تبلیغات
مردی از جنس یخ!!! - صبا


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

صبا

نوشته شده توسط:مرد یخی
شنبه 14 مرداد 1391-01:00 ب.ظ

قبلا در مورد انجمن اسلامی دانشگاه نوشته ام. این انجمن بیشتر توسط دانشجویان کارشناسی اداره می شود و متولی برگزاری مراسم داخل دانشگاه مثل نمازجمعه یا افطاری دادن است. گاهی برخی برنامه هایشان را که جالب بنظر برسد شرکت می کنم. هدفم بیشتر آشنایی با فضای فکری اهل سنت در جامعه غرب است. طی این مدت متوجه شده ام اهل سنت بیشتر در بند ظاهر دین هستند و خیلی در اعتقادات فکر نکرده اند. نه این نمی خواهند، بلکه کلا خیلی زمینه استدلال در مذهب شان وجود ندارد. یعنی کمتر پیش می آید در اعتقادات چند و چون کنند. بنظرم این از ثمرات بد و جبران ناپذیر حاکم شدن اعتقادات اشاعره است. یک نویسنده مراکشی وجود دارد که کتاب معروفی نوشته که در آن این تفکر را نقد کرده است و سعی کرده توضیح دهد چرا تمدن مسلمین رو به اضمحال گذاشت.
انجمن اسلامی معمولا اواخر هر ترم برای ترم بعد انتخاباتی برگزار می کنند تا کمیته اجرایی را انتخاب کنند. یک بار در یکی از جلسات انتخاباتی  شرکت کردم. خیلی عادی بود، ابتدا فردی از کمیته قبل گزارش کوتاهی داد و توضیح داد چه فعالیت هایی انجام داده اند و بعد  گفت در ترم جدید چه فعالیت هایی باید انجام شود. چند نفر کاندید بودند و هر یک 2-3 دقیقه صحبت کردند و بعد رای گیری کردند. در بین کمیته یک نفر هم بعنوان مسئول خواهران از بین خانم ها باید انتخاب می شد. نکته جالب این بود که یکی از کاندیداها یک دختر بی حجاب به نام صبا بود! بنظر پاکستانی یا هندی بود ولی انگلیسی را سلیس صحبت می کرد که نشان می داد متولد کانادا است. بعد از رای گیری وقت نماز مغرب بود و بعد از نماز پذیرایی هم داشتند. هنگام نماز متوجه شدم صبا محجبه شد و نماز خواند و بعد دوباره بی حجاب شد! حین پذیرایی از چند پسری که با هم سر یک میز بودیم پرسیدم رفتار صبا آیا متداول است؟ می دانند چرا حجاب را رعایت نمی کند؟ پاسخ شان مبهم بود و بیشتر معطوف به این بود که خیلی ها قوانین اسلام را درست نمی دانند. احساس کردم آنها هم در دل معترض هستند. پذیرایی که تمام شد، وقتی که اکثر افراد رفته بودند ولی صبا هنوز حضور داشت، کمی به خودم جرات! دادم و رفتم سمت صبا و گفتم: صبا می شود یک سوال کمی خصوصی از تو بپرسم؟ گفت: می توانی بپرسی. گفتم: صبا برایم کمی عجیب است، که تو نماز می خوانی و حتی در نماز حجاب را رعایت می کنی ولی بصورت کلی حجاب را رعایت نمی کنی. می شود بگویی چه توجیهی در این مورد داری؟ احساس کردم کمی ناراحت شد. گفت: برادر! چند نفر را می شناسی که روزی پنج نوبت نماز اول وقت بخوانند؟ من همه نمازهایم را اول وقت می خوانم. گفتم: کار خوبی می کنی ولی حجاب هم جز دستورات دین است و در قرآن هم ذکر شده است. اسلام علاوه بر نماز به رعایت حجاب هم امر کرده است. گفت: راستش را بخواهی من در یک خانواده غیر مذهبی در کانادا متولد شدم. پدر و مادر و خانواده ام در قید و بند دین حتی در حد نماز نیستند. بزرگتر که شدم به سمت اسلام گرایش پیدا کردم و شروع به نماز خواندن کردم. می دانم حجاب هم در قرآن ذکر شده ولی به زمان احتیاج دارم و باید در مورد آن فکر کنم. گفتم: امیدوارم به نتیجه برسی و حجاب را هم رعایت کنی. منابع خوب و مناسب اینترنتی هم وجود دارد. سعی کن بیشتر مطالعه کنی. گفت: ممنون، راستی در مراسم آینده ما شرکت می کنی؟ در آینده هم تو را خواهیم دید؟ گفتم: بستگی دارد وقت داشته باشم ولی ان شا الله باز شرکت می کنم.
بعد خداحافظی کردیم و آمدم.
بعد که بیشتر فکر کردم بنظرم رسید از یک متولد غرب آنهم در یک خانواده غیر مذهبی نباید خیلی انتظار داشت. طبیعی است که او اهمیت حجاب را از دید اسلام درک نکند. با توجه به فضای غرب در مورد پوشش برای او حجاب غیر عادی است نه برهنگی. طبیعی است که اصلا مفهوم ضروری دین را در ابتدای امر درک نکند و عمل نکند. اتفاقا رفتارش منطقی است و در مرحله شک است و شک بر یقین تقدم معرفتی دارد. مسلما اسلام او خیلی بیش از امثال ما ارزش دارد. چنانچه جناب آسیه بنت مزاحم طبق نقل نبوی جز چهار زن برتر تاریخ است و در نتیجه بر حضرت زینب یا حضرت معصومه (علیهما السلام) فضل دارد. ایشان ممدوح قرآن هستند و خیلی مهم است که از بین این هم بانوی با فضیلت نام ایشان در قرآن مضبوط است. زندگی ایشان را که بررسی می کنیم می بینیم همین عنصر انتخاب صحیح و آگاهانه (در حالی که در یک بستر نامناسب بودند) و بعد اصرار بر آن و دست  شستن از آسایش دنیوی و حتی جان در ایشان بارز است. امیدوارم با کمک خداوند صبا هم به نتیجه مطلوب برسد. فکر کنم برای این ناراحت شد که انتظار نداشت کسی نکته مثبت او را در نظر نگیرد. فهمیدم در آینده باید با احتیاط بیشتر از چنین افرادی سوال بپرسم تا سو برداشت پیش نیاید.  نباید تصور کرد قبول اسلام برای چنین فردی یک فرآیند صفر و یک است. بلکه طی یک روند رخ می دهد و زمان بر است. دقت کنیم حتی در ابتدای بعث رسول اکرم هم دستورات اسلام در طول زمان کامل شدند و همان روز اول مانند یک بسته کامل حتی برای خود رسول الله عرضه نشد تا مسلمین به مرور زمان قبول کنند. ولی تعجب خودم از برخی است که مثلا در سنین بالای 20 سال بعد از آمدن به خارج در یک بازه کوتاه تغییر اساسی فکری می کنند. دیده ام و از دیگران هم شنیده ام که فرد محجبه آمده و ظرف یک سال حجاب را کنار گذاشته است یا فردی مقلد رهبری بوده و بعد طوری شده که حتی فحش می داده است!
فکر نمی کنم واقعا در اثر تفکر تغییر می کنند. یعنی بعید می دانم مثل صبا با تفکر به این نتیجه رسیده باشند. جالب است که خیلی موارد بصورت انتخابی بخشی از دین را همانند گذشته عمل می کنند ولی بخشی دیگر را کنار می گذارند. نمی دانم منطق انتخاب شان از بین دستورات دی برای عمل و ترک چیست. حدود یک سال پیش با فردی صحبت می کردیم. بین صحبت هایمان گفت که فلانی به تازگی اهل شراب شده است، با او صحبت کن. در جواب گفتم: آخر دیگر او به سنی رسیده که نیاز به نصیحت نداشته باشد. خودش این طور انتخاب کرده و صحبت در این مورد بعید است اثر مثبت داشته باشد و حتی بیشتر احتمال ایجاد کدورت دارد. زمان گذشت تا دیدم همین فردی که اظهار نگرانی از شرابخوار شدن آن فرد می کرد در یک متن رسمی از دوست دختر خود به خاطر حمایت های عاطفی او تشکر کرده بود (یعنی با همین الفاظ). تعجب کردم! البته آنقدر دوست نبودیم که اعتقاداتش را بدانم ولی خوب از آن فرد چنین چیزی دور از ذهن بود. خلاصه متعجبم از رفتارهای چنین. واقعا منطق حاکم بر انتخاب این افراد از میان دستورات دین چیست؟! البته از این افراد بیشتر از خودم تعجب می کنم! چرا با این که خیلی چیزها را می دانیم ولی عمل نمی کنیم؟ یا چرا خیلی گناهان را انجام می دهیم؟ این رفتار ما قابل مقایسه با همان افراد است. یعنی احتمالا آنها هم دستور دین را می دانند ولی عمل نمی کنند. چقدر پیش می آید که از روی علم گناه می کنیم. اصلا انجام گناه از روی جهل که احتمال زیاد عذابی در پی ندارد. در روایات است که برای هر انسان دو فرشته مشغول ثبت اعمال حسنه و سیئه هستند. ولی ما از آنها و از آن بالاتر خود خداوند متعال که همه جا حاضر هستند هم حیا نمی کنیم (بقول امام، عالم محضر خداست). خیلی وقت است که این از دغدغه هایم است که عامل تبدیل علم به عمل چیست. اگر می شد پاسخ اجرایی به این پرسش داد خیلی از مشکلات ما حل می شد. مکرر نقل شده است که آیت الله بهجت دستوری تربیتی که می دادند این بود که به آنچه می دانید عمل کنید، خود خداوند آنچه را نمی دانید به شما یاد خواهد داد (این نکته مضمون یک حدیث هم است). ولی بدبختی خود همین است که مجرد علم به عمل منجر نمی شد. هر چه بیشتر فکر می کنم به این نتیجه می رسم تنها امید فضل الهی است و روی اراده خود نمی توانیم حساب کنیم. حتی توبه و انابه هم نیاز به لطف خداوند دارد. امیدوارم در این ایام مبارک که بندگان میهمان خداوند هستند شامل فضل حضرتش شویم. یکی از ویژگی های این ماه مبارک همین نکته است که رحمت خداوند در این ماه گسترده تر است.
پ.ن.1: رییس جمهور آمریکا تحریم ها جدید علیه ایران اعلام کرد. طبق این تحریم ها معامله غلات بصورت پایاپای با نفت ایران هم مشمول تحریم های قبلی می شود. راستش را بخواهید فکر نمی کردم تا این حد خارج از انسانیت رفتار کنند. حتی در دوره صدام برنامه نفت در برابر غذا اجرا می شد. این نشان می دهد ادعای امریکا بر این که هدف تحریم ها دولت ایران است نه مردم ایران، غلط و ناصادقانه است. یک دولت باید به کجا برسد که حتی غذای یک ملت را گرو بگیرد! بعد همین دولت نگران این است که حقوق همجنس بازان و بهاییان در ایران نقض می شود! ان شا الله خداوند مکرشان را به خودشان بازمی گرداند.
پ.ن.2:  اخیرا دانشجویان کارشناسی شیعه هم یک انجمن اسلامی شیعه تشکیل دادند. برای شروع هم خیلی فعال بودند. بواسطه دوستی با یکیشان دعوت کردند تا در جلسات آنها شرکت کنم. فضای جالبی بود از این جهت که شیعیان غیر ایرانی بودند و فرصت شد با فضای شیعیان هم آشنا شوم. در آینده سعی می کنم در مورد آنها هم بنویسم.


تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 14 مرداد 1391 02:43 ب.ظ

نیاز
یکشنبه 12 شهریور 1391 07:49 ب.ظ
سلام
پس مرد یخی شمائید!!
چند سال پیش نظرات و بحثهای جنابعالی را در وبلاگی می خواندم که جای تأمل داشت، هفته پیش همان صاحب وبلاگ لینکی از وبلاگتان برایمان ارسال کردو این شد که شما را اینجا یافتیم.
یک مقدار از پستهایتان را خواندم و از این حیث که مستندنگاری هم دارد برای بنده جالب توجه و مفید بود،انشاالله که مستدام باشد.

در مورد این پستتان هم عرض کنم که درست فکر کرده بودید، اینجا"فکر کنم برای این ناراحت شد که انتظار نداشت کسی نکته مثبت او را در نظر نگیرد" و ضمن اینکه سیر تحول زندگیِ افراد که در چهره شان داد نمی زند!!

به هر حال خوشحال شدم از این حسن تصادف.

برقرار باشیددر پناه حق.
پاسخ مرد یخی : سلام
شما هم موفق باشید
تا به تا
چهارشنبه 25 مرداد 1391 12:33 ق.ظ
سلام
ممنون که قسمتی از تجربیاتتون رو در اختیار ماهم قرار می دید
ما هم چند روز پیش با یکی از بچه های سنی شافعی مباحثه داشتیم. ایشون علاقمند بودن که راجع به شیعه بدونن. اما واقعا گوشهاشونو بسته بودن و حاضر نبودن جواب سوالاشونو بشنون.
خلاصه جریان داشتیم
امیدوارم نسبت به دینمون آگاه تر بشیم
پاسخ مرد یخی : سلام
سعی کن با لحن لین صحبت کنید و زمینه رو فراهم کنید و در صورت ادامه بحث صبور باشین و زمینه جستجو و کنجکاوی رو ایجاد کنید
وحید
یکشنبه 15 مرداد 1391 11:54 ب.ظ
اینکه حجاب از بدیهیات دین هستش که حرفی درش نیست. بحث پیرامون حد و مرز حجاب هستش. بالاخره حجاب برای یه کارکردی و طبق منطقی وضع شده. اینکه با کدوم حد و مرز میشه به نتیجه مطلوب رسید. البته با توجه به ضروریات دنیای جدید. معمولا تمام بحث های فقهی که میشه حول و حوش استناد به یه حدیث و اعتبار به اون هستش و توجهی به شرایط و ضروریات زمان حدیث نمیشه. چون مسلما امامان معصوم در حال پاسخ دادن به سوالاتی بودن که در عصر خودشون اتفاق افتاده البته همیشه نگاهی به آینده و فلسفه اون هم داشتن.
وحید
یکشنبه 15 مرداد 1391 07:53 ق.ظ
با سلام
جا داره از شما به خاطر مطالب تحلیلی قشنگتون تشکر کنم. برای من که اکثرا مفید واقع میشن.
در مورد حجاب بعضی از متفکران شیعه معتقد هستن که از قرآن پوشاندن موی سر برای حجاب استنباط نمیشه و از اخادیث هم استحباب پوشش موی سر اثبات میشه. بد نیست سری به لینکهای زیر بزنین:
http://kadivar.com/?p=9411
http://kadivar.com/?p=9449
http://ettelaat.net/extra_05_07/about_heghab.asp

با احترام
پاسخ مرد یخی : سلام

خواهش می‌کنم. عمداً وارد بحث فقهی‌ نشدم البته اشاره کوتاهی کردم. توصیه می‌کنم اگر حرف این افراد را میخوانید جواب‌های داده شده را هم بخوانید. در مورد وجوب حجاب اجماع را نمی‌توان زیر سوال برد و اجماع در فقه شیعه از منابع استخراج حکم است. مستقل از بحث فقهی‌ که تخصصی است وجوب حجاب و تا حد خوبی حد آن مورد اجماع فقها است و مباحث این آقایان شاذ است و اخیرا مطرح شده است. دقت هم کنید آقای کدیور در نهایت حجاب و حد آن را طبق فقه سنتی‌ پذیرفته است، برای همین اشاره شد که آقای قابل حرف متفاوت میزند که چندان قابل قبول نیست. نزد فقها چه شیعه و چه سنّی آنقدر مساله حجاب بدیهی‌ است که جز ضروریات دین قلمداد شده است. با مطالعات شخصی (هر چند محدود) هم به این نتیجه رسیده ام.
امیر
یکشنبه 15 مرداد 1391 12:40 ق.ظ
ممنون از اینکه تجربیات خودتون را با ما به اشتراک میگذارید .

یک جواب که هم درست هم یک جورایی در رفتن از جواب و البته در عمل بسیار سخت ، درست کردن توحید هست

که بزرگان زیادی از جمله امام به شکل های مختلف بهش اشاره کردند
توبه
شنبه 14 مرداد 1391 02:44 ب.ظ
وقت بخیر
خیلی جای کار هست برای آشنایی چنین افرادی با ضروریات و زیبایی های دین...آدم هایی که فطرت پاک دارند و حق جو...ولی کسی نیست تا تلنگری به اونها بزنه و هدایتشون کنه!
تجربه های جالبی براتون پیش میاد، درباره شیعه ها هم زودتر بنویسید، راستی ماشالا جرأتتون زیاده ها...
پاسخ مرد یخی : شاید تعجب کنید ولی‌ وقتی‌ انگلیسی‌ صحبت می‌کنم خیلی‌ بی‌ پرواتر هستم! همین مکالمه را بعید می‌دانم بتوانم فارسی و رو در رو با کسی‌ انجام دهم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر