تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - دیربرن


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

دیربرن

نوشته شده توسط:مرد یخی
دوشنبه 1 اسفند 1390-07:51 ب.ظ

روز جمعه در فضای دانشگاه گذشت. دانشگاه میشیگان دانشگاه قدیمی با سابقه 150 ساله است. ساختمان ها قدیمی هستند و در توسعه دانشگاه میز سعی شده است ساختمان های جدید با بافت قدیمی همگون باشند. شب جمعه تصمیم گرفتیم سری به شهر دیربرن در نزدیکی بزنیم. ایالت میشیگان دارای بزرگترین تجمع شیعیان لبنانی و عراقی در آمریکاست (به معنایی بزرگترین تجمع شیعیان متدین در آمریکا) و همین نکته باعث شده مراکز مذهبی متعدد شیعیان در این ایالت بوجود بیاید. بیشتر مراکز در شهر دیربرن قرار دارند. برای رفتن به شهر با یکی از دانشجویان شیعه بنام حیدر هماهنگ کردیم. حیدر اصالتا ایرانی بود ولی پدرش به کویت مهاجرت کرده بود و خودش شهروند کویت بود. فارسی را خیلی خوب و بدون لهجه عربی صحبت می کرد. همسر او اهل بحرین بود. همین باعث شد در فاصله حدود 1 ساعت بین راه فرصت شود تا در مورد وضعیت شیعیان در کویت و بحرین صحبت کنیم. حیدر می گفت در بین کشورهای خلیج شیعیان کویت از بقیه شیعیان وضعیت بهتری دارند. شیعیان کویت از هم پیمانان خانواده حاکم صباح هستند. در مقابل جبهه سلفیت کویت قرار دارد که سعی در قبضه امور کویت و حتی سلطنت دارد. حیدر خودش از طرف دولت کویت برای ادامه تحصیل بورس شده بود و وضعیت ظاهری نشانگر این بود که حمایت مالی خوبی از دانشجویان کویت از سوی دولت می شود. البته کویت کشور خیلی ثروتمندی است و منابع نفتی آن نسبت به جمعیت چشمگیر است. در خلال صحبت متوجه شدیم کویت کشور یارانه هاست. اکثر اجناس و اقلام ضروری با قیمت خیلی کم و حتی مجانی در اختیار مردم قرار می گیرد. حتی می گفتند پس از آغاز انقلاب های عربی دولت مقدار زیاد اجناس از قبیل مرغ و برنج و گوشت و ... بین مردم پخش شده است تا مردم ساکت بمانند. مقدار اقلام پخش شده این قدر زیاد بوده که حتی برخی مقداری از آن را به خاک سعودی منتقل می کرده اند تا بفروشند! در حین صحبت متوجه شدم حیدر میهن پرستنی به آن معنا در مورد کویت ندارد و اینجاست که متوجه می شویم چرا حکام خلیج نمی توانند به شیعیان اعتماد کنند. چون ملیت شیعیان مذهب آنهاست. همسر حیدر از بحرین وقایع ناگواری تعریف می کرد. می گفت زندانیان یک بار تصمیم به اعتصاب گرفته اند و در زندان تجمع کرده اند. نیروهای امنیتی داخل زندان افراد تجمع کننده را با گاز اشک آور متفرق کرده اند!!!! و به علت فضای بسته چند نفر خفه شده اند. می گفت اوضاع این قدر بد است که اگر کسی مثلا روز شهادت حضرت علی (ع) که در کویت تعطیل رسمی نیست به مدرسه نرود او را تنبیه می کنند. می گفت پسر دایی او در زندان است و با این که گلوله خورده بیمارستان نمی برند! و برای همین اعتصاب غذا کرده است. خلاصه می گفت اوضاع خیلی بد است. ولی از شبکه العالم راضی بود و می گفت وقایع را خوب پوشش داده است. در بین صحبت جمله ای گفت که خیلی به دلم نشست. پرسیدم:"فکر می کنید در نهایت این جنبش منجر به تغییر رژیم خواهد شد؟" پاسخ داد:"در این که شکی نیست." با شنیدن وقایع خیلی متاثر شدم و امیدوارم پیروزی آنها را بزودی شاهد باشیم که در واقع پیروزی خود ماست. نماز مغرب را در مرکز اسلامی دیربرن خواندیم. این مرکز شامل بزرگترین مسجد در آمریکای شمالی است و گویا توسط شیعیان لبنانی و تحت مدیریت سید حسن قزوینی اداره می شود. مسجد خیلی بزرگ و مجهزی ساخته اند و می توانید برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید:
http://en.wikipedia.org/wiki/Islamic_Center_of_America
خود دیربرن هم شهر جالبی است. حدود یک سوم جمعیت صد هزار نفری  آن بیشینه عربی دارند و اکثرا هم شیعه هستند. برای همین فضای شهر بخصوص در برخی نواحی کاملا قیافه اسلامی دارد. حتی تعداد خانم های محجبه ممکن است بیشتر باشد. مغازه های مختلف عربی و نوشته های عربی هم قابل توجه بود. بعد از نماز به یک کتابخانه رفتیم که توسط ایرانی ها اداره می شد و هر هفته برنامه ای داشتند. فضای داخل کتابخانه کاملا شبیه ایران بود و واقعا حس می کردم داخل ایران هستم. حتی لباس و پوشش حضار هم خیلی شبیه ایران بود. نکته جالب توجه خانمی بود که چادر به سبک کاملا ایرانی به سر داشت. از وقتی اینجا آمده ام اولین بار بود که چنین صحنه ای می دیدم! بعدها متوجه شدم این خانم مسلمان زاده نیست و بعدها شیعه شده است و چند سال هم ایران زندگی کرده است. خیلی جالب بود که حتی از چادرش هم کوتاه نیامده بود. در میان برنامه بیرون آمدیم تا یکی از دوستان دوستم! را ببینمیم. اسمش علا بود و اهل لبنان. خلاصه سفر جالب شد و شیعیان از کشورهای مختلف را دیدیم. علا اهل جنوب لبنان بود و در جنگ سی و سه روزه در جنوب لبنان حضور داشته. می گفت ابتدای جنگ نبرد به منطقه آنها وارد نشده بود ولی بعد از گذشت زمان شهر آنها هم بمباران شده بود و با خانواده فرار کرده بودند. زیر بمباران خود را به سوریه رسانده بودند و از مرز رد شده بودند و وارد خاک سوریه شده بودند و یک ماه آنجا مانده بودند و بعد بازگشته بودند (حال فکر کنید اگر دولت سوریه دولتی بود که ضد مقاومت بود چه بلایی بر سر شیعیان می آمد؟). کینه عمیقی از اسرائیل داشت و از سیاست خارجی آقای احمدی نژاد راضی بود. البته انتقاداتی به حزب الله و سیستم حکومتی ایران داشت. صحبت هایمان را در یک شیرینی فروشی لبنانی انجام دادیم و حین صحبت یک نوع شیرینی خاص لبنان خوردیم که خیلی خوب بود. دوباره برای شام! به کتابخانه ایرانی ها بازگشتیم. شام خوبی تهیه کرده بودند و پس از صرف شام به سمت ان اربر بازگشتیم.
پ.ن.1:در آینده نزدیک در مورد بازدید از مرکز بهاییان می نویسم! منتظر باشید.
پ.ن.2:در حین سفر مرتب و مفصل نوشتن کمی سخت است. برای همین بصورت خلاصه مطالب جالب را می نویسم.
  


تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 1 اسفند 1390 09:18 ب.ظ

سسد حسین
شنبه 20 اسفند 1390 11:55 ق.ظ
سلام بر مرد یخی عزیز
نوشته هات دلنشینه
تقریبا دو ماهی میشه از برزیل اومدم به ایران
گرچه الان که تعریف می کنی میرم تو فضای عربها وشیعیان لبنانی سائوپائولو
اما انصافا آخرش هم هیچ جا برای زندگی ایران خودمون نمیشه
پاسخ مرد یخی : سلام
موافقم
علی
شنبه 6 اسفند 1390 10:10 ق.ظ
سلام
مستغرب در مقابل مستشرق منظورم بود.
مدت ها دنبال کسی بودم که با سبک تو به واکاوی دنیای غرب بپردازه. امیدوارم در آینده بتونی به صورت فنی تر همین رویه رو دنبال کنی
پاسخ مرد یخی : سلام
سعیم رو می کنم
جمعه 5 اسفند 1390 07:07 ب.ظ
خلیج نه "خلیج فارس"
پاسخ مرد یخی : بنده نقل قول کردم ایشان خلیج ګفتند
امیرحسین
چهارشنبه 3 اسفند 1390 02:02 ب.ظ
خیلی قشنگ بود. کامل همه چی رو بنویس ما همچنان میخونیم. و احساس میکنیم همراه تو بوده ایم و یک تصاویری از اونجا میسازیم
علی
چهارشنبه 3 اسفند 1390 12:02 ب.ظ
سلام
با تشکر از مطالب بسیار جالب و مفیدت. فکر کنم باید نام عنوان اولین مستغرب را به تو بدهیم!
راستی توی درسهای حوزه دانشجویی شریف یکی از اساتید(حاج آقا م) تو جزوه اش نقل قول تو از نصر رو به طلبه ها گفته بود در مورد سوریه.
موفق باشی
پاسخ مرد یخی : سلام
منظورت از مستغرب چیه؟ حوزه می ری؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر