تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - باربکیو شیعیان


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

باربکیو شیعیان

نوشته شده توسط:مرد یخی
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391-10:30 ق.ظ

مدتی هست حوصله نوشتن ندارم. با این که موارد جالبی پیش می آید ولی دست و دلم بنوشتن نمی رود. کمی خسته ام و الان هم بزور می نویسم.
چند وقت پیش مرکز شیعیان اینجا چیزی شبیه پیک نیک در پارک برگزار کرده بود که بهش می گن باربکیو. اینجا خیلی مرسومه مثلا چند دوست قرار می ذارن و می رن فضای سبز و چیزی کباب می کنن و چند ساعتی رو در فضای سبز می گذرونن. البته در ایران مشابهش رو بخصوص بشکل خانوادگی داریم. تا حالا مراسم شیعیان اینجا که رفته بودم معمولا مراسم مذهبی مثل نماز جمعه، ادعیه یا افطار و سحری بود و از این دست مراسم نرفته بودم. از مراسم استقبال خوبی شده بود (از سوی غیر ایرانی ها و گرنه تعداد ایرانی ها خیلی کم بود) و جای خوبی بود تا با شیعیان کشورهای مختلف صحبت کنم که چند نمونه اش رو بصورت خلاصه می آورم.
1. نفر اول اهل عراق بود و اینجا استاد دانشگاه هست. بهش گفتم: زمان جنگ چرا شیعیان برای صدام می جنگیدن. گفت: فضای ترس و وحشت بود و نافرمانی فرد دامان خانواده اش رو می گرفت. کمی که حرف زد مشخص شد از فعالین انتفاضیه شعبانیه بوده. بعد از شکست انتفاضه از بیابان به عربستان فرار کرده بود و 4 سال در بدبختی زندگی کرده بود تا دست بعثی ها نیفته. می گفت اولین بار بعد از سه سال برای خانواده اش نامه فرستاده تا بفهمن زنده هست. بعد هم از عربستان طوری خودش رو به کانادا رسونده بود و ادامه تحصیل داده بود و در نهایت بعد از سقوط صدام توانسته بود به عراق برود.
2. نفر بعدی اهل عمان بود. از سلطان قابوس راضی بود و می گفت شیعیان مشکلی در عمان ندارن و مورد تبعیض واقع نمی شن. در بین بحث ازش در مورد اباضیه پرسیدم و مشخص شد اباضیه امروزی ناصبی نیستن و به امیرالمونین احترام می گذارن. با این حساب به نظر می رسه امروزه در بین فرق اسلامی ناصبی نداشته باشیم.
3. نفر سوم اهل عربستان و قطیف بود. با او طولانی تر صحبت کردیم. می گفت: در مدارس فقه و عقاید اهل سنت رو بهشون آموزش می دن ولی شیعیان خودشون در حسینیه ها فرزندانشون رو تعلیم می دن. می گفت وقتی معلم دینی دبیرستان درس می داد همه بهش می خندیدیم و حتی به چالش می کشیدیم. گویا اکثر معلم های دینی اهل احسا نیستن و از نقاط دیگر عربستان به اونجا آورده می شن. گفتم: آیا احسا نسبت به مناطق دیگر عربستان عقب مانده هست؟ گفت نمی توان گفت عقب مانده ترین هست ولی آبادترین هم نیست. در حالی که نفت در احسا قرار دارد و باید احسا آبادترین نقطه باشد. در حالی که ریاض با این که هیچ چیز ندارد خیلی آباد است و با گذر زمان روند پیشرفت آن  حتی شتاب دارد. می گفت شیعیان از آل سعود راضی نیستند. پرسیدم: شیعیان عربستان از چه کسانی تقلید می کنند. گفت:فکر کنم از همه بیشتر آقای سیستانی، بعد آقای خامنه ای و بعد آقای شیرازی. ادامه داد:در برخورد با حکومت شیعیان چند دستگی دارن. طرفداران آقای شیرازی می گویند باید با حکومت مذاکره کنیم و ضمن مطالبه حقوق خود هم زیستی داشته باشیم. ولی طرفداران آقای خامنه ای می گویند باید مبارزه کنیم و مذاکره رو در رو فایده ندارد. نظر خودش هم این بود که مذاکره با آل سعود نتیجه بخش نیست و وقایع اخیر بحرین و عربستان نشان می دهد حکومتی نیست که در فضای گفتگو بشود به نتیجه رسید و باید در اثر مبارزه مجبورش کرد تا به خواسته های شیعیان توجه کند. گفتم: شیعیان اسماعیلی نجران هم با حکومت مشکل دارند؟ گفت: تا بحال یکبار نجران رفته است و متوجه شده آنها هم راضی نیستند. کمی که صحبت کردیم گفت اطلاعاتت از عربستان خیلی خوب است ولی بیشتر ایرانی ها نسبت به این مسائل بی تفاوت هستند. می گفت بیشتر ایرانی ها که می شناسم متدین نیستند و وضعیت اعراب برایشان اهمیت ندارد. در حالی که ما شیعیان عربستان پیگیر وقایع ایران هستیم. گفت خیلی وقت ها سایر عربستانی های سنی ایرانی ها را به سر ما شیعه ها می کوبند. برایش توضیح دادم ایرانی های خارج نمونه خوبی از میانگین جامعه ایران نیستند و جامعه ایران متفاوت است. ابراز امیدواری کرد در آینده شرایطی پیش بیاید تا برای زیارت به ایران سفر کند و خودش ایران راببیند. 
4. فرد دیگر اهل لبنان بود. از آنهایی که حسابی طرفدار ایران بود. می گفت:امید ما به ایران است تا الگویی برای جهان باشد! جالب است. زیر بار چه انتظار هستیم. آیا واقعا متناسب با آن هم کار می کنیم؟!
5. فرد دیگر یکی از سادات پاکستانی بود که اهل کراچی بود. فارسی را خوب صحبت می کرد و خوب هم متوجه می شد. می گفت امروزه در پاکستان کار آسانی نیست که هویت شیعی خود را آشکار کنیم چون ممکن است خطر ایجاد شود. از حکومت پاکستان راضی نبود و می گفت نخست وزیر و رییس جمهور با این که شیعه هستند متدین نیستند و حتی برای شیعیان متدین مشکل ایجاد می کنند.
در این بین هم حسابی پذیرایی شدیم و دلی از عزا درآوردیم!
پ.ن.1:چند وقت پیش با فردی از کشور زیمبابموه آشنا شدم. بعد از آشنایی در مورد تورم زیمبابوه پرسیدم. می گفت همون طوری بود که شنیدی. در طول روز چند بار قیمت ها عوض می شد. ولی بیشتر خانواده های کارمند آسیب دیدن. خانواده های تولید کننده مثل کشاورزها و دامداران سراغ معامله پایاپای رفته بودن. مثلا خانواده خودش تولید کننده شکر بودن. می گفت مثلا وقتی می خواستیم بریم بنزین بخریم با خودمون شکر می بردیم و جاش بنزین می گرفتیم! گفتم الان چطوره؟ گفت دیگه پول ملی رو جمع کردن و از دلار آمریکا استفاده می کنند.


تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 10:43 ب.ظ

تا به تا
یکشنبه 4 تیر 1391 01:21 ق.ظ
سلام
ایران اسلامی ما میتونست الگوی خوبی برای سایر کشورهای اسلامی باشه
البته سخنان امام خامنه ای کاملا هدایت کننده ست
تو انقلاب مصر شاهد بودیم که جملات امام خمینی رو بنر ها و پلاکارهاشون بود.
منتها ماها هم وظیفه داریم این وسط.ایشالله از خواب غفلت بیدار شیم و برا ظهور آقا تلاش کنیم.البته آقا حاضرن و ماها غایب.وضع ما مثل بچه ایه که گم شده و فکر می کنیم که بابامون یا مادرمون گم شده
پاسخ مرد یخی : سلام
توبه
سه شنبه 23 خرداد 1391 10:20 ق.ظ
سلام غیبتتون طولانی شد!هنوز حال پیدا نکردید؟ پس ما مستجاب الدعوه نبودیم گویا؟
شایدم به خاطر بالا رفتن شهریه دانشگاه ها اعتصاب کردید؟!
پاسخ مرد یخی : سلام
سعی می کنم بزودی مطلبی بنویسم. شهریه دانشگاههای کبک بالا رفته و خوشبختانه شامل ما نشده است.
علیرضا
سه شنبه 2 خرداد 1391 02:00 ب.ظ
سلام .
در جواب دوست عربستانی می تونستی دوست عراقی رو مثال بزنی.
کسانی کشورشان را ترک می کنند که با حکومت و شرایط جامعه شون مشکل دارند.
چون حکومت ما دینی هست بنابراین کسانی کشور رو ترک می کنن که متدین نیستند ولی در مورد سایر کشورها چون حکومتشون بد هست بنابراین....
مثل دوست عراقی
پاسخ مرد یخی : سلام
این حرف طوری که شما مطرح کردید بطور کلی صحیح نیست. البته در جواب تا حدی در این مورد صحبت کردم (بدون ذکر دوست عراقی).
علی
دوشنبه 1 خرداد 1391 02:10 ب.ظ
سلام
به نظرم یه مطلب هم راجع به مساله پوشش بنویس. حتما این دفعه که برگشته بودی متوجه تغییرات سریع پوشش خانم ها شدی. با یه برون یابی ساده می شه حدس زد تا چند وقت دیگه چه اتفاقی می افته.
کار فرهنگی هم در این اوضاع بیشتر شبیه به یه شوخی هست. برخورد سخت هم تا حالا خیلی جواب نداده به خصوص که چند بار شل و صفت گرفت شده و این اثر معکوس گذاشته
با توجه به تجربیاتت توی کانادا چه راه حلی به ذهنت می رسه؟ واقعا چی باید کرد؟ شاید خواننده ها هم مایل باشند که همفکری کنند
پاسخ مرد یخی : سلام
می گم خسته ام!
ولی چون شمایی سعی می کنم چیزی بنویسم! ولی همونطور که گفتی همفکری هم کنید.
سیدحسین
دوشنبه 1 خرداد 1391 01:28 ق.ظ
سلام خسته نباشید
بازم خیلی جالب بود
یكی از دوستای لبنانی من كه مقیم كانادا بود می گفت اینجا شیعیان لبنانی با شیعیان عراقی ها زیاد خوب نیستند درسته؟ چرا؟
پاسخ مرد یخی : سلام
به شخصه چنین چیزی رو حس نکردم. دقت کنید چنین مواردی در صورت وجود احتمالا بین دو مرکز اسلامی و اختلاف سلیقه اون ها در امور اجرایی هست. احتمال می دم در موردی که دوستتون گفته هر کدوم از اون دو دسته مرکزی دارن و اختلافشون از این دسته است. و گرنه بعید می دونم شیعیان به خاطر ملیت با هم اختلاف داشته باشن. اتفاقا در بین شیعیان ملی گرایی غیر مذهبی خیلی کمرنگ هست.
توبه
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 09:50 ب.ظ
سلام...فکر کنم اولین نفرم که نوشتتون رو میخونم! کاملا معلومه که اصلا حوصله نداشتین چیزی بنویسین، به خاطر کثرت غلط های تایپی البته! منم بعداز چندی اومدم اینجا از شما ی نوشته جالب بخونم البته انعکاس صحبتاتون با شیعیان جالب بود برام مثل خاطرات دیگه ای از این دست البته!
انشاالله خداوند حال و حوصله عنایت بفرماید گرچه در دیار غربت این بی حالی ها طبیعی است به علاوه اگر تازه هم از وطن برگشته باشی!
سربلند باشید!
پاسخ مرد یخی : سلام
دعا کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر