تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - کنفرانس احیای روح اسلام 2: شیخ حمزه یوسف


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

کنفرانس احیای روح اسلام 2: شیخ حمزه یوسف

نوشته شده توسط:مرد یخی
دوشنبه 10 بهمن 1390-06:36 ب.ظ

همانطور که اشاره کردم در کنفرانس احیای روح اسلام حدود نیمی از سخنرانان مسلمان زاده نبودند. در بین اونها سخنرانی های فردی بنام حمزه یوسف برام جذاب تر بود. با یک جستجوی ساده اینترنتی می تونید اطلاعات جانبی در مورد او و نحوه مسلمان شدنش رو پیدا کنید.
حمزه یوسف (با نام اصلی مارک هنسن) بعد از اسلام مذهب مالکی رو انتخاب کرده و گرایشات صوفیانه سنی داره. با وهابیت و سلفیت کاملا زاویه فکری داره و با مطالعه متوجه شدم دیدگاههای اونها رو قبول نداره. ایشان جز افراد تاثیرگذار در بین مسلمانان غربی هست و اخیرا هم یک دانشکده تاسیس کرده بنام کالج زیتونیه برای آموزش علوم اسلامی. در کنفرانس هم او بود که از سید حسین نصر خواستار همراهی و کمک بود. سعی می کنیم چند فراز از بخش های جالب سخنرانی هاش رو بیارم.
1. موضوع یکی از سخنرانی های او در باره جامعه و نحوه کنترل آن بود. سخنرانی معطوف به دیدگاه علم سیاست مدرن درباره نحوه کنترل جوامع و پایدار نگه داشتن آن بود. علت این سخنرانی ها هم به دلیل اتفاقات جهان عرب بود. جمله مهمی گفت:"در گذشته آسانتر بود که یک ملیون نفر را کشت تا آنها را کنترل کرد ولی امروزه آسانتر است که آنها را کنترل کنیم تا بکشیم." منظورش این بود که دیگر گذشت زمانی که دیکتاتورها برای حفظ حکومت براحتی تعداد زیادی انسان را می کشتند. گذشت آن زمانی که استالین چندین ملیون نفر از مخالفین خود را تصفیه کرد. دیدگاه سیاست مدرن امروز متمرکز بر کنترل جوامع است. برای همین دیگر نمی بینیم آمریکا از طریق کودتا بر جوامع حاکم شود. دورانی که می شد کودتای 28 مرداد انجام داد یا جوامع آمریکای لاتین را با دولت های نظامی اداره کرد گذشته است چون جوامع بیدار شده اند. در بین سخنرانی جایی احساساتی شد:"بشار اسد باید بفهد دیگر نمی تواند با کشتار حکومت کند. باید بفهمد اگر می کشد باید مسئولیت آن را بر گردن بگیرد. نمی تواند مردم را بکشد و بعد بگوید دستور تیراندازی نداده ام" حضار هم کف می زندند و از رژیم اسد برائت می جستند. در بخشی گفت:"مردم سوریه مسلمانان خیلی خوب و شریفی هستند. من دوستی دارم که در سوریه زندگی می کند و بعد از حفظ قرآن مشغول حفظ کردن صحاح سته است." (در دلم گفتم ببین اینها چقدر به کتب حدیثی خود اهتمام دارند. کاش ما هم همین قدر به کتاب شریفی مثل کافی اهمیت می دادیم.) ادامه داد جوامع اسلامی در حال بیداری هستند و ما باید مواظب باشیم در مسیر صحیح قدم بگذاریم. جوامع ما از غرب از نظر علمی عقب ترند و ما باید این فاصله را جبران کنیم. کلیت صحبتش این بود که ابزارهای تاثیرگذاری بر جامعه چیست و ما مسلمانان چگونه باید از این ابزارها استفاده کنیم تا اتفاقات جهان عرب را مدیریت کنیم. نکته جالب این بود که در بخشی از صحبت های خود از مردم بحرین حمایت کرد و گفت نباید دید منفی نسبت به آنها داشته باشیم.
به قول دوستم در فضای 30 سال پیش ایران هستند و خیلی امیدوارند. جالب بود بر خلاف تبلیغات رسانه های غربی اصلا خبری از انگیزه هایی مانند دموکراسی خواهی نبود. نمی خواهم بگویم این ها نماینده همه مردم بودند ولی پیروزی احزاب اسلامی در مصر، مراکش و تونس نشان می دهد مردم این کشورها دنبال دموکراسی سکولار نیستند چون در همان انتخابات احزاب سکولار و لائیک غربی هم حضور داشتند ولی مردم احزاب اسلامی را انتخاب کردند. همه احزاب پیروز در این کشورها اعلام کرده اند شریعت اسلامی مبنای تدوین قانون اساسی خواهد بود در حالی که یکی از اصول مهم دموکراسی غربی بی طرف بودن حکومت نسبت به دین هست. مشخص است قانون اساسی که قرار است به هر دلیل در آن از شریعت یک دین استفاده شود نمی تواند در مورد ادیان بی طرف بماند. نکته تاسف انگیز این است که متاسفانه به علت نقصان ذاتی اسلام اهل سنت نمی توان دیدگاه ایده آل به جوامع سنی داشت و این وسط وظیفه ماست که ببینیم واقع گرایانه ترین مدل برای آنها چیست و کمک کنیم چنین نظام هایی روی کار بیاید. این روزها می شنویم برخی افراد و بخصوص رسانه های غربی سعی دارند ترکیه رو مدل موفق و دلخواه این جوامع معرفی کنند، در حالی که این صحیح نیست زیر قانون اساسی ترکیه سکولار است و قوانین شریعت نقشی در آن ندارند. محبوبیت مدل ترکیه بیشتر به خاطر موفقیت های اقتصادی آن است نه دیدگاههای آن نسبت به اسلام. البته بدیهی است غربی ها دنبال پیاده کردن خواسته های خود هستند. غربی ها خیلی زود متوجه شدند دیگر دوران هم پیمانی با افرادی چون مبارک و بن علی گذشته است. خیلی تاسف انگیز است که مردم فراموشکارند و این تغییر سیاست را سریع از یاد می برند. دقیقا مثل ایران که برخی کودتای 28 مرداد، حمایت از نظام پهلوی و سیاست آنها در جنگ ایران-عراق را فراموش کرده اند. خیلی جالب است غرب که امروز در مورد حقوق بشر مدعی است در مورد هم پیمانی خود با نظام سعودی یا نظام پیشین ایران ساکت است. جالب است خانم ناوی پبلای یک بار هم نشده در مورد وضعیت حقوق بشر در عربستان گزارش مستقل ارائه کند!
2. سخنرانی دوم او در مورد نظام اقتصاد غرب بود. نکات انتقادی خیلی خوبی داشت ولی مثل بسیاری مواقع جایگزین مناسب ارائه نشد. در قسمتی گفت:"فکر نکنید شما که در غرب رفاه دارید فقط نتیجه کارایی سیستم است. بخشی از آن مربوط به استعمار و بهره از انسان های دیگر است. حدود 70% کاکائوی جهان از طریق کار کودکان حاصل می شود. وقتی یک تکه شکلات را گاز می زنید بیاد داشته باشید این حاصل کار همان کودکان است." این صحبت او خیلی مهم است و نیاز به توضیح مبسوط دارد و شاید در آینده مطلبی در این مورد بنویسم. در بخش دیگر گفت "وقتی توت فرنگی می خرید می بینید نوع خوب آن در بالا است ولی زیر آنها میوه های کوچک که کم کیفیت تر است. فکر نکنید این تصادفی است. یکی از کارهای سید ما عمر (سیدنا عمر) این بود که با شلاق! در بازار راه می رفت تا فروشنده ها کم فروشی نکنند." (مثل این که شلاق جناب عمر این قدر معروف است که حتی وقتی می خواهند فضائل ایشان را نقل کنند هم باید از آن یاد کنند! البته اهل دقت کینه عمیقی از این شلاق دارند.). در بخش دیگر گفت:"خیلی مواقع پیامبر از خوردن گوشت و حتی غذای پخته خودداری می کردند." و سعی داشت بگوید حتی سبک خوراک غرب از دید اسلام توجیه ندارد و علاوه بر اثر فردی از دید اقتصاد هم توجیه ناپذیر است و با محیط زیست سازگار نیست. در بخشی گفت:"سید ما عمر می گوید خوردن گوشت اعتیاد آور است." و این حرف را بعنوان یک سخن حکمت آمیز از خلیفه دوم یاد می کرد. خیلی دوست داشتم با او در مورد تشیع صحبت کنم ولی فرصت پیش نیامد.
3. در بخشی از  یکی از سخنرانی ها گفت: به حرف های غرب در مورد ایران توجه نکنید. مردم ایران صلح طلب هستند و در 200 سال اخیر هیچ گاه آغاز گر جنگ نبوده اند. کلا نکته خوبی بود که دید او نسبت به مذهب تشیع و ایران خیلی باز بود. البته ایشان یک عالم طراز اول اهل سنت نیست و فقط یک مبلغ اسلام در غرب است ولی همین هم امیدوار کننده است.
پ.ن.1:از نکات جالب این کنفرانس این بود که بعد از قرائت قرآن کف می زندند! برخی مذهبی هایشان بعد از کف تکبیر هم می گفتند ولی اکثریت کف می زندند. اینجاست که یکی از فایده های ذکر شریف صلوات مشخص می شود. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پ.ن.2:مساله سوریه خیلی مهم است. هر چقدر هم بحران آن فروکش کند باید بدانیم نظام بعث نظام باطلی هست و ان الباطل کان زهوقا. باید به فکر بود چگونه می توان این نظام را به سمت اصلاح هدایت کرد. متاسفانه وجهه ما به خاطر حمایت از آن مخدوش شده که البته تا حدی اجتناب ناپذیر است.
پ.ن.3:علما و جمعیت های با گرایش صوفیانه و عرفانی در اهل سنت خیلی مهم هستند. متاسفانه سلفیت و وهابیت به برکت پول آل سعود آنها را به حاشیه رانده. این افراد نزدیکی ها و اشتراکات قابل توجه با تشیع دارند و علمای متعادل اهل سنت اکثرا پیش زمینه فرهنگی این چنین دارند. مثلا شیخ فعلی الازهر احمد طیب پدرش رهبر یکی از طرق صوفیانه مصر بوده است و بسیاری دیگر. بسیاری از اهل سنت که شیعه می شوند هم از این افراد هستند. به نظر می رسد جوامع آنها برای تبلیغ تشیع مناسب ترین بستر است.
پ.ن.4:نکته ای را مجددا نقل می کنم لطفا با دقت بخوانید:
یکی از خوبی های ضریب نفوذ بالای اینترنت در غرب تاسیس سایت های فروش لوازم است. چند وقت پیش یک وسیله شیشه ای شکسته بود و در یکی از این سایت ها پیدا کردم. به فروشند ایمیل زدم و قرار شد بروم منزلش و آنرا از مادرش تحویل بگیرم. بدون توضیح اضافه قسمتی از پاسخ او را می آورم!

It is a bit heavy. You may not be able to carry it alone and I don't think my mother can help you. Though her boyfriend maybe in home but I suggest to bring a friend to help you. He may not be in home that time.





تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 10 بهمن 1390 08:09 ب.ظ

زهرا
چهارشنبه 18 دی 1392 06:01 ب.ظ
مفید بود ممنون :)
رضا
دوشنبه 30 بهمن 1391 01:03 ق.ظ
سلام
من الام دارم فیلم اون جلسه رو (rethinking islamic reform(نگاه می کنم
گفتم قبلش ببینم چی در موردش نوشته شده
ممنون از توضیحاتت..
پاسخ مرد یخی : سلام
خواهش می کنم
بنده خدا
دوشنبه 3 مهر 1391 07:30 ب.ظ
خداوند ناظر همه ی کارها ی ظالمان است واو باصبر است.
امیرحسین
جمعه 14 بهمن 1390 12:03 ق.ظ
خوشم میاد منطقی هستی
امیرحسین
پنجشنبه 13 بهمن 1390 11:12 ق.ظ
من منکر کارهای خوب زیاد نظام نمیشم. اما از بی عدالتی های صورت گرفته هم نمیتونم چشم بپوشم
امیرحسین
پنجشنبه 13 بهمن 1390 11:10 ق.ظ
سلام
بله حضرت علی میکشت ولی نه انسانهای غیر مسلح . در جنگ نظامی بین دو طرف خب عده ای کشته میشوند. حتی ما از روایات داریم که حضرت علی قبل از جنگ بارها نصیحت میکرده که بیایید سلاحها رو کنار بگذاریم و مذاکره کنیم. اما در جریان 88 عده کمی که گفتید کشته شدند بدون سلاح بودند. کجا حضرت علی انسان بی سلاحی را کشته است؟گفتید عده کشته ها اندک بوده. قبول دارم. ولی اگر یک خون به نا حق ریخته شود ان حکومت و رهبرش از عدالت ساقط میشود.ضمنا چه بسیار زندانی که نکردند و اذیتها که نکردند. برید بی بی سی مصاحبه ها رو ببینید. اینهمه مصاحبه هس که شبانه به خانه مخالفان هجوم میبردند و اموال خصوصی را ضبط میکردند. حتی اعضای خانواده که بی گناه بودن رو برای اعتراف گروگان میگرفتند. همین اخیرا نوریزاد در مصاحبه اش با صدای آمریکا میگفت که در زندان آقا آقا میکردند و منو میزدند. شکنجه برای اعتراف مگر در قانون اساسی حرام نشد؟
پاسخ مرد یخی : سلام
آن بخش صحبتم ناظر به سوریه بود. همانطور که می دانید بخشی از مخالفان آقای اسد مسلح هستند و از بین 5000 کشته حدودا 3500 نفر مخالفین و 1500 نفر نیروهای مسلح سوریه هستند. البته در بین آن 3500 نفر افراد غیر مسلح هم حضور دارند ولی همین آمار نشان می دهد مخالفان مسلح توانایی نظامی مناسبی دارند که توانسته اند در مقابل هر دو کشته یک کشته بگیرند.
اما در باب حوادث ایران. بنده نگفتم کشته های کم خوب است. کشتن به نا حق حتی یکی هم زیاد و غیر قابل قبول است. اما وقتی کشته ها کم باشد می توان آن را به حساب اشتباه و خطای انسانی گذاشت نه بصورت هدفمند از سوی نظام. مثلا واقعه کهریزک خطای انسانی بود نه سیستمی. نظام هم تا حد خوبی جبران کرد. معترضان انتخابات ایران از نظر تعداد شاید از معترضان در هر یک از کشورهای عربی بیشتر بودند ولی آمار کشته ها را مقایسه کنید می فهمید چقدر نظام ایران مناسب عمل کرده است.
لیبی: 25000-30000
سوریه:5000-6000
یمن:1800-1900
مصر:900-1000
تونس:223
بحرین:62
ایران: 33-73 (آمار دولت و مخالفین)
در باب اشتباه در برخورد بخشی را قبول دارم و نظام ایران باید در این قسمت کار کند تا برخوردها حرفه ای و مناسب شود.ولی آیا اشتباهات طرف مقابل را هم باید پذیرفت یا نه؟ در کجای دنیا کاندیدای شکست خورده طرفدارانش را به خیابان کشیده و بحران و کشته درست نشده؟ آیا افرادی که این اعتراض را از چهارچوب قانون خارج کردند مقصر نبودند؟ از نیروی انتظامی بی تجربه در این زمینه چقدر می توان انتظار داشت؟ و در نهایت جواب اقلیت قانون شکن را چگونه باید داد؟
امیرحسین
پنجشنبه 13 بهمن 1390 01:23 ق.ظ
سلام
شما گفتیدکه ایشون گفتند بشار باید بفهمه که با کشتن نمیشه حکومت کرد و با لحن تایید آمیزی اینو گفتید . آیا اینو به نظام ما نمیگید که با کشتن در فتنه 88 و اعدام نمیشه حکومت کرد . آقای سردار رادان نباید بگه من دستور تیر ندادم و باید مسئولیت کارشو بپذیره
پاسخ مرد یخی : سلام
بنده موضع گیری نکردم و فقط نقل کردم. بسیاری موارد کشتن جز لوازم حکومت است. امیرالمومنین هم در حکومت خود بسیار انسان کشتند و طی سه جنگ ایشان در دوران خلافت که هر سه از نوع داخلی بود چند ده هزار نفر کشته شدند. خوارج نهروان انسان های بدذات نبودند و مشابه جریان سلفیت و وهابیت امروزی بودند. از کجا معلوم مخالفان آقای اسد تفکرات مشابه نداشته باشند؟ مهم این هست که کشتن به ناحق رخ نده. این که در مورد سوریه قضیه چیست قضاوت نمی کنم چون اطلاعات کامل ندارم که مخالفان مسلح آقای اسد از نظر تعداد چه مقدار از جامعه سوریه را تشکیل می دهند و عملکرد و خواسته شان چیست. از منابع مختلف اخبار متفاوت و حتی متناقض می رسد. در مورد سوریه در یک پست نظراتم رو گفتم و نیاز به تکرار نمی بینم.
اما در مورد برخورد نظام جمهوری اسلامی با معترضان. تعداد کشته ها بسیار کمتر بوده است و نظام هم حرکاتی برای جبران انجام داد و برای برخی متخلفین حکم اعدام هم صادر کرد. در مورد آقای رادان هم هر موقع به شخصه برایم ثابت شد ایشان دستور تیر داده اند صحبت می کنم و تا آن زمان ایشان را از این اتهام بری الذمه می دانم. هر چند عملکرد ایشان را دارای نقص می دانم. شما مثل این که خیلی چیزهای غیر بدیهی برایتان پیش فرض است.
علیرضا
سه شنبه 11 بهمن 1390 10:24 ب.ظ
1. محمد تو الان نسبت به قضیه سوریه در فضای رسانه ای غربی هستی. قضیه اینطور هم نیست (منظور منفور بودن و در نتیجه شکست خوردن سوریه). کلهم دوستان غربی و امریکایی و شیخ نشینها با هم متحد شدند برای سوریه.
2. سعی کن با این فرد یه بحثی اغاز کنی، نه بخاطر جدل و بحث، برای آشنایی با تفکرات و ضمنا تاثیر گذاشتن بر شخصی که تریبون اسلامه.
3. اون قسمت آخر خیلی خوب بود و فاجعه.
4. سعی کن با جنوب شرقی ها و ژاپنی ها بیشتر ارتباط داشته و گزارش!! بفرستی؛ ظاهرا سبک زندگیشون فاجعه تر هست.
پاسخ مرد یخی : 1. بنده هم می تونم بگم تو در فضای رسانه های داخلی هستی! این که نشد استدلال. نظراتم در مورد سوریه رو در یک پست نوشتم اگر آنجا یا این پست انتقادی هست بفرمایید.
2. متاسفانه بهش دسترسی ندارم و او در کالیفرنیا زندگی می کند. بعد هم یارو برا خودش برو بیایی داره. مثل این می مونه که مثلا یه نفر اهل بلوچستان که در دانشگاه قم درس بخونه بخواد با مثلا آقای پناهیان بحث کنه.
طلایی
سه شنبه 11 بهمن 1390 12:20 ب.ظ
سلام
این تیکه ی " her boyfriend" رو چرا تکرار کردی؟
منظورت چیه؟
پاسخ مرد یخی : سلام
نمی دونم متوجه شدی یا نه. یارو داره می گه مادرش دوست پسر داره! یعنی یه زن 40 ساله طلاق گرفته و با داشتن حداقل یک فرزند دوست پسر داره! تاره برا پسرش خیلی طبیعی و عادی هست! برات عجیب نیست؟
وحید رضا
دوشنبه 10 بهمن 1390 09:31 ب.ظ
باسمه تعالی

این نکته ای را که در باب اقتصاد گفتی قبلا با هم نمی دونم بحثش را کردیم یا نه!ولی کلا یک فکریه در نظریه سیستم ها(البته جایی خوندم)ولی سخت نیست.اونهم درباره سیستم های پایدار و معیوبه.که چه جوری میشه این سیستم ها علی رغم عیوب سیستمی و ویران کننده پایدارند در مواردی توسعه هم دارند.
جوابش یک ربطایی به همون نکته کاکائو داره
موفق باشی.
پاسخ مرد یخی : یادم نمی یاد. فکر نکنم عیوب سیستمی ویران کننده داشته باشن اتفاقا سیستم دارن و ضابطه مند عمل می کنند. جوامع ما بیشتر مشکلات سیستمی دارن. مشکل غرب جای دیگری هست و خلاصه اش عدم پایبندی به اخلاق و دنیا محوری هست. در دید اول اصلا واضح نیست این چه ربطی به اقتصاد داره ولی ریشه همونه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر