تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - توحید پیرزن


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

توحید پیرزن

نوشته شده توسط:مرد یخی
دوشنبه 26 تیر 1391-04:06 ب.ظ

پدرم خاله پیری دارد که بیش از 80 سال از عمرشان می گذرد. چون مادربزرگ پدری قبل از تولدم از دنیا رفت، یه جورایی جای مادربزرگم هم هستند. خاله پدرم سواد مختصری در حد روخوانی برخی قسمت های قرآن دارند. جالب است بیشتر سالمندانی که می شناسم و سواد دارند فقط می توانند بخوانند ولی نمی توانند بنویسند. معمولا هم محدود به قرآن، آنهم نه همه آن است. تنها دایی مادرم تا حدی نوشتن هم می دانست که آنطور که شنیده ام در گذشته مرجع یک جمع بزرگ برای نامه نوشتن بود! حدس خودم این است که به جای آموزش الفبا به آنها به شیوه کانجی ژاپنی آموزش داده اند (اگر علاقمند بودید خودتان نگاه کنید که چه تفاوتی بین نوشتار الفبایی و نوشتار کانجی ژاپنی وجود دارد). برای همین فقط یک سری واژه خاص را می توانند بخوانند و نوشتن هم کلا نمی دانند چون نوشتار بصورت کانجی خیلی پیچیده است. 
ایران که رفته بودم علی رغم عدم تندرستی لطف کردند و برای بدرقه به دیدنم آمدند. کمی هم درباره محیط اینجام با هم صحبت کردیم. این بخش برای خودم جالب بود.
خاله: اونجایی که هستی بقیه که مسلمان نیستند برایتان سخت نیست؟
مرد یخی: چرا ولی بیشتر مسیحی هستند و به مسلمان ها نزدیک هستند.
خاله: شنیده ام مسیحی ها آدم های خوبی هستند. نماز هم می خوانند؟
مرد یخی: نه ولی گاهی کلیسا می روند. عده ای هستند که اصلا خدا را قبول ندارند.

خاله: (با تعجب) این ها چقدر بدبخت هستند! پس این دنیای به این بزرگی را چه کسی خلق کرده است؟ این هایی که این حرف ها را می گویند، اگر جمع شوند می توانند فقط یکی از این سیب ها را خلق کنند؟ (اشاره به ظرف میوه) 
مرد یخی: اونجا بیشتر آنهایی که مسلمان هستند، سنی هستند. سنی ها می گویند خدا را در قیامت می شود با چشم سر دید!
خاله: (با تعجب) مگر می شود؟ می گویند عابدی از خداوند تقاضا کرد تا او را ببینید. ولی خداوند به او رساند که من با چشم دیده نمی شود بلکه باید با توجه به نشانه های من، مرا بشناسید.
مرد یخی: بله کلا تفاوت هایمان زیاد است.

برای خودم خیلی جالب بود و راستش را بخواهید عمدا مطالب را بیان می کردم تا نظر ایشان را بدانم. جالب است که یک شیعه کاملا عامی چه تصور توحیدی خوبی دارد. برهان سینوی و حتی برهان صدیقین (فکر کنم برترین برهان اسلامی توحید)، تعمیق شده استدلال خاله پدرم برای وجود خداوند هستند. برخورد ایشان یادآور عبارت قرآنی "ا فی الله شک؟ فاطرالسموات والارض
" است (قابل توجه آقای و.ط.ن.!) . درست است که ایشان برای عدم روئیت پذیری خداوند استدلال نکرد ولی باز نشان از تصور صحیح دارد. این طور مواقع دوست دارم بیشتر صحبت کنیم ولی خوب نباید انتظار داشت که براحتی بتوان از یک پیرزن بیمار تفتیش عقائد انجام داد! اینجا پیش آمده با افرادی درباره خداوند صحبت کرده ام تا تصورشان را ببینم. شاید در آینده نقل کردم. جالب است یک بار با فردی کلی بحث می کردیم که آیا وجود خداوند اثبات پذیر است یا نه! عجیب است که برخی باور دارند وجود خداوند نه قابل اثبات است و نه قابل رد کردن! و در عین حال به خداوند مومن هستند! دلیلشان هم معرفت قلبی است!
پ.ن.1: اخیرا رفته بودم فروشگاه خرید کنم. داشتم با موبایل حرف می زدم. صحبتم که تمام شد یک آقا و خانم نسبتا کهنسال (60-70 سال) به فارسی صدایم کردند. خانم ظرف پلاستیکی خالی نوعی مایع لباسشویی را نشان داد و گفت: پسرم ما می خواهیم از این نوع مایع برای لباسشویی بخریم ولی سواد انگلیسی نداریم. دیدم که فارسی صحبت می کردید. می شود نگاه کنی ببینی همین است که پیدا کرده ایم؟ خانم تا حد خوبی حجاب داشت و فقط روسری نداشت. ظرف خالی را همراه یک ظرف پر دستم گرفتم. کاملا یکسان بودند و به نظر می رسید فقط رنگ ظرف ها بعلت رائحه متفاوت فرق می کند. یعنی فقط به خاطر تفاوت رنگ ظرف تصور کرده بودند ممکن است چیز دیگری باشد. گفتم: بله مثل این که از همین نوع است. ظرفها را برگردانم و آنها هم تشکر کردند و رفتند. برایم جالب بود چطور بدون هیچ سواد انگلیسی آمده اند کانادا و کارهایشان را انجام می دهند. شاید با فرزندانشان زندگی می کردند؟ نکته جالب این بود ارزش سواد برایم تداعی شد. چقدر بد است انسان بیسواد باشد. مثل این است که انسان تا حدی کر و کور شود! لحظه ای فکر کنید مثلا 90% جامع کاملا بی سواد بود. چقدر اوضاع متفاوت می شد! بعضی چیزها برای ما خیلی عادی است از جمله سواد خواندن و نوشتن. در حالی که فکر کنم در بین افراد دو-سه نسل پیش کمتر از 10% سواد خواندن دارند و کمتر از 1% سواد نوشتن. حال ببینید 1400 سال پیش چه خبر بوده است! حال می توان اهمیت قلم را فهمید و این که چرا در قرآن به آن سوگند یاد شده است. اگر به آن تاریخ مراجعه می کنیم و شرایط آن زمان را در نظر بگیریم متوجه می شویم چقدر تشویق اسلام به سواد و علم آموزی مترقی و خلاف عادت آن روزگار بوده است.
پ.ن.2: اگر حوصله داشتید بصورت خلاصه و بدون استدلال عمیق در چند خط بگویید چرا به خداوند باور دارید (یا احیانا باور ندارید)؟


تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 27 تیر 1391 02:56 ق.ظ

حمید
جمعه 6 مرداد 1391 04:41 ب.ظ
بسم الله
یاد یه مطلبی افتادم. البته چون حافظه ام ضعیفه باز جزییات یادم نمیاد. یادمه یه جا خوندم بکی از اساتید فلسفه بعد از عمری یک دفعه که با مادر پیرش حال و احوال می کرده مادر بهش میگه پسرم الان چیکار داری می کنی؟
پسره میگه دارم رو یه مقاله که اثبات وجود خداست کار می کنم.
مادرش با یه لحن خاصی میگه : این همه درس خوندی آخرش این بود. اینو که منم میدونم
واقعا جوابش خدا بوده
یه سوال سوالی! : اصلا آیا ما وظیفه داریم که برای کسی که خدا رو قبول نداره اثبات کنیم یا باید مراجعه اش بدیم به یه عالم دینی( لطفا دلیل ارائه کنید)؟
پاسخ مرد یخی : وظیفه به معنای وجوب شرعی خیر. اما قبل از دیگران خود انسان از همه واجب تر است. شما باید برای خودتان دلیل داشته باشید چرا خداوند وجود دارند یا صفات الهی چیست و گرنه که اکثر انسان ها حتی در غرب خداباور هستند ولی تصورات از خداوند بسیار با هم متفاوت است. پس قبل از این که به فکر دیگران باشیم باید به فکر خود باشیم. وقتی هم که برای خودمان دلیل داشتیم می توانیم برای دیگران هم بیان کنیم. مثل همه سوالات ممکن است تیاز شود به عالمان آن رشته نیز مراجعه کنیم.
حسین
پنجشنبه 5 مرداد 1391 04:12 ب.ظ
سلام عذر خاهم
_ اتفاقا تعجب از شماست اون مطلبی رو كه راجع به امام حسین گفتم كاملا ریشه داره وقابل انكار نیست چرا كه در متون دینی هم فراوان نمونه هایی موید آمده:
1. من اراد الله بدا بكم ومن وحده قبل عنكم
2. بكم عرف الله
3. دعای معروف در تعقیبات اللهم عرفنی نفسك...
اما آیا اینكه قابل تسری به غیر هم هست یانه اون بستگی به فهم درست از مقام و جایگاه ائمه دارد ودر حقیقت بر می گرده به همون معرفت مبتنی بر محبت نسبت به ائمه
_راجع به برهان صدیقین خوب اولا این خیلی واضحه كه نباید سریعا كسی رو متهم به نفهمیدن كرد چرا كه ممكن است چیزی را فهمیده باشد كه شما نفهمیده باشید
وثانیا در بالاترین وبهترین حالت این برهان اثبات وجود می كند!!! نه اثبات الله ی دارای صفاتی كلامی كه ما در دینمون به اون قائل هستیم
نتیجه اش این میشه كه ی خدای مبهم در ذهن اشخاص شكل میگیره كه براحتی به غیر الله قابل تصدیق است
_گرچه ذهن شكاك من براحتی از هر كاهی ی كوه میسازه ولی راجع به ذره الهی این پست رو مطالعه بفرمایید بد نیست
http://hermeneutics.blogfa.com/post-150.aspx
گرچه من هم كاملا با شما موافقم كه این مسایل در حد نظریه است وهنوز اصلا اثبات نشده وحتی اگر هم اثبات شود باز هم نمی تواند موجب ی مواجهه جدی بین این دو مقوله شود
ولی بالاخره ما همیشه باید حد اقل نیم نگاهی به یافته های علوم تجربی هم داشته باشیم
پاسخ مرد یخی : سلام

جواب به سوالات شما طولانی‌ هست. سعی‌ می‌کنم خلاصه جواب دهم.

۱. در زبان عربی‌ معنی‌ لغوی معرفت با علم متفاوت است. معرفت امری قلب است و درجه آن بالاتر از علم است. بله این نوع ادراک به خداوند فقط از طریق واسطه فیض برای ما امکان دارد و امری است که با قبول دین خداوند محقق میشود. ولی‌ علم به وجود خداوند مقدم بر معرفت و امری عقلی است (مگر افراد نادری مانند حاضرت عیسی که هنگامی که به دنیا آمدند به صورت تفضیلی خداوند به ایشان اعطا کرده بود). وجود خداوند برای ۹۹% انسانها با علم شروع می شود و بیشتر موراد در همان سطح میماند. نیازی هم به پذیرش دین ندارد. البته دوست شما میتواند جز افراد نادری باشد که معرفت را از امام حسین دریافت کرده باشد ولی‌ در آن صورت اصلا چارچوب بحث، چیزی نبود که با هم صحبت میکردیم. بحث ما علم به وجود خداوند بود.

۲. بنده فقط یک سوال کردم و هیچ اتهامی متوجه شما نکردم. دلیل سوال این بود که دیده‌ام افرادی با قطعیت مانند شما اثبات پذیری عقلی خداوند را رّد میکنند ولی‌ مطالعه کافی‌ ندارند. ممکن است شما جز آن دسته نباشید. در نظرات اشاره کردم همه بحث عقلی که محدود به اثبات وجود نیست. اثبات صفات در مرحله بعد هستند. اگر ابتدا از وجود صحبت می‌کنیم به خاطر تقدم است نه این که فقط همین قدر بحث وجود دارد و بعد از آن علم تمام می‌‌شود.
۳. نویسنده این پست جدا متن سستی نوشته و مشخص است مطالعه محدودی در علم تجربی‌ دارد. همانطور که گفتم ذره هیگز هیچ ربطی‌ به الهی بودن ندارد و این نام ابتکاری بوده برای فروش یک کتاب که در عمل جواب هم داده. دقت کنید ایشان هم بر مبنای شنیده صحبت می‌کند. پاسخ نظرات ایشان یک پست می‌خواهد. خیلی‌ تعجب کردم یک دانشجوی دکترا علوم قرآنی متنی به این سستی نوشته است.
حسین
پنجشنبه 5 مرداد 1391 07:42 ق.ظ
سلام خوبید
ببخشید راجع به بحث فرض وجود تناقض دیدگاه اسلام در مورد نقش زن در اجتماع واین حرفها ی بحثی موند كه دیگه چون كهنه شد میزارمش تا پست یعدیتون راجع به حجاب
راجع به این خاطره ای هم كه نقل كردید یاد داستان میرزا جهانگیرخان قشقایی افتادم كه دم مرگ گفته بود توحید پیرزنهای اصفهان از توحید من هم قوی تره
یا از اون واضح تر كلام پیامبر عزیز كه فرموده علیكم بدین العجائز كه به همین موضوع مذكور شما تفسیر شده
اما اون سوال واقعا جواب بهش خیلی سخته چون نه برهان های لمی و انی ونه برهان صدیقین به تقریر ملا صدرا وعلامه ونه نظم وعلیت و كشف وشهود معرفتی وبه طبع شخصی وجزئی وغیره من یكی رو نه تنها به اینجا نمی رسونه كه لوكشف الغطاء ماازددت یقینا بلكه تو ثبوت مساله هم ی گیری داره
خصوصا بعد از پی بردن به شواهدی در خصوص اثبات ذره الهی در پروژه "ام"
تهش آدم به اینجا میرسه كه توحید گویا گویا ی امر اعطاییه
لیكن درجاتش مختلفه
به قول یكی از دوستان من یكی كه از وجود امام حسین پی وجود خدا بردم:D
اینم ی نوعیه
پاسخ مرد یخی : سلام
سلامتیِ شکر خدا شما خوبین؟
ذره الهی هیچ و هیچ ربطی‌ به توحید نداره. اصل این اسم هم از اینجا اومده که برای این که یه کتاب عامیانه فیزیک خوب فروش بره این اسم رو روی این ذره گذاشتن. مطالعه کنید، بود یا نبود این ذره هیچ و هیچ ربطی‌ به توحید نداره. یقین دارم هیچگاه فیزیک نخواهد توانست وجود از عدم بدون علت را تبیین کند. اگر توحید اعطا شده باشد که آن وقت خدا ناباوران همگی‌ معذورن. چون در قلبشون خداوند رو حس نمیکنن. اتفاقا این افراد رو در بحث عقلی می‌شه در مخمصه انداخت. این هم ازون حرفای عجیب هست که از امام حسین کسی‌ به توحید برسد!!!!!! واقعا کجای برهان سینوی برای یک فهم عادی ناقص هست؟ شما انصافا برهان صدیقین علامه رو متوجه هم شدین که قانع کننده نبوده براتون؟
حمید
پنجشنبه 5 مرداد 1391 12:47 ق.ظ
متشکرم دوست من.
پست خوبی بود.
ممنون
فعلا تا بعد...
پاسخ مرد یخی : خواهش می کنم
شنبه 31 تیر 1391 11:13 ب.ظ
سلام مرد یخی!
ماه ضیافت الله مبارک.
قسمت2 حجاب رو نمی ذارید؟
پاسخ مرد یخی : سلام
بر شما هم مبارک. کمی سرم شلوغ هست. ان شا الله سعی می کنم مثلا هفته بعد بگذارم.
حمید
جمعه 30 تیر 1391 11:18 ق.ظ
مرسی
جالب بود
موفق باشی دوست من.
بازم سر میزنم.
پاسخ مرد یخی : و همچنبن
علی. خ.
پنجشنبه 29 تیر 1391 05:26 ب.ظ
سلام.
دلمون برات تنگ شده. امیدوارم موفق باشی.
علاوه بر بحث منطقی ایجاد جهان، آیۀ "انّ هذا القرآنَ یَهدِی لِلَّتی هِی اَقوَم" خیلی منو دلگرم می کنه. این که نظرات اسلام چقدر رشد یافته هستند.
اما در عین این که نظم جهان موجب شگفتی من میشه، نمی تونم بر اساس برهان نظم با کسی که به اون معتقد نیست بحث کنم.
پاسخ مرد یخی : سلام
موافقم، برهان های بر مبنای علیت قوی تر هستند.
پنجشنبه 29 تیر 1391 02:08 ب.ظ
ممنون به خاطر جواب هایی که دادید و دقت نظرتون، چیزهای خوبی یادگرفتم...
پاسخ مرد یخی : خواهش می کنم.
تا به تا
پنجشنبه 29 تیر 1391 01:33 ق.ظ
سلام
مثل همیشه عالی
چرا به خدا اعتقاد دارم؟
به شخصه هروقت به طبیعت و چیزهایی که خلق کرده نگاه می کنم.وقتی می فهمم که ساختار بدن پشه خرطومی با فیل یکیه.یا ساختار سینوسیت هایی که خدا تو سرمون گذاشته و همه چیزهای اینطوری که خبر از یک خالق بزرگ میده،متقاعد میشم که خدایی هست که خیلی بزرگه و منو خلق کرده
پاسخ مرد یخی : سلام

چه جالب، پس شما بیشتر ذهنیت هماهنگ با برهان نظم دارید. برام جالبه دید انسانها متفاوت هست.
پنجشنبه 29 تیر 1391 12:39 ق.ظ
وجودی که هیچ اثر دیگه ای از خود نداشته باشه برای اونها مجوز انجام هرکاری می شود مگه نه؟ اگر صفت ربوبیت رو از خدا بگیریم بقیه صفات دیگه جایگاهی نخواهند داشت...خدایی که تدبیر امور و قانون گذاری در دست او نیست چه باک که قادر مطلق و عالم مطلق باشد...مگر اینکه براشون بشه اثبات کرد ذات خداعین صفات اوست...
پاسخ مرد یخی : صفت ربوبیت از صفات ذات نیست. اتفاقا قبول علم و قدرت خود به خود به ربوبیت می‌رسد. چون حکیم از افعال خود غرض دارد. انسان‌های deist وجود خالق رو قبول کردند برای حل مشکل فلسفی‌ حدوث جهان ولی‌ در همین حد مانده‌اند.
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:21 ب.ظ
نکته جالبی رو اشاره کردید این ها برای رهایی از این پرسش هم به توجیهاتی متوسل می شن، مثلا با نگرش پوزیتیویستی علم غربی، آن ها در بعد متافیزیک قائل به وجود خالقی هستند که ربوبیت نمی کند یعنی وجودی ماورایی که جهان رو آفریده و ادامه کار رو سپرده به خود موجودات...خب پس حالا هم سرچشمه ماده و انرژی براشون حل میشه و هم هر کاری دلشون بخواد انجام میدن و هی نظریه می سازن و ازمایش می کنند و ثابت می کنن و تعمیم میدن و هیچ کس هم جلو دارشون نیست...و الباقی ماجرا
پاسخ مرد یخی : آفرین! قدم اول همین است. به این افراد اصطلاحا Deist گفته می شود و کاملا در علم مدرن بحث می شود. برای نمونه آقای فیروز نادری اعتقاد این گونه دارد. اما استدلال های ما که محدود به وجود خداوند نیست. مرحله بعد بررسی صفات خداوند است. اما در ابتدا بحث از وجود می کنیم چون این بحث مقدم بر بحث صفات است. یعنی کسی که وجود را قبول کرد به معنای این نیست که همه چیز حل شد و می تواند هر کاری انجام دهد.
چهارشنبه 28 تیر 1391 09:11 ب.ظ
خب اونا در مکتب مادیگرایی و طبیعت گرایی سیر می کنند و طبیعت رو مادر همه چیز میدونند...حالا دقیق ترش رو بخواین باید مطالعه کنم یا فکر کنم بهتره خودتون سرچ کنین، اصل مطالبشون گویاتره و دسته اول! (الان شما نمیخواین که من جای آنها پاسخگو باشم، ولی اگر اطلاعاتم کافی بود شاید شما با استدلال عقلی میتونستین منو به مثابه آنها خداپرست کنین!!!) در ضمن کسانی که قائل به این نظریات ولو اثبات نشده هستند علت العلل رو اشتباه گرفته اند حتما!
پاسخ مرد یخی : موضوع دقیقا همین جاست. علت وجود شدن عدم چیست؟ بنده با چنین افرادی صحبت کرده ام ولی پاسخی نداشتند. قدیم بودن جهان که با فیزیک امروز در تناقض است. علم امروز تا کنون فقط توانسته روابط حاکم بر جهان را کشف کند ولی تا بحال نشنیده ام توجیهی ارائه شده باشد که چگونه جهان از هیچ بوجود آمده. حتما درباره قانون بقای ماده و انرژی شنیده اید. این ماده و انرژی موجود در جهان از کجا آمده است؟
چهارشنبه 28 تیر 1391 08:08 ب.ظ
شاید بهتر باشه نظریه بیگ بنگ رو بگم!
البته مهم برام دید ماتریالیستی به جهان و مخلوقات بوده و در نظر نگرفتن خالق یکتا!
پاسخ مرد یخی : نظریه بیگ بنگ مشکل رو حل نمی کنه! چرا که اولا این نظریه اثبات نشده و فعلا در حد یک نظریه است. در ثانی حتی با وجود اثبات مشخص نمی کند قبل از آن چه خبر بوده؟ بالاخره چطور از هیچ ماده و انرژی بوجود آمده اند؟
چهارشنبه 28 تیر 1391 07:40 ب.ظ
"ولی دقت کنید نظریه تکامل مشکل رو حل نمی کنم.نکتع مهم در خصوص چگونگی بوجود آمدن جهان از عدم هست. آیا غیر از خلقت جهان توسط خداوند توجیه دیگر برای این مساله وجود دارد؟"
ببخشید منظورتون رو متوجه نشدم؟
من منظورم این بود که کسی که وجود جهان رو بر حسب تصادف و مادی میدونه به وجود خدایی قائل نیست! و قطعا اونا توجیهات دیگری برای خود دارند...و به زعم آن ها عقلی!!!
اونا نه جهان رو قدیم میدونن نه اصل علیت رو انکار ولی با عقلشون و ابهت ظاهری علمشون برا خودشون استدلال میارن!
در مقابل اینا باید چه کرد؟
پاسخ مرد یخی : دقیقا توجیهشون چی هست؟ تصادف معناش همون انکار علیت هست! دقیقا بگویید چطور می شود با قائل بودن به علیت حدوث جهان را بدون خالق قائم بر ذات توجیه کرد؟
چهارشنبه 28 تیر 1391 06:55 ب.ظ
موافقم همیشه شور+ شعور هست و متناسب با افراد میزان این دو متفاوت می شود، در ضمن قبول دارم که برخی آدم های عادی به ظاهر مثل خاله خانم شما و نمونه های دیگری که خودم از نزدیک دیدم خیلی باورهایی عمیق تر از ما دارند با استدلال های ویژه! من به هیچ وجه ادعای بالاتر بودن نکردم...فقط نمی خواستم احساس ویژه ام (نه استدلال) زیر سوال بره!
در ضمن من خودم به عقل و استدلال عقلی کاملا ایمان دارم که دین ما دین عقل ورزی است.
گرچه می فرمایید انکار استدلال عقلی خیلی سخته ولی کم نیستند افرادی که با وجود استدلالات عقلی خداشناسی هم چنان مثلا به نظریه تکامل قائلند حتی توایران!!!
پاسخ مرد یخی : حرفهاتون رو قبول دارم. ولی دقت کنید نظریه تکامل مشکل رو حل نمی کنم. نکتع مهم در خصوص چگونگی بوجود آمدن جهان از عدم هست. آیا غیر از خلقت جهان توسط خداوند توجیه دیگر برای این مساله وجود دارد؟ مگر این که جهان را قدیم بدانیم یا اصل علیت را انکار کنیم! اولی که با خصوصیت ماده نمی خواند و دومی هم برخلاف شهود و درک انسان هست.
چهارشنبه 28 تیر 1391 06:32 ب.ظ
حضرت علی (ع) در نهج البلاغه درباره نحوه خداشناسی خود فرموده اند: خدا را از سست شدن اراده های قوی، گشوده شدن گره های دشوار و درهم شکسته شدن تصمیم ها شناختم.
پاسخ مرد یخی : توحید و خداشناسی بر شناخت امام مقدم هستند. این هم نظر حضرت علی است ولی فقط برای خودشان حجت است و برای دیگران حجت نیست! در اعتقادات تقلید نداریم حتی از امیرالمومنین!
چهارشنبه 28 تیر 1391 06:29 ب.ظ
بعثت انبیا از منظر امام علی (ع)

حضرت علی (ع) در اولین خطبه نهج البلاغه پس از اشاره به خلقت آدم می فرماید: ثمره وساوس شیطانی, نادیده گرفتن حق تعالی به وسیله بچه های آدم بود به طوری که خدا را رها ساخته و شریک هایی برای او تراشیدند و آن ها را پرستیدند و تعهدات خود را با خدا شکستند. در این مقطع حساس خداوند سبحان از میان فرزندان آدم پیامبرانی برگزید و از آنان بر تبلیغ وحی پیمان گرفت و رسالت را به عنوان امانت به آنان سپرد تا آن را به خلق برسانند.

سپس پیامبران را یکی پس از دیگری مبعوث کرد تا: (لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ) و به وسیله آنان به مردم هشدار داد به پیمان های فطری عمل کنند, چرا که خداوند متعال انسان را به گونه ای آفریده است که بر اساس طبیعت و مقتضای فطرت و ذاتش به سوی پروردگار و پرستش و بندگی او گرایش شدیدی دارد و اگر از مسیر فطرت منحرف نگردد, بی گمان راه اطاعت و عبادت حضرت حق را پیش می گیرد و به تمام تعهداتی که به زبان فطرت با خدا بسته است, عمل می کند.
آشیانه ی پرستو
چهارشنبه 28 تیر 1391 12:16 ب.ظ
با سلام
واقعا من هم خیلی از این منطق های پیرزنها و پیرمردها رو دیدم و هیچ وقت منطق منه تحصیلکرده قویتر از منطق این افرادی که به ظاهر عامی هستن نبوده. همینه که میگن پیران جامعه نعمتی هستن واسه اون جامعه و ما جوونها باید خیلی ازشون استفاده کنیم گاهی یه جمله میگن کلی فکر آدم رو مشغول میکنن.
خوشحالم که شما همچنان سنگر وبلاگ نویسی را حفظ کردید. گاهی دلم تنگ میشود برای آن روزها اما امان از درگیری های این دنیا
پاسخ مرد یخی : سلام
بعد از مدت ها ظاهر شدین! مطالب شما جالبتر بودن. بد نیست ادامه بدین.
چهارشنبه 28 تیر 1391 09:33 ق.ظ
اولا شما که استدلال نخواسته بودید! در چندخط ساده خواسته بودید که اینجوری آدم حس عمیقشو اینجا مینویسه و شما هم میگین استدلال خاله قوی تر بود! این جمله رو که نباید حمل بر توهین بر نظرم بگیرم؟!
در ضمن من با از همون سنخ کسایی که جد اندر جد خدایی رو قبول نداشتن و تحصیل کرده بودن برخورد داشتم با تمام براهین عقلی یکم تازه می خواستن درباره وجود فکر کنن ولی تلنگر فطری کارساز تر بود...
پاسخ مرد یخی : درست می گین ولی می خواستم بگم احساس یا کشش قلبی کافی نیست و آدم باید در کنارش استدلال داشته باشم.
بعد چه توهینی؟ منظورم این بود خاله پدرم در خودش استدلال داشت. آدم نباید به صرف چند کلاس درس خوندن فکر کنه از بقیه بالاتر است. چه بسا موردی باشه که یک انسان عامی خیلی بهتر از یک دانشجوی دکترای فنی مطلبی رو بیان کند. برا خودم که شخصا پیش اومده. پس بحساب توهین نذارین.
این حرفتون درباره تلنگر فطری قبول دارم چون در نهایت ایمان محلش در قلب است ولی واقعا اگر کسی بگه چنین چیزی رو در فطرتش حس نمی کنه چکار باید کنیم؟ در حالی که انکار استدلال عقلی خیلی سخت تر هست.
چهارشنبه 28 تیر 1391 06:08 ق.ظ
خب من تجربه شخصی خودم باتوجه به شرایط خودم رو گفتم گرچه خیلی ساده والا با استدلالات عقلی هم می توانم خدا رو برای خودم اثبات کنم...ولی به نظر من زبان مشترک انسان ها فطرت است نه عقل و منطق...که اگر این بود کم نبودند منطقیون برای اثبات خدا و چیزهای دیگر ولی نتیجه مطلوب حاصل نشده علی الظاهر...ما نیازمند بیداری فطرت هاییم خیلی ساده، حتی برای یک دانشجوی دکترای فنی...
پاسخ مرد یخی : چیزی که شما گفتین که استدلال نبود! استدلال خاله پدرم خیلی‌ قویتر بود! قبول دارم زبان مشترک ما فطرت هست و عقل و منطق طبق یک مبانی عمیقتر در ذات انسان کار می‌‌کنند اما شاید شما ندیده باشین ولی‌ هستند انسانهایی‌ که میگن خداوند رو فطری درک نمیکنند! با آنها چه طور باید بحث کرد؟ خوبی عقل و منطق این است که با مبانی مورد قبول انسانها (مثلا اصل تناقض) به نتایج نه چندان بدیهی‌ می‌رسد.
چهارشنبه 28 تیر 1391 12:17 ق.ظ
چرا به خدا باور دارم...
ی وقتایی یه چیزایی رو به شدت میخوام ولی نمیشه یا بالعکس نمیخوام ولی میشه...
این جاست که عمیقا به این پی میبرم که یک اراده ای ورای اراده من وجود داره...
خیلی ساده بدون هیچ استدلالی با گوشت و خونم خدارو تواین موقعیت ها احساس کردم به علاوه بسیاری موقعیت های دیگه البته...
پاسخ مرد یخی : احساس شما و معرفت قلبی برا خودتون دلیل خوبی هست. ولی‌ تا حالا فکر کردین اگر کسی‌ چنین احساسی‌ نداشت چه کار باید کنه؟ چنین انسانهایی‌ در ایران خیلی کم هستن ولی‌ در دنیا کم نیستن. اگر خداوند واقعیت دارند، آیا نباید بتوانیم توسط زبان مشترک انسانها (عقل و منطق) اثبات کنیم؟
علیرضا
سه شنبه 27 تیر 1391 06:40 ب.ظ
اولیم کامنت من در بحث حجاب 1 اینجا تعبیر شد.
وقتی بحث از مسایل جنسی و موضوعات پیرامون اون هست شونصد تا کامنت میاد، اما وقتی در مورد اساسی ترین مسائل انسانی صحبت می شه کسی حرفی نداره.
این درد بشر امروزه هنوز نتونسته از مسائل جنسی عبور کنه نه فردی و سیستمی
پاسخ مرد یخی : شما برا این که اینطور نباشه اولین کامنت مربوط رو بگذارید. می‌‌تونید به سوال پ.ن. ۲ جواب بدین؟
دوشنبه 26 تیر 1391 10:53 ب.ظ
وقت بخیر...
تغییر فضای خوبی بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر