تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - حجاب 1.75


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

حجاب 1.75

نوشته شده توسط:مرد یخی
سه شنبه 20 تیر 1391-11:38 ق.ظ

راستش رو بخواهید قصد نداشتم در مورد حجاب بنویسم و بیشتر بواسطه این بود که فکر کردم دوستی (؟) درخواست کرده. انتظار نبود طولانی بشه ولی با الهام از نظر یکی از خوانندگان تصمیم گرفتم بیشتر بنویسم. خلاصه مطالب قبلی ارائه شواهدی بود که چرا حجاب منجر به پایداری زندگی خانوادگی می شود. اما ممکن است سوال شود چرا حفظ خانواده مهم است؟ مگر کشورهای توسعه یافته غربی آسیبی بابت گسست خانواده دیده اند؟ آیا غیر از یک حساسیت فرهنگی دلیلی برای حفظ خانواده داریم؟ آیا مستقل از فرهنگ، نهاد خانواده مستحکم برای همه جوامع فایده دارد؟ به یاد می یاورم در جلسه ای یک از فعالان فمینیست شاخص کشور (البته الان ایشان خارج از کشور است) در همین باب صحبت می کرد که لزومی ندارد به حفظ خانواده اصرار داشته باشیم. بحث ایشان در باب قوانین دست و پاگیر طلاق بود و می گفت چرا باید به بهانه حفظ خانواده سعی کنیم طلاق سخت انجام شود؟ مثال از غرب می زد که طلاق در آن ساده است و به خاطر حفظ خانواده قوانین را سخت نکرده اند. در این متن سعی می شود در مورد لزوم حفظ خانواده صحبت شود. یک جهت جواب بحث در رابطه با اهمیت و نیاز عاطفی انسانهاست که وارد آن نمی شویم. یعنی ممکن است کسی بگوید به نیاز عاطفی انسان ها در خانواده مستحکم پاسخ داده می شود و خانواده متزلزل به اعضایش آسیب عاطفی می زند. ولی این شاید خیلی قابل کمی سازی نباشد و از سوی کسی مدعی شود در نظام پارتنری غرب هم این نیاز بخوبی پاسخ داده می شود. موارد دیگر مثل تربیت صحیح فرزندان، کاهش آمار جرم و جنایت و ... هم مهم و قابل ذکر هستند. ولی اینجا بیشتر در باب اهمیت آن در اقتصاد کلان یک کشور صحبت خواهد شد. شاید در ابتدا برایتان عجیب بنظر برسد. پیش از ورود به بحث دو نکته باید ذکر شود.
1. مقایسه ها یا آمار عددی که ارائه می شود بر مبنای مطالعه است. قبلا هم اشاره شد که این مطالب بعنوان یک مقاله که قرار است در ژورنال چاپ شود یا در کنفرانسی ارائه شود نوشته نمی شود و برای همین وارد دقیق کردن ارجاعات نمی شوم. لطفا اگر انتقادی دارید لطف کنید بر مبنای مطالعه باشد.  مثلا سرچ کنید و خلافش را پیدا کنید تا مثل مطلب قبل سر یک مساله جزئی بحث طولانی نشود و از محور بحث خارج نشویم.   
2. خوب است بصورت ساده مشخص شود منظور از استنتاح آماری چیست. پدیده های اجتماعی خیلی پیچیده هستند و بررسی آنها با مدل های قطعی آسان نیست. منظور از مدل قطعی چیزی شبیه مکانیک نیوتونی هست یعنی شما اصول موضوعه بگذارید و بعد با آن همه چیز را تحلیل کنید. اما وقتی پدیده ای از حدی پیچیده تر می شود مدل سازی آماری-احتمالاتی ساده تر است و اصلا خیلی وقت ها مدلسازی قطعی ممکن نیست. مثلا فرض کنید می خواهید در مورد علت بیماری سرطان ریه تحقیق کنید. عوامل خیلی زیادی دخیل است. برای ساده سازی فرض می شود با یک متغیر تصادفی کار می کنیم. حالا اگر بین دو متغیر تصادفی همبستگی وجود داشته باشد نتیجه می گیریم این دو ارتباط و بستگی با هم دارند. همبستگی بصورت شهودی یعنی می بینیم دو متغیر تصادفی با هم کم و زیاد می شوند و نرخ تغییرشان با هم شباهت دارد .ولی استنتاج آماری در مورد رابطه علی صحبت نمی کند. مثلا در همین مثال شما بررسی می کنید و می بینید بین "بیمار سرطانی بودن" و "دوست سرطانی داشتن" همبستگی وجود دارد. ولی از این نمی شود نتیجه گرفت لزوما دوست سرطانی داشتن عامل سرطان است ولی ارتباط حاصل می شود. بعد که بررسی می کنیم می بینیم  معمولا عادت سیگار کشیدن بین دوستان مشترک است. یعنی بخش خوبی از انسان های سیگاری دوست سیگاری دارند. متوجه می شوید این سیگاری بودن دو دوست بوده که عامل سرطان است. کلا بحث های کمی علوم اجتماعی این طور است. یعنی ما یک مدل علی در نظر می گیریم که تا حدی منطقی بنظر می رسد بعد آماری بررسی می کنیم و بعد اگر آمار مدل را تایید کرد از مدل استفاده می کنیم. بعد هم آنچه نتیجه می گیریم معنایش کلیت محض نیست. مثلا نمی شود گفت همه سیگاری ها سرطان می گیرند و هر کس سیگاری نبود سرطان نمی گیرد. مشاهده شده است انسانهای سیگاری بوده اند که سرطان نگرفته اند و عمر طولانی هم کرده اند ولی این به استنتاج آماری خدشه نمی زند. یا مثلا وقتی می گوییم فحشا با فقر نسبت مستقیم دارد و آمار تایید می کند، حالا اگر یک فرد مبتلای ثروتمند پیدا شد معنایش بطلان استدلال نیست. توضیح بیش از این اطناب سخن است.
با این توضیحات برویم سراغ بحث اصلی. ابتدا باید ساختار بازار کار یک کشور توسعه یافته بررسی شود. معمولا در یک جامعه توسعه یافته انسان ها امید به زندگی حدود 80 سال دارند. از حدود 20 سالگی وارد بازار کار می شوند و تا 60 سالگی کار می کنند و بعد باز نشسته می شوند. یعنی یک انسان حدود 40 سال (نیمی از عمر خود) درآمد زایی نمی کند و توسط جمعیت فعال کشور (شاغل) باید اداره شود. در 20 سال اول تحت تکفل خانواده و دولت است (معمولا دولت ها یک مستمری بصورت جدا برای کودک در نظر می گیرند. مثلا در کانادا بسته به درآمد ماهانه 400-600 دلار است). در 20 سال آخر هم از صندوق بازنشستگی مستمر می گیرد که درآمد صندوق از بیمه شاغلین فعلی جامعه است. واضح است هزینه مورد نیاز افراد کهنسال بیشتر از کودکان است. چون افراد کهنسال نیاز به مراقبت های پزشکی بیشتر دارند و خدمات پزشکی بسیار پرهزینه است. در کشورهای غربی حدودا 50% جامعه قشر فعالند (یعنی حدودا 50% جامعه بین 20 تا 60 سال سن دارند).حالا فرض کنید در جامعه فعلی غرب جمعیت شاغل جامعه یک دفعه 10% شود (یعنی 90% یا کودک باشند یا بازنشسته)! طبیعی است که این تعداد شاغل نمی توانند 90% افراد وابسته و غیر فعال را تامین کنند. مگر این که بیمه بازنشستگی را خیلی بالا ببریم ولی معمولا مبالغی که یک صندوق بازنشستگی می گیرد طی سالیان دراز مشخص شده است و امکان ندارد یک باره تغییر زیاد بدون مقاومت اجتماعی اعمال کرد. محاسبات بیمه ها هم بر مبنای آمار شاغلین و مستمری گیران انجام می شود. بصورت ساده شرکت بیمه حساب می کند به چند نفر باید حقوق بدهد، بعد با توجه به تعداد مشتریان انتظاری که نسبت مستتقیم با جمعیت شاغل دارد تعیین می کند هر نفر چقدر از حقوق خود را باید جهت بیمه بازنشستگی بدهد. برای همین درصد جمعیت شاغل یک کشور حدودا باید ثابت باشد تا محاسبات بیمه بهم نخورد. حال همان انسان متوسط را در نظر بگیرید. او حدود 60 سالگی بازنشست می شود و همان لحظه باید یک آدم حدودا 20 ساله در موقعیت شغلی او استخدام شود (البته این مدل خیلی خیلی ساده است ولی در حدی هست که بتوانیم در پایان نتیجه بگیریم و آمار را تحلیل کنیم). این آدم 20 ساله از کجا باید بوجود بیاید؟ معلوم است دیگر، خواهید گفت فرزند کسی بوده. پس بصورت ساده شده آن فرد حدودا باید در 20 تا 40 سالگی بچه دار شود تا وقتی او وارد جمعیت غیرفعال شود بچه اش وارد جمعیت فعال شود. ولی بچه یک زن و مرد را با هم می خواهد! برای همین می گویند هر زن در طول عمر خود باید حداقل 2 بچه بدنیا آورد تا سیستم اقتصادی با کمبود نیروی کار روبرو نشود. ولی همه بچه ها وارد بازار کار نمی شوند، همه آدم ها تا 60 سالگی کار نمی کنند. محاسبات تجربی نشان می دهد حدودا هر زن باید در طول عمر 2.11 فرزند بدنیا بیاورد تا سیستم اقتصادی پایدار بماند. اصطلاحا به متوسط تعداد فرزندانی که یک زن در یک جامعه بدنیا می آورد نرخ باروری می گویند (fertility rate). اگر نرخ باروری کمتر از 2.11 شود بازار کار با کمبود نیرو روبرو می شود. درصد جمعیت غیر فعال زیاد می شود و تامین نیازهای آنها سخت می شود و جامعه دچار رشد منفی می شود. آنهم به این صورت که تعداد افراد کهنسال زیاد می شود و افراد زیر 20 سال کم می شود. یکی از مشکلات بسیار بزرگ و در حد بحران غرب همین نکته پیش پا افتاده است که نرخ باروی خیلی پایین است یعنی خانم ها به تعداد کافی بچه بدنیا نمی آورند. نتیجه اش چه بوده؟ جمعیت کشورهای غربی پیر شده است. یعنی تعداد افراد بالای  60 سال خیلی زیاد شده است.  بیایید یک مثال ساده را بررسی کنیم. فرض کنید کل جمعیت یک کشور 130 ملیون نفر و جمعیت فعال کشور 50%، جمعیت بالای 60 سال 30% (40 ملیون) و ما بقی زیر 20 سال است (25 ملیون) و نرخ باروری 1.3(یعنی هر نفر حدودا 0.65 بچه در طول عمر خود بوجود می آورد!). بعد از 20 سال (با فرض یکنواخت بودن توزیع سن ها در هر خوشه جمعیتی که البته فرض دقیقی نیست ولی برای ساده سازی خوب است) حدودا تمام جمعیت بالای 60 سال از دنیا می رود. نصف جمعیت فعال غیر فعال می شود و تمام جمعیت زیر 20 سال فعال می شود. با فرض این که اکثر افراد در بازه 20-40 سال بچه دار می شوند حدودا 0.65 جمعیت این بازه بچه بدنیا می آید. حالا برخی آمارهای مهم را حساب کنیم. (اعداد به ملیون هستند و گاهی تقریب هم زده شده)
جمعیت کشور:

110~40-0.65*32+130
جمعیت فعال:

(52%)            65-33+25=57        
جمعیت غیر فعال:

        (48%)    33+20=53

( 20 ملیون زیر 20 سال (18%) و 33 ملیون بالای 60 سال (30%))

حالا فرض کنید 20 سال دیگر بگذرد:

جمعیت کشور:           93~33-0.65*25+110

جمعیت فعال:

        (48%)            57-32+20=45
جمعیت غیر فعال: 

        (52%)              32+16=48

( 16 ملیون زیر 20 سال (17%) و 32 ملیون بالای 60 سال(35%).)

آمار را نگاه کنید و تحلیل کنید چه اتفاقی افتاده است؟ متوسط سن جامعه بالا رفته است و تعداد افراد کهنسال زیاد شده است و جمعیت کشور بشدت کم شده است (رشد منفی)! جمعیت غیر فعال زیاد شده! خدا برسد به داد شرکت ها بیمه! این اتفاق کم و بیش دقیقا همان چیزی است که در کشورهایی که خانواده مستحکم ندارند و بچه دار نمی شوند رخ خواهد داد. شاید از رشد منفی جمعیت ژاپن و تعداد افراد کهنسال زیاد در این کشور چیزهایی شنیده باشد. توضیح ساده اش همین بود که دیدید. داده های ابتدایی هم که دیدید واقعی و مربوط به کشور ژاپن بود. اگر چک کنید می بینید که رشد جمعیت ژاپن چند سالی است که منفی شده است. در کشورهای توسعه یافته خانواده تشکیل نمی شود و  مهمتر از آن این که رغبت چندانی به بچه دار شدن وجود ندارد. یعنی با توجه به نوشته قبل بین حجاب و نرخ باروری زنان همبستگی وجود دارد. با توجه به این توضیحات مشخص می شود چرا حفظ حجاب حتی می تواند در اقتصاد کلان یک کشور موثر باشد! یعنی در اثر عدم رعایت حجاب نیروی کار کافی بدنیا نمی آید. سبک زندگی بدون ازدواج بخصوص در غرب متداول شده است. مثلا در آمریکا درصد افرادی که متاهل هستند از 72% در 1970 به 62% در 1990 و 59% در 2010 کاهش یافته است. تازه آنهایی هم که ازدواج می کنند خیلی مواقع یا بچه دار نمی شوند یا به تک فرزند قناعت می کنند.
دید مسئولین این کشورها اقتصادی است. بنظر می رسد تا چیزی خودش را در اقتصاد نشان ندهد توجه آنها جلب نمی شود. این پدیده باعث شده است به صندوق ها بیمه فشار بیاید و اثر این امر ابتدا در آنجا حس شده است. برای یک راه حل مقطعی سن بازنشستگی را بالا برده اند. مثلا در آمریکای شمالی 63 سال است یا همین اواخر در فرانسه 62 شد. خود این امر با مقاومت مردم روبرو شده است. یکی از قول های آقای اولاند همین بود که سن بازنشستگی در فرانسه را به 60 سال برگرداند. ولی این راه حل مقطعی است و مشکل را فقط برای چند سال حل می کند.  چون اگر قرار باشد به جمعیت فعال به اندازه لازم اضافه نشود بالاخره بعد از چند سال درصد جمعیت غیر فعال زیاد می شود. از آن مهمتر این رشد منفی باعث کاهش تولید ناخالص ملی، تعطیل شدن کارخانه ها، خروج سرمایه و کاهش تاثیر اقتصادی این کشورها خواهد شد. مشخص است وقتی ما نیروی کار نداشته باشیم مجبوریم جایی سرمایه گذاری کنیم که نیروی کار لازم را داشته باشد. مساله خیلی مهمتر این است که در دراز مدت در صورت عدم تصحیح این روند نسل بشر منقرض خواهد شد!!! اما ما این پدیده (رشد منفی جمعیت و کمبود نیروی کار) را در بسیاری از کشورهای صنعتی بخصوص در آمریکای شمالی مشاهده نمی کنیم! چه حقه ای به کار رفته؟ جواب یک کلمه است: مهاجرت!

حالا باید بفهمید چرا در این کشورها این قدر از مهاجرت استقبال می شود. اصلا بقای این جوامع در مهاجرت است. علاوه بر حل این مشکل این کشورها از تامین هزینه 20 سال اول زندگی این مهاجران هم خلاص می شوند. طبیعی است که مهاجرات باید از کشوری صورت بگیرد که خود دارای نرخ باروری بالا است. جالب است بدانید اکثر کشورهای اسلامی دارای چنین ویژگی هستند. غیر از جهان اسلام هند هم این ویژگی را دارد. نکته جالب این است که در همه این کشورها پوشش تا حد خوبی رعایت می شود. در جهان اسلام که واضح است. در هند هم که اگر دیده باشید لباس سنتی خانم ها و آقایان هر دو گشاد است و فاصله زیادی با حجاب اسلامی ندارد.  اگر مهاجرت انجام نشود به وضعیت امروزی ژاپن دچار خواهند شد. جامعه ژاپن هم هیچ چاره ای ندارد و حدس می زنم در یک تا دو دهه آینده این کشور به شکلی موج مهاجرت ایجاد خواهد کرد. آنهایی که آمده اند در آمریکا درس بخوانند یا زندگی کنند فکر نکنند آمریکا به آنها لطفی کرده است! آنها برای بقا مجبورند این کار را بکنند. شما اگر چک کنید می بینید که نرخ باروری در آمریکای شمالی و بخصوص در اروپا زیر 2.11 است و همه این کشورها با این مشکل مواجهند. جامعه آمریکا از ابتدا با مهاجرت شکل گرفت و شاید تعمدی نبوده که مهاجرت را تشویق کنند ولی در اروپا مهاجرت مانند آمریکا وجود نداشته است. کشورهای اروپایی به علت این که پدیده ناسیونالیسم و اصل و نسب برایشان اهمیت داشته است ابتدا سعی کردند این کمبود را با کارگران فصلی جبران کنند. یعنی افرادی که بیایند و بازه ای کار کنند و بعد برگردند کشور خود. مثلا فرانسه از مستعمرات آفریقایی خود نیرو وارد کرده یا آلمان از ترکیه نیروی کار گرفته.  ولی مشکلی که بعد بوجود آمده این بوده که وقتی جمعیت این کارگرها بالا رفته از بازگشت به کشورشان استنکاف کرده اند و وقتی زیاد باشند زور و اجبار جواب نمی دهد. دقیقا همان مشکلی که اکنون در ایران در مورد افغان های مهاجر مواجهیم. از سویی خیلی مواقع این جمعیت با افراد بومی ازدواج کرده اند و فرزند دارند. به مرور زمان اروپا مجبور شده است قوانین اقامت یا قبول دو ملیتی بودن یک فرد را بپذیرد و در عمل به مهاجرت تن داده اند. حتی در کشور خود ما همین اواخر قانون اقامت دائم برای فرزندان زنانی ایرانی با همسر خارجی تصویب شد. ممکن است بپرسید چرا نرخ باروی رو بالا نمی برند. پاسخ این است که اولا این امر فرهنگی است و نمی توان افراد را مجبور به بچه دار شدن کرد. در ثانی خانواده مستحکم نیست و باید ابتدا مشکل آنرا حل کنند. و در نهایت حتی اگر همین امروز این مشکل حل شود نیروی کار 20 سال تولید می کشد وارد بازار کار شود و در این 20 سال به هیچ وجه نمی شود این مشکل را حل کرد. جامعه ای که نرخ باروری آن به 1.3 رسیده است به 80 سال زمان برای تصحیح نیاز دارد. نرخ 1.8 به 50 سال زمان نیاز دارد. پس کلا تصحیح این نرخ ها بسیار سخت و نیاز به برنامه ریزی بلند مدت دارد.

اگر چک کنید می بینید که در 20 سال اخیر جمعیت اروپا حدود 400 ملیون ثابت مانده. ولی نکته جالب این است که کشورهای اروپای شرقی مثل اوکران، روسیه، بلغارستان یا رومانی با کاهش شدید جمعیت مواجهند. مثلا در بلغارستان جمعیت از یک پیک 9 ملیون نفری به 7.5 ملیون رسیده است. کشورهای صنعتی مثل اسپانیا و فرانسه رشد جمعیت خود را ادامه داده اند. یعنی جمعیت کل اروپا ثابت مانده در حالی که اروپای شرقی با رشد منفی جمعیت روبرو است ولی اروپای غربی این مشکل را ندارد. حدس می زنم دلیل عمده این است که از اروپای شرقی مهاجرت به اروپای غربی رخ داده. آمار جزئی هم دیدم که موید این نکته است. در واقع همه اروپا این مشکل را دارد ولی کشورهای صنعتی مشکل کمبود نیروی کار را با مهاجرت حل کرده اند. اکنون متوجه می شویم چرا اتحادیه اروپا این قدر سعی در گسترش و وارد کردن کشورهای شرق اروپا به اتحادیه دارد. چرا واحد پول واحد ایجاد شده است و چرا مفهموم شهروند اروپا تعریف شده است تا اتباع کشورهای عضو اتحادیه اروپا بتوانند براحتی در کشورهای دیگر عضو کار کنند. این وسط بخشی از مشکل کشورهای صنعتی به کشورهای شرقی منتقل شده است و این کشورها برای بقا باید کاری کنند. دقت کنید انتخاب دیگری ندارند. برای همین حدس می زنم کشورهای اروپای شرقی در آینده نه چندان دور قوانین مهاجرت و صدور اجازه کار آسان تصویب خواهند کرد. واقعا جالب است که بلغارستان 1/6 جمعیت خود را از دست داده است. همانطور که گفتم همه اروپا و آمریکا و کانادا با این مشکل (پایین بودن نرخ باروری) درگیر است و چاره ای جز قبول مهاجرت ندارند. حال ممکن است بپرسید مشکل چیست؟ هنر این کشورهاست که مشکل خود را حل کرده اند و فشر با مهارت کشورهای دیگر را جذب کرده اند و برایشان یک زندگی خوب هم فراهم کرده اند. بیشتر سیاستمداران این کشورها هم تا همین اواخر همین فکر را می کردند. ولی با گذر زمان مشکلی بوجود آمد که ابتدا دیده نمی شد! در آمریکا بیشتر جمعیت مهاجر از آمریکای لاتین آمده اند. بحدی که گویا تا 2040 جمعیت لاتینی تبارها از سفیدها بیشتر خواهد شد. بین آمریکای لاتین و آمریکای شمالی تناسب فرهنگی وجود دارد و این مهاجرت مشکل چندانی بوجود نیاورده است. اما در اروپا یک قشر خاص مشکلات فرهنگی ایجاد کرده اند: مسلمانان!

شاید تعجب زده شوید ولی همین حالا 25% جمعیت بروکسل، 25% جمعیت مارسی، 15% پاریس و آمستردام، 10% لندن، منچستر، برلین، کلن، هامبورگ مسلمان هستند! جالب است این جمعیت مسلمان مهاجر از فرهنگ جامعه در نرخ بارداری پیروی نمی کند و زنان مسلمان خیلی بیشتر بچه بدنیا می آورند! غرب خیلی تلاش کرده است این مسلمانان را همرنگ خود کند و تا حدی خوبی هم موفق بوده ولی اخیرا رشد اسلام سیاسی در غرب نگرانی ایجاد کرده است. برای اولین بار یک زن محجبه به پارلمان بلژیک راه پیدا کرده است. شورای شهر بسیاری از شهرهای اروپایی دارای عضو مسلمان شده است. در انگلستان حزب respect تشکیل شده است که ظاهرا سکولار ولی با پشتوانه مسلمانان است و همین اواخر جرج گالوی عضو پیشین ضد اسرائیلی مجلس عوام که از حزب کارگر اخراج شده بود با حمایت این حزب و آرای مسلمین مجددا وارد پارلمان شد. مسلمانان هم اکنون بدنبال این هستند که از قوانین مطابق با شریعت در امور شخصی خود مانند ازدواج و ارث استفاده کنند. متشکل شدن این جمعیت مهاجر مسلمان ماهیت سکولار این کشورها را تهدید می کند و با افزایش جمعیت ناخودآگاه مسلمانان در حال متشکل شدن هستند. جمعیت مسلمانان اروپا در 30 سال اخیر 3 برابر شده است و به 50 ملیون نفر رسیده است (12%)! و بشرط ادامه این روند تا 80 سال دیگر این جمعیت امکان رسیدن به مرز 50% دارد. حال باید بفهمید چرا پارلمان فرانسه برقعه را ممنوع اعلام کرده است. چرا حزب راست افراطی فرانسه در پی کاهش مهاجرین به فرانسه از سالی 200 هزار نفر به 20 هزار نفر در سال است. یا گیرت وایلدرز در هلند نسبت به رشد اسلام در اروپا هشدار می دهد و بدنبال ممنوع کردن قبول مهاجرین از کشورهای اسلامی است. یا این که چرا در سوئد یک مسیحی بنیادگرا دست به ترور حزب طرفدار مهاجرت زد. حق با اوست با ادامه روند فعلی اروپا تا 60 سال دیگران دارای یک اقلیت موثر مسلمان خواهد شد که ماهیت مسیحی-سکولار اروپا را تهدید می کند. پس مهاجرت آنقدرها که بنظر می آید بی دردسر نبوده ولی اروپا چاره ای ندارد. معتقدم با روال فعلی اروپا مستحکم کردن خانواده در اروپا ممکن نیست. البته اروپا هم بیکار نخواهد نشست و حتما سعی در تصحیح خواهد کرد. منظور این که حتما موارد ذکر شده رخ نخواهد داد. ممکن است روال اروپا تغییر کند و بشکلی مشکل را حل کند.

خوب خیلی طولانی شد. می دانم مستقیم به بحث حجاب مربوط نبود ولی اکنون باید تصوری داشته باشید چرا استحکام خانواده مهم است. متزلزل شدن نظام خانوادگی ضررهای جبران ناپذیر اقتصادی و فرهنگی به یک جامعه می زند. حال متوجه می شویم اهمیت حجاب که به  استحکام خانواده کمک می کند چه تاثیر شگرفی اجتماعی دارد. چرا باید دنبال پوشش در جامعه باشیم. دقت کنید برهنگی و لختی یک امر معمول در اروپا نبوده است و بیشتر محصول قرن 20 است. مثلا احتمالا سریال پزشک دهکده با در نظر گرفتن تاریخ ساخته شده است و آنجا می دیدید که لباس زنان چقدر پوشیده و گشاد بود و فقط از حجاب اسلامی یک روسری کم داشت. یعنی امر برهنگی مساله ای متاخر است و نباید تعجب کنید که کم کم اثر آن مشخص می شود و چرا مورد توجه قرار نگرفته است. ان شا الله در مطلب بعدی به بررسی رهکارهای حفظ حجاب و گسترش آن می پردازیم. لطفا شما هم تا آن وقت فکر کنید تا بتوانیم نقطه نظرات را به اشتراک بگذاریم.

پ.ن.1: الان که تمام شد حس  می کنم بیش از حد ریاضی وار شد و می شد ساده تر بحث کرد. امیدوارم در فهم مطلب مشکلی پیش نیاید .

پ.ن.2: فکر نکنید این امر منحصر به اروپا است. نرخ باروری ایران 2.1 است یعنی کمی کمتر از نرخ لازم. بنابراین بعد از 2 دهه کنترل جمعیت باید به فکر باشیم تا در آینده به وضعیت اروپا دچار نشویم. خیلی جالب است که درصد جمعیت شیعیان از 95% در سال 57 به 89% افت کرده است. تحلیلی دارید چه اتفاقی رخ داده؟ ادامه این روند طی 100 سال چه نتیجه ای خواهد داد؟

پ.ن.3:جهان اسلام نباید در رابطه با پدیده افزایش مسلمانان در غرب بیکار بنشیند. مسلمانان غربی معمولا تعصب مذهبی موجود در کشورهایشان را ندارند و قابلیت اتحاد بین آنها بیشتر است. جهان اسلام باید از اکنون به فکر مشتکل کردن این جمعیت باشد. فعلا بیشتر عربستان در این زمینه فعال است. باید فکر کنیم چه طور می توان از این پتانسیل قابل توجه استفاده بهینه کرد.

پ.ن.4: این روزها دوباره مشوشم. کاش می شد انسان بگذشته باز گردد. گاهی وقت ها یک تصمیم ناخواسته و بدون داشتن اطلاعات لازم اثر جبران ناپذیر در زندگی می گذارد. برایم دعا کنید. لطفا فکر نکنید یک تعارف است .




تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 20 تیر 1391 09:12 ب.ظ

حمید
جمعه 26 آبان 1391 04:01 ب.ظ
ممنون.بابت جواب
تا به حال تمام پست ها را غیر از 2-3 پست آخری خوانده ام
ولی می خواستم به طور مستقیم مطمئن شم.
راجع به افسردگی هم آیت الله بهجت(رضوان الله علیه ) می گفتند عمرعاص ملعون در لحظات آخر عمر انگشت به دهان بود و مرد و افسوس می خورد که دنیا به هیچ درش نخورد
در اخبار هم چیزی که پس ذهنم هست این بود که در جوامع مادی افسردگی و خودکشی امار بالاتری نسبت به جوامع مذهبی داره.می خواستم ببینم درسته یا نه.
من که نمی تونم در همچین محیطی زندگی کنم یا بذارم بچه ام بزرگ شه.
حد اقل تو ایران اگر عمل نباشه حرفش هست جوش هست.زمینه اش بیشتر فراهمه.
پاسخ مرد یخی : 1. روزی همه متوجه واقعیت می شوند. ولی برای برخی خیلی دیر است. مختص عمرو بن عاص هم نیست، فرعون هم هنگام غرق شدن فهمید. آن دو نفر هم موقع مرگ متوجه شدند و ایضا معاویه. ولی این افراد در دوره زندگی افسردگی حداقل در ظاهر نداشتند. نسبت به متوسط انسان ها اتفاقا خیلی هم فعال بودند ولی غرق در دنیا و مست مظاهر آن بودند.
2. آمار افسردگی و خودکشی بالاتر هست ولی نه این که خیلی درصد بالایی باشه. یعنی این درسته که آمار خودکشی بالاتر هست ولی نه اونقدری که در جامعه بحران ایجاد کنه.
3. مسلما یک جامعه مثل ایران خیلی بهتر هست. بخصوص در سن رشد انسان تاثیرش خیلی خیلی زیاد است.
4. با تقریب خوبی اون چیزی که در ذهنتون از غرب دارید، صحیح است. ممکن است در برخی جزئیات اشتباهاتی باشد ولی کلیتش خیلی با واقعیت متفاوت نیست.
حمید
پنجشنبه 25 آبان 1391 07:25 ب.ظ
خیلی عجیبه! مگر حیا جزو فطرت نیست؟!اصلا برام قابل درک نیست!

پس در این صورت اصلا چرا ازدواج می کنند؟
اصلا جایگاه ازدواج چیه در فرهنگشون؟
کلا مبنای زندگیشون مادیه دیگه.
یعنی هدفشون تو زندگی چیه؟(فقط لذات مادی؟)
اهل تفکر راجع به دین و خدا و فلسفه زندگی و ... اینا هستند یا فرار می کنند؟
آمار افسردگی و به پوچی رسیدن به دلیل زندگی مادی چجوریه؟چیزی دیدی ازشون؟

هم این کامنت و هم کامنت قبل برای سنگاپور چطوره؟باحیا ترند شرقی ها؟(من احساسم اینه.به نظرت دلیلش چیه اگر هم نه باز دلیلش چیه)
ممنون میشم در فرضت مقتضی مثل سوالات قبلی کامل جواب بدی یا حتی کامل تر
پاسخ مرد یخی : 1. خیلی عجیب نیست. آدم های اینطوری در ایران هم داریم. حیا جز فطرت نیست و مفهوم ایمانی هست. شرم فطری هست ولی با حیا متفاوت است. برای همین هم حدیث داریم که دینداری را با حیا داشتن ملازم می داند. پس کسی که بی دین باشد، حیا هم ندارد.
2. ازدواج فقط برای ادفاع شهوت حیوانی نیست. تشکیل خانواده و فرزنددار شدن و عاطفه هم هست. این ها هم در ازدواج دنبال این چیزها هستند.
3. بیشترشون درگیر دنیا هستند و خیلی اهل تفکر نیستن. البته نباید تعجب کنید، مگر در ایران قشر بزرگی آخرت گرا هستند؟ مگر خودمان خیلی آخرت گرا هستیم. درست است که مثل آنها نیستیم ولی خیلی هم خودمان به دین و خدا فکر نمی کنیم.
4. آمار پوچی و افسردگی خیلی نیست، چون غرق در زندگی دنیا هستن. مگر مثلا یزید و معاویه یا فرعون افسرده و پوچ بودند؟ اتفاقا خیلی هم فعال بودند. غرق شدن در دنیا جلو تفکر را می گیرد و همین باعث می شود که اصلا سوال مطرح نشود بالاخره بعد از این همه لذت می میریم. بعدش چه؟
5. سنگاپور هم شباهت زیادی به غرب دارد. فرهنگشون این طوری هست. تازه در غربی ها آمار باور به خداوند بالاتر است. به شخصه این تقسیم بندی معرفتی انسان ها بر مبنای شرق و غرب جغرافیایی قبول ندارم.
اگر مطالب دیگر وبلاگ را بخوانید شاید کم و بیش مطالبی دستتان بیاید.
پنجشنبه 25 آبان 1391 01:53 ب.ظ
سلام
با توجه به اینکه شما چندسال با آنها زندگی کردید و منصف بودن شما و همچنین کنجکاو بودن شما چندتا سوال دارم پیرامون فرهنگ زندگی غربی ها(یا غیر مسلمان ها)که بی ارتباط نیست با حجاب:
1)آیا دوستی دختر و پسر برای آنها یا در فرهنگ آنها کاملا عادی است؟مثل دوستی های یک جنسه در جامعه ما.یعنی مثلا رفت و آمد دارند و والدین هیچ مشکلی با این قضیه ندارند؟
2) تفاوتش چیست؟
3)آیا عریان بودن زنان و دختران در خیابان یا مهمانی های مختلط امری عادی است؟
4) آیا روابط زن و مرد از دست دادن گرفته تا ... امری عادی است؟
صحنه هایی که در بعضی فیلم های خارجی هست آیا برای آنها زشت نیست که چرا بازیگرا انقدر مثلا بی حیا اند؟اصلا حیا برای آنها تعریف شده؟
یه توضیح خوب بدی ممنون میشم
کلا فرهنگشون چجوریه در این زمینه
دهه محرم سیاهی میزنی من رو سیاه هم دعا کن که محتاج نگاه اربابم
یا علی
پاسخ مرد یخی : سلام
فرهنگ آنها با آن چیزی که در هالیوود می بینید خیلی متفاوت نیست.
1. بله کاملا عادی هست و والدین مشکلی ندارن و خودشون در جوانی همین طور بودن.
2. خیلی تفاوت خاصی نیست غیر از این که دوستی های با جنس مخالف خیلی موارد جنبه جنسی هم دارد.
3.عریان به معنای مادرزاد نه. ولی مثل فیلم هایشان عادی است.
4. بله عادی است.
5. حیا وجود دارد ولی خیلی خیلی کمرنگ. البته در بین هنرپیشه ها کمتر از افراد عادی است. دقت کنید در جامعه ایران هم این گونه است.
در کل نسبتا هالیوود تصویر نسبتا واقعی از فرهنگشان نشان می دهد. البته محسنات را بیشتر نشان می دهد.
شما هم دعا کنید.
هپی
پنجشنبه 2 شهریور 1391 02:43 ق.ظ
راستی دستتون درد نکنه جالب بود! اتفاقن ریاضیاشم خوش گذشت!
هپی
پنجشنبه 2 شهریور 1391 02:37 ق.ظ
این روزها دوباره مشوشم. کاش می شد انسان بگذشته باز گردد. گاهی وقت ها یک تصمیم ناخواسته و بدون داشتن اطلاعات لازم اثر جبران ناپذیر در زندگی می گذارد. برایم دعا کنید. لطفا فکر نکنید یک تعارف است .
چه تصمیمی؟! می ترسم منم این تصمیمو بگیرم که می پرسم!
پاسخ مرد یخی : خب کلا در همه امور دقت کنید.
حمید
جمعه 6 مرداد 1391 04:23 ب.ظ
در مورد گسترش اهل سنت و مخصوصا وهابیت ، شنیدم که در ناحیه های مرزی و مخصوصا جنوب کشور وهابی ها با استفاده از پول هایی که از عربستان می گیرند دارند بد جوری تبلیغ می کنند.
اگر اطلاعات تکمیلی دارید منتظرم
پاسخ مرد یخی : نه اطلاعات موثق ندارم مثل شما چیزهایی شنیده ام.
حمید
جمعه 6 مرداد 1391 04:16 ب.ظ
سلام.
خدا قوت . نماز روزه ها قبول
3 یادداشت حجابتون رو خوندم و استفاده کردم . مخصوصا دید شما در یادداشت سوم متفاوت بود و جالب
البته دید من نسبت دین به این شکل نیست. به نظرم مفید است که احکام اسلام مثلا بحث حجاب را از دیدهای مختلف مورد بررسی قرارداد ولی چند مشکل وجود دارد:
شاید بعضی احکام به این شکل و از دیدگاه عقلانی قابل بررسی نباشند و آنهایی هم که باشند بررسی تمام زوایای آن قطعا در توان بررسی انسان نخواهد بود
شاید بعضی احکام از لحاظ عقلی قابل قبول نباشد
و ...
منظورم این است که افراد ابتدا اصول دین را باید خودشان با کمک عقل قبول کنند. سپس اسلام را انتخاب کنند.از اینجا به بعد میشه اطاعت
مشکل اینجاست که اون تیکه ابتدایی اصلا صورت نمی گیره.افراد با شناسنامه مسلمان به دنیا می آیند و سر هر حکمی شروع می کنند به شبهه وارد کردن و ...
به نظرم اگر کسی اون تیکه اول رو درست طی کنه.مطالعه کند و از همه مهم تر تفکر بکند باشه( که الان از بین رفته با پر شدن بیهوده وقت جوانان و نو جوانان با وسایل مختلف و ...)
و بداند دین چیست . برای چیست . اصلا چرا . و...
قسمت دوم حل می شود.
ممنون میشم نظرتون رو بدونم
یاعلی
پاسخ مرد یخی : حتما قضیه حضرت ابراهیم (ع) و زنده شدن 4 پرنده را شنیده اید. مشکل حضرت ابراهیم شک در معاد نبود چرا که ایشان یکی از بزرگترین و والامقام ترین موحدین تاریخ بشریت هستند. ولی چنانچه خود می فرمایند می خواستند اطمینان قلبی هم داشته باشند. قبول اصول دین با تفکر و تقلید در فروع برای رستگار شدن کافی هست ولی این به معنای نفی تفکر در فروع دین نیست. کتاب هایی مبنی بر احادیث ائمه با نام علل الشرائع نوشته شده و مشخص هست که حتی از آن زمان ائمه هم توضیحاتی برای شیعیان در بیان وجوب موارد فقهی می گفتند. همه این ها برای این است که اعتقاد و ایمان انسان به دین با تفکر تقویت می شود. بنابراین تفکر در فروع دین واجب نیست و لازمه رستگاری هم نیست ولی در اطمینان انسان به دین کاملا اثر گذار است و بسیار مفید است.
علی. خ.
دوشنبه 2 مرداد 1391 10:10 ب.ظ
"...فرهنگ غربى خانواده را متلاشى كرد. امروز یكى از مشكلات بزرگ دنیاى غرب، متلاشى شدن خانواده‌هاست، افزایش فرزندان بى هویت است. اینها گریبان غرب را خواهد گرفت. حوادث اجتماعى بمرور پیش مى‌آید. غرب از همین نقطه سخت‌ترین ضربه‌ها را خواهد خورد و این تمدن مادى پر زرق و برق از همین نقطه فرو خواهد ریخت."
از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شرکت کنندگان در اجلاس جهانی زنان و بیداری اسلامی، 21 تیر 1391 (یک روز بعد از این پست!)
پاسخ مرد یخی : ممنون، که خبر دادی. راستی‌ علی‌ این روزا چه کار میکنی‌؟ حیف که نشد ببینمت.
جنبش اینترنتی،حجاب وعفاف
یکشنبه 1 مرداد 1391 05:44 ق.ظ
با عرض سلام خدمت شما
گروه اینترنتی رهروان ولایت با همکاری وبلاگ گروهی حجاب و عفاف، جنبش اینترنتی حجاب و عفاف را راه اندازی کردند از‌این‌رو،‌ از تمامی فعالان فضای مجازی دعوت می کنیم با قرار دادن لوگوهای«جنبش اینترنتی حجاب و عفاف» در پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های خود و همچنین انتشار و بازنشر مطالب مربوط به این جنبش همچون یادداشت،مقاله، دلنوشته، عکس، کلیپ، پیامک و... ما را در این امر خطیر یاری فرمایند و نام خود را در زمره خادمین حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ثبت فرمائید .
ضمنا جهت دریافت کد لوگو به آدرس زیر مراجعه فرمائید و پس از درج لوگو در بخش نظرات اعلام نمائید تا پایگاه شما نیز در صفحه جنبش حجاب و عفاف لینک داده شده و خبر پیوستنتان به جنبش در بخش اخبار سایت درج گردد.
سیدرضا
پنجشنبه 29 تیر 1391 12:53 ب.ظ
با سلام
من سید رضا نقی نسب از اهالی دانشگاه شریف هستم و می دونم که شما هم از دانشجویان شریف هستید.
می خواستم یکی از اصلی ترین دغدغه های ذهنم را با شما در میان بگذارم و شاید مطلب خوبی برای تامل و همفکری باشه.
1- چرا احترام به قانون و حقوق دیگران در مملکت ما و دیگر کشورهای مشابه مناسب نیست و از اون مهمتر چگونه می شود آنرا اصلاح کرد؟
2- چرا فرهنگ حفظ محیط زیست و نظافت اماکن عمومی ما ضعیفه و چطور می شه اون را ارتقا داد؟
راستش دو سه سال قبل دکتر محمد مطهری چند تا سلسله مقاله در تابناک منتشر کرد که متاسفانه تو اونها هم بیشتر به صورت مساله و ابعاد اون اشاره شده بود نه راه حل.
من به شخصه راه حل های پراکنده ای دارم که بظر می رسه کامل نیست.متاسفانه تجربه زندگی در کشورهای پیشرفته را هم نداشته ام تا جواب سوالم را در آنجا جستجو کنم.امیدوارم دوستانی مثل شما که تجربه اونور را دارید بتوانید کمک کنید.
با سپاس
پاسخ مرد یخی : سلام
ان شا الله حالتون خوب باشه.
1. بنظرم ریشه این قضیه رو باید در فرهنگ، آموزش و قوانین جستجو کرد. مساله قانون رو باید قوه مقننه حل کند و ساده ترین بخش هست. خیلی موارد هست که قانون مشکل دارد. بعد مساله آموزش هست که باید در دوران تحصیل رعایت قانون آموزش داده شود. مهمترین مساله فرهنگ و فرهنگ سازی هست. این دغدغه خودم هم هست و جواب کاملی براش ندارم. مثلا در مورد هدفمندی یارانه بخش قانون نسبتا خوب بود. یعنی اصلاح قیمت انجام شد. ولی آموزش ضعیف بود و باید بگونه ای آموزش قوی تر صورت می گرفت. مثلا در مورد اثرات تورمی بیشتر صحبت می شد. ولی بخش فرهنگ کم توجهی بهش شد. یعنی با وجود افزایش قیمت ها و رساندن آن به نزدیک سطح جهانی باز مردم ما مصرف انرژی بالایی دارند. این نشان می دهد بر خلاف انتظار که فکر می کردیم با افزایش قیمت مساله حل می شود، انسان ها بعد فرهنگی هم دارند.
2. این هم باز شاخه ای از مسائل فرهنگی هست.
3. در مسائل فرهنگی باید نگاه بلند مدت داشت. خیلی از این مسائل با تغییر یک نسل اتفاق می افتد.
4. می دونم سرتون شلوغ هست. اگر فرصت داشتین راه حل های پراکنده ای که گفتین رو مکتوب کنید. به هر حال تجربیات شما زیاد و ارزشمند هست و به شخصه علاقمندم مطالعه کنم. اگر قابل دونستین همین جا نشر هم می شه.
اگر فرصت شد و مطلبی به ذهنم رسید در این مورد بیشتر می نویسم. علاوه بر این فکر نکنید زندگی در خارج از کشور الزاما به ارائه راه حل کمک خواهد کرد. بسیاری از مسئولین کشور سابقه زندگی خارج از کشور را دارند ولی آیا این موضوع را حل کرده است؟
سیدرضا
پنجشنبه 29 تیر 1391 12:42 ب.ظ
با سلام از مطلب شما استفاده کردم
من متولد یکی از شهرههای سنی نشین هستم.در اونجا به دو علت رشد جمعیت زیاده:
1- معمولا سنی ها با سیاستهای نظام همراهی نمی کنند و چه بسا مقابله می کنند.
2- سنی های ایران بخصوص بلوچستان دارای قشر تحصیل کرده کمتری هستند و باورهای اونها کاملا قدیمی است و نگاه اونها هم به رفاه وتحصیل و آینده فرزند متفاوته و خلاصه اینکه زیاد نگران ودرگیر مشکلات تامین آتیه فرزند نیستند.
با سپاس
پاسخ مرد یخی : سلام
بله همین طور هست که گفتید، ولی خوب برخی شیعیان هم چنین وضعی دارند. مثلا سیستان از بلوچستان از نظر توسعه چندان متفاوت نیست. مناطقی مثل کردستان آنقدرها هم توسعه نیافته نیستند. شاید تعمد و برنامه ای پشت این قضیه هم باشد.
سلمان
پنجشنبه 22 تیر 1391 09:15 ق.ظ
سلام و رحمة الله
خسته نباشید بسیار طولانی بود و همه رو خوندم.
از اواسط نوشته به این فکر افتادم که این نیروی کار کم‌تر تماما هم مضرات نیست. همین نیروی کار کم‌تر مثلا طی ۶۰ سال به پیری و بازنشستگی می‌رسن و اگر فرض کنیم همین روند نزولی جمعیت ادامه پیدا کنه تمام همت دولت‌ها باید به بازپرداخت مستمری بازنشستگان اختصاص پیدا کنه، در حالی که فواید این نرخ پایین، نرخ بی‌کاری پایین‌تره و نکته‌ی مهم‌تر به نظرم اینه که دیگه مانند قبل جمعیت کارمند (صاحب کار) خیلی مهم نیست، به این دلیل که غالب کارها به این سمت پیش می‌رن که به صورت خودکار، توسط ربات‌ها، سامانه‌های رایانه‌ای و ... کنترل و اجرا بشن. این رشد منفی می‌تونه حتی به عنوان راه حل برای مقابله با این معضل هم دیده بشه.
نظرتون چیه!
یاعلی
پاسخ مرد یخی : سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

۱. ببینید نرخ بیکاری پائین به تنهایی کافی‌ نیست. بالاخره باید جامعه تولید کند تا اداره شود و برای اینکار جمعیت فعال باید درصد مشخصی‌ از جامعه باشد. این که گفتین در کوتاه مدت ممکنه فوایدی داشته باشه ولی‌ در بلند مدت نه. برا همین هم کشورهای صنعتی اول غافل بودن ولی‌ اثرش رو الان دارن می‌بینن. یعنی‌ ابتدا دولت‌ها بی‌توجه بودن چون مشکلاتشون کم می‌‌شد. به خصوص برا بازه زمانی‌ درصد جمعیت فعال بالا می‌‌رود. این که الان اروپا شرقی‌ متوجه نیست برا همین هست. ولی‌ بعد از مدتی‌ جمعیت اینقدر پیر می‌شه که نمیتونه خودش رو اداره کنه. جمعیت پیر نیاز پزشکی‌ و درمانی پر هزینه داره. مهمتر اینه که وقتی‌ جمعیت کشوری کم بشه قدرت آن کشور در سطح جهان کم می‌شه. جمعیت یکی‌ از ارکان ۵ گانه مهم قدرت کشور هست که توضیحش مفصله. مثلا خوبه بدونین عامل مهم قدرت چین نسبت به آمریکا جمعیتش هست. نبود نیروی کار لازم به تعطیل شدن شرکت‌ها و کارخونه‌ها منجر میشه.

۲. درسته که کارها اتوماتیک می‌شه ولی‌ باز باید درصد خاصی‌ از جامعه کار کنن و ارزش اقتصادی ایجاد کنن. همونطور که اشاره شد در کوتاه مدت فواید این چنین داره ولی‌ بعد از مثلا ۶۰ سال جامعه اینقدر پیر می‌شه که نمی‌‌تونه مولد بودن خودش رو حفظ کند. برا تقریب به ذهن یه انسان رو در نظر بگیرین که خونه ش رو مدرن می‌‌کنه. مثلا لوازم برق‌ای می‌‌خره. ولی‌ این فرد باید درامد هم ایجاد کند تا رفاه داشته باشد.
چهارشنبه 21 تیر 1391 10:40 ب.ظ
امروز، 21 نیر ماه روز ملی حجاب و عفاف گرامی باد!
توبه
چهارشنبه 21 تیر 1391 01:03 ق.ظ
سلام
واقعا خدا قوت! به نظر میاد در آینده استاد خوبی بشید...(شایدم الان باشید!) از این دقت و حوصلتون در ارائه آمار و مسائل مربوط ممنون!
تحلیل جامعی بود، یادتونه قبلا به رابطه پویایی جامعه و حجاب اشاره کردم؟ تقریبا حرفم در راستای همین مطلب شما بود گرچه این دقتی که شما در جنبه های مختلف داشتین به ذهن من نرسیده بود!
البته یکی از ارکان پویایی جامعه اسلامی، اقتصاد است ولی نه اقتصاد پول مدار بلکه برکت مدار، برای همین در اسلام فراوان به ارزش کار تأکید شده است!
چند نکته: 1-در سومین پارگراف بعد از توضیحات ریاضی رشد منفی در ژاپن، درباره تأثیر پوشش در نرخ باروری گفتین، این از سنخ استنتاج آماری است دیگه؟! با اینکه جامعه غیر اسلامی هند رو هم مثال زدید ولی به نظرم اثر پوشش بهتر در نرخ باروری بیشتر چندان استدلال صحیحی نباشه! شاید برعکسش صحیح باشه، یعنی پوشش کمتر-> خانواده سست تر-> بچه کمتر(البته الان که دوباره نوشتم رو خوندم شک کردم ولی می خوام بگم لزوما خانواده مستحکم -> فرزند بیشتر نمیشه! باید بیشتر فکر کنم!)
2- با این اوصاف برای نجات بشریت از این اقتصاد معیوب جهان، باید شعار بدن فرزند بیشتر زندگی بهتر...(عجب استفاده ابزاری ای از این بشر می برن!) فکر کنم راه کارهای اقتصادی اسلامی هم در کنار نیروی کار لازم باشه.
3- درباره تحلیل پ.ن 2: اولا شاید تبعات شعار فرزند کمتر زندگی بهتره. ثانیا جمعیت سنی ها اکثرا در شهرستان ها هستند و بسیار پای بند به اصول سنتی خودشون در مورد ازدواج و فرزند داری! و دیگر این که زندگی شهری از همه جهات تأثیر زیادی در این جا به جایی درصد ها دارد و...
فعلا قوه تحلیل نیمه شبانگاهیم به این ها رسید ببخشید که مثل استدلال های شما مستند و متقن نیست!
4- پ.ن 4؛ مگه میشه آدم همه وقت، دارای اطلاعات لازم و کافی باشه؟!
5- فعلا شب خوش البته احتمالا عصر شما بخیر...مستحکم باشد و موفق
پاسخ مرد یخی : سلام

۱. راستش این تحلیل خیلی‌ از دید اسلامی ناقص هست، بیشتر سعی‌ بر این بود که طوری صحبت بشه که کاملاً برون گفتمانی و مستقل از دین باشه. و اگر نه معلومه فایده خانواده خیلی‌ بیش از این حرفاست.

۲. بله منظور همینی هست که نوشتین. همون طور که گفتم رابطه علی‌ رو خودمون باید ارائه کنیم.

۳. لزوماً نباید بگیم فرزند بیشتر، باید با توجه به منابع کشور جمعیت مناسب رو حساب کرد و طوری برنامه ریزی کرد که که تعادلی در حرم جمعیتی کشور داشته باشیم. یعنی نه نیروی کار کم باشد نه افراد کهن سال زیاد باشد. افزایش جمعیت بدون فرحم کردن زیرساخت‌ها خودش ممکن هست مشکلات زیاد ایجاد کند.

۴. در مورد اهل تسنن بله، همین طور هست که گفتین. در واقعه در طول این ۳۰ سال جمعیت اهل تسنن ایران تقریبا ۲ برابر شده است. مسئولین کشور باید فکری به حل این مشکل کنند. یعنی اگر قرار است جمعیت کشور کنترل شود باید همه را کنترل کنند. تغییر بافت جمعیت کشور حاکمیت ملی‌ رو به خطر می‌‌اندازد.
sitora
سه شنبه 20 تیر 1391 11:45 ب.ظ
من خیلی خیلی منتظر راهکار هستم ببینم واقعا چی پیشنهاد می دید، نسبت به قضیه حجاب و نسبت مستقیم اون با سطح تحریک پذیری جامعه و اینکه خانم ها محدودیت های فردی رو تحمل کنند تا جامعه تحریک نشه! و در نتیجه مردم به ازدواج تمایل بیشتری داشته باشن. واقعا منتظر راه حل کاربردی تون در دنیای حاضر هستم .

با در نظر گرفتن اینکه همین طور که مرد تمایل به دیدن داره ، خانم ها هم تمایل به دیده شدن دارند. عامل تحریک هم همچنین فقط انسانهای درون جامعه محجبه اطراف فرد نیستن و فرد با جوامع بسیاری در تعامله .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر