تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - مرکز بهائیان


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

مرکز بهائیان

نوشته شده توسط:مرد یخی
پنجشنبه 4 اسفند 1390-08:17 ق.ظ

دیروز از سفر بازگشتم. روز یک شنبه از یک مرکز بهایی بازدید کردیم (دقیق متوجه نشدم ولی فکر کنم یک مشرق الاذکار (معادل مسجد) بود). احتمالا می دانید که پیروان این فرقه در امر تبلیغ بسیار کوشا هستند. برنامه بازدید را با دانشگاه هماهنگ کرده بودند تا دانشجویان از محل بازدید و احتمالا جذب شوند. وقتی محل قرار رسیدیم در مجموع 7-8 نفر شرکت کننده وجود داشت. برای این 7-8 نفر به اندازه 20 نفر ظرفیت حمل و نقل فرستاده بودند که باز نشان می دهد در تبلیغ کوشا هستند. فردی که با او همراه شدیم یک زن سیاهپوست بود. وقتی نزدیک شد خواست دست بدهد که گفتیم با زنان دست نمی دهیم و او هم خیلی راحت پذیرفت. سوار ماشین شدیم و راه افتادیم. متوجه شدیم خانم مسیحی بوده و در جوانی در اثر وجود یک مرکز بهایی در نزدیکی محل زندگی او بهایی شده است. وقتی پرسیدیم انگیزه او چه بوده بیشتر حول تساوی زن و مرد در بهاییت صحبت می کرد. وقتی پرسیدیم اگر این طور است چرا در بیت العدل بهاییان زنان حق عضویت ندارند؟ گفت:"برایم مهم نیست و این موضوع دغدغه ام نیست" با کمی بحث متوجه شدم فرد متعصبی است و به نظر می رسید زدگی از مسیحیت تاثیر مهمی در گرایش او داشته مثلا اصرار داشت تبعیض های علیه زنان در گذشته به علت مسیحی بودن بنیانگذاران آمریکا و تاثیر اندیشه مسیحی در قوانین بوده است. وارد مرکز شدیم. ساختمان نسبتا ساده ولی تمیز و مرتبی داشتند. نشان ها و علائم بهاییت در ساختمان به چشم می آید. آنجا خوشامد گفتند. نرسیده مشغول بحث شدیم! روی چرایی قبول بهاییت متمرکز می شویم. جالب است می گویند: ما نمی توانیم به شما کمک کنیم بلکه باید خودتان به دلتان مراجعه کنید. کمی که روی عقلانی بودن متمرکز می شویم و این که لازم است انسان برای قبول یک باور آنرا عقلانی هم بیابد. خانم سیاهپوست می گوید سوال های شما مهم است ولی شاید بقیه علاقمند نباشند و از بقیه جمع ما را جدا می کنند! دوستم مقاومت می کند و می گوید می خواهد با بقیه باشد ولی توسط فردی به یک کتابخانه هدایت می شویم تا بحث کنیم! تساوی زن و مرد را مجددا هدف می رویم! فرد جدید هم دفاعی ندارد و می رود یک فرد دیگر را خبر می کند! یک پزشک که بعدا می فهمیم ایرانی است و به نظر می رسد فرد باسوادشان است به کتابخانه می آید. پزشک می گوید:"من به عبدالبها ایمان دارم! او گفته بعدها مثل ماه در آسمان واضح می شود چرا زنان حق ورود به بیت العدل را ندارند و غیر از این مورد در همه چیز زن و مرد مساوی هستند" تا آخر هم فردی نتوانست جواب دهد اگر شعار تساوی زن و مرد می دهید چرا در بیت العدل زنان را راه نمی دهید! در بین بحث هستیم که فردی می آید و می گوید مراسم نیایش آغاز شده و به سمت سالن نیایش هدایت می شویم. در یک سالن چند صندلی چیده اند و یک موسیقی که بنظر نوعی دعاست در حال پخش است. همراه دوستم در ردیف دوم می نشینیم. احساس غربت می کنم و خود را در محاصره بهاییان می بینم! به حضار نگاه می کنم. حدود 30-40 نفر هستند. اکثرا رنگین پوست و بنظر از قشر پایین جامعه هستند.  بعد از موسیقی یک سرود زمزمه می کنند که خطاب به بها الله است. هنگام زمزمه سرود چهره برخی را مرور می کنم. چشمهایشان را بسته اند و بنظر می رسد غرق در سرود هستند! دلم برای برخی می سوزد. بعد از سرود دعاهایی به زبان های آرامی، فرانسوی، هلندی و فارسی خوانده می شود. احتمالا می خواهند بگویند دینشان جهانی است. مراسم بعد از 30 دقیقه تمام می شود. حضار را به طبقه پایین هدایت می کنند تا صبحانه صرف کنند. پایین می رویم. خیلی دو دل هستم که چیزی بخورم یا نه. ترجیحم این است که نخورم ولی می ترسم بهشان بر بخورد. نگاه که می کنم مواد غذایی همگی حلال هستند و با اکراه شیرینی و قهوه بر می دارم. دور یک میز همراه دوستم و دکتر ایرانی می نشینیم و مشغول صحبت می شویم. دکتر از سابقه خود تعریف می کند و این که زمان شاه اجازه نداده اند به دلیل بهایی بودن در دانشگاه شیراز استاد شود. بهایی بودن هویدا را رد می کند و می گوید فقط پدربزرگ او بهایی بوده. می گوید رژیم شاه هم با ما خوب نبود ولی این رژیم خیلی بد عمل می کند و حتی به دانشگاه راه نمی دهد. می پرسم اگر کسی به دروغ بگوید مسلمان هست چه رخ می دهد؟ می گوید طرد اداری می شود یعنی حق رای او را در محافل از او می گیرند. می پرسم شما به هیچ وجه تقیه را قبول ندارید؟ می گوید: نه! چون دروغ است. می گویم فرض کنید هلوکاستی علیه بهاییت رخ دهد و یک بهایی در خانه یک بهایی که معلوم نیست بهایی است پناه گرفته است. دولت ضد بهایی می آید و از صاحب خانه می پرسد فرد بهایی در خانه توست؟ حال او باید راست بگوید؟ می گوید: بله! به هیچ وجه دروغ جایز نیست! (خودتان با عقل خود محک بزنید عجب دستور عقلانی!). در مورد پوشش بحث می کنیم. می گوید طبق باور ما پوشش باید متناسب با جامعه باشد. یعنی در هر جامعه پوششی صحیح است مطابق عرف آن جامعه باشد (بنابراین بهاییان نباید در جوامع اسلامی بیحجاب باشند. ولی مشخص نیست چرا اعضای زن محفل ملی ایران عکس های بیحجاب دارند). در مورد تشکیلات بهاییت توضیح می دهد و می گوید چون حکومت ایران اجازه نمی دهد تشکیلات ایران فعال نیست چون ما قانون هر کشور را تا جایی که ضد باورهای ما نباشد رعایت می کنیم. می گوییم اگر در ایران فقط قبول کنند شما در فرم ها دینتان را بهایی عنوان کنید، مشکل شما حل است (آخر می گوید قوانین هر کشور را رعایت می کنند و در بحث فقط همین یک مورد مصداق خلاف باور بودن مطرح شد)؟ کمی من و من می کند و می گوید آخر در ایران خیلی مشکلات دیگر هم هست مثلا رهبر ایران بهاییان را نجس و دشمن اعلام کرده. در حین بحث سه نفر دیگر هم اضافه می شوند و توجه برخی جمع می شودآ بنظر می رسد بحث اعتقادی خیلی محدود در بین اینها انجام می شود. دکتر ایرانی از همه بیشتر در مورد اسلام مطالعه داشته است. در حین بحث می گوید منظور از قیامت در قرآن یعنی برخواستن پیامبر بعدی! یعنی حضرت محمد (ص) قیامت حضرت مسیح (ع) است و بها الله قیامت حضرت محمد (ص)! می گوییم پس دنیا آخر ندارد؟ می گوید نه! دنیای مادی ازلی است و همه بعد از خروج از این دنیا وارد دنیای دیگری می شوند تا زندگی کنند! می گوییم آخر مگر نمی گویید دین شما با علم هماهنگ و هارومونی است؟ می گویند: آره. خوب نظریات فیزیک مدرن می گوید روزی زمین از بین می رود (در مورد بیگ بنگ بحث می کنیم ولی الان فکر می کنم می بینم خیلی راه دور رفته ایم چون می دانیم خورشید چند ملیون سال دیگر منفجز می شود.). چطور شما می گویید ازلی است؟ کمی من و من می کنند. یکی می گوید منظور از هماهنگی با علم هماهنگی با علم واقعی است (البته مشخص نمی کند علم واقعی یعنی چه و چطور علم واقعی و غیر واقعی از هم مشخص می شود). دیگری می گوید: علم تغییر می کند و گزاره های آن معلوم نیست که فردا عوض نشود. نفر سوم که استاد نجوم است توضیحاتی می دهد ولی او هم حرف قانع کننده ای ندارد. تا اینجا مشخص می شود نه شعار برابری زن و مرد صحیح است نه شعار هماهنگ بودن تعلیمات فرقه با علم. بحث کوتاهی در مورد دیدگاه بهاییان نسبت به دیگران و نا کامل بودن آنهاست . چون یکی از شعارهایشان هم این است که در دین آنها همه بشریت مستحق رحمت خدا هستند (چیزی شبیه یکسان بودن). باز سعی دارند بگویند که بقیه با آنها فرقی ندارند ولی نمی گویند پس انگیزه بقیه برای بهایی شدن چیست؟ اگر همه به یک میزان رحمت خداوند را دریافت می کنند چرا باید بهایی شوند. باز معلوم می شود این ادعا هم صحیح نیست. در حین بحث خیلی سعی می کنند مودب و با احترام صحبت کنند. این بخشی از سیاست چذب اینهاست. متوجه شدم این فرقه حرف چندانی برای گفتن ندارد و پیروان آن تصور درستی ندارند. بیشتر از روی احساسات و زدگی از دین های دیگر آن را پذیرفته اند. آمارها هم موید این نکته است بین 5 ملیون بهایی حدود 10 درصد در کشورهای اسلامی هستند و پذیرش بیشتر در هند و کشورهای جنوب آفریقا با باوراهای بدوی رخ داده است (حدود 80 درصد).  بنظر می رسد نسبت به مسلمانان هم یک پارچه ای عقاید بین آنها کمتر وجود دارد یعنی هر کس تصور خودش را دارد و مشخص نیست دقیقا اعتقاد واقعی چیست. با این که سعی دارند دین خود را مدرن نشان دهند ادعاهایشان صحیح نیست. زمان بازگشت فرا می رسد و یکی از اعضای فرقه ما را تا دم در می رساند. در راه متوجه می شویم در گذشته کاتولیک بوده. بحثی در مورد این می کنیم چطور شما بودیسم و هندوئیسم را با ادیان ابراهیمی یکی می کنید؟ (چون این ها این دو باور را دین الهی می دانند) مشخص می شود جوابی ندارد و اصلا خبر ندارد که بودیسم به خدا از پایه یا باور ندارد یا اهمیت نمی دهد و هندوئیسم هم چند ملیون خدا دارد!
خداوند به داد بها الله برسد که براستی مصداق آیه 68 سوره احزاب است.
پ.ن.: در راه بازگشت با فردی همسفر شدم که نسبتا جالب بود و درباره او در آینده می نویسم.



تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 4 اسفند 1390 09:50 ق.ظ

احمدی
یکشنبه 8 آذر 1394 01:26 ب.ظ
باسلام
گزارش سفرتون رو خوندم عالی بود.کامنتهارو هم خوندم جالب بود، دوستی گفته بودن که یک بهایی زاده چه گناهی داره که نباید بتونه توی دانشگاه درس بخونه، میخواستم در جواب ایشون بگم که خود بهاالله توی کتاب بیان خطاب به پیروانش گفته که حق ندارند غیر از کتاب بیان و کتابهایی که ایشون گفته کتاب دیگه ای بخونن ، کلا بهاالله یعنی همون پیامبر کذایی بهاییت به پیروانش گفته بیش از 19 کتاب نباید داشته باشند و کتابهای دیگری غیر از بهاییت نباید بخونن، در واقع اگر بهایی زاده ای بره دانشگاه برخلاف دستورات اکید پیامبرش عمل کرده و باید مجازات بشه و 9مثقال طلا به بیت العدل بعنوان جریمه بده، من متعجب میکنم از پیروان بهاییت که میخوان بر خلاف دستورات پیامبرشون عمل کنند
بهاالله گفته تمام کتابهاغیر از بیان و کتابهای تالیف ایشون و حضرت باب باید سوزانده بشه
پاسخ مرد یخی : سلام
مریم
جمعه 25 اردیبهشت 1394 07:38 ب.ظ
بنظر من .دین بهایی رد شده اس و من در آوردی هست مثل وهابی های مفتی.دینی که پشت سرش منطق نباشه دین نیست .بالاتر اینکه هیچ کدام از پیامبران و امامان عزیز کوچکترین اشاره ای به این دین مضحک نکردن.همسایه ی بهایی داشتیم هیچ کسی ازشون چیزی نمیگرفت که بخورن چون نجس می دونیمشون رفتن از اینجا.فقط دین اسلام و فقط احترام کامل به دین مسیحیت یهودی و ادیان الهی دیگه.آدم باید عاقل باشه و درگیر این ادیان ساختگی نشه.
گاگول
سه شنبه 17 مرداد 1391 12:59 ق.ظ
متن بنویسم؟!!

من اگه روزی خودم به جمع بندی برسم در این زمینه کلیه! کلا هم آدم متن نوشتن در این زمینه ها نیستم حقیقتش

ولی حس می کنم مطالعه در این زمینه خیلی جواب نده. یعنی نمی دونم در چه زمینه ای باید مطالعه کنم چون به نظرم یه دو دو تا چهارتای عقلیه.
بهایی ها منطقا نمی تونن ادامه ی تحصیل بدن، چون ادامه ی تحصیلشون به معنی پذیرفتن حضورشون در دانشگاه ها و عملا تبلیغ بهائیته ( این که در مقاطع قبلی حضور دارن عمدتا به خاطر اینه که تا جایی که می دونم در دوران دبستان تا دبیرستان، هیچ جایی مثل فرم کنکور به طور صریح از مذهب افراد سوال نمی شه) پس یه حکومت مذهبی منطقا نمی تونه اجازه بده بهایی ها ( یعنی پیروان یک فرقه ی انحرافی ) چنین حضوری در دانشگاه ها و همچنین در اغلب محیطهای کاری داشته باشند
از طرف دیگه کسی که بهایی به دنیا اومده چه گناهی کرده که باید از حق تحصیلات تکمیلی یا اشتغال محروم باشه؟
نتیجه ی منطقی :به نظر می رسد گاها داشتن حکومت بر مبنای مذهب با برخی از حقوق پذیرفته شده ی افراد مثل حق ادامه ی تحصیل و اشتغال می تواند دارای تزاحم باشد.

این هایی که گفتم در نفی یا تایید چیزی نبودها، صرفا خواستم ببینید که چطوری خودم را گیج کرده ام و به هیچ نتیجه ای هم نرسیده ام...


پاسخ مرد یخی : خوب می شه در پرسش نامه ها در مورد دین یک گزینه اضافه کرد بصورت "سایر". همین حالا هم در سرشماری ها این گزینه است. این طوری یک آیین خاص پذیرفته می شود. یعنی این که گفتین مشکلی جزیی هست و قابل حل. بنظرم مشکلات بزرگتری وجود دارد که جلو این کار را می گیرند. یکی از مشکلات عمده این است که بهاییان بدنبال تبلیغ هستند. ولی اشاره شد که شاید بتوان با مذاکره با سرانشون در این زمینه هم به توافق رسید.
گاگول
شنبه 14 مرداد 1391 01:29 ب.ظ
بابت وقتی که گذاشتید بی نهایت ممنونم
پاسخ مرد یخی : خواهش می کنم. شاید خوب باشه که حالا که دغدغه دارید کمی مطالعه کنید و متنی بنویسین.
گاگول
جمعه 13 مرداد 1391 02:29 ب.ظ
منظورم بیشتر ممانعت از تحصیل و اشتغال بود.
یعنی به نظر شما چه طور می شه بهتر برخورد کرد؟ آیا به نظر شما این درسته که فردی با اعلام این که بهاییه (مثلا در فرم هایی که از مذهب فرد توش سوال شده) در محیط کار یا محیط دانشگاه حضور داشته باشه؟ (صرف حضور این افراد می تونه منجر به نوعی تبلیغ بشه، چندان که حضور شما در دانشگاه هر چند به عنوان یه دانشجو هست ولی در خیلی از جاها منتهی به تبلیغ اسلام یا تشیع هم شده)
بذارین این طوری سوال بپرسم، اگه شما مسوول کارگزینی اداره ای باشید آیا اجازه می دین فردی که دین خودش رو بهایی اعلام می کنه در اداره ی شما مشغول به کار بشه؟

+این سوال که نحوه ی درست برخورد با بهاییان چیه مدتها بود ذهنم رو مشغول کرده بود. با توجه به این که نحوه ی استدلال کردن شما رو در سایر موارد بسیار مطلوب یافتم، احساس کردم شاید بتونید در این زمینه بهم کمک کنید. در عین حال می دونم که قطعا پاسخ گویی به سوالات اینچنینی زمان بره، برای همین عجله ای در گرفتن جواب ندارم و هر جا احساس کردید که فرصت یا شرایط جواب دادن ندارید، ممنون می شم مستقیم بهم بگید تا بیشتر مزاحمتون نشم.
پیشاپیش از لطفتون بی نهایت ممنونم
پاسخ مرد یخی : راستش همونطور که گفتم رو این موضوع فکر نکردم. خیلی مسائل مهمتر وجود دارد. برای پاسخ نیاز هست اطلاعات کافی داشته باشم. مثلا ادعاهایی هست که بهاییت بصورت ارگانیک بر ضد اسلام و تشیع کار کرده و روابط نزدیکی با دستگاههای اطلاعاتی غرب دارد. اگر این ادعا صحیح باشه طبیعتا نباید اجازه داد در مراکز حساس مشغول به کار بشوند. اگر مسئول کارگزینی باشم طبق قوانین کار خواهم کرد نه نظر شخصی. الان هم نمی دانم دقیقا قانون ایران چیست. اما در مورد تحصیل، همین الان در ایران تا دبیرستان در مدارس دولتی تحصیل می کنند. خوب آیا نمی شود اجازه داد در دانشگاه هم بصورت مشابه تحصیل کنند؟ یکی از ویژگی های بهاییت این هست که به علت تشکیلاتی عمل کردن می شود باهاشون مذاکره کرد. مثلا نمی شود با سرانشون مذاکره کرد و تحت یک چهارچوب باهاشون به توافق رسید؟ چیزی که هست طبق فقه اسلامی نباید اجازه تبلیغ به آنها داد ولی اجازه تحصیل یا حتی کار در مراکز دولتی قابل مذاکره است.
گاگول
جمعه 13 مرداد 1391 07:17 ق.ظ
عذر می خوام که مجدد مزاحم وقتتون می شم.
اگر عیب نداره دلم می خواست بدونم چقدر با نحوه ی برخوردی که حکومت ایران با بهاییان داره موافقین؟ (البته اگر مایل به جواب دادن نیستید هم مطلقا ایرادی نداره)

پایدار باشید
پاسخ مرد یخی : راستش رو بخواهین در جریان نیستم برخورد حکومت ایران با بهاییان در واقعیت چطور هست. اونطور که از سوی خود بهاییان عنوان می شه (دقت کنید چون خودشون یک سمت دعوا هستن نمی شه به حرفهاشون کامل اعتماد کرد) اعتراض اصلی به محرومیت تحصیلی بهاییان از دانشگاه و بعد زندانی شدن اعضای محفل ملی ایران و برخی بهاییان هست. طبق ادعای بهاییان در ایران سیصد هزار بهایی زندگی می کنه. خیلی عجیب نیست از بین این جمعیت 100 نفر زندانی باشن که آمار نشانگر این هست که تعداد حتی کمتر است. برا همین حدس می زنم در این مورد حق با بهایی ها نیست و افراد زندانی ریگی به کفششون هست، و گرنه چرا 299 هزار نفر دیگر زندان نیستند؟ اما در مورد محرومیت از تحصیل دانشگاه بنظرم می شود بهتر برخورد کرد. محدودیت بهاییان در تبلیغ دینشون هم از روی قوانین اسلامی هست و بنظرم اکثر جامعه موافق باشن. طبق متون بهاییت تبعیت از قانون کشور محل زندگی لازم هست، برای همین مطابق دستورات بهاییت نباید در این مورد معترض باشند.
تا به تا
شنبه 6 اسفند 1390 01:07 ق.ظ
سلام
من هم یه هم اتاقی بهایی داشتم که به لطف خدا شیعه شد و الان داره با تقیه زندگی می کنه.
اما شرایط سختی داره و یکی از اونها اینه که مجبوره یا با یک بهایی ازدواج کنه یا تا آخر عمر مجرد بمونه
براش دعا کنید
پاسخ مرد یخی : سلام
نگذارید تنها بمونه و بهش روحیه بدین. بهش بگین بالاخره خودش رو باید برای طرد روحانی آماده کنه. اگر می تونید در امر ازدواج و تشکیل خانواده کمکش کنید. نمی شه تا آخر عمر تقیه کنه و در یک وقت مناسب باید اعلام عمومی کنه و تبعاتش رو قبول کنه. اگر به علما مراجعه کنه ان شا الله کمک می کنن و بهتر راهنمایی می کنن. راستی اگر تونستین بد نیست بگین یک متن در مورد علل هدایتش بنویسه و منتشر بشه.
سحر
جمعه 5 اسفند 1390 07:21 ب.ظ
سلام
بهاییت مسلما یک دین من در اوردیست
این کاملا از اعتقاداتشان پیداست
واقعا که کار کار انگلیسهاست
من از این جمله که گفتید اگه خدا به همه به یک اندازه رحمت میکنه چرا بهایی بشیم خیلی خوشم اومد
خوشحال میشم به وب منم سر بزنید
پاسخ مرد یخی : سلام
سر زدم خوشبختانه خوب خواننده دارید
امیرحسین
جمعه 5 اسفند 1390 02:29 ب.ظ
سلام
زیاد تو معقولات و منقولات وارد شدی. از حال و هوای اونجا و سفرنامت بنویس. بگو چجوریه اونجا.
پاسخ مرد یخی : سلام
تا حدی نوشتم خیلی با کانادا متفاوت نیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر