می تونه جامعه رو اداره کنه؟ دیدگاه آقای الغنوشی و اردوغان هم مشخصه. حزب الله در جامعه ای که فقط 40% شیعه هست نمی تونه سیستم ولایت فقیه راه بیندازه و به شخصه خودم شنیدم که آقای صفی الدین (نماینده حزب الله در ایران) هم این موضوع رو تایید می کرد. شیعه شدن جوامع سنی در آینده نزدیک هم قابل تصور نیست. حتی مذهبی شدن برخی کشورهای شیعه مثل جمهوری آذربایجان هم دور از انتظاره.
اما در باب زبون داشتن، شما اگر متن رو بخونین می بینین که جایی به نظر نمی یاد دکتر نصر حرف اشتباهی زده باشه. منظورتون از شکافتن مطلب چیه؟ بعد هم در یک بازه 5-6 دقیقه ای مگر چقدر می شه صحبت کرد؟
در محیطی که انگلیسی زبان مشترکه نمی شه این کار رو کرد و بقیه حضار ممکنه بهشون بر بخوره. مثل اینه که در فضای ایران با یه استاد ترک زبان در مثلا دانشگاه شریف درس داشته باشین و بعد از کلاس یه دانشجوی ترک زبان بیاد برای رفع اشکال ترکی سوال کنه، فکر می کنین چه دیدی بوجود می یاد؟
علیرضا
یکشنبه 11 دی 1390 08:10 ب.ظ
سلام.
1. من معنی این جمله دکتر در مورد حکومت ایران را نفهمیدم:
"باید منتظر یک تغییر بزرگ باشیم."
بنظرت منظورش چی بود؟

2. اون کسانی که دست دکتر رو می بوسیدند ایرانی بودند؟
پاسخ مرد یخی : سلام
1. نمی دونم! توضیح بیشتر ندادن.
2. ایرانی نبودن، به نظر اهل سنت بودن. ایشون در طریقت عرفانی یکی از عرفای شمال آفریقاست. حالا نمی دونم به این موضوع ربط داشت یا چیز دیگری بود.
سهیل
یکشنبه 11 دی 1390 04:33 ب.ظ
میشه یه کم درباره ی ایشون توضیح بدید چون من چیز زیادی از ایشون نمی دونم و اون چیزهایی هم که میدانم زیاد امید بخش نیست
پاسخ مرد یخی : خودتون کمی سرچ کنین مطالب کافی آنلاین موجود است. کتاب در جستجوی امر قدسی هم منبع مناسبی هست.
شنبه 10 دی 1390 08:21 ب.ظ
شنیدن مطالب سیاسی از زبان سید حسین نصر خیلی جالب است و عجیب. من فکر می کردم ایشان در مقابل این سوال ها از جواب دادن طفره برود. جالب بود. ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر