تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - حجاب 2


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

حجاب 2

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 7 مرداد 1391-10:06 ب.ظ

در مطالب قبل با فواید اجتماعی حجاب و اهمیت حفظ خانواده آشنا شدیم. حال سوال اساسی این است که با قبول این فواید چگونه باید حجاب را نهادینه کنیم. قبل از ورود به بحث لطفا جامعه ایران و وضعیت امروزی آن را از ذهن خود بیرون کنید. بحث ما فراتر از جامعه ایران است. در پایان به ایران هم می پردازیم. این امر از دو منظر قابل پیگیری است. 1. قانون 2. فرهنگ.
1. قانون: همانطور که اشاره شد اجباری بودن حجاب از لحاظ شرع خود محل بحث است ولی فرض کنیم در جامعه ای اکثریت مردم به حجاب باور دارند. آیا این اکثریت مستقل از مذهب حق دارند برای رعایت آن قوانینی مشابه ایران وضع کنند؟ اگر قائل به دموکراسی به معنای حکومت مردم باشیم در عمل نمایندگان مردم حتی در امور چنین شخصی بدون مشکل دخالت می کنند. مثلا در فرانسه مجلس این کشور با وضع قانونی استفاده از نقاب را بصورت کلی در سطح جامعه و استفاده از حجاب را در موسسات دولتی ممنوع کرده است. در مورد نقاب استدلالشان جلوگیری از غیر سکولار شدن جامعه و در مورد حجاب در موسسات دولتی جلوگیری از نمود نشانه های دینی (در واقع باز دفاع سکولاریسم) است. حرکت های مشابه در بلژیک، هلند و ایالت کبک کانادا نیز در حال انجام است. تا بحال هم ندیده ام که موسسه های غربی دفاع از حقوق بشر مانند عفو بین الملل یا کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل به این امر اعتراض کرده باشند و آن را مصداق نقض حقوق بشر بشمار آورده باشند. منظور این بود که با قبول دموکراسی در تعریف غربی آن مستقل از غلط یا درستی یک حکم نمایندگان بدون مشکل خاص در امور شخصی هم دخالت می کنند. حال سوال این است آیا مردم یک کشور اسلامی مشابه با مردم فرانسه حق دارند برای جلوگیری از سکولار شدن جامعه حجاب را اجباری کنند؟ اگر سکولار بودن در جامعه فرانسه ارزش است، آیا می توان حکم کرد باید ارزش همه جوامع باشد؟ آیا امکان آن وجود ندارد که در جامعه ای سکولاریسم ضد ارزش باشد؟ آیا در کشورهایی مانند مصر یا افغانستان سکولاریسم ارزش است؟ پاسخ شخصیم این است که با قبول دموکراسی، مردم حق دارند قوانین را مطابق ارزش های جامعه خود وضع کنند. دموکراسی یعنی حکومت مردم و در عمل نمی توان آن را محدود به یک چهارچوب خاص کرد (دقت کنید گفتم در عمل). نمی توان گفت تنها نسخه مقبول دموکراسی، لیبرال دموکراسی است و بقیه جوامع باید همین نسخه را قبول و اجرا کنند. خود این نگرش نوعی نگاه تحمیلی به جوامعی است که لیبرالیسم به معنای غربی را قبول ندارند. حتی در بین خود کشورهای غربی غیر انسانی بودن مجازات اعدام تقریبا پذیرفته شده است ولی در بیشتر ایالت های آمریکا و ژاپن اجرا می شود. اما آیا تا کنون شنیده اید دولت آمریکا محکوم به نقض حقوق بشر شود (بعلت مجازات اعدام)؟ حال در جامعه ای که حجاب یک ارزش برای اکثریت است، الزام های قانونی مانند همه قوانین می تواند کمک کند. چرا که گسترش بیحجابی توسط اقلیت را مشکل می کند. دقیقا به همان دلیل که قوانین فرانسه در مورد پوشش به حفظ سکولاریسم در آن کشور کمک می کند، قوانین این چنین در کشور اسلامی برای حفظ فرهنگ دینی کشور می تواند کمک می کند. اما دقت کنید اشاره شد که الزام قانونی در عمل وقتی امکان دارد که اکثریت مردم خواهان چنین قانونی باشند. اگر کلیت جامعه به رعایت قانون خاصی باور نداشته باشد الزام قانونی موضوع را حل نمی کند.
2. فرهنگ: مساله حجاب ذاتا فرهنگی است. اگر می بینید که برای مثال در جامعه ایران الزام از طریق قانون مساله را حل نکرده است دقیقا به خاطر کم کاری در زمینه فرهنگی است. فرهنگ سازی امر بسیار پیچیده است و ریشه حل بسیاری از مشکل های جامعه در ارائه راهکار برای ایجاد یک فرهنگ خاص است. اگر کسی بتواند راه حل ایجاد فرهنگ را ارائه کند می توان به حل بسیاری از مشکلات امیدوار بود. حجاب هم همین گونه است. اگر دقت کنیم برخی کشورها با این که قانونی برای الزام حجاب ندارند، ولی رعایت حجاب در آن از ایران بهتر است. تا بحال از چند مصری شنیده ام 90% زنان مصری حجاب را رعایت می کنم. دقت کنید که 10% مصر مسیحی است! و این آمار یعنی تقریبا همه مسلمانان حجاب را رعایت می کنند (البته این گونه نیست، در مصر بخشی از مسیحیان حجاب را به دلیل مسائل فرهنگی رعایت می کنند و برخی مسلمانان رعایت نمی کنند). در اینترنت هم مقاله هایی (نه آمار) وجود دارد که ادعای چنین دارد. اوضاع در افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس هم چنین است. در افغانستان افرادی مانند سیما سمر یا شکریه بارکزی (معادل های افغانی شیرینی عبادی و شادی صدر) مجبور هستند حجاب را در سطح جامعه رعایت کنند. این که می گویم مجبور، برای این است که مشخص است باور به حجاب ندارند و در دوران حضورشان در غرب و حتی محافل خصوصی در زمان حاضر عکس بی حجاب از آن ها وجود دارد. البته حتی در همان عکس های بیحجاب، این امر محدود به روسری است. نمایندگان پارلمان افغانستان همگی با حجاب هستند. همین امر را بصورت مشابه در پاکستان و بنگلادش می بینیم. منظور از این مثال ها این بود که در صورت وجود فرهنگ، امکان رعایت حجاب از سوی اکثریت تا حد 90%  بدون اجبار قانونی وجود دارد و همین الان کشورهای این گونه داریم. خیلی خودخواهی است بگوییم چون آنها عقب مانده هستند و برای همین اوضاعشان این گونه است. (چنانچه برخی از غرب زدگان چنین هم می گویند) رعایت حجاب نیاز به باور داشتن به آن از نظر شرعی ندارد و می تواند به علت رعایت هنجار جامعه باشد. اگر حجاب بصورت فرهنگ و سنت در جامعه ای وجود داشته باشد، حتی کسی که به آن باور ندارد مجبور خواهد بود حجاب را رعایت کند. در همین جامعه خودمان افرادی هستند که به تقدس امامان شیعه باور ندارند ولی نمی توانند بصورت علنی علیه امامان شیعه صحبت کنند. اگر هم کسی این کار را بکند یا هویت خود را مخفی می کند یا این که در خارج از کشور حضور دارد.
حال مساله اصلی ارائه راهکار است. چگونه می توان بصورت فرهنگی بجایی رسید که 90% جامعه بدون الزام قانونی حجاب را رعایت کنند. به شخصه در این زمینه تخصصی ندارم ولی سعی می کنم مواردی که به ذهنم می رسد بگویم. اولا دقت کنیم فرهنگ سازی امری بلد مدت است. نباید انتظار داشت مثلا در 5 یا 10 سال به نتیجه رسید. خیلی مواردی فرهنگ سازی نیاز به یک تغییر نسل یعنی یک بازه زمانی 50-60 ساله دارد. پس باید بلند مدت برنامه ریزی کنیم و از عجله و ارائه راهکارهای غیر عملی کوتاه مدت بپرهیزیم. نکته دوم این که تاثیر روی انسان ها معمولا در سنین کم و پیش از 18-15 سالگی امکان دارد. اگر فردی 20 سال دارد و حجاب را رعایت نمی کند، خیلی نباید انتظار داشت که بتوان نظر او را تغییر داد. پس کار فرهنگی باید متمرکز بر دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی شود. باید دنبال کار فرهنگی در این برهه زمانی باشیم. تاسیس مدرسه هایی با چنین اهدافی خیلی موثر است. نباید فراموش کرد روی کار آمدن افرادی مانند اردوغان در ترکیه نتیجه کار فرهنگی 50 ساله افرادی مانند فتح الله گولن از طریق مدرسه سازی و تربیت نیرو در ترکیه است. یا خودمان باید مدرسه سازی کنیم یا دنبال این باشیم که به مرور زمان مدارس دولتی بهبود پیدا کند
. در سطح کشور هم دولت باید دنبال احداث چنین مدارسی باشد و به مرور زمان تعداد آنها افزایش پیدا کند. این امر زمانگیر خواهد بود و نیاز به تربیت نیرو دارد. اگر همین امروز شروع کنیم تا 20 سال دیگر نباید انتظار تغییر قابل توجه داشت. مایه تاسف است که افرادی با گرایش به انجمن حجتیه در این امر پیشگام و بسیار فعال تر هستند. فعالیت خیریه در جهت رشد طبقات پایین جامعه نباید مورد غفلت واقع شود. گسترش مسیحیت در آفریقا مدیون موسسات خیریه مسیحی است. بنظر می رسد سهم مولفه القلوب بعنوان یکی از مصارف خمس به همین دلیل وضع شده است. مساجد بهترین بستر برای کار فرهنگی و خیریه هستند که متاسفانه امروزه استفاده چندانی از آنها نمی شود. در غرب در کلیساها انجام اعمال عبادی بسیار محدود و معمولا محدود به یک شنبه ها است. عمده فعالیت های کلیساها در سایر روزها انجام امور فرهنگی و کمک به گسترش مسیحیت بعنوان یک فرهنگ است. فعالیت هایی از قبیل برگزاری کلاس های آموزشی با موضوعات مختلف که لزوما موضوع دینی ندارند، کلاس های مذهبی برای متدینین، کارهای خیریه و جمع کمک برای نیازمندانی که لزوما مسیحی نیستند و حتی فعالیت های سیاسی.
 باید بدنبال این بود که حجاب فراتر از یک وظیفه شرعی بعنوان یک سنت و فرهنگ در جامعه تثبیت شود. مسلم است در جامعه ای که 90% آن حجاب را رعایت می کنند بدون مشکل می توان از الزام قانونی هم استفاده کرد. مساله مهم دیگر هنر و سینماست. سینمای امروزی مروج بدحجابی است. در سینمای امروزی ایران بصورت متوسط زن موفق حجاب کامل ندارد و در مقابل اکثر زنان محروم و ناموفق محجبه هستند! در صورت وجود نیرو همین بستر برای تبلیغ حجاب و ارائه زن محجبه بعنوان الگو می تواند به کار گرفته شود. البته همه این موارد خیلی خام است و نیاز به بررسی و برنامه ریزی و ارائه برنامه اجرایی دارد. ولی تقریبا مطمئنم بدون دنبال مسیر فرهنگی الزام قانونی کمک نخواهد کرد و چه بسا اوضاع را خراب تر هم کند. پس در کل روی مدرسه سازی، کار خیریه و کار هنری باید کار کرد. متاسفانه قشر مذهبی و بخصوص نوع انقلابی آن در دو مورد اول دچار کمکاری است. نکته بسیار مهم دیگر در نظر گرفتن اثرات فرهنگی ایجاد برخی نهادها است. به شخصه در شهر خود دیده ام ایجاد نهادی مانند دانشگاه آزاد به گسترش پدیده بیحجابی بسیار دامن زد. افرادی دیده ام که تجربه مشابه در شهرهای خود داشته اند. این نشان می دهد مثلا در گسترش این موسسه اثرات فرهنگی آن اصلا در نظر گرفته نشده است. در حالی که همین مشکل با بومی گزینی دانشجویان دانشگاه آزاد بسیار کمتر رخ می داد. با این که می دانیم موسسین دانشگاه آزاد همگی قائل به حجاب هستند و مسلما نمی خواستند چنین اتفاقی رخ دهد، در عمل این موسسه موجب گسترش اباحه گری در کشور شد (صد البته منکر اثرات مثبت آن نیستم). پس دولت مردان باید به اثرات فرهنگی هر طرحی توجه کنند.
حال می رسیم به وضعیت فعلی ایران. درست یا غلط حجاب در ایران از طریق قانونی اجباری شده است. نظر شخصیم این است که هنگام وضع این قانون اکثریت جامعه با آن موافق بودند. چرا که پس از وضع آن 2-3 راهپیمایی از سوی زنان غیر محجبه در تهران انجام شد و واکنش منفی دیگری در سطح کشور بوجود نیامد. بعد از وضع قانون هم اکثریت جامعه آن را اجرا کردند
. آنقدرها که به خاطر می آورم حتی تا سال های مثلا 73-75 تا حدی خوبی حجاب در سطح جامعه رعایت می شد. این که امروز به اینجا رسیده ایم به خاطر کم کاری در حوزه فرهنگ است و گرنه 15 سال پیش حفظ حجاب مانند امروز دغدغه متدینین نبود. این که امروز آیا اکثریت مردم خواهان اجبار حجاب هستند یا نه، جز با یک همه پرسی ممکن نیست. ولی حدس می زنم هنوز بیش از 50% جامعه خواهان این موضوع باشند. در شرایط فعلی الغا دفعی این قانون مشکلات زیادی در پی خواهد داشت. یعنی حتی افرادی که خواهان الغا این قانون هستند باید دنبال کار فرهنگی و ایجاد بستر آن در جامعه باشند. حتی با لغو این قانون همسر یا پدر بسیاری دختران خواهان رعایت حجاب خواهند بود و بدنبال اجباری شخصی خواهند بود. در صورت نبود این قانون باید فکری به حال چنین مشکلاتی کرد. منظورم این است که افراد مخالف با این قانون نباید تصور کنند زمینه لغو آن وجود دارد و با لغو آن مشکل حل می شود و بعد از آن زنان هر پوششی می توانند داشته باشند. به شخصه با ادامه این قانون موافقم. دلیل عمده ام این است که یا باید پوشش را قبول کرد یا کلا برای آن مرز نگذاشت. فرض کنید قانون حجاب لغو شد. آیا در جامعه فعلی زمینه آن وجود دارد که یک دختر با لباس شنا به جامعه قدم بگذارد و مشکلی ایجاد نشود؟ آیا در جامعه فعلی برهنگی به سبک فیلم های هالیوودی پذیرفته شده است؟ فکر می کنم اکثریت موافق باشیم اگر حجاب به شکل اسلامی آن هم در شهری مثل تهران مقبول نباشد ولی سطحی از پوشش نزد اکثریت جامعه ایران پذیرفته شده است. آیا می توان مرزی برای این پوشش مقبول جامعه تعریف کرد؟ به نظرم بهترین راه این است که تعیین مرز پوشش را به شرع بسپاریم. بعبارت دیگر اکثریت جامعه ایران با قرار دادن مرزی برای پوشش باور دارند، چه بهتر تعریف این مرز را به شرع بسپاریم. متدینین باید سعی کنند به کار فرهنگی هم بپردازند. غفلت در این زمینه در بلند مدت به الغای این قانون منجر خواهد شد. کلا هم این نکته را باید خیلی دقت کرد که برهنگی به سبک امروزه غرب مساله ای مستحدث و بیشتر مربوط به قرن  20 است یعنی سابقه اش به 2-3 نسل می رسد. شما اگر عکس های ملکه ویکتوریا را نگاه کنید، یا فیلم های صامت ابتدای قرن 20 را مشاهده کنید می بینید که حتی در غرب پوشش تا حد بسیار خوبی وجود داشت. در شرق آسیا هم مساله همین گونه است. لباس های سنتی چین یا ژاپن بسیار پوشیده است. در هند هم همین گونه است. فکر نکنید برهنگی امری طبیعی است. در تمدن بشری برای بازه طولانی پوشش رعایت می شده است و اختلاف پوشش در حد پوشش مو و سر برای زنان بوده است
خوب کمی طولانی شد. فکر کنم خیلی هم راهکار عملی ارائه نشد و نوشته خامی است. اما مشخص شد امکان رعایت حجاب از سوی اکثریت جامعه وجود دارد. در کنار این مسیرهای ممکن برای رسیدن به آن بحث شد.

پ.ن.1: جالب است که از نظر زمانی نوشته های قبل مصادف شد با ابراز نگرانی از سوی رهبری در مورد تغییر سیاست های کنترل جمعیت کشور. این نشان می دهد خطر احساس شده است. شیعیان حیدر کرار از همین الان در نظر داشته باشند که یکی از کارهایی که باید بکنند تربیت حداقل سه فرزند در طول زندگی است! طوری برنامه ریزی کنیم که این امر مهم محقق شود تا کم کاری بقیه جامعه جبران شود
!
پ.ن.2:از نوشته های خوانندگان بشدت استقبال می کنم. اگر انتقاد در مورد این سری نوشته ها دارید خوشحال می شوم مکتوب کنید تا در وبلاگ قرار گیرد.



تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 8 مرداد 1391 12:57 ق.ظ

m
پنجشنبه 9 شهریور 1391 01:26 ب.ظ
نظر خودتون در مورد حجاب چیه؟
پاسخ مرد یخی : فکر کنم از متن مشخص هست.
جنبش اینترنتی،حجاب وعفاف
شنبه 4 شهریور 1391 04:44 ب.ظ
با عرض سلام خدمت شما
گروه اینترنتی رهروان ولایت با همکاری وبلاگ گروهی حجاب و عفاف، جنبش اینترنتی حجاب و عفاف را راه اندازی کردند از‌این‌رو،‌ از تمامی فعالان فضای مجازی دعوت می کنیم با قراردادن لوگوهای«جنبش اینترنتی حجاب و عفاف» در پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های خود و همچنین انتشار و بازنشر مطالب مربوط به این جنبش همچون یادداشت،مقاله، دلنوشته، عکس، کلیپ، پیامک و... ما را در این امر خطیر یاری فرمایند و نام خود را در زمره خادمین حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ثبت فرمائید .
ضمنا جهت دریافت کد لوگو به آدرس زیر مراجعه فرمائید و پس از درج لوگو در بخش نظرات اعلام نمائید تا پایگاه شما نیز در صفحه جنبش حجاب و عفاف لینک داده شده و خبر پیوستنتان به جنبش در بخش اخبار سایت درج گردد.
محمد
چهارشنبه 11 مرداد 1391 09:50 ق.ظ
سلام
من كه در مورد اجبار حجاب نظری ندادم!

بحث در مورد موضوع وجود تنبیه قانونی برای برخی تخلفات از احكام دینی بود، گفتم احكامش تو اسلام هست و توش شكی نیست. مثلا حد در شرابخواری یا زنا یا ...

در مورد مصداق حجاب من نظری ندادم، ولی خود شما اشاره كرده بودین كه سكوت علما و مراجع تایید تلویحی حجاب اجباری است. مفهوم حجاب اجباری جیه؟ بین اجباری و غیر اجباری در عمل به جز تنبیه قانونی فرق دیگه ای وجود داره؟

ممنون می شم بحثهایی كه در مورد اجباری بودن حجاب هست رو و مخصوصا نظرات فقهی در ردش دیدین بگین.
پاسخ مرد یخی : سلام
1. منظور از حجاب اجباری یعنی این که فرد بر خلاف میل خودش مجبور به رعایت حجاب بشه، مثلا از طریق قانون، جریمه مالی... مشکل اکثر افراد معترض با حجاب سر این مساله است و گرنه حجاب اختیاری که خیلی معترضین محدودی دارد.
2. تا جایی که دیدم گویا خیلی حدیث و سنت محکمی نداریم که حجاب در دوران پیامبر یا حکومت امیرالمومنین اجباری شده باشد. برای همین برخی مطرح می کنند اجباری بودن حجاب مستند به حدیث نیست. اما منابع استخراج حکم فقهی فقط احادیث کاملا مرتبط نیست. ممکن است فقیهی از قرائن دیگر و عقل به این نتیجه برسد. مثلا از باب نهی از منکر و وجوب آن بر حکومت. فقها هم فتوای صریح نمی دهند که بالاخره حجاب اجباری هست یا نه؟ مثلا
rakhte-asemani.blogfa.com/post/142
این پاسخ آیت الله مکارم شیرازی حتی بوی عدم اجبار می دهد. خلاصه که محل بحث است و به شخصه هنوز به جمع بندی نرسیدم. بحث هم از نظر فقهی کمی تخصصی است.
علی وو
چهارشنبه 11 مرداد 1391 05:05 ق.ظ
اتفاقا چون این قانون توسط اکثریت مردم تصویب شده است مطابق نظر اکثریت آن‌ها بوده و خود به خود و بدون اجبار آن را رعایت می‌کنند. فعلا بحث ما بر سر جاهایی است که قانون پوشش حداقلی در آن ها وجود دارد.
ببین دوست عزیز در بسیاری از مسائل اجتماعی راه کار عملی بدون عیب و ایراد وجود ندارد و هر راه کاری دارای مشکلات مربوط به خود است. این وظیفه قانونگذار است که راهکاری را پیدا کند که نکات منفی آن مینیمم باشد.
این که فرمودید بالاخره حدود کجا باشد مشکل الان هم هست، الان حدود پوشش برای برخورد قانونی دقیقا کجاست؟
من نگفتم همه رعایت خواهند کرد اما اگر مردم قانون را از خود بدانند و احساس کنند در شکل گیری آن نقش داشته دارند در اجرای آن نسبت به یک قانون من در آوردی احتمام بیشتری به خرج می‌دهند حتی اگر آن را قبول نداشته باشند..
بگذارید یک مثال بزنم دو حکومت را در نظر بگیرید که در هر دو، یک قانون تصویب می‌شود و شصت درصد مردم با این قانون خاص موافق هستند. اما یکی از آن ها دموکراسی و دیگری دیکتاتوری(یعنی مردم نقشی در تعیین حاکم نداشته اند) است.
به نظر من تابعیت ۴۰ درصد مخالف از این قانون خاص (با وجود مخالفت با محتوی آن) در حکومت دموکراسی بیش از دیکتاتوری است( در صورت مشابه بودن سایر شرایط نظیر مجایزات تخطی از قانون و ...) چون مردم خود را در تصویب آن موثر میدانند.
در مورد قانون حجاب یک راه این است که جامعه را از لحاظ فرهنگی خوشه بندی کنیم و در هر خوشه، مطابق فرهنگ اکثریت مردم آنجا قانون گذاری کنیم(مثلا هر شهر قانون مربوط به خود را داشته باشد) اینکه تهران خود دارای طیف وسیع فرهنگی هست و این تفاوت ها را در قانون نمیتوان لحاظ کرد درست و کسی هم ادعا نکرد که این طرح بدون عیب و نقص است، اما به نظر من اینکه قوانین پوشش در تهران و شهری مثل قم متقاوت باشد بسیار منطقی تر است تا اینکه این قوانین به صورت کاملا مشابه و بدون لحاظ شدن تفاوت‌های وسیع فرهنگی اعمال شود.
در مورد اینکه عملی نیست هم چرا که نباشد، اینجور که نیست که یکجا حدود لختی باشد و جای دیگر چادر باشد، حدود تعیین شده برای پوشش در جاهای مختلف ممکن است اندکی متفاوت باشد. و تنها کسانی که همواره خواستار رعایت پوشش حداقلی هستند آن هم در زمان مسافرت باید مراقب رعایت کردن حداقل پوشش باشند.
پاسخ مرد یخی : اگر درست متوجه شده باشم، نظر شما این هست که شکل پوشش باید وجود داشته باشد ولی‌ مطابق با خواست اکثریت مردم تعیین شود تا مردم رعایت کنند. حرف شما در مورد رعایت قوانین در صورت مسیر تصویبی که اشاره کردین قبول دارم. حرفم این بود چیزی که شما میگین در مورد پوشش در عمل اجرایی نیست یا خیلی‌ سخت هست. دلیل این هست که تنوع فرهنگی‌ در یک شهر زیاد است. تعریف حد پوشش و شکلی‌ که مورد قبول اکثریت باشد آسان نیست. منطقه بندی کشور آسان نیست (طوری که مردم هر منطقه از نظر پوشش شبیه هم باشند). بعد این طور نیست که حتی در صورت اجرا شدن مشکلات حجاب اجباری را به دنبال ناداشته باشد. بحث من این بود اگر اجبار پوشش را قبول کنیم مستقل از حد آن مشکلات مشابه خواهیم داشت. همین الان با صرف نظر از ۵-۶ شهر بزرگ کشور بقیه کشور حجاب اسلامی مقبول هست ولی‌ همان جاها هم مشکل بد حجابی هر چند محدودتر وجود دارد. ابتدای انقلاب حجاب به صورت عمومی رعایت میشد نظر شما قابل تامل است ولی‌ حداقل باید به فکر ارائه راهکار اجرایی برای آن هم باشید.
محمد
سه شنبه 10 مرداد 1391 09:07 ق.ظ
سلام به نظرم یك نظر داریم.
١- این تنبیه و تشویق كه شما میكی باید از سمت اجتماع باشه، من هم كفتم باید امر به معروف باشه و كفتم امر به معروف فقط زبانی نیست و با این تعریف كسترده دقیقا همون مصادیق شما رو برای فشار هنجاری جامعه شامل میشه. بس تو این موضوع مشتركیم و بحث منتفی است.

٢- در مورد تنبیه وتشویق قانونی هم شما و من بر وجودش تاكید می كنیم. از نكاه درون دینی كه شكی بر وجودش نیست. اما من صرفا سعی كردم از نكاه برون دینی منطبق با رویكرد مقاله شما دلیلی برای لزومش بیارم. دلیل هم این بود كه در جوانع غربی كه فرهنك صرفا به هنجار اجتماعی سپرده شده به مرور زمان ناهنجاری هایی بروز كردن كه جامعه مایل بهشون نبوده اما بعدا رواج بیدا كرده. سر این موضوع هم و مثالهای خاصش مشتركیم و جای ادامه بحث نیست.

٣- میزان و جایكاه هر دو نوع تنبیه فوق رو طبق نظر شما منم در مورد ٣ از كامنت اولم كفتم كه تنبیه و تشویق اجتماعی یعنی امربه معروف و نهی از منكر مهمتر و كارامدتر است. بس باز متحدالنظریم و جای بحث نیست.

٤- بعید می دونم مقاله ای بنویسم، اما برای مثال توی خانواده عدم حضور تو مراسماتی كه توش بوشش حجاب به كسترده رعایت نمی شه نوعی نهی از منكر هم هست. یا اكر بدحجابی نسبت به متعارف جمع، تو دانشكاه یا خونواده هست، خود به خود افراد نمی تونن عادی و راحت برخورد كنن و این موضوع بر فضای جمع سایه می ندارزه كه همین سنكینی فضا در اكثر موارد متوجه نارضایتی باقی می كنه. اكر فردی واقعا در توان خودش میبینه كه ضمن ارتباط موثر با فرد خاطی و همراهی اون در سایر مسایل بتونه تلویحا بیان كنه كه جمع از اون به طور كل ناراحت نیستن و حتی مایلند اون نقش موثر تو جمعشون ایفا كنه اما نوع بوشش به طور خاص موجب نارضایتی جمع شده و مامعی برای نقش افرینی فرد. متاسفانه كاهی در برخورد با بدحجابی طرد كلی فرد خاطی یا كناره گیری افراد مذهبی از جمع هست و یا تضور غلط كه ما باید خودمون رو وفق بدیم و فضا رو عادی كنیم انكار جیزی اتفاق نیافتاده.
امر به معروف تو این زمینه خیلی ظریفه اما ساده ترین و مهمترین راهش خود حضور با بوشش اسلامی (مردان و رنان) تو جمع و جامعه است. امیدوارم این بتونه به سوال شما باسخ بده.
پاسخ مرد یخی : سلام

در مورد اجبار حجاب به صورت دینی بحث‌هایی‌ هست و این قد که قاطع گفتین نمی‌شه نظر داد.
سه شنبه 10 مرداد 1391 03:05 ق.ظ
مهندس... همین که در چنین اموری که کمتر کسی مثل شما بهش می پردازه، غور می کنید جای تقدیر داره...قطعا برای شروع چنین بحثی به طور مجزا خوب بود ولی با سابقه ذهتی ما از مقالات قبلی شما کــــــــمی متفاوت بود! سه راه کارتون مورد پذیرش و منطقی است، اگر به اصل می پرداختید و کمتر به حواشی بهتر بود...
من فعلا مصداق منتقد سینماییم که فیلم نمی سازه ولی ان شاالله اگر در این فرصت تونستم مطلب درخوری بنویسم، دربغ نخواهم کرد.
پاسخ مرد یخی : پس منتظر نوشته شما هستم. تنبلی نکنید ها!
علی وو
سه شنبه 10 مرداد 1391 12:21 ق.ظ
همین که قانون پوشیدن شرت در در بعضی جاها اجباری است خود نشان دهنده وجود حد در پوشش هست حالا این موضوع که حد اونها با حد اسلامی فاصله خیلی زیادی داره تا اون اندازه که شما اصلا اون رو حد نمیدونید بحث دیگریست
این که فرمودید آیا جامعه ایران پذیرای پوشش مثلا مایو هست؟ خوب البته که نیست و به همین دلیل پوششی که توسط اغلب جامعه ایران تعیین می‌شود مسلما بسیار پوشیده تر از آن خواهد بود. باز هم تکرار میکنم، وقتی خود مردم حدود پوشش را تعیین کنند. مسلما حدودی رو تعیین میکنند که برای اکثریت آن‌ها قابل قبول باشد.
از اونجا که فرهنگ ایران در نقاط مختلف بسیار متفاوت هست من هم راه حل کاملا مناسب و بدون عیب و ایرادی برای نحوه تعیین پوشش سراغ ندارم اما به عنوان یک راه حل نصفه و نیمه میتوان برای هر شهر با توجه به نظر اکثریت مردم شهر و یا توسط نمایندگان مردم حدودی را تعیین کرد.
مطمئنا همیشه عده ای هستند که علاقه‌ای به اجرای قانون ندارند اما زمانی که اکثریت مردم قانون را از خود بدانند و در اجرای آن احتمام داشته باشند تخلفات بشدت کاهش یافته و برخورد با متخلفین بسیار راحت تر خواهد بود.
پاسخ مرد یخی : دقت کنید چنین پوششی به آن صورت پوشش نیست. یعنی حتی در غرب 99% انسان ها خود بخود این حد از پوشش را رعایت می کنند. برای همین می گویم این دیگر پوشش محسوب نمی شود. مضاف بر این خیلی جاها همین حد هم بصورت قانون وجود ندارد.
شما راهکاری عملی ارائه نکردید. بالاخره حدود مورد قبول مردم را از کجا مشخص کنیم؟ مثلا برای دامن خانم چه بلندی در نظر گرفته شود؟ چه قسمت هایی امکان برهنگی خواهند داشت؟ بعد همین الان آیا حجاب اسلامی برای اکثریت جامعه ایران مقبول نیست؟ (1+50%) اگر اکثریت پوشش رو قبول داشته باشند، این طور نیست که آنهایی که قبول ندارند رعایت خواهند کرد. تکلیف شهر تهران چه می شود که بافت فرهنگی متفاوت در نقاط مختلف دارد؟ آیا فردی که از شهری به شهر دیگر می رود باید در نقاطی خاص پوشش خود را تغییر دهد؟
خودتان بیشتر فکر کنید می بینید که بعید است حرفتان عملی باشد. باز تکرار می کنم یا کلا قانون برای پوشش را کنار گذاشت یا اگر می گذاریم مستقل از حد آن مشکلات مشابه خواهد داشت. بنابراین اگر می خواهیم قانون بگذاریم از همه راحت تر و بهتر این است که حد پوشش را مطابق شرع بگذاریم.
توبه
دوشنبه 9 مرداد 1391 03:45 ب.ظ
سلام
مرد یخی کاملا با پاراگراف آخر متن اصلیتون موافقم!!!برای حجاب 2 خیلی انتظار بیشتری داشتم...با بحث مدرسه سازی و تربیت انسان و کلا انسان سازی که مطرح کردید به وجد اومدم، چون اونو اساسی ترین طرحی میدونم که مشکل گشای خیلی چیزهاست...نظام آموزشی باید عوض بشه بشدت!!!
خدا بر توفیقات و اندیشه روشن شما بیفزاید.
پاسخ مرد یخی : سلام
خوب این یک شروع بود. دقت کنید بصورت جدی مطالعه ای در این زمینه نداشته ام. چطور است شما هم متنی بنویسید؟
علی وو
دوشنبه 9 مرداد 1391 12:28 ب.ظ
سلام
صحبت‌های خوبی اینجا مطرح کردید و با قسمت اعظم اونها موافقم سوال‌های خوبی مطرح کردید و استدلال های جالبی هم ارائه دادید. ولی موقع نتیجه گیری که میشه شما خیلی راحت به نتایجی میرسید که اینقدرها هم از نظر من و شاید بعضی های دیگر بدیهی نیست استدلال درست و درمانی هم براش نمیارید و همینجوری پذیرفته شده فرضش میکنید و بحث رو ادامه میدید به عنوان مثال گفتید:
به شخصه با ادامه این قانون موافقم. دلیل عمده ام این است که یا باید پوشش را قبول کرد یا کلا برای آن مرز نگذاشت[توجه کنید که شما گفتید که دلیل اصلیتون برای اجبار حجاب اینه که یا باید مرز داشته باشه یا اصلا مرز نداشته باشه!!! در ادامه با همچین فرض عجیبی که کردید نتیجه گیری کردید که بدون مرز بودن حجاب در ایران نشدنی هست(که البته من هم موافقم) و در نتیجه حجاب باید اجباری باشه و حد و مرزشم چه بهتر که توسط اسلام مشخص بشه!].
یعنی اون قسمت اصلی بحث که محل مناقشه هست و اون هم تعیین حد و مرز حجاب هست رو شما به صورت کاملا بدیهی گفتی چه بهتر که توسط اسلام تعیین بشه!
به نظر من همانطوری که قوانین پوشش(حجاب) توی خیلی از قسمت‌های دنیا وجود دارد توی کشور ما هم میتونه وجود داشه باشه بحث اصلی سر تعیین حدود پوشش هست و اینکه از کجا قانون باید وارد عمل بشه و فرد رو مجبور به رعایت پوشش (حجاب) کنه. به نظر من تعیین حدود پوشش یک مسئله فرهنگی هست و در نقاط مختلف میتونه کاملا متفاوت باشه و باید با رای و نظر مردم اونجا مشخص بشه در سنت پیامبر و ائمه اطهار هم دیده نشده که کسی رو به حجاب مجبور کرده باشن، حتی دیده نشه که امامان ما در زمان خودشون در این زمینه دست به امر به معروف و نهی از منکر زبانی بزنن! (رجوع کنید به مقاله «فرهنگِ علمایی» و سیاستِ حجاب در ایران نوشته شهاب اسفندیاری)
پاسخ مرد یخی : سلام
نکته این هست که قوانین پوشش در دنیا در صورت وجود خیلی محدود هستند و تقریبا به معنای مرز نیستند. در بسیاری کشورهای غربی هیچ مرزی وجود ندارد یا در صورت وجود محدود به پوشیدن شورت (و سینه برای خانم هاست) است. یعنی قانونی برای پوشش بین لختی و حجاب اسلامی تا بحال ندیده ام. دوستانم در کانادا افراد لخت مادرزاد دیده اند. خودم هم دیده ام فردی با یک شورت دانشگاه آمده است. یعنی در کانادا تقریبا شما هر پوششی می توانید داشته باشید. حال فرض کنید بخواهیم حجاب را از اجبار خارج کنیم. به نظر شما مردم ایران به عنوان یک کل برای پوشش مرز قائلند یا نه؟ اگر جواب مثبت است، مرز را چگونه تعیین کنیم؟ واقعا با رای گیری قابل تعیین است؟ این منطقه بندی که گفتین چطور باید تعیین شود؟ مثلا شمال تهران می تواند یک منطقه باشد؟ اگر رای گیری کردیم و در کل کشور 50% بعلاوه یک رای مثبت دادند که حجاب اسلامی باشد (که بشخصه بسیار محتمل می دانم)، آن وقت باز اعتراضی وجود خواهد داشت؟ تعیین هر گونه شکل برای پوشش همین مشکلات حجاب را بدنبال دارد. چون دوباره یعنی اجبار و برخی ممکن است این اجبار را دوست نداشته باشند. دوباره نیاز گشت ارشاد خواهد بود. اگر مرز را قبول کردید مستقل از محدوده آن همین مشکلات را خواهیم داشت. اگر قرار است این مشکلات وجود داشته باشد چه بهتر که مرز را مطابق حجاب اسلامی قرار دهیم. واقعا جامعه ایران پذیرای این هست که مردی با یک شورت خیابان بیاید؟ یا زنی با لباس شنا؟ به یاد می آورم بصورت متعدد افرادی که نزدیکی خوابگاه دانشجویی زندگی می کردند معترض بودند دانشجویان پسر چرا با شلوارک از محدوده خوابگاه خارج می شوند. خلاصه به نظرم این واقع بینانه است: یا باید کلا مرز را قائل نشد یا اگر مرز را قبول کردیم مستقل از محدوده آن با مشکلات مشابه درگیر بود.
محمد
دوشنبه 9 مرداد 1391 04:41 ق.ظ
سلام

١- تركیب قانون و فرهنگ سازی برای اصلاح جامعه لازم است و نمی شه یكی رو حذف كرد. اما مهم هماهنگی این دو تاست. برای تربیت یك انسان تو علوم تربیتی می كن باید تركیبی از برخورد آموزش و تنبیه و تشویق باشه. تو هرموحله متناسب سطح فرد اموزش داده بشه و انتظاراتی قرار داده بشه و تشویق وتنبیه. ما به عنوان یك جامعه هم اگر بخواهیم خودمون رو تربیت كنیم همینطور است.

٢- بابت تذكر ممنون.

٣- بعضی امور سر سلسله ی سایر مشكلاتند. مثلا احترام به قانون فرهنگیه كه اكه تو جامعه ای باشه خیلی مسایل رو حل می كنه. یا توی اقتصاد اكر قیمت واقعی قرارداده نشه سرسلسله ی مشكلات می شه كه اكر جدا جدا بهشون نكاه كنیم خرواری از مشكلات لاینحل خواهند بود.

امر به معروف هم توی جامعه ی اسلامی همینطوره. اگر این مورد تو جامعه باشه كه دومینووار كل جامعه تو بقیه ی موارد هم جلو میره. البته لازمش فهم درست امر به معروفه و نهی از منكره. مثلا در مورد حجاب فقط این نیست كه شما علنا با زبان تذكر بدی. نوع برخوردها مهم می شه. با این بیان تجربه ی شخصی امربه معروف و نهی از منكر برای حجاب داشتم تو خونواده و دانشگاه. به نظرم در مجموع مفید بودن.
پاسخ مرد یخی : سلام

۱. در مورد خاص حجاب مثال زدم کشورهایی هستن که بدون وضع قانون و تنبیه به قول شما حجاب رو خیلی‌ بهتر از ایران دارن. حرف شما صحیح هست که تنبیه هم باید باشد ولی‌ لزوما از طریق قانون و جریمه نقدی نیست. در آن کشورهایی که مثال زدم نگاه بد جامعه به این افراد خودش بزرگترین تنبیه هست. برا تقریب به ذهن فرض کنید در ایران فحشا قانونی شود، به نظر شما چند زن حاضر میشوند به صورت آشکار فحشا انجام دهند؟ یعنی به شکلی‌ که همه خانواده و آشنایان بفهمند.

۲. منظور از مثال قیمت این بود که بگم، آدم‌ها رو مثل ربات مکانیکی نگاه نکنیم. فکر نکنیم با ماشین سر و کار داریم که با یک مدل ساده ریاضی‌ قابل تحلیل است. فرایند اصلاح جامعه رو با دید اصلاح فرهنگ نگاه کنیم. وگرنه مسلما قانون صحیح از ابزارهای و حتی ملزومات اصلاح جامعه است.

۳. امکانش هست براتون که تجربه‌هاتون در مورد امر به معروف را مکتوب کنید استفاده کنیم؟ لزومی به معرفی‌ و مشخص بودن هویت هم نیست.
توبه
یکشنبه 8 مرداد 1391 07:46 ب.ظ
سلام و طاعات و عباداتتون قبول باشه ان شاالله!
خوشحالم بحث حجاب2 رو مطرح کردید بالاخره...نگاه سریعی کردم ولی باید با دقت تر بخونم...بحث همون رمق است ولی رمق و روزه :ـ)
خوانندگان رو هم دعا بفرمایید!
پاسخ مرد یخی : سلام
طاعات و عبادات شما هم قبول باشد.
اگر قرار به دعا کردن باشم نویسنده مستحق تر است!
پریسا
یکشنبه 8 مرداد 1391 06:03 ب.ظ
سلام بر مرد یخی عزیز.
بدون اغراق باید بگویم هر بار که وبلگ شما رو میخونم لذت زیادی ازاین همه روشن فکری و کمتر متعصبانه بودن دیدگاههای شما می برم.
بحث حجاب از مقولات پر از سوال برای من همیشه بوده. نقطه نظرات تون رو به طور کامل خوندم . نگاه خوبی بود. اما سوالاتی برام پیش اومد.
یعنی زن محکوم به تحمل سختی حجاب هست تا جامعه آسیب نبینه؟ پس همیشه جنس زن بطور فردی محکوم به فدا شدن برای جمع هست؟
آیا میشه در نظر گرفت خدا برای مخلوق خودش آن هم از نوع انسان چنین هدفی داشته باشه؟
پاسخ مرد یخی : سلام
دقت کنید در این مباحث سعی شده بود برون دینی بحث شود و برای همین روی آثار عبادی فردی بحث نشد. از منظر برون دینی نگاه کنیم بالاخره حتی حجاب را هم کنار بگذاریم مواردی مانند عادات ماهانه، بارداری 9 ماهه و وضع حمل مختص زن است که سختی زیادی دارد. منظورم این است فکر نکنید سختی ناشی از جنسیت مختص حجاب است. بعد شما فرض کنید سختی حجاب رعایت نشود، بنظر شما وضعیت فعلی زن غربی بهتر است؟ موجودی که جنسیت او در خدمت تبلیغات و جلب مشتری است.
اما از باب درون دینی این نکته رو در نظر بگیرید که بیشتر عبادات سختی خاص خود را دارند. حتی نماز و روزه محدودیت آور هستند. تحمل سختی عبادات لازمه رشد انسان هست و وقتی انسان این نکته رو در نظر بگیرد تحمل سختی حتی شیرین می شود. اگر یک عبادت خاص مختص یک جنس است (مانند حجاب) آثار مثبت و منحصر بفرد خود را نیز دارد. اگر خداوند زنان را مکلف به تحمل این سختی کرده است در قبال آن پاداشی قرار داده است که مختص زنان است. رعایت حجاب از جنبه فردی یکی از مصادیق رعایت عفت است. رعایت عفت از سوی زنان آن قدر اثر مهم در رشد شخصیت زنان دارد که در قرآن کریم یکی از دلایل رسیدن حضرت مریم به مقام شامخ ایشان در قرآن، عفیف بودن ایشان ذکر شده است. ایشان به مقامی رسید که مورد غبطه پیامبر زمان خود بود. منظورم این است که خداوند رشد زنان را در رعایت عفت قرار داده است. این به این معنا نیست که مردان نباید عفیف باشند، بلکه بحث شدت عفت است. بصورت مشابه احکامی داریم که مختص مردان است و سختی خاص خود را بدنبال دارد که مختص مرد است مانند وظایف اقتصادی مرد.
محمد
یکشنبه 8 مرداد 1391 10:09 ق.ظ
سلام

١- قانون(برخورد قهری) هم می تونه یكی از راههای فرهنگ سازی باشه. مثلا تو ایران جریمه ی بستن كمربند و برخورد با اون منجر به فرهنك سازی در این زمینه شد. البته در همه ی موارد این راهكار خیلی موثری نیست.

٢- قانون در حفظ ارزشها بعد از ایجادشون موثر است كه این یعنی تقدم نسبت به ارزشهای نسل اینده. مثال بارزش تغییر فرهنك پوشش در غرب است، یا همجنس گرایی كه اگر چه هنوز هم در جامعه قبیح است چون قانونی برای منع آن وجود ندارد، با توجه به تبلیغات می توان حدس زد در چند نسل چه تغییراتی رخ می دهد.

٣- اگر بنا بر برخورد با بی حجابی باشه، فشار ارزشی و اجتماعی می تونه از برخورد قانونی مؤثرتر قرار بگیره. از نگاه دینی هم شاید تشریع امر به معروف و نهی از منكر برای همین باشه.
پاسخ مرد یخی : سلام

۱. به تنهایی‌ کافی‌ نیست. حداقل نباید جامعه با آن قانون مخالف باشه وگرنه مقاومت اجتماعی خواهیم داشت به خصوص اگر اکثر جامعه قانون را قبول نکند. یعنی قانون در کنار فرهنگ سازی نتیجه می‌‌دهد. برای مثال برخی‌ اقتصاددانان فکر میگردد با اصلاح قیمت مصرف انرژی تصحیح خواهد شد. به شخصه اقتصاددان برجسته دیدم که کار فرهنگی‌ برای صرفه جویی را مسخره می‌‌کرد. ولی‌ بعد از حدود ۴-۵ سال سهمیه بندی بنزین مصرف بنزین در کشور ما هنوز ۳ برابر ترکیه است که کشوری است که برای مقایسه خیلی‌ مناسب است. اصلاح قیمت خیلی‌ کمک کرد تا مصرف زیاد نشود اما مشکل را کامل حل نکرد. به نظرم عدم فرهنگ سازی دلیل موثر نتیجه مطلوب است.

۲. از اصطلاح صحیح استفاده کنید! همجنس بازی نه همجنس گرایی! بله قانون کمک می‌کند ولی‌ در نبود کار فرهنگی‌ کارامد نیست. حفظ حجاب و پوشش در کشورهایی مانند عراق بیشتر نتیجه عدم تغییر فرهنگ است.

۳. این که گفتین همان پذیرش حجاب به عنوان یک هنجار اجتماعی است. جامعه وقتی‌ با یک رفتار برخورد می‌کند که آن را هنجارشکنی بداند. خود امر به معروف هم برای اجرا باید هنجار شود. خود شما تا به حل چند نفر را در مورد حجاب امر به معروف و نهی از منکر کرده‌اید؟ (حتی در اقوام یا آشنایان)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر