تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - آزادی تجمع


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

آزادی تجمع

نوشته شده توسط:مرد یخی
یکشنبه 1 مرداد 1391-03:21 ق.ظ

یکی از بحث هایی که حین حوادث سال 88 بوجود آمد آزادی تجمع بدون حمل سلاح مطابق قانون بود. این که برداشت از قانون اساسی ایران چیست و در عمل اجرا می شود یا نه موضوع این پست نیست. همین قدر می گویم که ظاهر قانون اساسی آنقدرها که بنظر می رسد گویا نیست. برای خودم سوال بود که تجمع در غرب چگونه ساماندهی می شود و آیا نیاز به مجوز دارد یا نه و کلا روال آن چیست. موضوع این پست درباره تجربه ای هست که در این باره داشتم.
چند وقت پیش سری زدم به تورنتو برای دیدن حنیف (این حنیف هم آدم جالبی است شاید بعدا بیشتر در مورد او نوشتم). شب رو در تورنتو بودم و روز بعد با حنیف رفتیم تا کمی تورنتو را بگردیم تا با فضایش بیشتر آشنا شوم. انصافا هم خوب بود و با خیلی جاها آشنا شدم. حنیف هم استعداد خوبی در این کار داشت! مشغول گردش که بودیم دیدیم در یک چهار راه عده ای سیاه پوست در حال راهپیمایی و شعار دادن هستند. نزدیک که رفتیم با توجه به پلاکاردهایشان مشخص شد اهل کنگو هستند و بیشتر خانم. احتمالا بیشترشان مهاجر بودند. تجمع علیه فردی در کنگو بود که مدعی بودند افرادش در جنگ داخلی بصورت سازماندهی شده به زنان تجاوز می کنند. حدود 100 نفر بودند و چند پلاکارد داشتند و شعار می دادند و یکی هم بلندگوی دستی داشت و برای تماشاچیان توضیح می داد. برام جالب بود، چون تصور همچین چیزی در ایران خیلی دور از ذهن هست. دوست داشتم بدانم چطور این امور ساماندهی می شود و مشکلی در نظم جامعه ایجاد نمی شود. مثلا همین افراد در یک چهارراه بودند و راه را بسته بودند. نگاه که کردم دیدم چند پلیس نزدیک ایستاده اند. جالب بود سواره نظام (یعنی سوار اسب) هم وجود داشت. به حنیف گفتم بیا برویم با پلیس ها صحبت کنیم. در ادامه بحث را آنقدر که یادم مانده نقل می کنم.
ما: سلام، می خواستیم سوالی از شما بپرسیم.
پلیس: سلام، مشکلی نیست.
ما: ما اهل کانادا نیستیم و در حال بازدید هستیم. در کشور ما امکان چنین تجمعاتی نیست. می خواستم توضیح دهید چطور تجمعات ساماندهی می شود تا نظم بهم نخورد؟
پلیس: برای تجمع باید فردی به نمایندگی گروه به شهرداری درخواست بدهد و اجازه دریافت کند. شهرداری بررسی می کند و بعد مجوز را صدور می کند. برای مجوز از درخواست کنندگان هزینه ای اخذ می شود. چون شهرداری تامین امنیت را بر عهده دارد و درخواست کننده ها باید هزینه آن را پرداخت کنند. (چه جالب، این ها حتی از تجمع هم درآمد زایی می کنند و اشتغال ایجاد می کنند! حدس می زنم بخشی از وظایف این پلیس همین باشد)
ما: محدوده تجمع و موضوع آن در چه بازه ای تعریف می شود. آیا بر علیه هر چیزی می شود راهپیمایی کرد؟
پلیس: بله، ولی به شرطی که پیغام تنفر آمیز ارسال نشود. مثلا کسی نمی تواند بر علیه همجنس بازان تجمع کند! نمی تواند بگوید مثلا از همجنس بازان متنفرم!
ما: مثلا مجاز است بر علیه ملکه الیزابت تجمع شود؟
پلیس: البته! اینجا کشوری آزاد است. (It is a free country man!1)
ما: بر علیه حضرت عیسی چطور؟ آیا مثلا می تواند بگوید از ایشان متنفر (نعوذ بالله) است؟
پلیس: البته!
ما: ولی خود شما گفتید بر علیه همجنس بازان نمی توان راهپیمایی کرد. حضرت عیسی برای اکثریت جامعه کانادا مقدس و مورد احترام است. آیا این نوعی انتشار نفرت نسبت به جمعیت مسیحی کانادا نیست؟
پلیس: خوب قبول دارم امور مذهبی همیشه مناقشه انگیز است. تا بحال هم چنین موردی رخ نداده.
ما:نظم چطور تامین می شود؟ مثلا همین الان تا کی مجازند در چهارراه توقف کنند؟
پلیس: درخواست کنندگان و هدایت کنندگان جمع شناخته شده اند و مسئول هدایت جمع هستند. مثلا همین حالا کمی که گذشت به افراد همین جمع تذکر می دهیم که حرکت کنند. قرار نیست تا بعد از ظهر منتظر بمانیم هر وقت دلشان خواست تکان بخورند! تا حالا هم خوب همکاری کرده اند.
ما: ممنون که جواب دادید. بای!
پلیس: بای!
خیلی جالب است. این کشور برای حضرت عیسی (ع) به اندازه چند همجنس باز در عمل احترام قائل نیست! بالاخره ایشان هم یک شخصیت حقیقی دارد یا نه؟ بر چه مبنایی علیه ایشان تجمع آزاد است ولی علیه همجنس بازان مجاز نیست؟! فضای نشریات غرب هم موید گفته این پلیس هست. مثلا براحتی به انبیا توهین می شود که نمونه آن در دانمارک و چندین کشور اروپایی در مورد پیامبر اسلام رخ داد. علیه پاپ براحتی فیلم ساخته می شود و شخصیت او مسخره می شود. ولی همجنس بازان از یک حاشیه امن برخوردارند و کسی حق ندارد بگوید بالای چشمتان ابروست! در انتخابات حزب جمهوری خواه برای تعیین کاندیدای ریاست جمهوری این حزب هم می شد این محافظه کاری را میان رقبا دید. حتی ریک سنتروم که یک مسیحی محافظه کار است بسیار با احتیاط در این مورد صحبت می کرد.
پ.ن.1: یادمان رفت بپرسیم ولی حدس می زنم مسیر راهپیمایی و مدت آن و تخمینی از تعداد شرکت کنندگان در همان تقاضا مشخص می شود. چون بالاخره مثلا نمی توان برای یک سال با یک مجوز راهپیمایی مداوم کرد و لازم است تعداد پلیس مورد نیاز را بدانند. البته شاید این ها را در هزینه دخالت می دهند و اگر کسی هزینه لازم را بپردازد مشکلی وجود نداشته باشد.
پ.ن.2:در کانادا فحشا بصورت اقتصادی قانونی نیست. در تورنتو که قدم می زدیم یک ساختمان دیدیم که رویش پر بود از عکس های مستهجن! رویش نوشته بود:
our nude girls will never stop to dance!1
کمی دقت کردیم ولی نفهمیدیم چه مکانی است! بالاخره اگر فحشا قانونی نیست، وجود چنین محلی برای چیست؟
پ.ن.3:برخورد پلیس هم جالب توجه بود. بنظرتان اگر همین سوال ها را از یک پلیس عادی ایران در مورد وظایفش بپرسیم چگونه جواب خواهد داد؟ آیا مثل این فرد برخورد خواهد کرد؟ باید دقت کنیم اعضای پلیس ایران مردم عادی کشور هستند. بسیاری از آنها سربازان وظیفه هستند که هیچ نسبت ایدئولوژیک با حکومت ندارند. این نشان می دهد که نیروی پلیس در کشور نیاز به آموزش بیشتر و نحوه صحیح برخورد با معترضین دارد. یکی از دلایل عصبانیت برخی معترضین وقایع 88 برخورد شدید پلیس بود. البته دقت کنید این امر دو سویه است. در کانادا هیچ وقت مردم عادی به یک مرکز نظامی حمله نمی کنند! پس مردم هم باید آموزش ببینند و اطاعت از پلیس در کشور نهادینه شود. در کانادا تمرد از فرمان پلیس جرم بسیار بزرگی است و اطاعت از پلیس بخوبی آموزش داده می شود. حتی خودم جایی مورد آموزش قرار گرفتم (جلسه توجیهی برای دستیاران آموزشی دانشگاه. شاید تعجب کنید که به یک حل تمرین چنین چیزی آموزش داده می شود!).
پ.ن.4:آزادی تجمع بحث مهمی در پایدارسازی جامعه است و نقش مهمی در تخلیه انرژی معترضین دارد. دقت که کنید بیشتر موارد در عمل فایده ای برای برگزارکنندگان ندارد. همانطور که تجمع معروف به وال استریت در کشورهای مختلف فایده ای برای این افراد نداشت و قوانین به نفع این قشر تغییر نکرد. اما در عمل این افراد تخلیه می شوند و جامعه پایدار می ماند. البته در همین غرب هم می بینید که همین که ببینند تجمع در حال خارج شدن از کنترل است جلویش را می گیرند مثل برخی از تجمعات وال استریت یا تجمع اخیر دانشجویان در کبک در اعتراض به افزایش شهریه. می بینید که چه جالب طوری برنامه ریزی کرده اند که نه تنها بار مالی برای جامعه ایجاد نکند بلکه اشتغال زایی هم کند! در کشور خودمان با توجه بوجود ظرفیت قانونی باید در عمل دنبال بوجود آوردن فرهنگ آن باشیم و در یک چهارچوب مشخص اجازه تجمع داده شود. اگر در کانادا تجمع ضد همجنس بازان ممنوع است، چرا نباید ما مطابق ارزش های جامعه مان تجمع علیه امور مذهبی را ممنوع کنیم؟ نکته مهم دیگر این است که باید طوری گام برداشت که در ساختار حکومتی کشور بین نقش اجرایی و مذهبی-قانونی آن تفکیک صورت گیرد تا تجمع علیه برخی موارد اجرایی تعبیر به تجمع ضد حکومتی نشود. همانطور که در غرب این گونه است و هیچ یک از این تجمعات در جامعه خودشان تعبیر به ضد حکومتی بودن و خروج از حاکمیت نمی شود. وقایعی مانند 18 تیر 78 یا خرداد 88 به خاطر نبود چنین فرهنگی در کشور رخ داد. اگر اصلاح لازم انجام نشود ظرفیت تکرار وقایع مشابه مثلا در سال 98 وجود دارد.
پ.ن.5: ماه مبارک رمضان از راه رسید. فضای این ماه را خیلی دوست دارم. باز فرصت جبران گذشته ها از راه رسید. گذشته هایی که هر چقدر هم تلخ و بد باشند ولی در مقابل رحمت خداوند کوچک و قابل حل هستند. ان شا الله روز عید فطر دست خالی نباشیم.


تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 1 مرداد 1391 12:36 ب.ظ

تا به تا
جمعه 6 مرداد 1391 05:18 ب.ظ
سلام
اخیرا در دانشگاه ما مشکلی صنفی پیش اومد که اعتراضات دانشجویان رو در بر داشت. و بچه ها یک موج وبلاگی در اعتراض راه انداختند و برای اعتراض عملی برنامه ریزی کردند. البته کاملا از راه صحیح. مثلا پیش نماینده ولی فقیه در استان هم رفتند . اما متاسفانه دانشگاه همه ی اون افراد رو کمیته ای کرد و در آخر با منت بخشیدشون . در حالی که حق با دانشجویان بود. هیچ حقی بهشون تعلق نگرفت و فقط فهمیدند که باید سکوت کنند، در غیر این صورت اخراج می شوند. از جمله کارهایی که دانشگاه انجام داد این بود که اسامی افرادی که با کامنت گاشتن حمایت کرده بودند رو از روی اکانتشون پیدا کرد و احضارشون کرد. کاملا پلیسی برخورد شد در حالی که اعتراض روی امکانات دانشگاه دولتی بود.
متاسفانه ما نمی توانیم اعتراض کنیم. فعلا اوضاع خفه کننده ای داریم.
شاید در دانشگاه دیگه ای اینگونه نباشد. ولی در دانشگاه ما اینگونه هست
پاسخ مرد یخی : سلام
حل این معضلات فرهنگی است و زمان بر. متاسفانه در ایران زمان نیاز داریم تا به جایی برسیم که هر اعتراضی به معنای تهدید امنیتی محسوب نشود. پیشرفت هایی هم داشته ایم. دوستی بزرگتر از لحاظ سنی می گفت در دوران آقای هاشمی اعتراض به گرانی عملی ضد انقلابی محسوب می شد! اما حالا در نشریات و سایت های اصولگرا براحتی انجام می شود. ان شا الله به جایی برسیم که مشکلاتی که گفتید هم پیش نیاید.
aram
پنجشنبه 5 مرداد 1391 06:26 ق.ظ
من فقط یک نظر میگذارم اما نمی‌دانم چرا دوبار چاپ میشود
aram
چهارشنبه 4 مرداد 1391 08:37 ب.ظ
در اینکه استانداردهای دوگانه هست من شکی ندارم اما فکر می‌کنم که بعضی‌ وقتها اگر متوهّم شویم و آنها را بیشتر از آنچه که هستند بزرگ می‌کنیم، خودمان را گول می‌زنیم. در مورد بحث قوانین بر اساس وحی، خوب این بحث کمی‌ متفاوت است از خطوط قرمز آزادی بین. من فکر می‌کنم حرف شما بیشتر یک خیالبافی زیبا است تا روشی‌ عملی‌ برای اداره جامعه. حتا اگر فرض کنیم اکثریت افراد در یک جامعه به یک دین خاص پایبند باشند، در تفسیر و اجرای این قوانین در جزئیات باز هم این انسانها هستند که باید تصمیم بگیرند کدام مطابق وحی است و باز آزمون و خطا نقش مهمی‌ خواهد داشت. شما تاریخ خود کشورهای مسلمان را ببینیند که خیلی‌ هم چنین ادعا‌هایی‌ دارند اما اعتراضات داخلی‌ همواره خون بار تر از غرب هستند که چنین ادعا‌هایی‌ هم ندارند. یادتون باشه که اصلا اصل پست شما برای چی‌ بود، برداشت من این بود که شما هم برخورد پلیس در ایران را در اعتراضات بی‌ ایراد نمی‌بینید و به آموزش بیشتر معتقدید. خوب این کمبود آموزش به نظر من در بین عوامل مختلف به خاطر نقص قوانین هست. قوانین ایران را یادتون باشه که نمایندگان و شورای نگهبان می‌نویسند و آنها هم دست آخر باید از کارشناس و غیره در امور مختلف کمک بگیرند. و اگر آموزش همان کارشناس و متخصص در حوزه تخصصی خودش خوب نباشد در قوانین هم نمود پیدا می‌کند. شما پلیس راهنمائی را ببینید مگر هر روز با هزاران خلاف راهنمایی‌ درگیر نیستند؟ چرا بندرت جو اعتراضی بین آنها و مردم به خشونت کشیده میشود؟ با اینکه خداوند که در این مورد وحی نداده، اما چون در این مورد دلیل واضح است، ما از تجارب جمعی و کارشناسی شده استفاده می‌کنیم در پی‌ آن قانون هم واضح است، پلیس هم آموزش درست دارد، میداند چه چیزی خلاف قانون و چه چیزی مطابق آن است. مردم هم هرچه قدر در ظاهر غر بزند ته دل‌ می‌دانند که این قوانین منطقی‌ هستند و حق با پلیس است. بر خلاف آن برخورد گشت‌های انتظامی را ببینید که از هیچ کدام از این خصوصیات برخوردار نیستند و اکثرا جوّ متشنج میشود.
پاسخ مرد یخی : خوب هست که به تفاهم حداقلی در مورد دوگانگی رسیدیم! موضوع این نیست که بخواهیم اینها را بزرگ کنیم، مسلما غرب محاسن خود را دارد. نکته این هست که محاسن را اکثر افراد میدانند ولی‌ در کنار آن باید نکات منفی‌ را هم دید تا تصور نشود که این سیستم بهترین هست یا لیبرال دموکراسی‌ پایان تاریخ است. در مورد وحی و نقش آن در قوانین با شما موافقم ولی‌ موضوع این هست که شما حرفم را اشتباه متوجه شدید. منظورم این بود که کلیاتی مانند مرز آزادی یا تعریف اختلالات اجتماعی را به جای این که تابع آزمایش و خطا کنیم به وحی بسپاریم. در این کلیات نظر وحی مشخص است و اختلاف نظر بین افراد بسیار کمتر است. مثلا در مورد ازدواج و تعریف وحی را دنبال کنیم نه این که آن را تابع جامعه کنیم که روزی به همجنسبازی برسد و چندی بعد شامل ازدواج با حیوان هم شود. این پدیده در غرب هم وجود دارد. لیبرالیسم چارچوب حکم بر دموکراسی‌ هست و برای همین هست که قوانین کلا تابع خواست اجتماع هستند. اما دموکراسی می تواند در چهارچوب دین هم معنا داشته باشد.

راستی‌ شما چرا هر نظر را ۲ بار می‌گذارید؟
aram
سه شنبه 3 مرداد 1391 09:06 ب.ظ
ببینید اینکه ما چه چیزی را توهین به خود تلقی‌ می‌کنیم خیلی‌ امر قابل توافق جمعی نیست. و همانطور که میدانید در همین آمریکا و کانادا هزاران فرقهٔ با عقاید جور واجور هستند. در ضمن همانطور که گفتم فلسفه این قوانین بیشتر جلوگیری از خشونت است تا جلوگیری از توهین. مثلا اگر به افراد حقیقی‌ به صورت واضح بر اساس نژاد، دین، قومیت، معلول بودن و یا جنسیت توهین شود ممکن است برای آنها آسیبی (جسمی‌، روحی‌ یا مالی) در پی‌ داشته باشد. در مورد ترویج نفرت بیشتر بر اساس این است که شما گروهی را به خشونت تشویق نکنید و بیشتر هم بر اساس آزمون و خطا طراحی شده اند. البته خوب هیچ کدام هم وحی منزل که نیستند که همه جوانب را در نظر گرفته باشند و در ضمن همیشه افرادی که از قوانین سؤ استفاده کنند هم وجود دارند. حالا مواردی چون هلو کاست و یا قتل عام روآندا از آن مواردی هستند که ترویج نفرت علیه یک گروه را از عوامل خیلی‌ مهم در بوجود آمدن این فجایع میدانند، پس روی آنها حساس هستند. حالا شاید هم اگر شما یک وکیل خوب بگیرید و در دادگاه قاضی را قانع کنید فرد توهین کننده به حضرت مسیح مسبب آسیب روحی‌ به شخصیتی‌ زنده و حقیقی‌ شده شاید این فرد به زندان برود یا حداقل جریمه‌ای بدهد!:)

پیوست: قبول دارم انکار هلو کست چون جنبه احساسی‌ برای غربی‌ها دارد، از آن سو استفاده سیاسی بیشتری میشود در حالی‌ که مثلا انکار هلو کاست ارامنه چون از ذهن ساکنین عامی‌ اروپایی‌ و آمریکایی‌ دور تر است این جنبه را ندارد (این بحث خودش خیلی‌ طولانی‌ است). اما شما چه احساسی‌ داشتین اگر خانواده شهدا بودین و کسی‌ در ایران به شهدای ما توهین میکرد و میگفت ما شهید نداشته ایم یا اینکه بمبهای شیمیایی استفاده شده اند را انکار میکرد؟ حالا مگه آدمهایی نیستند که از این احساسات استفاده میکنند و به اسم شهدا خیلی‌ سؤ استفاده‌های مختلف میکنند؟
پاسخ مرد یخی : اگر مبنای مجوز تجمع، رخ ندادن خشونت است حرف شما صحیح است ولی گفته این پلیس این گونه نبود. بعد فرض کنید گروهی مانند مسلمانان اگر به پیامبرشان توهین شود دست به خشونت می زنند. در این صورت طبق نظر شما برای جلوگیری از خشونت چرا جلوی کاریکاتورها در دانمارک گرفته نشد و در عوض به آن فرد جایزه هم دادند؟ چرا همین اواخر جلو تجمعاتی که در آن امام دهم شیعیان مسخره می شد گرفته نشد؟
از دید نظری هیچ مشکلی ندارم کسی شهید دانستن شهدای جنگ ایران-عراق را زیر سوال ببرد. اما در نه در سطح جامعه بلکه در یک مجمع علمی چون چنین امری جامعه را متشنج می کند. ولی در اروپا فردی مانند فوریسون بعنوان یک استاد تاریخ وقتی هلوکاست را بر مبنای بررسی اسناد و شوهاد تاریخی انکار می کند نه تنها از دانشگاه اخراج می شود بلکه در دادگاه محکوم می شود. اعتراضم مربوط به این استاندارد دو گانه است. بالاخره اگر مبنا عدم پراکندن تنفر یا ایجاد خشونت است چرا برخوردها تفاوت می کند؟
حرف شما تا حدی پاسخ را دارد. همانطور که گفتید این قوانین بر اساس آزمون و خطا هستند. دقیقا به همین دلیل است که می گوییم بجای این که به آزمون و خطا بپردازید بیایید منبع قانون را وحی بگذاریم که اولا مطلق است و اگر خدایی وجود دارد صحیح است.
aram
دوشنبه 2 مرداد 1391 09:40 ب.ظ
تجمع نفرت انگیز علیه جمعیت مسلمان و یا مسیحی‌ هم در کانادا ممنوع است. در مورد پاپ زنده هم هرگونه ایجاد نفرت علیه او بر اساس دین، قومیت، رنگ پوست یا نژادش ممنوع است. اما مثلا اگر علیه فتوا‌های پاپ که باعث شیوع ایدز در آفریقا بشوند یا فتوا‌های او علیه طلاق بخواهید تجمع کنید احتمالا راحت مجوز می‌گیرید. اما حرف من این است که در عمل دولت باید نسبت به اقلیت ، یا بهتر بگویم اقلیت ضعیف که مثلن مثل پاپ و ملکه ارتش محافظ ندارند یا جمعیتشان طوری نیست که راحت از خود دفاع کنند باید حساس تر باشد. مثلاً مسلمانان در آمریکا و کانادا یا بر عکسش مسیحی‌ ها، یهودی‌ها و یا افغانی‌ها در ایران آسیب پذیرترند هستند. و تجربه نشان داده اگر اذهان عمومی‌ مثلا تحریک بشود که مشکلات اقتصادی ما زیر سر فعلا اقلیت است فجایع انسانی‌ بوجود میاید.
پاسخ مرد یخی : ببینید تنفر یعنی چه؟ حتما باید لغت تنفر استفاده شود؟ خیلی‌ وقتها ابراز تنفر بدون ذکر این لغت است. در ضمن این پلیس گفت می‌‌توانید ابراز تنفر کنید به حضرت عیسی (کلمه تنفر در صورت سوال بود) و مثال راهپیمایی ممنوع ابراز تنفر به همجنسبازان بود. دقت کنید حتی اگر این پلیس قانون را نفهمیده همین پلیس طبق همین چیزی که در ذهن دارن با انحراف تجمع برخورد می‌کند. حرف شما را قبول دارم که کلا اقلیتها از هر جنسی‌ آسیب پذیرتر هستند. اعتراضی هم به حمایت از آنها ندارم ولی‌ نکته این است اگر قرار است ابراز تنفر وجه قانونی بودن تجمع باشد، چرا پیامبران شامل این قانون نمی‌‌شوند؟ بسیاری از دینداران توهین و ابراز تنفر به یک پیامبر را توهین و ابراز تنفر به خود میپندارند. چرا انکار هولوکاست در فرانسه غیر قانونی است و زندان در پی‌ دارد؟ چرا در دادگاه نورنبرگ سردبیر نشریه که کاریکاتور یهودیان را می‌کشید به جرم جنایت علیه بشریت اعدام شد! چرا تجمع دانشجویان کبک بعد از مدتی‌ ممنوع شد؟ این‌ها نشان میدهد این جوامع چارچوب خود را در آزادی بین یا تجمع دارند. بحث سر این بود.
aram
دوشنبه 2 مرداد 1391 07:43 ق.ظ
اگر حضرت عیسی هم جایی‌ بودند که مردمی که خویشتن داری ندارند و تحریک شده اند می‌توانستند به خانه ایشان حمله کنند و به ایشان آسیب برسانند، آنوقت تجمع نفرت انگیز علیه ایشان غیر قانونی‌ می‌بود. فلسفه غیر قانونی‌ بودن تجمعات تنفر انگیز علیه اقلیتهای جامعه این است که از هیجانات جمعی و وقایعی چون کشتارها، آتش سوزی‌ها و از این نوع اتفاقت علیه آنها جلوگیری شود.
پاسخ مرد یخی : این چه استدلالی هست؟ مگر اقلیت‌ها یک جا متمرکز هستند که بعد شرکت کنندگان به محل زندگی‌ آنها حمله کنند؟ مگر مکان زندگی‌ پاپ مشخص نیست؟ بعد با قبول استدلال شما تجمع نفرت انگیز علیه اکثریت جامعه مجاز است؟ اگر معیار مجاز بودن تجمع نفرت انگیز نبودن است، دیگر اقلیت و اکثریت ندارد. انتظار ندارم این کشورها با همجنس بازان برخورد کند ولی‌ حداقل معیار یکسان وجود داشته باشد که هر نوع تجمع با پیام تنفر را ممنوع کند.
سمانه
دوشنبه 2 مرداد 1391 02:33 ق.ظ
سلام.با این که دختر ی در بند حجاب نیستم
البته ناگفته نماند بی حجاب هم نیستم
ولی از پستتون خیلی خوشم اومد
دلیل قانع کننده ای بود
پاسخ مرد یخی : سلام

خیلی‌ خوشحال شدم. حالا که قانع کننده بود حاضر هستین قدم عملی‌ هم بردارین و در بند حجاب باشین؟! نمی‌خوام در زندگی‌ خصوصی شما دخالت کنم ولی‌ حداقل اینطوری حس می‌کنم بعد از ۲ سال وبلاگ نوشتن کار بیهوده نکردم! اگر مایل بودین حاضرم بیشتر وقت بذاریم تا شبهاتی که هست مطرح کنید. بالاخره همیشه بحث نظری مقدمه عمل هست.
یکشنبه 1 مرداد 1391 09:13 ب.ظ
تقریبا با صحبت های شما موافقم اما آیا به این اعتقاد دارید طبق آنچه میگن این ماجراها با برنامه ریزی های قوی قبلی بود و البته میتونه این عدم فرهنگ در این مورد هم جزو یکی از کاتالیزوزهای این ماجراها باشه!
بعدهم به نظر اکثر این تجمعاتی شبیه آنچه شما دیدیددر خارج در چارچوب یک نهاد یا تشکل مردمی صورت می گیره و موضوعاتشم عموما ربط مستقیمی به حکومت نداره، در حالی که در ایران اصلا چنین تشکلات مردمی ای نیست، که بخوان برای دفاع از حقوق فلان چیز تجمع کنن...البته بحث تجمع علیه الیزابت و...که وجود خودشون کاملا تشریفاتی است اصلا مهم نیست، به نظر میاد همون جور که اشاره کردید خط قرمزها در کشورهایی از این دست چیزهای دیگر است کما اینکه در نمونه های دیگر برخورد و دستگیری وجود داشته.
پاسخ مرد یخی : راستش در مورد برنامه ریزی برای این وقایع طولانی‌ هست نظرم رو بگم. فرض کنیم یک برنامه ریزی قوی هم بوده، ولی‌ اگر فرهنگ لازم بین مردم وجود داشت آیا میشد برای برنامه ریزی از این بستر استفاده کرد؟ یعنی این در اصل قضیه تغییری ایجاد نمی‌‌کند. ایجاد فرهنگ شامل ایجاد نهاد مردمی که شما می‌‌گین می‌‌تونه باشه. خلاصه این که آزادی بیان و تجمع که شاخهً از آن هست برا پایداری جامعه مفید هست. ولی‌ باید فرهنگ آن رو ایجاد کرد. هر جامعه چارچوب خاص خودش رو داره، مثلا در غرب شما حق ندارید بر مبنای مذهب حزب تشکیل بدین و همین اواخر حزب اسلامی هلند منحل شد. ما هم میتونیم با در نظر گرفتن چارچوب جامعه خودمون به این سمت بریم.
یکشنبه 1 مرداد 1391 04:46 ب.ظ
تجربه جالبی بود!
1-برداشت من از جمله پلیسشون در این جملات"آیا بر علیه هر چیزی می شود راهپیمایی کرد؟
پلیس: بله، ولی به شرطی که پیغام تنفر آمیز ارسال نشود. مثلا کسی نمی تواند بر علیه همجنس بازان تجمع کند! نمی تواند بگوید مثلا از همجنس بازان متنفرم!" این نبود که علیه هم جنس بازها نمی شود تجمع کرد بلکه نمی شود ابراز تنفر کرد!!
2-فکر می کنید ایران چقدر ظرفیت این مدل آزادی رو داره؟
3-شما تا چه میزان فکر می کنید وجود چنین فرهنگی در ایران از ایجاد وقایعی شبیه آن چه اشاره کردید جلوگیری می کند؟
پاسخ مرد یخی : 1. حالا حرف یک پلیس که حجت نیست ولی یادمه در مورد حضرت عیسی دقیق کلمه تنفر رو بکار بردم و گفت مشکلی نداره. بالاخره حضرت عیسی فارغ از پیامبر بودن یک شخصیت حقیقی دارد یا نه؟ بعد در چند کشور اروپایی انکار هلوکاست خودش جرم است. واضح است که نمی شود بر علیه آن تظاهرات کرد. خلاصه این که چهارچوب را هر چند کمرنگ می توان دید.
2. نه! برای همین می گویم باید فرهنگ سازی کرد. در ایران این تجمعات زمینه سو استفاده دارد و مردم باید آموزش ببینند.
3. خیلی زیاد! چون مردم تخلیه می شوند. اشاره کردم در غرب چنین تجمعاتی بندرت به تغییر منجر می شوند. مثلا همین امسال در مکسیکو بعد از انتخابات تجمع اعتراضی یکی از کاندیداها برگزار شد و مشکل یا تغییر نتایج هیچ یک بوجود نیامد. در مورد ایران هم اگر دقت کنیم حوادث بعلت نبود فرهنگ آن بالا گرفت. یعنی برخی به مراکز نظامی حمله کردند. پلیس مواردی خشونت بیش از حد نیاز بکار برد. کاندیداها خارج از قانون عمل کردند (دقت کنید خودشان با قبول همین سیستم و قانون در انتخابات شرکت کرده بودند). برخی از گروه ها هم از این بستر برای اغتشاش جدی استفاده کردند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر